هنوز نرسیدیم؟
Open in Telegram
مثلا به رُم یا توکیو؟ فارغالتحصیل زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان، دوستدار کتاب و دفترها. تمام عکسها و متنها کار دست خودمونه🍸 . . @Roadtriiipbotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
557
Subscribers
+624 hours
+27 days
+4430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '26Oct '26
October '26
+7
in 1 channels
September '26
+123
in 9 channels
Get PRO
August '26
+484
in 18 channels
Get PRO
July '260
in 8 channels
Get PRO
June '26
+13
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 02 October | 0 | |||
| 01 October | +7 |
Channel Posts
پارسال وقتی رفتیم شیراز، ته بلیتها و ظرف قهوهها و همهی پاکتها رو نگه داشته بودم و یه شب که صحبتش شد، متوجه شدیم از کل تجربهی مسافرت، همین «آشغالهاش» برامون یادگاری میمونه. بقیهی چیزهای بهدردبخور با گذر زمان و استفاده، از بین میرن.
| 2 | چند وقته این برچسبهای روی سیبها و گوجهها رو میچسبونم توی جانک ژورنالم کنار بقیهی پسماندهایی(!) که اونجا نگه میدارم و هربار، توی این پروسه که با دقت و بدون آسیب جداشون کنم و فکر کنم کدوم گوشه بذارمش، برای چند دقیقهای به حالت نیروانای بودایی و رهایی از هر دغدغهی دیگهای نزدیک میشم. | 64 |
| 3 | روزهای سخت، اعصابهای خراب،
دلهای پر امید. | 254 |
| 4 | ادامه میدیم. 🐟 | 114 |
| 5 | چیز جالبی که راجع به نوعدوستی وجود داره اینه که مستقیماً تحت تاثیر میزان شناخت شما از انسانهاییه که در اون داستان و اتفاق دخیل هستن و هرقدر شخصی غریبهتر باشه، احتمالاً نوعدوستی کمتری نسبت بهش خواهید داشت.
یه جایی از صالحان ِ آلبر کامو، از کالیایف که قرار بود برای اولین بار کسی رو ترور کنه، پرسیدن واقعا میتونی از پسش بربیای؟ اگه یهو از نزدیک ببینیاش، وقتی داره به خودش لبخند میزنه یا چشمت بخوره به زخم کوچیک کنار صورتش چی؟
"A man is a man."
اگه اون لحظه بفهمی اون هم یه آدمه چی؟
(حالا که دارم این رو مینویسم از خودم میپرسم یعنی اون شبها به چشمهای اون همه آدم نگاه نکردن؟ یا واقعاً تاثیری روشون نداشت؟)
شاید برای همینه که به اون چیزی که اتیکس فینچ ِ «کشتن مرغ مقلد» میگفت نیاز داریم: باید زیر پوست آدمها بخزیم و سعی کنیم از چشمهاشون دنیا رو ببینیم وگرنه همدیگه رو نابود میکنیم و از طرف دیگه، شاید برای همینه که سعی میکنیم بعضیها رو نشناسیم یا چیز زیادی ازشون ندونیم؛ مبادا نوعدوستی بیش از حدی نسبت بهشون پیدا کنیم. | 15 |
| 6 | بالاخره ماه مخصوص ایرانی بودن رسید و ما میتونیم تا هالووین، باکیفیتترین تونل وحشت دنیا رو با تعرفهی مناسبتی تجربه کنیم. 🎢 | 8 |
| 7 | 🥭 | 167 |
| 8 | سه سال پیش، فاصلهی بین خطور یه فکر به ذهنم و انتشارش زیر ۳ دقیقه بود. حالا بالغ بر ده نسخه ازشون مینویسم و در نهایت همهاشون رو پاک میکنم.
آدمها راجع به اعتیاد به overshare کردن زیاد صحبت میکنن ولی نوعی از اعتیاد هم وجود داره که آدم به نگفتن پیدا میکنه. حالا دیگه پیر و بیاعتمادم و هر تکه از خودم رو با دستهای لرزان و چشمهای باریکشده در اختیار دیگران میذارم گویی که ضامن نارنجک رو کشیده باشم و بخوام آروم بذارمش کف دستشون با آگاهی از این که هر لحظه ممکنه یهو جابهجا شن و هر دو منفجر شیم. | 175 |
| 9 | اغلب کتابهایی که میخوام رو یا کتابفروشیها ندارن یا باید هر کدوم رو از یه کتابفروشی مختلف سفارش بدم که اینطوری چندتا هزینهی پست جدا باید پرداخت کنم. :") شاید این یه نشونه است که کتابفروشی خودم رو بزنم؟؟ 🧘♀️ | 1 |
| 10 | اگه صاحب یه کافه بودم، امروز این رو پخش میکردم: | 183 |
| 11 | No text... | 62 |
| 12 | فقط دو روز هوا سرد شد و حالا گلوم گرفته، گوشهام سنگین شده و سلام بر سرفه.
آیا با این سیستم ایمنی، روزی که بالاخره رویاها حقیقت پیدا کنه، انتخاب طبیعی، من رو از کشورهای محدودهی اسکاندیناوی حذف نخواهد کرد؟ 🦕 | 30 |
| 13 | اگه مرحلهی وسواس و فکر کردن از تمام زوایای ممکن قبل از انجام هرکاری رو کوتاهتر نکنم، ممکنه هیچوقت به خاطر ترس هیچچیزی خلق نکنم. | 279 |
| 14 | برای اینکه موقع قدم زدن گوش بدین و فکر کنین شخصیت اصلی یه فیلم coming of age هستین🎣 | 233 |
| 15 | برای اینکه موقع قدم زدن گوش بدین و فکر کنین شخصیت اصلی یه فیلم coming of age هستین🎣 | 1 |
| 16 | شاید فکر کنید اون کوکاکولاها استیکر بودن. خیر. یه قوطی خالی رو تکهتکه کردم.🙂↕️ | 104 |
| 17 | 🐟 | 290 |
| 18 | Len says one steady pull more ought to do it.
He says the best way out is always through.
And I agree to that, or in so far
As that I can see no way out but through
||Robert Frost | 72 |
| 19 | از اون دفعه که دیدم به نفر متنهام رو کپی کرده بود و به اسم خودش گذاشته بود توی چنلش، هربار پیامهای اینجا پرایوت شیر میشه، فکر میکنم دوباره همون اتفاق افتاده و غمگین میشم. | 32 |
| 20 | چون صدای جادو و خیال میده و به درد روزهای سخت میخوره. | 39 |
