یارسان
Open in Telegram
اول و آخر یار پل ارتباطی ادمین کانال یارسان @YYAdmin ورود 👇 https://t.me/joinchat/AAAAADucu93VqaNRsiJPCQ
Show more3 061
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+2730 days
Posts Archive
3 061
🌻 آسید رضابیگ ثانی و جنگ ایران و عثمانی 🌻
🌱 بخش دوم 🌱
♻️ در بخش اول دیدیم که با شکست توپال پاشا توسط آسید رضابیگ، سپاه ایران موفق به شکست عثمانی و پیشروی تا بغداد شد. از طرفی، نادر که گمان میبرد آسید رضابیگ سلاحی خارقالعاده دارد، از ایشان خواست که سلاح خود را تحویل دهد.
و حال، ادامه ماجرا...
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈 کانال یارسان
🔹 آسید رضابیگ در پاسخ به نادر میگوید:
«سلاحی در کار نیست؛ هرچه هست همین چوبدستی است که آن را تقدیم شما میکنم.»
🔹 نادرشاه این سخن را نمیپذیرد. لذا آسید رضابیگ از نادر میخواهد ساجی پولادین بیاورند تا برای اثبات سخنش، چوبدستی (وَلَگ) را به سمت آن پرتاب کند.
🔹 این کار انجام میشود و ساج پولادین سوراخ میگردد.
👈 به همین خاطر، در منطقه گوران، آسید رضابیگ را به «ساج پولاد سمن»، یعنی سوراخکننده ساج پولاد، میشناسند و مردم منطقه برای سالیان سال به «وَلَگ سید رضابیگ» سوگند یاد میکنند.
💠 پس از این ماجرا، نادرشاه افشار چند پارچه آبادی از محال کرند غرب، گوران و حومه را به ایشان بهعنوان سرسفره تقدیم میکند. حدود این آبادیها بر الواحی از سنگ و چرم ثبت شده و مهر نادری نیز بر روی آن حک میگردد.
🔹 یکی از این لوحهای سنگی در روستای #بیامه گوران و در #جمخانه آسید رضابیگ نگهداری میشود.
◀️ بسیاری از مردم غیر یارسانی منطقه گوران، قلخانی و نواحی دیگر، پس از مشاهده این کرامت و بسیاری از کرامات دیگر از آسید رضابیگ، به ایشان میگروند و به دین یارسان مشرف میگردند.
🔹 آسید رضابیگ تمام حدود مشخصشده در #قباله نادری را به مردم منطقه میبخشد و خود نیز به زندگی عادی، همچون سایر مردم، ادامه میدهد.
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈 کانال یارسان
آسید رضابیگ ثانی، نوادهٔ میرهبگ پادشاه، بهواسطه جایگاه والایی که در میان مردم منطقه داشتهاند، موجبات مهاجرت بسیاری از یارسانیان را از منطقه عراق فعلی به ایران فراهم نمودهاند.
🔹 ایشان دارای فرزندانی بودهاند که هرکدام در مناطق مختلف یارساننشین کرمانشاه حضور پربرکتی داشته و در میان مریدان و پیروان خود جایگاه ویژهای داشتهاند.
از میان فرزندان ایشان، آسید شمسعالی بگ، پیر باطندار و صاحب کرامات بسیار، از چهرههای برجسته بودهاند که گنبد و زیارتگاه ایشان و فرزندشان آسید افضل خان در گوراجوب قشلاق قرار دارد.
همچنین آسید فرضعالی بیگ، پیر دیدهدار، و فرزند ایشان آسید اسماعیل تابسرا، در کرند غرب حضور داشتهاند.
از دیگر فرزندان ایشان، آسید فتحاله بگ بودهاند که جدّ سادات معظم جاماسب، تختگاه و بانمله میباشند.
همچنین آسید مرادبگ، آسید اسماعیل بگ و آسید میرهبگ نیز از دیگر فرزندان آسید رضابیگ ثانی بودهاند که هرکدام منشأ خیر و برکت و حضور یاری در میان مردم منطقه بودهاند.
🔹 بهواسطه حضور و گسترش خاندان آسید رضابیگ ثانی در مناطق مختلف، امروزه بیشتر سادات شاهابراهیمی ساکن در مناطق گوران، کرند، سیمانی، جاماسب، تختگاه، گاوسور و دیگر مناطق، از نوادگان ایشان میباشند.
🌻 اول و آخر یار 🌻
کمترین
سید میلاد احمدی
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈 کانال یارسان
3 061
Repost from یارسان
تصویری از جای انگشت آسید رضابیگ ثانی بر روی سنگی سخت 🙏
دقیقا مانند این سنگ در بارگاه آتیمور در روستای بانیاران نیز وجود دارد
🌷🌷
@yarsanyarsan
3 061
🌻آسید رضابیگ ثانی و جنگ ایران و عثمانی🌻
🌱بخش اول
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈کانال یارسان
✳️ارتش ایران به فرماندهی نادر شاه افشار در جنگ علیه دولت عثمانی به فرماندهی #توپال #پاشا در ارگ کرکوک شکست سختی می خورد،
💠محمد علی سلطانی در کتابش می نویسد الماسخان کندوله ای، فرماندهی تیپ سنندج (تیپ اردلان) را در سپاه نادر شاه (1148 – 1160هـ.ق) بر عهده داشت. الماس در جنگی که در 7 ماه صفر سال 1146هـ.ق بین سپاه نادر و توپال عثمان پاشا روی داد، شرکت داشت.
🔹 سپاه نادر در این نبرد شکست خورد و ظاهراً عقب نشینی بی موقع الماسخان یکی از دلایل این شکست بود.
🔹به همین دلیل نادر او را از سپاهش خلع میکند؛ البته گویا خلع وی برابر با مجازات شدید و حتی اخته شدن الماسخان بوده است.
🔸علم سرنگون، علمدار ناپیدا
🔸سپای نادر تمام گریزا
💠نادر پس از این شکست، عقب نشینی کرده و در فکر چاره جویی برای مقابله با توپال عثمان پاشا، سردار پرتوان عثمانی است،
🔸واتش وزیران عاقلان کار
🔸فکری هنی کن نروی روزگار
🔸بزانن تدبیر و چطور مبو
🔸و کی ای کاره بکیمن رجو
🔸کی بو ای کاره بدرو انجام
🔸نه جنگ توپال سرفرازم کران
💠نادر شروع به جمع آوری سرباز و تجدید قوا می کند و از این رو به منطقه گوران نیز می رود، و با آسید رضابیگ آقای وقت گوران دیدار کرده و از ایشان طلب همراهی در جنگ می کند. (به گفته برخی به آسید رضابیگ نامه می نویسد)
🔸عثمانیان بو طور خروشش کردن
🔸نادر شاه افشار نه او شکست آوردن
🔸پهلوان دارو و اسم توپال
🔸و غارت بردن تمام گنج و مال
🔸امیدم ایدن سید سرور
🔸لباس رزم بکیانی نه ور
🔸بیو و امداد نادر شاه افشار
🔸له دسمان چیه ن سر رشته و افکار🔻
(برگرفته از جنگ نامه نادر با عثمانی و نیروی باطنی آسید رضابیگ )
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈کانال یارسان
💠آسید رضابیگ ثانی که از پیران باطن دار خاندان شاه ابراهیم، نواده میره بیگ پادشاه بوده اند، با دید باطنی خود به نادر می گویند که سردار عثمانی توپال پاشا، دارای ذره باطنی است و تا او زنده باشد عثمانی شکست نخواهد خورد،
🔹من با مدد از سلطان حقیقت توپال را شکست می دهم و بعد از آن تا بغداد به تصرف شما در خواهد آمد.
💠 سه ماه پس از شکست در کرکوک، سپاه ایران با تجدید قوا به جنگ عثمانی می رود( نبرد آق دربند).
💠در هنگام صف آرایی سپاهیان ایران و عثمانی، آسید رضابیگ که بعنوان سردار سپاه ایران در جنگ حاضر است، بر روی شانه توپال پاشا پهلوان و سردار سپاه عثمانی ذات و ذره باطنی را می بیند و تعظیم کرده دستور عقب نشینی می دهد،
🔹توپال که این تعظیم را نشانه ای از تسلیم و ضعف سردار ایرانی می داند، می گوید پیرمرد این بار به تو رحم می کنم،
💠آسیدرضابیگ آن شب را تا صبح به راز و نیاز به درگاه سلطان و داوو سپری می کند،
🔹روز و البته شب دوم نیز به همین منوال می گذرد.
👈سرانجام در روز سوم آسید رضابیگ آن ذات و نور را مشاهده نمی کند و #ولگ (چوب دستیش) را به سمت #توپال پرتاب می کند،
🔹چوب از زره و سپر جنگی توپال عبور کرده سینه او را می شکافد، و توپال کشته می شود،
✅نهایت امر با پیروزی ایران بر عثمانی، نادرشاه از آسید رضابیگ می خواهد که سلاحش را به او بدهد و می گوید من این سلاح را می خواهم...
🌻پایان بخش اول 🌻
کمترین
سید میلاد احمدی
🌿🌿🌿
یاران عزیز می توانید متن ها و مطالب خود را برای قرار گیری بر روی کانال برای ما ارسال نمایید @YYAdmin
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈کانال یارسان
3 061
اول و آخر یار
درگذشت بانو سیده مهین افضلی
فرزند گرامی مرحوم یاد سید نورمحمد افضلی
همسر ارجمند مرحوم نورالدین ابراهیم نژاد
را خدمت سادات محترم افضلی و ابراهیم نژاد تسلیت عرض می نماییم
امیدواریم به درگاه سلطان پردیور دست این عزیز درگذشته از دامان پیر و دلیلشان کوتاه نگردد 🌺
3 061
سه اصل را اگر مراعات کنید، آسايش بر شما فزون خواهد شد:
1 . به وقت خوشحالى "قول" ندهید
2 . به وقت خشم "پاسخ" ندهید
3 . و در هنگام غم "تصمیم" نگیرید
👤 ابو علی سینا
3 061
انسان را چگونه باید شناخت؟
مولانا از شمس پرسید:
«انسانها را چطور باید شناخت؟»
شمس گفت:
«به هستنِ آدمهایی که هزاران هزار کلمه حرف میزنند، اما دلت کنارشان خسته و سنگین میشود…
و به هستنِ آدمهایی که یک کلمه هم نمیگویند، یا بسیار کم میگویند، اما دلت کنارشان تازه، سبک و آرام میگیرد.»
شمس به مولانا آموخت که حقیقت آدمی در کلمات نیست؛
در طعم حضورش است.
آدمهایی هستند که رودخانهای از واژهها را بر تو جاری میکنند.
حرفهای قشنگ، نصیحتهای بلند، قصههای پیچیده…
اما کنارشان روحات نفس کم میآورد.
دل سنگین میشود.
خستگیای میآید که مال جسم نیست.
و آدمهایی هستند که شاید فقط یک نگاه یا چند جملهی ساده داشته باشند،
اما کنارشان چیزی در درونت باز میشود.
نفس عمیق میکشی.
دل سبک میشود.
معیار شناخت انسان، اثر او بر قلب توست.
نه آنچه میگوید،
نه آنچه ادعا میکند.
بلکه آنچه حضورش در جان تو بر جای میگذارد.
دل صادقترین قاضی است و دروغ نمیگوید.
اگر کنار کسی خسته شدی، آن خستگی پیام است.
اگر کنار کسی آرام گرفتی، آن آرامش هم پیام است.
پس وقتی میخواهی کسی را بشناسی،
به دلت گوش بده.
ببین کنار او جانت نفس میکشد،
یا نفسش بند میآید.
این همان معیار خاموش و بیرحم شمس است.
3 061
انسان را چگونه باید شناخت؟
مولانا از شمس پرسید:
«انسانها را چطور باید شناخت؟»
شمس گفت:
«به هستنِ آدمهایی که هزاران هزار کلمه حرف میزنند، اما دلت کنارشان خسته و سنگین میشود…
و به هستنِ آدمهایی که یک کلمه هم نمیگویند، یا بسیار کم میگویند، اما دلت کنارشان تازه، سبک و آرام میگیرد.»
شمس تبریزی به مولانا آموخت که حقیقت آدمی در کلمات نیست؛
در طعم حضورش است.
آدمهایی هستند که رودخانهای از واژهها را بر تو جاری میکنند:
حرفهای قشنگ، نصیحتهای بلند، قصههای پیچیده…
اما وقتی کنارشان مینشینی، انگار روحات نفس کم میآورد.
دل سنگین میشود.
خستگی عجیبی میآید که مال جسم نیست.
گویی کلماتشان مثل غبار روی آینهٔ جان مینشیند.
و آدمهایی هستند که شاید فقط یک نگاه، یک سکوت کوتاه، یا چند جملهٔ ساده داشته باشند…
اما کنارشان چیزی در درونت باز میشود.
نفس عمیق میکشی.
دل سبک میشود.
انگار کسی پنجرهای را در اتاقی گرفته و تاریک باز کرده باشد.
شمس میگوید:
معیار شناخت انسان، اثر او بر قلب تو است.
نه آنچه میگوید،
نه آنچه ادعا میکند،
نه حتی آنچه انجام میدهد.
بلکه آنچه حضورش در جان تو بر جای میگذارد.
چون دل، صادقترین قاضی است.
دل دروغ نمیگوید.
اگر کنار کسی خسته شدی — حتی اگر هزار دلیل منطقی برای بودن با او داشته باشی — آن خستگی پیام است.
و اگر کنار کسی آرام گرفتی — حتی اگر هیچ حرف مشترکی نداشته باشید — آن آرامش هم پیام است.
پس وقتی میخواهی کسی را بشناسی،
نه به زبانش گوش بده…
به دلت گوش بده.
ببین کنار او جانت نفس میکشد،
یا نفسش بند میآید.
این همان معیارِ خاموش و بیرحمِ شمس است.
3 061
🙏 یاهو یامنهو 🙏
#بلای_منیت_و_خودبرتربینی
در تمام مکاتب و چارچوب های معنوی و آیینی که آموزه هایی برای رشد وجود انسان دارند، همواره غرور، تکبر، منیت و خودبرتربینی تقبیح شده و انسانها به دوری از این صفات ناپسند توصیه شده اند.
و اما این موضوع در فرهنگ معنوی یارسان به صورت بسیار دقیق و با تاکید بسیار مورد توجه و توصیه قرار گرفته و گفتار بزرگان یارسان همیشه بر صفات متعالی تواضع، مهربانی ، نیستی و دوری از تکبر استوار بوده است.
👈شیخ امیر که از بزرگان و ذات داران شاخص تاریخ یارسان می باشد، می فرماید:
آی مَواچو سَن ای مواچو من
منان نه گیجاو كشتیش بین بَن
منی نه راگه ی حقیقت دویرن
نیسی سرآوش نه چشمه ی نویرن
هركه نیسی یَن منی ناوَرو
منی دردی وَن درمان ندارو ...
در این عبارات زیبا ، شیخ امیر همگان را توصیه می کند به نیستی و تواضع و دوری از غرور و منیت و خودبرتربینی
ایشان در این کلام نورانی، منیت و غرور را دردی بی درمان می داند و می فرماید تکبر و منیت با راه و روش یاری تناسبی ندارد و از راه حقیقت بسیار دور است و هرکس که به این درد مبتلا باشد مانند فردی است که در کشتی، میان گردابی گرفتار شده باشد و راه نجاتی برایش نباشد. در حالی که افراد متواضع و فروتن که به صفت زیبای" نیستی " آراسته هستند همواره از خودبرتربینی بیزارند و از سرچشمه ای نورانی از جانب خداوند بزرگ سیراب می شوند...
امیدواریم به لطف صاحبکرم و هفتن و هفتوان که بتوانیم صفات عالیه نیستی و تواضع را در خود پرورش دهیم و با دوری از منیت و تکبر ، همواره پذیرای انوار حقانی و آسمانی راه یاری باشیم...
🙏 آمین یا پیربنیامین 🙏
💐💐💐💐💐💐💐
✍کارگروه کلامی کانال یارسان
@yarsanyarsan
3 061
#شیخ_امیر
🍃میردان او نظر
🍃ها کرده ی کسی ملو اَو نظر
🍃صد آسیاو سنگ بگیلوش نه سر
🍃کج نبو وه دین تمنای دلبر
🌺ای سالکان راه یار، کرده و کردار کسی از یاران به حساب خاوندکار می آید که در سخت ترین شرایط ذره ای سستی به خود راه ندهد حتی اگر صد سنگِ آسیاب( که بسیار سخت و سنگین است) بر سر و دوش او بگذارند، کوچکترین سستی در راه مقصود و دیدار یار به خود راه نمی دهد.
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan 👈👈کانال یارسان
3 061
با کمال تاسف و تاثر درگذشت
سید حمید موسوی چقابوری
فرزند گرامی شادروان سید فتح اله موسوی
داماد آقای سید قنبر میره بیگی
برادر گرامی آقایان سید مجبد و سید قباد
را خدمت سادات محترم موسوی تسلیت عرض می نماییم
3 061
Repost from یارسان
📜 شرح منظوم عروج آسمانی آسید شمسعالی بگ، فرزند آسید رضابگ ثانی ✨
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
در دلِ گوراجوب، مهری برآمد
نورِ حقیقت، به عالم سرآمد
آسید شمسعالی، آن مهرِ تابان
فرزندِ سید رضا بگ، مردِ میدان
جلوهی رازِ شهی، نهفته در نگاه
ذرهای از سِرّ او، خورشید و ماه
سلسلهاش از سرشتی پاک و نور
وارثِ همت، ز شاه ابراهیمِ سور
ریشه در آن سایهی مهرِ نهان
جاری از آیینهی عرفانِ جان
در دل نورانیش رازِ ازل
چشمهی مهر و عنایت بیبَدَل
هر که دل با نورِ او کرد آشنا
در وجودش، کعبهی حق شد بنا
گامهایش خاک را زرین نمود
نام او با جانِ پاکان، در سرود
سالها بر خلق، بود او چون پدر
مِهر میبارید، از آن جانِ سحر
پیرِ عالی همت، نورِ یارسان
آسید شمسالی، آن جانِ جهان
سالها همت گرفتند مردمان
از وجود بینظیرش، سالکان
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
چونکه وقتِ کوچِ جان آمد پدید
جانِ او با دستِ لطفِ حق، پَرِید
خلق، نالان در فراقش سوگوار
اشک از دل، ناله از یار و دیار
یک مریدی داشت آن پیرِ بزرگ
نامِ او چراغعلی، عشقش سترگ
بود درویشی وفادار و سلیم
در رکابِ پیر، همواره مقیم
یارِ دیرینِ شهِ نورآگهان
شاهدِ رازِ شب و روزِ نهان
رفته بود درویش، به بغدادِ دور
در ره برگشت، شد روشن چو نور
دید مهی، بر اسب، در هالهای زِ راز
چهرهاش چون نور رنگین شاهباز
بر یکی اسبِ ثمین، چو خورشیدی سوار
پیر خود را دید، روشن، نوربار
گفت با شوقی: «کجا، ای مهرِ من؟
میکَنی این دل جدا از جان و تن»
سیدش آهسته گفت: «اینک سفر
لیک آید وقت دیدارِ دگر»
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
آمد آن درویش به روستایش خُرام
دید سوگواریست در هر جا و بام
پردهای از غم گرفته گوراجوب را
هر کس اندر ناله، فریاد و عزا
مردمان در کوی و برزن، غمزده
در عزای آسید شمسعالی، بر سر زده
با تعجب گفت: «این زاری چرا؟
من بدیدم آن مهِ مهر و وفا
او بدیدم، زنده بود و روشن است
نور از چشمش روان، دلافکن است»
خلق گفتندش: «خیال است این سخن
درگذشته سرورِ این انجمن»
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
سید افضلخان، بزرگ و مهربان
بود فرزند آن پیر، جانِ جهان
گفت: «اگر باشد سخن بر این نشان
قبر بگشاییم، بیهول و گمان»
چونکه بگشودند حریمِ بیغبار
رازِ حق جلوه نمود، شد آشکار
چون گشودند آن مزارِ تابناک
نه جسد دیدند و نه پیکر به خاک
یک کفن تنها، تاخورده و تهی
در کنارش دو پَرِ بازِ شهی
هان! نشانِ سرمدی بود آن دو پَر
راز بنمود از برای هر نظر
زین جهان، پرواز کرد سروِ سهی
بود نورِ آسمان، گوهرِ ذاتِ شهی
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
لرزه افتاد آن زمان در کائنات
نعرهها آمد ز جانِ هر ذیحیات
گفت آن درویش، چراغعلی به وجد:
«پیرِ من نوریست، حاضر تا ابد»
ساختند مردم، به اشکِ بیکران
گنبدی جاوید، بر مهرِ آن نشان
بارگاهش تا همیشه پُر ز نور
محرمِ عشّاق، از نزدیک و دور
هر که دل بر عشقِ آن سرور نهد
جرعهای از جام جانان درکشد
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
✨ زیارتگاه آسید شمسعالی بیگ، عروجی از خاک به افلاک
📍 در دالاهوی نورانی،
🌿 جایی که خاک، نغمهی آسمان سر میدهد...
#یارسان #سید_رضا_بگ_ثانی #سید_شمسعالی_بگ
#گوراجوب #کرامات #دالاهو #شرح_منظوم
✍کارگروه فرهنگی و اجتماعی کانال یارسان
@yarsanyarsan کانال یارسان
3 061
Repost from یارسان
📜 شرح واقعهای شگرف از کرامات آسید شمسعالی بگ و عروج ملکوتی ایشان
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
✨ روایتی آسمانی از زندگی یکی از انوار درخشان آیین یارسان؛
پارهای از حقیقت، و پرتوی از عالم معنا...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌿 آسید شمسعالی بگ، فرزند آسید رضا بگ ثانی، از پیران باطندار و از سرچشمههای نور در آیین یارسان
زاده و از تبار خاندان سید محمد گورهسوار و شاه ابراهیم، که در روزگاری نهچندان دور،
جان و
جانانِ اهل سیر و سلوک بود.
پدر ایشان، آسید رضا بیگ، در سراسر دیار گوران و کرمانشاه و ایران زبانزد به کرامت، وقار
و روشنبینی بود؛ و آسید شمسعالی نیز میراثدار همان خورشید.
آسید شمسالی بگ، نهفقط پدری مهربان برای مردم روستای گوراجوب و دیار گوران، بلکه چراغ هدایت بود برای رهروان حقیقت،
و مأمن دلهای مشتاق اهل یارسان، از تبریز گرفته تا غربیترین مرزهای زاگرس
چنان بود که مریدان، از نزدیکترین روستاهای کرمانشاه تا دورترین نواحی آذربایجان و تبریز، رهسپار خدمتش میشدند تا از چشمهسار وجودش بهره گیرند.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌸 در میان خیل ارادتمندان ایشان، درویشی به نام چراغعلی جایگاهی خاص داشت؛
یار وفادار و خادمی صادق که سالیان سال در محضر آن پیرِ روشن، شاگردی کرد و جرعهها از باده نورانی سلوک نوشید.
🍃 روزی، این درویش مخلص به قصد سفری به سوی بغداد رهسپار شد، اما دلش همواره در هوای پیر میتپید.
پس از مدتی، در راه بازگشت به دیار گوراجوب، با منظرهای شگفت مواجه شد:
پیر خویش را سوار بر اسبی نورانی دید که آرام و باوقار، از برابرش میگذشت.
با حیرت پرسید:
«آقا، به کجا روانهاید؟»
و پاسخی رمزی و لبخندی از جنس آرامش دریافت کرد.
❗ اما همینکه به روستا رسید، با صحنهای تلخ روبرو شد:
مردم را دید که در ماتم آسید شمسعالی، گریان و سوگوار بودند!
اما درویش چراغ باور نکرد.
گفت:
«او زنده است؛ پیر من را فنا و مرگی درکار نیست.
چراکه من ایشان را همین امروز دیده ام!»
و با چشمی مطمئن و قلبی مملو از یقین، بر گفتهاش پافشاری کرد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🩵 برای رفع حیرت و آرامش دل درویش،
فرزند بزرگ آن پیر، سید افضل خان، اجازه داد که مزار گشوده شود.
و آنگاه، پرده از رازی عظیم کنار رفت:
درون مزار، نه پیکری بود و نه اثری از جسم و تن...
بلکه، کفنی تا شده و مرتب دیده شد که دو پرِ بازِ شاهی بر آن نهاده شده بود؛
این رویداد خارقالعاده گواهی بود بر عروج ملکوتی آن پیرِ حقیقت...
🕊️ از آن پس، آن خاک بیجسد، به زیارتگاه اهل دل بدل شد؛
جایی که هنوز بوی حضور میدهد
و در دل کوههای دالاهو،
نقشی از آسمان بر خاک نقش بسته است...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📍 یادآور میشویم:
زیارتگاه آسید شمسعالی بگ در روستای گوراجوب قشلاق، از توابع منطقه گوران در استان کرمانشاه واقع شده و در دامنهی کوه معنوی و باوقار بِزَههو قرار دارد.
کوه بزههو از قلل شناختهشدهی رشتهکوه دالاهو است؛
که هم در جغرافیای طبیعی و هم در فرهنگ یارسان، مقام و منزلتی والا دارد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌿 او ناپدید نشد... او به بالا رفت.
🌟 و هر که دلش از خاک بریده باشد، هنوز صدای پای اسب نورانی او را میشنود...
💠 به امید وصال
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📌 @yarsanyarsan
#یارسان #کرامات #آسید_شمسعالی_بگ #دالاهو #گوراجوب #قشلاق #بزه_هو #عروج_ملکوتی #پیران_یارسان
در ادامه شرح منظوم عروج آسید شمسعالی بیگ را خدمت شما عزیزان تقدیم می نماییم.
3 061
Repost from یارسان
📜 شرح واقعهای شگرف از کرامات آسید شمسعالی بگ و عروج ملکوتی ایشان
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
✨ روایتی آسمانی از زندگی یکی از انوار درخشان آیین یارسان؛
پارهای از حقیقت، و پرتوی از عالم معنا...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌿 آسید شمسعالی بگ، فرزند آسید رضا بگ ثانی، از پیران باطندار و از سرچشمههای نور در آیین یارسان
زاده و از تبار خاندان سید محمد گورهسوار و شاه ابراهیم، که در روزگاری نهچندان دور،
جان و
جانانِ اهل سیر و سلوک بود.
پدر ایشان، آسید رضا بیگ، در سراسر دیار گوران و کرمانشاه و ایران زبانزد به کرامت، وقار
و روشنبینی بود؛ و آسید شمسعالی نیز میراثدار همان خورشید.
آسید شمسالی بگ، نهفقط پدری مهربان برای مردم روستای گوراجوب و دیار گوران، بلکه چراغ هدایت بود برای رهروان حقیقت،
و مأمن دلهای مشتاق اهل یارسان، از تبریز گرفته تا غربیترین مرزهای زاگرس
چنان بود که مریدان، از نزدیکترین روستاهای کرمانشاه تا دورترین نواحی آذربایجان و تبریز، رهسپار خدمتش میشدند تا از چشمهسار وجودش بهره گیرند.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌸 در میان خیل ارادتمندان ایشان، درویشی به نام چراغعلی جایگاهی خاص داشت؛
یار وفادار و خادمی صادق که سالیان سال در محضر آن پیرِ روشن، شاگردی کرد و جرعهها از باده نورانی سلوک نوشید.
🍃 روزی، این درویش مخلص به قصد سفری به سوی بغداد رهسپار شد، اما دلش همواره در هوای پیر میتپید.
پس از مدتی، در راه بازگشت به دیار گوراجوب، با منظرهای شگفت مواجه شد:
پیر خویش را سوار بر اسبی نورانی دید که آرام و باوقار، از برابرش میگذشت.
با حیرت پرسید:
«آقا، به کجا روانهاید؟»
و پاسخی رمزی و لبخندی از جنس آرامش دریافت کرد.
❗ اما همینکه به روستا رسید، با صحنهای تلخ روبرو شد:
مردم را دید که در ماتم آسید شمسعالی، گریان و سوگوار بودند!
اما درویش چراغ باور نکرد.
گفت:
«او زنده است؛ پیر من را فنا و مرگی درکار نیست.
چراکه من ایشان را همین امروز دیده ام!»
و با چشمی مطمئن و قلبی مملو از یقین، بر گفتهاش پافشاری کرد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🩵 برای رفع حیرت و آرامش دل درویش،
فرزند بزرگ آن پیر، سید افضل خان، اجازه داد که مزار گشوده شود.
و آنگاه، پرده از رازی عظیم کنار رفت:
درون مزار، نه پیکری بود و نه اثری از جسم و تن...
بلکه، کفنی تا شده و مرتب دیده شد که دو پرِ بازِ شاهی بر آن نهاده شده بود؛
این رویداد خارقالعاده گواهی بود بر عروج ملکوتی آن پیرِ حقیقت...
🕊️ از آن پس، آن خاک بیجسد، به زیارتگاه اهل دل بدل شد؛
جایی که هنوز بوی حضور میدهد
و در دل کوههای دالاهو،
نقشی از آسمان بر خاک نقش بسته است...
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📍 یادآور میشویم:
زیارتگاه آسید شمسعالی بگ در روستای گوراجوب قشلاق، از توابع منطقه گوران در استان کرمانشاه واقع شده و در دامنهی کوه معنوی و باوقار بِزَههو قرار دارد.
کوه بزههو از قلل شناختهشدهی رشتهکوه دالاهو است؛
که هم در جغرافیای طبیعی و هم در فرهنگ یارسان، مقام و منزلتی والا دارد.
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
🌿 او ناپدید نشد... او به بالا رفت.
🌟 و هر که دلش از خاک بریده باشد، هنوز صدای پای اسب نورانی او را میشنود...
💠 به امید وصال
━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📌 @yarsanyarsan
#یارسان #کرامات #آسید_شمسعالی_بگ #دالاهو #گوراجوب #قشلاق #بزه_هو #عروج_ملکوتی #پیران_یارسان
در ادامه شرح منظوم عروج آسید شمسعالی بیگ را خدمت شما عزیزان تقدیم می نماییم.
3 061
یا داود آمان ، هر تومَنی یار
باری کفته بو ، تو مَدیش دَس بار
💐💐💐💐💐💐💐
ای یارداود کوسوار،
یار و یاور همیشگی ما
ما ناتوانیم و تو توانا
ما را رها مکن تا بار راه سلوک و طی طریق یاری را به سرمنزل مقصود برسانیم ...
🙏🙏آمین یا جم راسان 🙏🙏
@yarsanyarsan کانال یارسان
3 061
شیخ امیر مرمو:
میردان وَ خدمت یاوان وَ کمال
خدمت ، اِنشایوَن نه چشمه زلال ...
سالکان راه حق، از راه خدمت به کمال رسیدند
خدمت، جویباری ست که از چشمه زلال نور، سرچشمه گرفته است.
💐💐💐💐💐💐💐
سعدی می فرماید:
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست ...
☀️ کار، تلاش، کوشش و خدمت به مردم
در تمام مکاتب انسانی و در اندیشه تمام بزرگان صاحب سخن، همواره ارزشمند و نیکو قلمداد شده است.
و حقیقتا این خدمت است که به عنوان یک مفهوم موثر و یک ارزش اجتماعی،
عامل حرکت جامعه به سوی توسعه، عدالت و رشد فرهنگی و معنوی بوده و هست همیشه ...
@yarsanyarsan کانال یارسان
3 061
قلمِ مُوسی نَه چرخِ كبوت
خاص و گَس روح مكَرو ثبوت
🌷🌷
فرا رسیدن اول پاییز کردی و سلطانی را به همه شما خوبان شادباش عرض می نماییم.
🌺🍃🍃🌹🍃🍃🌺
پنج شنبه شب ۱۴۰۵/۰۵/۰۱
اولین شب و آغاز فصل پاییز کُردی
روز جمعه دوم مرداد ماه اولین روز از این فصل زیبا است.
🌺y🍃a🍃r🌹s🍃a🍃n🌺
@yarsanyarsan کانال یارسان
3 061
🌟 نمایی دلربا و آسمانی از زیارتگاه حضرت قلندربگ، فرزند نورانی شاه ابراهیم،
در دلِ کوهستانهای پر رمز و راز قلازنجیر کرمانشاه.
دریغا که گاه در برخی کانالهای یارسانی، این جایگاه مقدس تنها با نام "زیارتگاه سراب قلازنجیر" یاد میشود و از نام پربرکت حضرت قلندر بگ، این فرزند والای شاه ابراهیم، سخنی به میان نمیآید.
