چای شیرین؛
Open in Telegram
و میایی باهم چای تلخ بنوشیم که صدایت استکانم را شیرین کند؟
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
461
Subscribers
-124 hours
-137 days
+1830 days
Posts Archive
461
برخی عشق را چگکی می دانند که نیاز های تنشان را به آن بیاویزند.
لحظه ای را که نیاز غلیان می کند حادثه عشق می نامند و آن را با تمنا می جویند ..
و آن گاه که نیاز فروکش کرد ، عشق را از یاد می برند . عشق محصول انس است و بعد از نیاز تن و در غیاب آن آغاز می شود.
تن و لامسه واقعیتی انکارناپذیر است. ولی عشق نه با آن آغاز میشود و نه با آن پایان مییابد. در سطحی پایینتر از کلمه و معنا که خانهٔ اصلی ابراز عشق است، گاهی تن و لامسه هم با حرارتش، حضور عشق را تأیید میکند. ولی آنها که از سطح تن و لامسه عشق را آغاز میکنند، بعید میدانم به سطح کلمه و معنا اوج بگیرند. همانطور که اگر بگویند عشق در یک نگاه متولد میشود و شعله میکشد، دغلبازی کردهاند. تازهکارها غالباً سرکشیِ هوس را با تولد عشق اشتباه میگیرند.
461
معنا نمیتواند تکراری باشد. معنا همیشه تازه است، ولی ممکن است لباس تکرار را به تن کند و تو گمان کنی کهنه است.
لباس کهنه بوی خاطره می دهد .
کهنگی با عشق متناسب تر است..
461
كَيْفَ لَا يَزْهَرُ قَلْبِي وَأَنْتِ الْمَطَرُ؟
در حالی که تو بارانی، چگونه قلبم شکوفه نزند؟..
461
از کلیات دل خوشی ندارم؛
با خود چیز های زیادی را جا می گذارند ..
کلیات شبیه آسمانیاند که همهچیز را در خود جا میدهد، اما هیچ ابر مشخصی را به یاد نمیآورد. من به جای «انسان»، به چینِ ریزی فکر میکنم که کنار چشم یک نفر هنگام خندیدن پیدا میشود؛ به جای «زندگی»، به صدای قاشقی که نیمهشب به دیوارهی یک لیوان میخورد؛ به جای «عشق»، به مکث کوتاهی میان دو کلمه که هیچ فرهنگ لغتی قادر به توضیحش نیست.
461
شک هم مخلوق خداست؟!
- بیشک!
چرا خدا شک را خلق کرده؟
- چون یقین را هم خلق کرده و یقین بدون شک بیمعناست.
