ᴋɪɪᴋɪ𐙚
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
514
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
514
از آدمهای بیذوق واقعا متنفرم
زیر بارون راه نمیری چون خیس میشی، روی چمن نمیشینی چون لباسات کثیف میشه، از خوردن شیرینی لذت نمیبری چوت قند ضرر داره، گل واسه چی خریدی؟ فردا خراب میشه میندازیش دور
این آدمها لذت زندگی کردن رو ازت میگیرن و کم کم شما رو شبیه به خودشون میکنن.
514
تابستونم بالاخره تموم شد…
یه تابستون پر از خنده، شببیداری، حرفای طولانی، بیرون رفتن و کلی خاطره که فکر نمیکردم انقدر زود تموم بشن.
یه سریا موندن، یه سریا رفتن و یه عالمه خاطره با خودشون تنها گذاشتن.
ولی خوشحالم که توی این تابستون آدمایی بودن که کنارم بودن و باعث شدن روزای معمولی هم قشنگتر بشن.
کانیا و هانیس از اون آدمایی بودن که بودنشون واقعاً تابستونمو قشنگتر کرد؛ کلی حرف، خنده و لحظههای کوچیک که شاید همون موقع عادی بودن، ولی الان که تابستون تموم شده، بیشتر دلم براشون تنگ میشه. 🤍
و کاتیا…
با اینکه فقط چند روز، مخصوصاً همون دو روزی که باهم بیرون رفتیم، کنار هم بودیم، ولی همون چند روزم پر از خاطره و خنده شد.
بعضی آدما لازم نیست مدت زیادی کنارت باشن تا یه گوشه از خاطراتت رو برای خودشون داشته باشن. 🫂
حالا پاییز اومده و تابستون با همهی خاطرههاش رفت…
ولی بعضی آدما و لحظههاش هنوز توی ذهنم موندن.
کانیا، هانیس و کاتیا؛
قسمت قشنگی از تابستون امسال من🙃
