داریان | پژاره
Open in Telegram
بخند مشتی، بذا لج دنیا درآد. بدون ادا و اطوار
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
244
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
مو یادُمه
بچهتر که بودُم
ای تیغ آفتاب که میرفت
همه تو کوچه جمع میشدیم بِرا فوتبال.
هممون کتونیهامونو در میاوردیم و پابرهنه بازی میکردیم.
بعد او خنکای کولر، پابرهنه رو آسفالت داغ فوتبال بازی کردن لذتی داشت که نمیتونُم بِرات توصیفش کُنُم.
بماند
خواستُم بگُم مو پابرهنه بزرگ شدم.
نه ای که مجبور بودُما، نه
چون خودُم خواستُم.
سلام وقتتون بخیر
امکانش هست لینک شاپ کوچولوی منو بذارید اگه کسی دوست داشت بیاد؟🙃
https://t.me/+XCTfi0ZWHqA3ODZk
خب چون من طراحی جواهراتم میکنم، جواهر سازی هم میکنم و اینا اون مسیری هست که ازش لذت میبرم.
ولی اوضاع مملکت جوریه که باید برای آیندمون تلاش کنیم.
