𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒉𝒂𝒗𝒆𝒏
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
347
Subscribers
No data24 hours
-277 days
-2 95130 days
Posts Archive
347
من به تک تک رفتارات فکر میکنم، به جزئی ترین نگاهت فکر میکنم، به لحنت فکر میکنم، به حرفات فکر میکنم، به احساسات پشت کلماتت فکر میکنم، من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غم انگیزترین بخش زندگیم همینجاست؛ من خیلی فکر میکنم.
347
جاویدنامان دی ۱۴۰۴
در آن شبِ سردِ دی، که باد از کوچههای غم عبور میکرد، ستارگانی افتادند و آسمان، نامشان را بر سینهٔ ابدیت نوشت.
نه خاک توانست روشنیِ نگاهشان را پنهان کند، نه زمان توانست ردِّ گامهایشان را از یاد ببرد؛ که آنان در حافظهٔ صبحها ریشه دواندهاند.
هر شمعی که در سکوت میسوزد، قصهای از آنان دارد، و هر سپیده که از افق سر برمیآورد، سلامی است به نامهای جاودانه.
ای جاویدنامان، ای پرندگانِ کوچکرده به آبیِ بیکران، شما نرفتهاید؛ در تپشِ دلِ مادران، در اشکِ پنهانِ پدران، و در امیدِ نسلهای فردا هنوز نفس میکشید.
دی گذشت، اما نام شما نگذشت؛ چنانکه سرو از طوفان نمیهراسد، یاد شما نیز در بادهای تاریخ استوار و بلند خواهد ماند.
تا وقتی که خورشید از مشرق برمیآید و عشق در دل انسان زنده است.**
347
رفتند و آسمان ز غمِ رفتنشان گریست
نامِ بلندشان به دلِ روزگار زیست
خاموش گشت شمعِ وجود از نگاهِ ما
اما هنوز عطرِ حضور است در هوا
هرچند از کنارِ جهان بال و پر زدند
در سینههای عاشقِ مردم اثر زدند
تن رفت و یادِ پاکِ شما ماندگار ماند
چون نغمهای که تا ابد از کوهسار ماند
رفتید و داغِ عشق به دلها نهادهاید
اما هزار خاطره از خود به جا گذاشتهاید
Setayesh~
347
دلهای ما که به هم نزدیک باشند
دیگر چه فرقی میکند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودن های
دور میترسم ...
احمد شاملو
