چای شیرین؛
Open in Telegram
و میایی باهم چای تلخ بنوشیم که صدایت استکانم را شیرین کند؟
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
461
Subscribers
-124 hours
-137 days
+1830 days
Posts Archive
461
بزرگترین حسرتی که گریبانم و گرفته این که وقتی کربلا رفتم، اون طور که باید چشمانم واز دیدن گنبد امام حسین ع سیراب نکردم.
با او خلوت نکردم.پرِ حرف بودم، اما کلمات پشت لبهایم حبس شدند.
در بُهت عجیبی دست و پا میزدم
اینکه درست از فرصت استفاده نکردم، مهرِ بیمعرفتی ست بر جانم
با وجود همه اینها، تو مثل همیشه دستم وگرفتی؛ نذاشتی در این دنیا غرق بشم.
راستش این دفعه بیشتر از همیشه به نگاهت در زندگیم نیاز دارم
خودت میدونی .. همه چیز رو!
461
میگفت هیچ زمان آدمایی که تورو به خدا نزدیک میکنن ؛ رها نکن .
بودن آن ها
یعنی هنوز خدا حواسش بهت هست./
461
هر کسی روندهٔ راه خود است و راه، همان نفس است. راه، بیرون از نفس تو نیست که آن را بیابی و بر آن راه بروی. تو در خودت راه خواهی رفت و من در خودم و هر کسی در نفس خود. سالک و مسلک متحد است. آن که تو را به راه حق میخواند، در حقیقت تو را به درونت میکشاند
461
بزرگی هر کس به بزرگی غمی است که در دلش پنهان کرده است. غم شوکت دارد، مهابت دارد، هیجان میآفریند و حرارت میبخشد. هرکسی بهاندازهٔ ادراکش از حقیقت، غم دارد. آنها که غم را به افسردگی و غصه فرو میکاهند، غم نمیفهمند
461
ولی خب جبههٔ حق لنگ آدمها نیست! برای همین خدا تو قران گفته؛
-کم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ.
461
عقل به ماندن میخواند و عشق به رفتن... و این هر دو را خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت، میان عقل و عشق، معنا شود.
461
به آغاز و پایان آدمها فکر میکنم. به آنها که چه راحت از آنچه میتوانستند باشند میگذرند! تمام خاطرات مشترکمان تلخ و شیرین، ناخواسته جلوی چشمانم رژه میروند. میگویند بزرگترین حسرت روز قیامت آن است که به انسان نشان میدهند میتوانسته در زندگی به کجا برسد و نرسیده! میتوانسته چه انسانی بشود و خودش نخواسته و نشده!
