دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨
Open in Telegram
در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالشهای گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبتهاتون: @Derafshanbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
219
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
طرف میگه هرسوالی داری بدون خجالت و رودروایسی بپرس بعد که میپرسی خودش سوال رو متوجه نمیشه، یجوری هم جواب میده که احساس خنگ بودن و بیمسئولیت بودن کنی!
وا.
#ن
همرنگی یعنی نیندیشیدن، بینیازی از اندیشیدن. همرنگی ناخودآگاهی است.
پ.ن: وقتی برق نبود این کتاب رو تموم کردم؛
جالب بود! و میشد قشنگ درکش کرد.
جملهای که نوشتم جملهی موردعلاقهم بود از این کتاب.
کاش یهمدت هوا ابری باشه، آفتاب نیاد.
واقعا از این همه تابیدن خورشید خستهم.
دارم از استرس میمیرم.
نمیدونم برم تو دلش یا نه؟
انقدر از اینکه نتیجه اونی نباشه که میخوام میترسم که جرئت ندارم برم سراغش.
امشب که رفتم بیرون، از یه خیابونی رد شدیم که کلی تالار و رستوران و کافه داشت. و همهی تالارها هم عروسی بود!
توی خیابون هم بوق بوق ماشینها و عروسکشون و خانومهای نازِ که با لباس مجلسی بودن.
نزدیک به انتهای خیابون، یهمسجد بود که مراسم ختم داشت. ساعت ۱۱ شب بود و مراسم تموم شده بود. فکر کنم برای آدم مهمی هم بود چون آمبولانس اومده بود، پلیس بود، و کلییی دستهگلهای بزرگ و گرون بود که داشتن با وانت میبردن.
خیلی غمانگیز و عجیب بود، اول خیابون جشن و شادی و آغاز، آخرِ خیابون غم و مرگ و پایان.
مصداق بارزِ جملهی دنیا محلِ گذره از مامانجونم.
من خودم چون این تقویمم خیلی خاصه برام فقط نقش دکوری داره، نگاه میکنم لذت میبرم:)))
یعنی یهجوری سینک و گاز رو تمیز کردم که الان رفتم آشپزخونه آب بخورم دیدم داره برق میزنه تو تاریکی😂🙂↔️
دستکش جدید!🙂↔️
من یه مشکلی با دستکشهام دارم و اونم اینه که دست راستش همیشه زود پاره میشه.
یعنی من الان کلیییی دستکش دست چپ سالم دارم😒
