en
Feedback
حمزه صفوی

حمزه صفوی

Open in Telegram
259
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+730 days
Posts Archive
🔴 اطلاعاتی داریم که امام زمان به زودی ظهور می‌کند و عصایش را به زمین می‌زند و طلا از زمین فوران می‌کند؛ نیازی به ذخیره یا سرمایه‌گذاری پول‌ نفت نداریم! کانال تلگرام حمزه صفوی

🟥ایران به پشت خیمه معاویه رسیده بود؟؟ 🛑در تجمعات چه می گویند؟؟✅

📛 روایت شکست ترامپ را نباید تقویت بکنیم🛑 🟥اجازه بدهیم ترامپ روایت پیروزی خودش را بسازد، چراکه در صورت توافق، آن را حیثیتی می‌بیند و با روایت‌سازی خود، تصویب آن را از کنگره می‌گیرد✅

✅ سناریوهای اسرائیل برای ایران: نابودی تمام زیرساخت‌ها یا تنگ‌کردن حلقه محاصره و درگیری‌های متناوب🟥 🛑🛑تجویز نخست اسرائیلی‌ها این است که آمریکا را متقاعد به حمله تمام عیار با هدف نابودی تمامی زیرساخت‌های ایران بکنند و هر جوری هم ایران دوست دارد جواب بدهد، چون به زعم آن‌ها بعد از آن، می‌تواند با مرگ تدریجی روبرو شود 🛑🛑سناریوی دوم اسرائیلی‌ها این است که ایران را وارد یک فرایند مرگ تدریجی بکنند، یعنی حلقه محاصره را تنگ تر کنند و مدام به صورت متناوب درگیرش بکنند ✅✅عقل حکم می‌کند که سناریوی اصلی ما فرسایش‌گریزی از طریق «توافق بزرگ» باشد

🗣 حمزه صفوی: «معامله بزرگ» با آمریکا، شاه‌کلید طلایی است که اکنون روی طاقچه است
تا یک روز پیش از جنگ، ادراک شرق و غرب این بود که ایران با یک تلنگر فرو می‌پاشد، بنابراین برای تهران شأنیت معامله بزرگ قائل نبودند اما الان ایران در موضع پیروزی است.
_ اصلاحات نیوز ✅ @Eslahatnews 🔗 Eslahatnews.com

🟩در نشست «درس های جنگ رمضان برای ایران»، سید حمزه صفوی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقه‌ای‌دانشگاه تهران)، با استناد به رویکرد عبرت‌آموزی و پیشگیری از تکرار خطا، ۸ درس اساسی را به شرح زیر تبیین کرد: 🟥سیاست های انزواطلبانه و دشمن تراشی ناکارآمد هستند 🔵نظام تکثر را بپذیرد 🟧اولویت بخشی به اقتصاد و مبارزه ساختاری با فساد 🟨مشروح متن در خبرآنلاین: khabaronline.ir/xpSLN

۸. بهره‌گیری از رسانه‌های مستقل و روایت‌سازی جهانی: ضعف رسانه‌های رسمی در مقابل جریان‌های رسانه‌ای غیررسمی و مستقل که توانستند روایت جنگ را به نفع ایران تغییر دهند، درس مهمی است. این جریان‌سازی رسانه‌ای می‌تواند بستر مناسبی برای ایجاد و بازسازی امید در داخل و اعتبار در خارج از کشور باشد. حمزه صفوی تأکید کرد که این موارد صرفاً بحث‌های تئوریک نیستند، بلکه باید به سرعت به گزاره‌های اجرایی برای حاکمیت و نظام اداری تبدیل شوند تا از تکرار حوادث گذشته جلوگیری شده و زیرساخت‌های ویران‌شده کشور با عزم ملی مجدداً بازسازی شوند. ️ دقایق پایانی جلسه نیز به پاسخگویی سوالات مطرح شده از سوی حاضرین در جلسه، اختصاص داده شد. khabaronline.ir/xpSLN

در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ نشست «درس های جنگ رمضان برای ایران» را برگزار و خلاصه سخنان سخنران این نشست را در اختیار خبرآنلاین قرار داد.  در این نشست دکتر سید حمزه صفوی عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقه‌ای‌دانشگاه تهران در ۸ محور برای نجات از غافلگیری، و چگونگی اتصال ایستادگی نظامی به سفره مردم سخنرانی کرد. گزاره اصلی در تحلیل حمزه صفوی، لزوم چرخش فوری از شعارهای تئوریک به سمت دستورالعمل‌های اجرایی است. او در بخش ساختاری، بر اولویت‌بندی اقتصاد از طریق مبارزه با فساد و چابک‌سازی نظام اداری تاکید کرده و در حوزه دفاعی، بازنگری صفر تا صد پروتکل‌های امنیتی برای پایان دادن به ترورها و سناریونویسی بدبینانه برای جلوگیری از غافلگیری را پیشنهاد داده است. او در سخنان راهبردی خود، کلید بازدارندگی را در دو سطح تبیین می‌کند: نخست، سطح اجتماعی با باز کردن چتر حمایت نظام، پذیرش تکثر جامعه و پرهیز از برخوردهای امنیتی؛ و دوم، سطح بین‌المللی از طریق «دیپلماسی قدرت». در این رویکرد، دستاوردهای نظامی و اهرم‌هایی چون کنترل تنگه هرمز باید در میز مذاکره به امتیازات ملموس اقتصادی و رفع تحریم‌ها تبدیل شوند. در نهایت، صفوی با تاکید بر تنوع‌بخشی به کارت‌های بازی سایبری، ماهواره‌ای و بهره‌گیری از توان رسانه‌های مستقل برای روایت‌سازی جهانی، خواستار تبدیل این آموزه‌ها به یک عزم ملی برای بازسازی زیرساخت‌ها شده است. گزارش سخنرانی حمزه صفوی که توسط خانم زهرا حسین‌زاده تهیه شده در زیر از نظرتان می گذرد.  در نشست «درس های جنگ رمضان برای ایران»، سید حمزه صفوی (عضو هیئت علمی گروه مطالعات منطقه‌ای‌دانشگاه تهران)، با استناد به رویکرد عبرت‌آموزی و پیشگیری از تکرار خطا، ۸ درس اساسی را به شرح زیر تبیین کرد: ۱. اولویت‌بندی اقتصاد و تبدیل شعار به عمل اقتصاد: این امر نیاز گذر از شعارهای کلی به سمت تدوین دستورالعمل‌های اجرایی دقیق را دارد شامل: مبارزه ساختاری با فساد، کارآمدسازی سیستم بروکراتیک و رفع تعارض قوانین، بهینه‌سازی ساختارهای اداری (کاهش نیروی انسانی مازاد در دستگاه‌ها) و تطبیق خروجی با هزینه‌های انجام شده. ۲. پرهیز از تک‌سناریویی فکر کردن و تدوین پروتکل‌های آمادگی مدیریت بحران نباید مبتنی بر خوش‌بینی یا رد احتمال وقوع خطر باشد. ضروری است که طیف کاملی از سناریوها (به‌ویژه سناریوهای بدبینانه) برای آینده ترسیم شود. برای هر سناریو، دستورالعمل‌های پیشگیرانه و پروتکل‌های آمادگی از پیش تدوین گردد تا در صورت وقوع رخداد، کشور غافلگیر نشود. ۳. تغییر رویکرد در پروتکل‌های امنیتی و دفاعی: با تکیه بر اصل «کنش یکسان، نتیجه یکسان»، پروتکل‌های امنیتی گذشته که منجر به ترورهای متعدد فرماندهان ارشد شد، ناکارآمد تشخیص داده شده‌اند. الزامات جدید عبارتند از: رها کردن کامل روش‌های حفاظتی سابق، طراحی سیستم امنیتی صفر تا صد مبتنی بر قطع ارتباطات الکترونیکی و هوشمند در نقاط تجمع مقامات، پذیرش این واقعیت که غافلگیری در مدیریت امنیت ملی غیرقابل قبول و ناشی از عدم یادگیری درس‌های گذشته است. ۴. نگاه باز به مردم و گسترش چتر حمایت اجتماعی: سیاست‌های انزواطلبانه و دشمن‌تراشی داخلی ناکارآمد بوده‌اند. راهکار پیشنهادی اما پذیرش تفاوت‌های اجتماعی و سیاسی مردم (الهام از نامه حضرت علی به مالک اشتر)، جذب طیف وسیع‌تری از مردم و نخبگان در چتر حمایت نظام با رویکردی تعاملی و پرهیز از برخورد امنیتی با معترضان یا فعالان اجتماعی، ایجاد سازوکارهای حقیقت‌یاب غیرحاکمیتی برای بازتاب دادن روایت‌های اجتماعی و کاهش شکاف میان حاکمیت و جامعه است. ۵. مقابله با خودتحقیری و باور به توانمندی‌های ملی: پرهیز از نگاه‌های تحقیرآمیز به توانایی‌های دفاعی کشور. جنگ دوازده‌روزه نشان داد که ایران توانایی مقاومت فراتر از پیش‌بینی‌های خارجی‌ها را دارد. حفظ این اعتمادبه‌نفس ملی برای تاب‌آوری کشور ضروری است. ۶. تبدیل دستاورد نظامی به دستاورد اقتصادی (دیپلماسی قدرت): نقطه طلایی حکمرانی، استفاده از ایستادگی نظامی و مقاومت به اهرمی برای کسب امتیازات اقتصادی در میز مذاکره است. این رویکرد باید شامل کنترل تنگه هرمز، کاهش تحریم‌ها و ایجاد منافع ملموس اقتصادی برای مردم باشد تا جنگ و مقاومت به ثبات اقتصادی تبدیل شود. ۷. تنوع‌بخشی به کارت‌های بازی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین: ایران با استفاده از توانمندی‌های نوین، موازنه قدرت را بر هم زد. این شامل: استفاده از قابلیت‌های اطلاعاتی، امنیتی و ماهواره‌ای کشورهای دیگر، به کارگیری توانمندی‌های سایبری و هوشمند برای هدف قرار دادن اهدافی که با تسلیحات متعارف قابل دسترس نیستند، هدف قرار دادن زیرساخت‌های راداری و پدافندی دشمن در کشورهای ثالث برای ایجاد توازن در جنگ.

🔷منطق حاکمیت در قطع اینترنت🔶

🟥 اشتباهات جنگ ۲ ‌ 🟩 درس نگرفتن از جنگ ۱۲ روزه و اتفاقات گذشته ‌ 🔷 سیدمجید موسوی و شیخ نعیم قاسم چرا پدیده های جنگ بودند؟

🟥 اشتباهات جنگ ‌ 🟩 کدام مقام سه روز قبل از جنگ گفت مطمن باش جنگ نمی شود؟

🔶ابتکار خیابان طرح آقای لاریجانی بود. 🔷ترامپ اشتباه بزرگی انجام داد که تمدن ایرانی را تهدید کرد. بیداری ایرانی و تمدن ایرانی انجام شد ‌ 🟩کسانی مثل نفیسه کوهنورد دکتر سروش به میدان آمدند ‌ 🔸کانال سیدحمزه صفوی 🔹عضویت: ble.ir/join/9NTAdJm7hp

🟥روانشناسی ترامپ 🟩 مذاکره مستقیم و غیرمستقیم و استفاده اسرائیل

🟥بازآرایی هوا فضا افتخار آمیز است. ✅کمترین آسیب را بین نهادهای نظامی هوافضا دید. 🟥 بخاطر درس گرفتن از جنگ دوازده روزه

اقدام دردآور برای اسرائل جا دارد✅

✅توصیه های قبل جنگ

. اشتباه فیلترینگ هر بار تکرار می‌شود. دیدن ویدئو https://youtu.be/xwnZFUiP9jE @irantalk_sn

Repost from جماران
🔴 حمزه صفوی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل: نگاه غالب در ایران این است که شاید مذاکرات اسلام‌آباد یک دام باشد 🔴 در صورت از سرگیری
🔴 حمزه صفوی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل: نگاه غالب در ایران این است که شاید مذاکرات اسلام‌آباد یک دام باشد 🔴 در صورت از سرگیری جنگ، ایران کارت‌های جدیدی را رو خواهد کرد؛ از جمله بستن باب‌المندب 🔴 چین نسبت به پاکستان و عمان، گزینه بهتری برای میانجی‌گری است 🔴 غنی‌سازی بالای اورانیوم، نه اهرمی برای رفع تحریم‌ها شد، نه سایه جنگ را از سر ما برداشت 🔴 حفظ توان موشکی و کنترل تنگه هرمز، مهم تر از توان هسته‌ای است 🔸حمزه صفوی به «جماران» گفت: باید تمرکز خود را از مسأله هسته‌ای برداریم و حاضر به انعطاف نشان‌دادن در این زمینه شویم تا شاهد یک چشم‌انداز درخشان در افق ۲ تا ۵ سال آینده برای کشور باشیم 🔸 در پس ازخودگذشتگی‌های نیروهای نظامی و حمایت بخشی از جامعه که شب‌ها در خیابان حاضر شدند و مردم دیگری که سناریوی اضمحلال از درون را محقق نکردند، ممکن است چنان اتفاق خوبی رقم بخورد که تجربه تلخ ۲۰۰ سال گذشته ما از دیپلماسی را ترمیم کند./ جماران https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1706547 🇮🇷🌷 @jamarannews

یکی از ویژگی‌های مهم شخصیتی او که من شخصاً تحسین می‌کردم، شجاعت در بیان واقعیت‌ها بود. در یکی از جلساتی که پس از یک بحران امنیتی داشتیم، گفت تصمیم گرفته است بدون هیچ ملاحظه‌ای، ارزیابی‌های واقعی خود را منتقل کند؛ حتی اگر به قیمت از دست دادن مسئولیت‌هایش تمام شود. او از نامه‌ای سخن می‌گفت که برای مقام معظم رهبری نوشته بود و در آن، بدون تعارف، دغدغه‌ها و مشکلات کشور را مطرح کرده بود. می‌گفت ممکن است نتیجه این صراحت کنار گذاشته شدنش باشد، اما وظیفه خود می‌داند واقعیات را منتقل کند. به باور من، همین درک مشکلات، همین دغدغه‌مندی و همین صراحت در انتقال واقعیت‌ها بود که نشان می‌داد او برای مسئولیت‌های کلان امنیتی مناسب است. مدت کوتاهی پس از همین مواضع و انتقال دیدگاه‌هایش بود که مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی به او سپرده شد. چند هفته بعد از انتصابش، در دیداری از او پرسیدم مهم‌ترین هدفش چیست. بدون تردید گفت مهم‌ترین دغدغه‌اش جلوگیری از وقوع جنگ جدید علیه ایران و دور کردن سایه جنگ از سر کشور است. این در حالی بود که در آن زمان بسیاری چنین تهدیدی را جدی نمی‌گرفتند، اما او این خطر را واقعی می‌دید. آخرین دیدار من با او حدود ده روز پیش از شروع جنگ اخیر بود. در آن دیدار کوتاه، با صراحت گفت احتمال وقوع جنگ بالا است و اگر چنین اشتباهی از سوی دشمن رخ دهد، ایران هزینه سنگینی به آنها تحمیل خواهد کرد. در عین حال تأکید داشت که در حال تلاش برای جلوگیری از جنگ هستند، اما احتمال آن را باید جدی گرفت. آنچه برای من برجسته بود، آرامش و نبود ترس در رفتار او بود. با صراحت می‌گفت نهایت این مسیر این است که انسان جانش را در راه کشور بدهد و این موضوع برای او ترسناک نبود. دیروز در مراسم تشییع، وقتی همه این خاطرات در ذهنم مرور می‌شد، به این فکر می‌کردم که برخی افراد پیش از آنکه از دنیا بروند، زیر فشار تخریب‌ها بارها آسیب می‌بینند. با خودم فکر می‌کردم او شاید یک بار در فضای سیاسی و زیر فشار قضاوت‌ها آسیب دید و امروز با فقدانش کشور بار دیگر یکی از مدیران باتجربه خود را از دست داد. از نظر من، علی لاریجانی یک سیاستمدار چندوجهی بود؛ فردی که هم اقتصاد را می‌فهمید، هم امنیت را، هم سیاست را و در عین حال ذهنی فلسفی داشت. کمتر سیاستمداری را می‌توان یافت که همزمان چنین ترکیبی از نگاه نظری و عمل‌گرایی داشته باشد. فقدان چنین افرادی فقط از دست دادن یک مدیر نیست؛ از دست دادن بخشی از عقلانیت و تجربه کشور است. امروز بیش از هر زمان، کشور نیازمند مدیرانی است که هم عقلانیت داشته باشند، هم شجاعت بیان حقیقت، هم سلامت فردی و هم نگاه ملی. به باور من، علی لاریجانی یکی از نمونه‌های چنین رویکردی بود و فقدان او ضایعه‌ای است که جبران آن آسان نخواهد بود. حمزه صفوی

در مراسم تشییع پیکر علی لاریجانی حضور داشتم. برای من آن مراسم فقط بدرقه یک چهره سیاسی نبود؛ مرور خاطرات سال‌هایی بود که او را از نزدیک می‌شناختم. در میان جمعیت ایستاده بودم و صحنه‌های مختلفی از گفتگوها و دیدارهایم با او در ذهنم مرور می‌شد. شاید نزدیک به دو ساعت اشک می‌ریختم. بیشتر از آنکه برای یک فقدان شخصی باشد، برای از دست رفتن یک سرمایه فکری برای کشور بود. اولین آشنایی حرفه‌ای من با ایشان به سال ۱۳۸۵ بازمی‌گردد؛ زمانی که در حال نگارش کتابی درباره سیاست خارجی جمهوری اسلامی بودم و با حدود ۴۰ نفر از مسئولان مؤثر در این حوزه مصاحبه کردم. آقای لاریجانی نیز یکی از این افراد بود و در آن زمان تازه از دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار گذاشته شده بود. در آن گفتگو، آنچه برای من برجسته بود، انسجام ذهنی، پختگی تحلیل و تسلط کم‌نظیر او بر مسائل سیاست خارجی بود. در میان همه افرادی که با آنها مصاحبه کرده بودم، اگر قرار بود از نظر قدرت تحلیل، انسجام فکری و بلوغ سیاسی ارزیابی کنم، ایشان در بالاترین سطح قرار داشت و شاید تنها یکی دو نفر دیگر را می‌شد در همان سطح دانست. در همان جلسه، او از کمبود عقلانیت در برخی تصمیمات اجرایی کشور گلایه داشت و معتقد بود فقدان خردورزی در تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل کند. نکته مهم دیگری که در آن مصاحبه مطرح کرد، مربوط به پرونده هسته‌ای بود. او توضیح می‌داد که در دوره مسئولیتش، مذاکرات به مراحل نهایی رسیده بود و به گفته خودش حتی چارچوب‌های توافق با طرف‌های غربی از جمله جک سالیوان تا حد زیادی نهایی شده بود. او صراحتاً می‌گفت: «ما عملاً کار را تمام کرده بودیم و توافق بسته شده بود، اما به خاطر اختلافات داخلی و مسائل شخصی، این مسیر ادامه پیدا نکرد.» به گفته او، اقداماتی که بعداً از سوی دولت وقت، به‌ویژه محمود احمدی‌نژاد صورت گرفت، باعث شد آن توافق از مسیر خود خارج شود. برداشت او این بود که برخی اختلافات شخصی و رقابت‌های داخلی باعث شد مسیری که می‌توانست به نتیجه برسد، متوقف شود. او این موضوع را نمونه‌ای از تأثیر اختلافات داخلی بر منافع ملی می‌دانست. خاطره دوم من مربوط به یکی از کلاس‌هایم در دانشگاه تهران است. درسی درباره سیاست بین‌الملل تدریس می‌کردم و درباره ویژگی‌های یک دیپلمات موفق صحبت می‌کردیم؛ ویژگی‌هایی مانند خردمندی، قدرت تحلیل، نفوذ، درک واقعیت‌های بین‌المللی و توان تصمیم‌گیری در شرایط پیچیده. یکی از دانشجویان ممتاز کلاس از من پرسید: «اگر بخواهید یک نمونه واقعی از این ویژگی‌ها در جمهوری اسلامی مثال بزنید، چه کسی را نام می‌برید؟» کلاس در سکوت فرو رفت. چند ثانیه فکر کردم و در نهایت نام علی لاریجانی را مطرح کردم. برایم جالب بود که حتی دانشجویانی که معمولاً نگاه انتقادی به فضای سیاسی داشتند نیز مخالفتی نکردند. این نشان می‌داد که برخی شخصیت‌ها به دلیل ویژگی‌های حرفه‌ای‌شان حتی نزد منتقدان هم اعتبار دارند. یکی از مهم‌ترین خاطرات من مربوط به زمانی است که ایشان قصد داشت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کند. در دیداری که با حضور پدرم داشتیم، تأکید می‌کرد که کشور نیاز جدی به عقلانیت در مدیریت دارد و به همین دلیل احساس تکلیف برای حضور در انتخابات دارد. در همان جلسه جمله‌ای گفت که هنوز در ذهن من مانده است. او گفت اگر قرار است امکان حضور نداشته باشد، بهتر است از ابتدا گفته شود. تعبیرش این بود که اگر تصمیمی وجود دارد، بهتر است پیش از ثبت‌نام گفته شود تا هزینه‌ای به کشور و افراد تحمیل نشود. مضمون حرفش این بود که اگر قرار نیست تأیید شود، چرا باید اجازه داد ثبت‌نام انجام شود و بعد چنین اتفاقی بیفتد. این سؤال هنوز هم قابل طرح است؛ اگر قرار بود فردی با این حجم از سابقه مدیریتی، از ریاست مجلس تا دبیری شورای عالی امنیت ملی و مسئولیت‌های کلان دیگر، ردصلاحیت شود، آیا بهتر نبود از ابتدا این موضوع مدیریت می‌شد؟ چرا باید سرمایه‌ای با این سطح از تجربه، در معرض چنین وضعیتی قرار بگیرد؟ اگر گزینه‌ای مدنظر بود، آیا بهتر نبود از ابتدا به او گفته می‌شد که وارد رقابت نشود تا هم شأن افراد حفظ شود و هم سرمایه‌های مدیریتی کشور اینگونه هزینه نشوند؟ بعدها حتی در گفتگوهایی که با برخی دیپلمات‌های خارجی داشتم، همین پرسش مطرح می‌شد که چگونه ممکن است فردی در یک مقطع ردصلاحیت شود اما در مقطع دیگر مسئولیت‌های مهم امنیتی به او سپرده شود. این تناقض‌ها حتی بر برداشت خارجی‌ها از سازوکارهای تصمیم‌گیری در ایران هم اثر می‌گذاشت. به اعتقاد من، آقای لاریجانی در این ماجرا تا حدی مظلوم واقع شد. فردی که سال‌ها در حساس‌ترین موقعیت‌های کشور مسئولیت داشته، قطعاً شایسته مواجهه‌ای دقیق‌تر بود.