en
Feedback
طعم گیلاس

طعم گیلاس

Open in Telegram

ارتباط با روابط‌عمومی سامانه: @irancrisisline ارتباط با منابع انسانی سامانه: @irancrisislineHR

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
335
Subscribers
+424 hours
+367 days
+10130 days
Posts Archive
ما معمولاً از ترس اینکه مبادا سؤالمان چیزی را بدتر کند، دربارهٔ بعضی موضوعات سکوت می‌کنیم. اما پرسیدن مستقیم دربارهٔ افکار خودکشی، آن را در ذهن فرد ایجاد نمی‌کند. برعکس، می‌تواند به او نشان دهد که می‌تواند بدون ترس و قضاوت درباره‌ی چیزی که تجربه می‌کند حرف بزند. لازم نیست جواب آماده‌ای داشته باشیم. گاهی مهم‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم، باز کردنِ راه گفت‌وگوست. شاید این سؤال، گفت‌وگویی را شروع کند که کسی مدت‌ها منتظرش بوده؛ این سؤال را از او دریغ نکن.

🍒 طعم گیلاس | دعوت به مشارکت در یک پژوهش جوامع برای ارتقای کیفیت زندگی انسان‌ها و یاری رساندن به افراد مختلف، به فعالیت‌های
🍒 طعم گیلاس | دعوت به مشارکت در یک پژوهش جوامع برای ارتقای کیفیت زندگی انسان‌ها و یاری رساندن به افراد مختلف، به فعالیت‌های دا‌وطلبانه نیازمند هستند. اگر فعالیت داوطلبانه در حوزه حمایت روانی و مداخله در بحران برای شما موضوعی قابل‌توجه است، خوشحال می‌شویم چند دقیقه از وقت‌تان را به این پرسشنامه اختصاص دهید. هدف ما این است که بهتر بفهمیم چه انگیزه‌ها، نگرانی‌ها و موانعی در مسیر مشارکت داوطلبانه در جامعه‌ی ما وجود دارد و چگونه می‌توان تجربه‌ای بهتر و مؤثرتر برای همراهی داوطلبان طراحی کرد. ⏱️ زمان تکمیل: حدود ۷ تا ۱۰ دقیقه 🔒 پاسخ‌ها کاملاً محرمانه هستند و فقط به‌صورت کلی و تحلیلی بررسی می‌شوند. مشارکت شما می‌تواند به شکل‌گیری بهتر «طعم گیلاس» کمک کند. 🌱 🔗 لینک پرسشنامه: https://survey.porsline.ir/s/qRQ6PzBV https://t.me/Taste_of_Cherrry

⁨گاهی آغازِ یک تغییر، نه با یک راه‌حل، بلکه با شنیده شدن اتفاق می‌افتد. سامانهٔ طعم گیلاس از افرادی که علاقه‌مندند پس از آموز
⁨گاهی آغازِ یک تغییر، نه با یک راه‌حل، بلکه با شنیده شدن اتفاق می‌افتد. سامانهٔ طعم گیلاس از افرادی که علاقه‌مندند پس از آموزش تخصصی، به عنوان داوطلب مشاور بحران در کنار افراد درگیر بحران حضور داشته باشند، دعوت به همکاری می‌کند. اگر احساس می‌کنید می‌توانید با مسئولیت‌پذیری، همدلی و تعهد، بخشی از این مسیر باشید و کلمهٔ «همراه» را به آیدی @irancrisisline بنویسید تا جزئیات آن برای شما ارسال شود.

کودکان در زمان بحران چه چیزی را تجربه می‌کنند؟ گاهی تصور می‌کنیم اگر کودک درباره‌ی اتفاقات سخت سؤال نمی‌پرسد یا مانند بزرگسال
کودکان در زمان بحران چه چیزی را تجربه می‌کنند؟ گاهی تصور می‌کنیم اگر کودک درباره‌ی اتفاقات سخت سؤال نمی‌پرسد یا مانند بزرگسالان از نگرانی‌هایش حرف نمی‌زند، یعنی بحران را متوجه نشده است. اما کودکان، جهان را بیش از آنکه با تحلیل بفهمند، با احساس تجربه می‌کنند. آن‌ها تغییر در رفتار والدین، نگرانیِ بزرگ‌ترها، فضای خانه، اخبار و تنش‌های اطراف را دریافت می‌کنند؛ حتی اگر نتوانند برای آنچه احساس می‌کنند نامی پیدا کنند. به همین دلیل، بحران ممکن است در رفتارشان خود را نشان دهد: بی‌خوابی، چسبیدنِ بیشتر به والدین، تحریک‌پذیری، سکوت، کابوس یا حتی بازی‌هایی که در آن‌ها ترس و ناامنی تکرار می‌شود. این واکنش‌ها همیشه نشانه‌ی «مشکل رفتاری» نیستند؛ گاهی زبانِ کودک برای بیان اضطرابی هستند که هنوز نمی‌تواند آن را با کلمات توضیح دهد. در چنین موقعیت‌هایی، کودکان بیش از آنکه به توضیح‌های پیچیده یا اطمینان‌های اغراق‌آمیز نیاز داشته باشند، به حضور بزرگسالانی احتیاج دارند که آرام، قابل اعتماد و در دسترس باشند. احساس امنیت، پیش از آنکه از پاسخ‌ها شکل بگیرد، از رابطه شکل می‌گیرد. قرار نیست همه‌ی ترس‌های کودک را از بین ببریم. اما می‌توانیم فضایی فراهم کنیم که بداند احساساتش دیده می‌شوند و اگر خواست، می‌تواند درباره‌ی آن‌ها حرف بزند. برای بسیاری از کودکان، همین تجربهٔ دیده و شنیده شدن، مهم‌ترین پشتوانه در روزهای بحران است. @Taste_of_Cherrry

این یک پویش ملی است مردم ایران در بحران‌های مختلف بارها نشان داده‌اند که حمایت از یکدیگر، بخشی از فرهنگ جمعی آن‌هاست؛ از زلزل
این یک پویش ملی است مردم ایران در بحران‌های مختلف بارها نشان داده‌اند که حمایت از یکدیگر، بخشی از فرهنگ جمعی آن‌هاست؛ از زلزلۀ بم، آذربایجان و سرپل‌ذهاب تا صف‌های طولانی اهدای خون و میزبانی از یکدیگر در روزهای جنگ دوازده‌روزه. ما در تاریک‌ترین روزهای این سرزمین، کنار یکدیگر ایستاده‌ایم. امروز جامعۀ ما به شکل دیگری از این همراهی نیاز دارد: اینکه بیاموزیم هنگام مواجهه با هم‌وطنی که در بحران روانی قرار دارد، چگونه آگاهانه و مسئولانه عمل کنیم. گفت‌وگو با فرد دارای افکار خودکشی نیازمند دقت و آموزش است. گوش‌دادن بدون قضاوت، پرهیز از واکنش‌های شتاب‌زده، شناخت عوامل خطر و کمک به متصل‌شدن فرد به خدمات تخصصی، از مهم‌ترین اصول این مواجهه‌اند. هدف، تبدیل افراد غیرمتخصص به درمانگر نیست؛ بلکه همان‌طور که کمک‌های اولیۀ جسمی را می‌آموزیم، لازم است حدود نقش خود را در یک بحران روانی نیز بشناسیم و بدانیم چگونه به کاهش خطر و دریافت حمایت تخصصی کمک کنیم. آشنایی با این اصول، مهارتی ضروری برای زندگی در جامعه است. 🍒 سامانۀ نوشتاری پیشگیری از بحران «طعم گیلاس» این آموزش را در راستای مسئولیت اجتماعی خود، کاملاً رایگان در اختیار داوطلبان قرار می‌دهد. برای دریافت اطلاعات بیشتر و پیوستن به داوطلبان، به آیدی سامانۀ طعم گیلاس پیام بدهید: @irancrisisline

همهٔ رنج‌ها با یک حادثهٔ بزرگ آغاز نمی‌شوند. بعضی از آن‌ها آرام‌آرام وارد زندگی ما می‌شوند؛ آن‌قدر آرام که دیگر حضورشان را اح
همهٔ رنج‌ها با یک حادثهٔ بزرگ آغاز نمی‌شوند. بعضی از آن‌ها آرام‌آرام وارد زندگی ما می‌شوند؛ آن‌قدر آرام که دیگر حضورشان را احساس نمی‌کنیم. اضطراب، ناامنی، احساسِ فرسودگی یا ترس، گاهی چنان با روزمرگی درهم می‌آمیزند که دیگر نامی برایشان نداریم. هرتا مولر، نویسندهٔ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات، در کتاب «فلاکت روزمره» از همین رنج‌های خاموش می‌نویسد. جستارهایی که از دلِ تجربهٔ زیستهٔ او در مواجهه با استبداد، تبعید و ترس شکل گرفته‌اند، اما به همان اندازه دربارهٔ انسان، حافظه و آنچه زندگی روزمره می‌تواند از ما پنهان کند، سخن می‌گویند. شاید مهم‌ترین دعوت این کتاب، دوباره دیدنِ چیزهایی باشد که به آن‌ها عادت کرده‌ایم؛ رنج‌هایی که آن‌قدر تکرار شده‌اند که دیگر عجیب به نظر نمی‌رسند. گاهی نام گذاشتن بر یک تجربه، نخستین قدم برای فهمیدن و جدی گرفتن آن است. اگر به کتاب‌هایی علاقه دارید که بیش از آنکه پاسخ بدهند، شما را به تأمل دعوت می‌کنند، «فلاکت روزمره» می‌تواند انتخاب ارزشمندی باشد.

وقتی کسی می‌گوید «حالم خوب نیست»؛ چگونه گوش بدهیم؟ گاهی آنچه یک انسان بیش از هر چیز نیاز دارد، نه پاسخ، بلکه تجربهٔ شنیده شدن
وقتی کسی می‌گوید «حالم خوب نیست»؛ چگونه گوش بدهیم؟ گاهی آنچه یک انسان بیش از هر چیز نیاز دارد، نه پاسخ، بلکه تجربهٔ شنیده شدن است. وقتی کسی از رنجش با ما حرف می‌زند، معمولاً نخستین واکنشمان این است که بخواهیم حال او را بهتر کنیم. جمله‌هایی مانند «درست می‌شود»، «نگران نباش» یا «به چیزهای خوب فکر کن» اغلب از سر دلسوزی گفته می‌شوند، اما همیشه با نیاز واقعی فرد همسو نیستند. گاهی عجلهٔ ما برای آرام کردن دیگری، بیش از آنکه از نیاز او ناشی شود، از دشواری خود ما در مواجهه با رنج سرچشمه می‌گیرد. دیدن درد کسی که دوستش داریم آسان نیست؛ برای همین، خیلی زود به دنبال راه‌حل، نصیحت یا امید دادن می‌رویم. اما شنیدن رنج، به معنای حل کردن آن نیست. شنیدن یعنی بتوانیم برای مدتی کنار تجربهٔ دیگری بمانیم؛ بدون قضاوت، بدون عجله برای تغییر احساساتش و بدون اینکه تصور کنیم حتماً باید پاسخی داشته باشیم. گاهی یک سکوت همراه، یک پرسش محترمانه یا فقط این جمله که «اگر دوست داری، من گوش می‌دهم»، بیش از هر توصیه‌ای به ادامهٔ گفت‌وگو کمک می‌کند. این نوع حضور، به فرد اجازه می‌دهد احساساتش را با امنیت بیشتری بیان کند. البته شنیدن، همیشه درد را از بین نمی‌برد و هیچ گفت‌وگویی به‌تنهایی همه‌چیز را تغییر نمی‌دهد. اما تجربه‌ی شنیده شدن می‌تواند از احساس تنهایی بکاهد؛ احساسی که برای بسیاری از افراد در روزهای بحران، خود بخشی از رنج است. در «طعم گیلاس» باور داریم که گاهی آغاز کمک، نه با یک پاسخ، بلکه با یک گوش شنوا شکل می‌گیرد. ایجاد فضایی امن، محرمانه و عاری از قضاوت، می‌تواند فرصتی باشد تا فرد احساس کند لازم نیست رنجش را به‌تنهایی حمل کند. @Taste_of_Cherrry سامانهٔ پیشگیری از خودکشی طعم گیلاس

سامانۀ طعم گیلاس با همکاری انجمن علمی دانشجویی مغز و شناخت دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌کند: وقتی دل‌ها پرخون است: پیشگیری از
سامانۀ طعم گیلاس با همکاری انجمن علمی دانشجویی مغز و شناخت دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌کند: وقتی دل‌ها پرخون است: پیشگیری از خودکشی در بحران‌های اجتماعی سخنرانان: 👤 جناب آقای مهدی وفازاده روان‌شناس بالینی و سوپروایزر سامانه طعم گیلاس محور تروما و سوگ 👤 جناب آقای مهران پورموسویان روان‌شناس بالینی و سوپروایزر سامانه طعم گیلاس محور مدیریت افکار خودکشی 👤 جناب آقای سامی صالحی ثابت نویسنده حوزه نوجوان و مشاور بحران سامانه طعم گیلاس محور مراقبت از نوجوانان 📆 زمان: یکشنبه ۴ مرداد ماه، ۱۴۰۵- ساعت ۱۷ الی ۱۹ 🔴 شرکت در این نشست برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است. برای ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام دهید: @brainy_sbu 🔴 @Taste_of_Cherrry ⚪️ @Ssacssbu ⚪️ http://www.instagram.com/brainy.sbu 🔴 https://www.instagram.com/irancrisisline

«زندگی قشنگیش به همینه که نمی‌شه دوباره دیدش!»

After life یکی از آن روایت‌هایی است که خیلی صریح و بی‌پرده از سوگ و تغییر معنای زندگی بعد از فقدان حرف می‌زند. شما تا به حال این سریال را دیده‌اید؟
Anonymous voting

«گاهی بحران تمام می‌شود، اما بدن ما هنوز خبر ندارد.» ممکن است روزها یا هفته‌ها از یک اتفاق سخت گذشته باشد؛ شاید صدای انفجارها
«گاهی بحران تمام می‌شود، اما بدن ما هنوز خبر ندارد.» ممکن است روزها یا هفته‌ها از یک اتفاق سخت گذشته باشد؛ شاید صدای انفجارها دیگر شنیده نمی‌شود، خبرها آرام‌تر شده‌اند، یا زندگی ظاهراً به روال معمول برگشته است. اما در درون بدن، چیزی هنوز آرام نگرفته است. آدم‌ها اغلب از خودشان می‌پرسند: «چرا هنوز مضطربم؟» «چرا خوابم به هم ریخته؟» «چرا مدام خسته‌ام یا بی‌قرارم، در حالی که آن اتفاق دیگر تمام شده؟» بخش مهمی از پاسخ، در این واقعیت ساده نهفته است: بدن ما بحران را به شیوه‌ای متفاوت از ذهن تجربه می‌کند. وقتی انسان در معرض خطر یا تجربه‌های تکان‌دهنده قرار می‌گیرد، سیستم عصبی خودمختار وارد وضعیت «برانگیختگی فیزیولوژیک بالا» یا Hyperarousal می‌شود؛ حالتی که با فعال شدن شاخه‌ی سمپاتیک و واکنش «جنگ یا گریز» همراه است. در این وضعیت، بدن تلاش می‌کند ما را برای بقا آماده نگه دارد: ضربان قلب سریع‌تر می‌شود، عضلات منقبض می‌شوند، خواب سبک‌تر می‌شود و ذهن مدام در حال جست‌وجوی نشانه‌های خطر باقی می‌ماند. این واکنش‌ها در اصل برای محافظت از ما طراحی شده‌اند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که بحران بیرونی تمام شده، ولی بدن هنوز در همان حالت آماده‌باش باقی مانده است. در چنین شرایطی ممکن است آدم‌ها نشانه‌هایی را تجربه کنند که برایشان عجیب یا حتی نگران‌کننده باشد: بی‌خوابی یا خواب‌های آشفته، خستگی شدید، تحریک‌پذیری، دشواری در تمرکز، احساس بی‌حسی عاطفی، یا برعکس، موج‌های ناگهانی از اضطراب و گریه. گاهی حتی بدن به شکل دردهای جسمی واکنش نشان می‌دهد: سردرد، دل‌درد، سنگینی در قفسه سینه یا تنش در شانه‌ها و گردن. انگار بدن دارد چیزی را حمل می‌کند که هنوز فرصت تخلیه و آرام شدن پیدا نکرده است. درک این نکته مهم است که این واکنش‌ها الزاماً نشانه ضعف نیستند. آن‌ها اغلب نشانه این هستند که بدن ما در دوره‌ای طولانی تلاش کرده از ما محافظت کند. سیستم عصبی انسان برای بازگشت به حالت تعادل، به زمان و گاهی به حمایت نیاز دارد. بدن باید دوباره یاد بگیرد که خطر تمام شده است، که می‌تواند از حالت دفاعی بیرون بیاید و به ریتم عادی زندگی برگردد. در چنین زمان‌هایی، کارهای ساده‌ای می‌توانند به بدن کمک کنند: بازگشت تدریجی به ریتم‌های روزمره، خواب منظم‌تر، حرکت دادن بدن، نفس‌های عمیق، و مهم‌تر از همه، بودن در کنار آدم‌هایی که احساس امنیت ایجاد می‌کنند. گاهی حتی گفتن آنچه بر ما گذشته است، می‌تواند بخشی از این فشار را از بدن کم کند. چون وقتی تجربه‌ها فقط در درون ما باقی می‌مانند، بدن مجبور می‌شود آن‌ها را به تنهایی حمل کند. اگر این روزها احساس می‌کنید بدنتان هنوز در حالت آماده‌باش است، شاید لازم باشد این وضعیت را عجولانه تفسیر نکنید. گاهی بدن فقط در حال ادامه دادن واکنشی است که زمانی برای محافظت از شما شکل گرفته است. بازگشت به تعادل معمولاً تدریجی رخ می‌دهد؛ با خواب‌هایی که کم‌کم عمیق‌تر می‌شوند، با لحظه‌هایی کوتاه که تنش بدن کمتر می‌شود، یا با روزهایی که ذهن کمی آرام‌تر از قبل کار می‌کند. بدن انسان معمولاً دیرتر از ذهن باور می‌کند که خطر گذشته است. ______________________________________ آی‌دی کانال تلگرام سامانهٔ طعم گیلاس: @Taste_of_Cherrry

وقتی آدم هم‌زمان می‌خواهد بماند و برود «آدمی که به رفتن فکر می‌کند، همیشه نمی‌خواهد بمیرد؛ گاهی فقط می‌خواهد این حجم از درد ت
وقتی آدم هم‌زمان می‌خواهد بماند و برود «آدمی که به رفتن فکر می‌کند، همیشه نمی‌خواهد بمیرد؛ گاهی فقط می‌خواهد این حجم از درد تمام شود.» بعضی تجربه‌های انسانی را نمی‌شود با جمله‌های ساده توضیح داد. گاهی انسان هم‌زمان دو میل متضاد را درون خودش حمل می‌کند: میلی برای کنار کشیدن، خاموش شدن، رها کردن همه چیز و در همان لحظه، میلی هرچند کوچک برای ادامه دادن، دیده شدن، فهمیده شدن یا حتی فقط کمی آرام‌تر نفس کشیدن. این دوگانگی برای خیلی از آدم‌ها ترسناک است. چون ما عادت کرده‌ایم احساسات را قطعی و روشن تصور کنیم؛ انگار باید دقیقاً بدانیم چه می‌خواهیم و چه احساسی داریم. اما روان انسان اغلب این‌طور عمل نمی‌کند. در لحظه‌های بحران، آدم ممکن است هم خسته از زندگی باشد و هم دل‌بسته به چیزی در آن. هم بخواهد فاصله بگیرد و هم منتظر نشانه‌ای بماند که هنوز چیزی برای ماندن وجود دارد. گاهی آدم‌ها از این تضاد درونی خجالت می‌کشند. فکر می‌کنند اگر هنوز بخشی از وجودشان به ادامه فکر می‌کند، پس نباید آن‌قدر درد داشته باشند. یا برعکس، اگر لحظه‌ای به ناپدید شدن فکر کرده‌اند، پس دیگر امیدی در آن‌ها باقی نمانده است. اما حقیقت این است که انسان در رنج، موجودی پیچیده است. بعضی روزها آدم از شدت خستگی فقط می‌خواهد برای چند ساعت ذهنش خاموش شود. بعضی شب‌ها آرزو می‌کند کاش لازم نبود فردا از خواب بیدار شود؛ و با این حال ممکن است همان آدم، صبح روز بعد برای صدای یک دوست، بوی چای، یک پیام کوتاه یا حتی یک لحظه فهمیده شدن، هنوز واکنشی در دلش احساس کند. روان انسان همیشه میان مرگ و زندگی، میان ناامیدی و میل به معنا، در رفت‌وآمد است و شاید مهم‌ترین اتفاق این باشد که بتوان درباره این وضعیت حرف زد؛ بدون ترس از قضاوت شدن. خیلی وقت‌ها آدم‌ها قبل از آن‌که به راه‌حل نیاز داشته باشند، به جایی احتیاج دارند که بتوانند تناقض‌های درونی‌شان را با صدای بلند بیان کنند. جایی که مجبور نباشند فوراً «خوب» شوند. جایی که کسی تلاش نکند احساسشان را کوچک کند یا سریع برایشان نسخه بپیچد. بسیاری از آدم‌ها، در دوره‌هایی از زندگی، چنین دوگانگی‌ای را تجربه می‌کنند و گاهی فقط شنیده شدن، می‌تواند کمی از سنگینی این وضعیت کم کند. اگر این روزها ذهن شما هم میان ماندن و خسته شدن در رفت‌وآمد است، شاید لازم نباشد همین حالا همه چیز را حل کنید. شاید فعلاً کافی باشد که بدانید این پیچیدگی، بخشی از تجربه انسانی در رنج است. ______________________________________ آی‌دی کانال تلگرام سامانهٔ طعم گیلاس: @Taste_of_Cherrry

🍒 کنار کسی بایست… در این روزهای سخت که فشارهای روانی بیش از همیشه آدم‌ها را فرسوده می‌کند، یادگیری مهارت‌های پیشگیری از بحران فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ یک وظیفۀ شهروندی است. هرکدام از ما می‌توانیم همان نقطۀ تکیه‌ای باشیم که جان انسانی را از سقوط نجات می‌دهد. «طعم گیلاس» یک پلتفرم غیردولتی و داوطلبانه است که برای پیشگیری از خودکشی فعالیت می‌کند. ما معتقدیم هرکدام از ما می‌توانیم بخشی از زنجیره‌ی نجات باشیم. ما به شما آموزش تخصصی پروتکل گفت‌و‌گوی بحران را می‌دهیم و شما با تنها ۳ ساعت در هفته، می‌توانید پشتیبان انسانی باشید که در میانۀ دشواری‌ها به حضور شما نیاز دارد. برای کسب اطلاعات بیش‌تر و ثبت‌نام از طریق آیدی زیر اقدام کنید: @IranCrisisLine

photo content