پیام زنجان
Open in Telegram
پایگاه خبری پیام زنجان نیوز
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
226
Subscribers
-124 hours
+47 days
+1430 days
Posts Archive
226
پیام زنجان نیوز/ مدیرکل مدیریت بحران استانداری زنجان با اشاره به دستور استاندار زنجان برای جمعبندی خسارات وارده ناشی از جنگ در استان، گفت: مجموع خسارات ناشی از جنگ در استان بیش از ۴۷۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
226
🔸 از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شد، گرمای خانهها هم سرد شد!
✍ رحمان بیات
در گروه تلگرامی خبرنگاران، بحث دربارهی سماور، قوری و چایی بود که بهانه ای شد تا در ناخودآگاه خود ، سؤالاتی از خود به پرسم : به راستی چرا مردم ایران چای را دوست دارند؟ یا چرا در مراسم خواستگاری معمولاً عروس باید چای بیاورد؟ و چرا در پذیرایی، اولین تعارفِ میزبان به مهمان، چای است؟
بدون آنکه بخواهم برای یافتن پاسخ این سؤالات، کتابها را ورق بزنم، در سایتها و کانالها بگردم و یا به اصطلاح امروزی به هوش مصنوعی سفارش بدهم، که چیزی برایم بنویسد.
در عالم خیال، خاطرات و تجربیات گذشته خود را مرور کردم. در این مرور بود که متوجه شدم که واقعا وجود سماور و صدای قلقل آن، چگونه گرمابخش خانوادههای ایرانی بوده است؛ در واقع سماور و قوری چایی روی آن ، همچون شمعی بوده ، که اعضای خانواده را به دور خود جمع میکرد.
البته اگر بخواهیم پاسخی درست برای این پرسشها بیابیم، ابتدا باید در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان تأملی دوباره داشته باشیم تا روشن شود که خانه و خانواده در فرهنگ ما چقدر مهم بوده است. با توجه به این اهمیت، هر عاملی که باعث تحکیم بنیان خانواده و افزایش مهر و محبت میان اعضا میشده، مورد توجه ایرانیان بوده است. البته این به معنای آن نیست که چای همچون «دعای محبت»، نوشیدنیای سحرآمیز باشد، بلکه این هنر ایرانیان بوده است که از هر مادهی خامی، محصولی زیبا میساختهاند؛ بنابراین سماور ذغالی، قوری و کتری، در اغلب خانههای ایرانی حضور ویژه و همیشگی داشته و بهانه دورهمی و مهر و محبت بوده است.
به بیان دیگر، گرچه وجود پدر و مادرها بهانه ای بوده که عمو و عمه و خاله و دایی ها دورهم جمع شوند و معمولاً در این جمعها قصهخوانی، شاهنامهخوانی، گلستانخوانی یا پرسیدنِ چیستان (تاپاجا) از رسومات رایج بوده است، اما باز این طعمِ خاصِ چایِ مادربزرگ بود که در ذهن و خاطرهی ما ماندگار شده است. از این جهت میتوان گفت که چایِ مادربزرگ، همانند ملاتِ لاییِ آجر در ساخت دیوار بود که اقوام را به دورِ پدر و مادربزرگ جمع میکرد.
با توجه به آنچه اشاره شد، میتوان گفت که صدای قلقل سماور، همانند تپش قلب انسان ، امیدبخش و نویدبخشِ زندگی بود. شاید این تعبیر دقیق نباشد، اما دورهمیهای خانوادگی در خانهی پدر و مادربزرگها، حس و حال دیگری داشت. پیشتر در یادداشتی نوشته بودم که از وقتی غذاخوریها و مراکز عرضهی غذاهای آماده گسترش یافت، کمکم آن مهر و محبت در خانوادهها هم کم فروغتر شد؛ به بیان دیگر، به همان میزانی که بازار غذاخوریها گرم شد، فضای خانهها هم سرد شد. در گذشته وقتی سفرهی غذا پهن میشد، همه اعضای خانواده باید در وقتی معین سر سفره حاضر میشدند؛ همین نظم، باعث الفت و انس بیشتر میان اعضا میشد، اما امروزه هر یک از اعضای خانواده در ساعاتی متفاوت، غذای خود را میخورند.
همانطور که اشاره شد، صدای قلقل سماور همانند تپشِ قلب، گرما بخشِ خانوادهها بود؛ اما از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شدند و غذاهای آماده جایگزین غذاهای سنتی گشتند، هم روابط میان اعضای خانواده سرد شد و هم امراض جسمی و روحی فزونی یافت...
گرچه در این زمینه گفتنی زیاد است اما اگر در مثال و ضربالمثلهای خود که پیرامون چایی وجود دارد هم توجه کنیم به نوعی بر تحکیم خانواده تأکید دارد؛ مثلاً میگویند: «ما نه یک تکه نان و نه یک استکان چایِ فلانی را خوردهایم»، یعنی فلانی چنان بخیل است که مهمان دعوت نمی کند تا به کسی نان دهد و یا یک استکان چایی. همچنین میگویند: «روابط مثل چای میماند؛ وقتی سرد شود، به درد نمیخورد» و یا «چای نخورده، فامیل شده است...». بنابراین سخن دربارهی تأثیرات روانی و عاطفیِ دورهمیهای خانوادگی که بر محوریت سماور و چایی بسیار است.
اما برای پایان سخن لازم میدانم به این واقعیت اشاره کنم؛ که شاید این نوشته در بیان و مقصود مورد نظر دقیق و حرفه ای نباشد ولی در شرایط امروزیِ جامعه که هرکسی درگیرِ مشکلاتِ خاصِ خویش است، یک دورهمیِ ساده برای صرفِ چایی، میتواند اکسیری حیاتبخش باشد تا شاید کمی از غمِ روزگار فاصله بگیریم.
باور کنیم که این دورهمیها در این شرایط، نه فقط یک نیاز ، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
@payamezanjannews
226
🔸 از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شد، گرمای خانهها هم سرد شد!
✍ رحمان بیات
در گروه تلگرامی خبرنگاران، بحث دربارهی سماور، قوری و چایی بود که بهانه ای شد تا در ناخودآگاه خود ، سؤالاتی از خود به پرسم : به راستی چرا مردم ایران چای را دوست دارند؟ یا چرا در مراسم خواستگاری معمولاً عروس باید چای بیاورد؟ و چرا در پذیرایی، اولین تعارفِ میزبان به مهمان، چای است؟
بدون آنکه بخواهم برای یافتن پاسخ این سؤالات، کتابها را ورق بزنم، در سایتها و کانالها بگردم و یا به اصطلاح امروزی به هوش مصنوعی سفارش بدهم، که چیزی برایم بنویسد.
در عالم خیال، خاطرات و تجربیات گذشته خود را مرور کردم. در این مرور بود که متوجه شدم که واقعا وجود سماور و صدای قلقل آن، چگونه گرمابخش خانوادههای ایرانی بوده است؛ در واقع سماور و قوری چایی روی آن ، همچون شمعی بوده ، که اعضای خانواده را به دور خود جمع میکرد.
البته اگر بخواهیم پاسخی درست برای این پرسشها بیابیم، ابتدا باید در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان تأملی دوباره داشته باشیم تا روشن شود که خانه و خانواده در فرهنگ ما چقدر مهم بوده است. با توجه به این اهمیت، هر عاملی که باعث تحکیم بنیان خانواده و افزایش مهر و محبت میان اعضا میشده، مورد توجه ایرانیان بوده است. البته این به معنای آن نیست که چای همچون «دعای محبت»، نوشیدنیای سحرآمیز باشد، بلکه این هنر ایرانیان بوده است که از هر مادهی خامی، محصولی زیبا میساختهاند؛ بنابراین سماور ذغالی، قوری و کتری، در اغلب خانههای ایرانی حضور ویژه و همیشگی داشته و بهانه دورهمی و مهر و محبت بوده است.
به بیان دیگر، گرچه وجود پدر و مادرها بهانه ای بوده که عمو و عمه و خاله و دایی ها دورهم جمع شوند و معمولاً در این جمعها قصهخوانی، شاهنامهخوانی، گلستانخوانی یا پرسیدنِ چیستان (تاپاجا) از رسومات رایج بوده است، اما باز این طعمِ خاصِ چایِ مادربزرگ بود که در ذهن و خاطرهی ما ماندگار شده است. از این جهت میتوان گفت که چایِ مادربزرگ، همانند ملاتِ لاییِ آجر در ساخت دیوار بود که اقوام را به دورِ پدر و مادربزرگ جمع میکرد.
با توجه به آنچه اشاره شد، میتوان گفت که صدای قلقل سماور، همانند تپش قلب انسان ، امیدبخش و نویدبخشِ زندگی بود. شاید این تعبیر دقیق نباشد، اما دورهمیهای خانوادگی در خانهی پدر و مادربزرگها، حس و حال دیگری داشت. پیشتر در یادداشتی نوشته بودم که از وقتی غذاخوریها و مراکز عرضهی غذاهای آماده گسترش یافت، کمکم آن مهر و محبت در خانوادهها هم کم فروغتر شد؛ به بیان دیگر، به همان میزانی که بازار غذاخوریها گرم شد، فضای خانهها هم سرد شد. در گذشته وقتی سفرهی غذا پهن میشد، همه اعضای خانواده باید در وقتی معین سر سفره حاضر میشدند؛ همین نظم، باعث الفت و انس بیشتر میان اعضا میشد، اما امروزه هر یک از اعضای خانواده در ساعاتی متفاوت، غذای خود را میخورند.
همانطور که اشاره شد، صدای قلقل سماور همانند تپشِ قلب، گرما بخشِ خانوادهها بود؛ اما از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شدند و غذاهای آماده جایگزین غذاهای سنتی گشتند، هم روابط میان اعضای خانواده سرد شد و هم امراض جسمی و روحی فزونی یافت...
گرچه در این زمینه گفتنی زیاد است اما اگر در مثال و ضربالمثلهای خود که پیرامون چایی وجود دارد هم توجه کنیم به نوعی بر تحکیم خانواده تأکید دارد؛ مثلاً میگویند: «ما نه یک تکه نان و نه یک استکان چایِ فلانی را خوردهایم»، یعنی فلانی چنان بخیل است که مهمان دعوت نمی کند تا به کسی نان دهد و یا یک استکان چایی. همچنین میگویند: «روابط مثل چای میماند؛ وقتی سرد شود، به درد نمیخورد» و یا «چای نخورده، فامیل شده است...». بنابراین سخن دربارهی تأثیرات روانی و عاطفیِ دورهمیهای خانوادگی که بر محوریت سماور و چایی بسیار است.
اما برای پایان سخن لازم میدانم به این واقعیت اشاره کنم؛ که شاید این نوشته در بیان و مقصود مورد نظر دقیق و حرفه ای نباشد ولی در شرایط امروزیِ جامعه که هرکسی درگیرِ مشکلاتِ خاصِ خویش است، یک دورهمیِ ساده برای صرفِ چایی، میتواند اکسیری حیاتبخش باشد تا شاید کمی از غمِ روزگار فاصله بگیریم.
باور کنیم که این دورهمیها در این شرایط، نه فقط یک نیاز ، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
@payamezanjannews
226
🔸 از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شد، گرمای خانهها هم سرد شد!
✍ رحمان بیات
در گروه تلگرامی خبرنگاران، بحث دربارهی سماور، قوری و چایی بود که بهانه ای شد تا در ناخودآگاه خود ، سؤالاتی از خود به پرسم : به راستی چرا مردم ایران چای را دوست دارند؟ یا چرا در مراسم خواستگاری معمولاً عروس باید چای بیاورد؟ و چرا در پذیرایی، اولین تعارفِ میزبان به مهمان، چای است؟
بدون آنکه بخواهم برای یافتن پاسخ این سؤالات، کتابها را ورق بزنم، در سایتها و کانالها بگردم و یا به اصطلاح امروزی به هوش مصنوعی سفارش بدهم، که چیزی برایم بنویسد.
در عالم خیال، خاطرات و تجربیات گذشته خود را مرور کردم. در این مرور بود که متوجه شدم که واقعا وجود سماور و صدای قلقل آن، چگونه گرمابخش خانوادههای ایرانی بوده است؛ در واقع سماور و قوری چایی روی آن ، همچون شمعی بوده ، که اعضای خانواده را به دور خود جمع میکرد.
البته اگر بخواهیم پاسخی درست برای این پرسشها بیابیم، ابتدا باید در فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان تأملی دوباره داشته باشیم تا روشن شود که خانه و خانواده در فرهنگ ما چقدر مهم بوده است. با توجه به این اهمیت، هر عاملی که باعث تحکیم بنیان خانواده و افزایش مهر و محبت میان اعضا میشده، مورد توجه ایرانیان بوده است. البته این به معنای آن نیست که چای همچون «دعای محبت»، نوشیدنیای سحرآمیز باشد، بلکه این هنر ایرانیان بوده است که از هر مادهی خامی، محصولی زیبا میساختهاند؛ بنابراین سماور ذغالی، قوری و کتری، در اغلب خانههای ایرانی حضور ویژه و همیشگی داشته و بهانه دورهمی و مهر و محبت بوده است.
به بیان دیگر، گرچه وجود پدر و مادرها بهانه ای بوده که عمو و عمه و خاله و دایی ها دورهم جمع شوند و معمولاً در این جمعها قصهخوانی، شاهنامهخوانی، گلستانخوانی یا پرسیدنِ چیستان (تاپاجا) از رسومات رایج بوده است، اما باز این طعمِ خاصِ چایِ مادربزرگ بود که در ذهن و خاطرهی ما ماندگار شده است. از این جهت میتوان گفت که چایِ مادربزرگ، همانند ملاتِ لاییِ آجر در ساخت دیوار بود که اقوام را به دورِ پدر و مادربزرگ جمع میکرد.
با توجه به آنچه اشاره شد، میتوان گفت که صدای قلقل سماور، همانند تپش قلب انسان ، امیدبخش و نویدبخشِ زندگی بود. شاید این تعبیر دقیق نباشد، اما دورهمیهای خانوادگی در خانهی پدر و مادربزرگها، حس و حال دیگری داشت. پیشتر در یادداشتی نوشته بودم که از وقتی غذاخوریها و مراکز عرضهی غذاهای آماده گسترش یافت، کمکم آن مهر و محبت در خانوادهها هم کم فروغتر شد؛ به بیان دیگر، به همان میزانی که بازار غذاخوریها گرم شد، فضای خانهها هم سرد شد. در گذشته وقتی سفرهی غذا پهن میشد، همه اعضای خانواده باید در وقتی معین سر سفره حاضر میشدند؛ همین نظم، باعث الفت و انس بیشتر میان اعضا میشد، اما امروزه هر یک از اعضای خانواده در ساعاتی متفاوت، غذای خود را میخورند.
همانطور که اشاره شد، صدای قلقل سماور همانند تپشِ قلب، گرما بخشِ خانوادهها بود؛ اما از وقتی که سماورهای ذغالی خاموش شدند و غذاهای آماده جایگزین غذاهای سنتی گشتند، هم روابط میان اعضای خانواده سرد شد و هم امراض جسمی و روحی فزونی یافت...
گرچه در این زمینه گفتنی زیاد است اما اگر در مثال و ضربالمثلهای خود که پیرامون چایی وجود دارد هم توجه کنیم به نوعی بر تحکیم خانواده تأکید دارد؛ مثلاً میگویند: «ما نه یک تکه نان و نه یک استکان چایِ فلانی را خوردهایم»، یعنی فلانی چنان بخیل است که مهمان دعوت نمی کند تا به کسی نان دهد و یا یک استکان چایی. همچنین میگویند: «روابط مثل چای میماند؛ وقتی سرد شود، به درد نمیخورد» و یا «چای نخورده، فامیل شده است...». بنابراین سخن دربارهی تأثیرات روانی و عاطفیِ دورهمیهای خانوادگی که بر محوریت سماور و چایی بسیار است.
اما برای پایان سخن لازم میدانم به این واقعیت اشاره کنم؛ که شاید این نوشته در بیان و مقصود مورد نظر دقیق و حرفه ای نباشد ولی در شرایط امروزیِ جامعه که هرکسی درگیرِ مشکلاتِ خاصِ خویش است، یک دورهمیِ ساده برای صرفِ چایی، میتواند اکسیری حیاتبخش باشد تا شاید کمی از غمِ روزگار فاصله بگیریم.
باور کنیم که این دورهمیها در این شرایط، نه فقط یک نیاز ، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
@payamezanjannews
226
ثبتنام بیمه درمان تکمیلی اصحاب فرهنگ و هنر از نیمه دوم شهریور آغاز میشود
پیام زنجان نیوز/ مقدمات ثبتنام بيمه درمان تکميلي سال ۱۴۰۵-۱۴۰۶ ويژه اصحاب فرهنگ، هنر، رسانه و فعالان قرآن و عترت در صندوق اعتباري هنر فراهم شده و فرآيند ثبتنام از نيمه دوم شهريورماه آغاز خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی صندوق اعتباری هنر، ثبتنام بیمه درمان تکمیلی سال ۱۴۰۵-۱۴۰۶ اعضای صندوق، مطابق روال سالهای گذشته، به صورت غیرحضوری انجام میشود.
اعضای صندوق میتوانند در بازه زمانی اعلامشده با مراجعه به پیامرسان اختصاصی صندوق هنر به نشانی app.honarcredit.ir یا سامانه Profile.honarcredit.ir نسبت به ثبتنام بیمه درمان تکمیلی خود اقدام کنند.
همچنین امکان بهرهمندی همسر و فرزندان اعضا از پوشش بیمه درمان تکمیلی نیز در این طرح پیشبینی شده است.
جزئیات مربوط به زمانبندی، شرایط و نحوه ثبتنام متعاقباً از طریق سایت و پیامرسان صندوق به اطلاع اعضا خواهد رسید.
@payamezanjannews
226
پیام زنجان نیوز/ خبرگزاری ایسنا اخیراً در گزارشی با اشاره به انتقاد نبی اله محمدی نماینده زنجان و طارم در مجلس از استاندار زنجان به خاطر خرید و استفاده از یک دستگاه خودروی لکسوس، به نامه ای اشاره کرده که همکاران سابق محسن صادقی استاندار زنجان در دفاع از ساده زیستی او نوشته اند.
🟢متن کامل
@payamezanjannews
226
پیام زنجان نیوز/ پیرو اعلام سرمایه گذاری هوایی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان زنجان، علی اصغر حیدری فعال اجتماعی شهرستان طارم، در نامه ای خطاب به مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان زنجان، خواستار شفاف سازی درآمدهای موقوفات شهرستان طارم به مردم شد.
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
226
۱) اشتباه اول را شاید مصطفی طاهری مرتکب شد؛ وقتی که خود در اولین مرحله انتخابات مجلس دوازدهم (اسفند ۱۴۰۲) راهی مجلس شد و دور دوم (اردیبهشت ۱۴۰۳) از رقیب کسی حمایت کرد که قرار بود در دور دوم راهی مجلس شود!
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
226
یک جوان را تصور کنید که همه کارهایی را که به او گفته بودند انجام داده است.
درس خوانده. مدرک گرفته. کار کرده. سربازی رفته. ازدواج کرده. صبح تا شب دویده. و هر بار به خودش گفته: اگر بیشتر تلاش کنم، بالاخره نوبت من هم میرسد.
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
226
#یادداشت
▪️مراقب انقلاب لوزرها باشید
✍️ دکتر محمدمهدی شجاعی
یک جوان را تصور کنید که همه کارهایی را که به او گفته بودند انجام داده است.
درس خوانده. مدرک گرفته. کار کرده. سربازی رفته. ازدواج کرده. صبح تا شب دویده. و هر بار به خودش گفته: اگر بیشتر تلاش کنم، بالاخره نوبت من هم میرسد.
اما یک روز، جایی در میانهی سیسالگی، ناگهان میایستد و به زندگیاش نگاه میکند.
میبیند خانه ندارد. امنیت شغلی ندارد. پسانداز ندارد. از آینده مطمئن نیست. و مهمتر از همه، دیگر مطمئن نیست که تلاشکردن واقعاً چیزی را تغییر میدهد.
این خطرناکترین نقطه است.
نه لحظهای که آدم فقیر میشود؛
لحظهای که به امکان بهترشدن ایمانش را از دست میدهد.
من سالهاست درباره همین نقطه هشدار میدهم.
بارها نوشتهام، گفتهام و در جلساتی که وظیفهشان رصد وضعیت جامعه و انتقال واقعیتها به سطوح عالی تصمیمگیری است، هشدار دادهام:
مراقب انقلاب بازندهها باشید.
بازنده لزوماً آدم فقیر نیست.
بازنده کسی است که احساس میکند سهمش از زندگی، کمتر از چیزی بوده که استحقاقش را داشته است.
جوانی که فوقلیسانس و دکترا دارد اما احساس میکند برای استخدام، شایستگیاش از رابطه کمارزشتر است.
کسی که سالها کار کرده اما هرچه دویده، فقط از نقطهی شروعش دورتر شده است.
کسی که ازدواج را دوست دارد، اما از هزینههایش میترسد.
کسی که استعداد دارد، اما فرصت ندارد.
کسی که میبیند عدهای از پلههایی بالا میروند که او اصلاً اجازه نزدیکشدن به آنها را ندارد.
و دردناکتر از همه، کسی که هنوز انقلاب و کشورش را دوست دارد، اما دیگر نمیداند آیا این کشور برای او هم آیندهای ساخته است یا نه.
اینجا باید مکث کرد.
چون این مسئله را نمیتوان با چند شعار حل کرد.
نمیتوان به جوانی که تمام زندگیاش را در اضطراب آینده گذرانده، گفت امید داشته باش.
امید، با دستور ایجاد نمیشود.
امید محصول تجربهی واقعیِ امکان پیشرفت است.
اگر جوان ببیند شایستگی پاداش میگیرد، امیدوار میشود.
اگر ببیند عدالت وجود دارد، صبر میکند.
اگر ببیند راه اصلاح باز است، اعتراضش را در چارچوب اصلاح بیان میکند.
اما اگر به این نتیجه برسد که نه شایستگی راهگشاست، نه اعتراض شنیده میشود و نه اصلاح ممکن است، مسئله دیگر صرفاً نارضایتی از یک دولت یا یک مدیر نیست.
آنوقت با چیزی عمیقتر مواجهیم:
فروپاشی امید.
و هیچ نظامی نباید از فروپاشی امید در میان نسل جوان خود غافل شود.
این هشدار، ضد انقلاب نیست.
اتفاقاً از عمیقترین نقطهی دفاع از انقلاب میآید.
انقلاب اسلامی قرار نبود صرفاً قدرت را جابهجا کند؛ قرار بود انسان ایرانی احساس کند میتواند آیندهی خودش و کشورش را بسازد.
پس اگر امروز جوان ایرانی احساس میکند آیندهاش پیشاپیش توسط تورم، رانت، تبعیض، انحصار و بیاعتمادی مصادره شده، باید قبل از آنکه او را متهم کنیم، از خودمان سؤال کنیم:
کجای مسیر را اشتباه رفتهایم؟
جامعه را نمیتوان برای همیشه با توصیه به صبر اداره کرد.
مردم اگر ببینند امکان اصلاح وجود دارد، برای اصلاح میایستند.
اما اگر روزی به این باور برسند که هیچ راهی برای اصلاح نیست، آنوقت ممکن است دیگر مسئلهشان اصلاح وضع موجود نباشد؛ مسئلهشان تغییر قواعد بازی باشد.
این همان چیزی است که باید امروز فهمید، نه فردا.
پیش از آنکه لوزر بودن از یک احساس فردی به یک هویت جمعی تبدیل شود.
مراقب انقلاب لوزرها باشید.
این یک تهدید نیست.
یک هشدار است.
و گاهی بزرگترین خدمت به یک نظام، این نیست که از همهچیزش دفاع کنیم؛
این است که پیش از آنکه دیر شود، حقیقتی را که ممکن است شنیدنش خوشایند نباشد، به آن بگوییم.
@payamezanjannews
226
.
#یادداشت_دریافتی
✅ هماندیشی کنید و عناصر مبتذل را طرد!
✍🏻 سلمان محمدی
۱) اشتباه اول را شاید مصطفی طاهری مرتکب شد؛ وقتی که خود در اولین مرحله انتخابات مجلس دوازدهم (اسفند ۱۴۰۲) راهی مجلس شد و در دوم (اردیبهشت ۱۴۰۳) از رقیب کسی حمایت کرد که قرار بود در دور دوم راهی مجلس شود! مصطفی طاهری از محمد اسماعیلی حمایت کرد که تنها رقیب نبیالله محمدی در دور دوم بود ولی این نبیالله محمدی بود که انتخابات را بُرد! حالا طاهری در حالی نماینده اول زنجان و طارم در مجلس است که صراحتا عدم تمایل خود را به پیروزی نماینده دوم در انتخابات با حمایت از رقیب او اعلام کرده بود! حمایت طاهری از محمد اسماعیلی اشتباه بدی بود. طاهری حتی اگر یک درصد هم احتمال میداد که ممکن است نبیالله محمدی همکار او از همین حوزه انتخابیه زنجان و طارم در مجلس باشد، نباید از اسماعیلی حمایت میکرد. مشاوران طاهری هم کوتاهی کردند هرچند شاید اگر مسعود پزشکیان (که اردیبهشت ۱۴۰۳ نماینده بود و هنوز رئیسجمهوری نشده بود) به زنجان سفر نمیکرد و به سود نبیالله محمدی موضع نمیگرفت، شاید اسماعیلی انتخابات را برده بود ولی این اتفاق رخ نداد و نبیالله محمدی این بار توانست راهی مجلس شود. اینکه چرا طاهری و تیم او دچار این اشتباه شدند و شرط احتیاط را رعایت نکردند، معلوم نیست هر چند برخی معتقدند سنگاندازیهای جریان رسمی اصولگرای سنتی علیه تیم «محسن افشارچی (استاندار دولت رئیسی) و مصطفی طاهری» که بر خلاف انتظار و رویای این جریان، در دولت رئیسی استانداری زنجان را در دست گرفتند، موجب شد تا مصطفی طاهری برای دلجویی به نفع کاندیدای این جریان در انتخابات مجلس (اسماعیلی) ریسک کند و وارد عمل شود یا شاید انتظار داشت تجربه دور قبل (انتخابات ۱۳۹۹) در برکشیدن «مهدی باقری» در مقابل «نبیالله محمدی» را تکرار کند؛ مسئلهای که ظاهرا تیم «نبیالله محمدی» کینه آن را به دل دارد!
۲) اما این پایان ماجرا نبود و تعارض بین نمایندگان مرکز استان در مجلس ادامه یافته است. در سایه همین تعارض مدتیست برادر کوچکتر نبیالله محمدی که بارها «عضو هیئت علمی» بودن خود را در دانشگاه یادآوری کرده [...] به پدیده کمنظیری تبدیل شده که علاوه بر پنجهکشیدن مداوم ِ بیربط و باربط به صورت محسن افشارچی و مصطفی طاهری، [...]، با انتقادهای عجیب و گاه غیرمنطقی (حتی در حد اینکه چرا استاندار قرآن را دستگرفتنی نبوسید؟!) نماینده عالی دولت را در استان به طریق مبتذلی مورد حمله قرار میدهد. این رفتار منسوب درجه یک نماینده دوم زنجان-طارم در مجلس در حوزه نقد قدرت و سیاستورزی سطحپایین، بعید است به کمک رفع موانع مدیریت استان بیاید. انتقاد یک عطیه الهی است که مبتذل کردن آن هم از قضا راه فرار را برای کسی که باید مسئول باشد و مورد انتقاد، فراهم میکند و هم انتقادهای درست را از چشم دور میکند. نبیالله محمدی بخواهد یا نخواهد، سیاستورزی خاص و رفتارهای برادر کوچکترش زیر سایه او تعبیر شده است.
۳) کشاندن منازعات باندهای قدرت در مرکز استان به مجلس شورای اسلامی در حد درخواست تحقیق و تفحص از استانداری زنجان (که البته حالا کمیسیون مربوط آن را رد کرده) نشانه روشنی از اوضاع وخیم در روابط این باندهاست. دود این رویه به چشم مردم استان رفته و خواهد رفت. اینکه حضرات در نزاع بر سر قدرت در حالیکه کشور به دلیل شرایط جنگی و فشار سهمگین اقتصادی علیه مردم به همدلی و رواداری بیشتری محتاج است، زشت و زننده است. تیم افشارچی-طاهری در این میانه البته (بدون توجه به آن خطای بزرگ مذکور در بند اول این یادداشت) روی روشنتری دارد و شانتاژهای [...] جریان مقابل را عموما با بیاعتنایی – دستکم در آشکار – سپری کرده ولی مردم و ایران به چیزی فراتر از اینها نیاز دارند.
۴) فعالان سیاسی و اربابان قدرت در استان باید با هماندیشی، عناصر مبتذل و تفرقهافکن را طرد و بیاثر کنند. این البته یک شرط دارد: مردم و کشور را بیشتر از باند خودشان دوست داشته باشند.
🔔 «پیامزنجان نیوز» آماده دریافت یادداشتهای شما مخاطبان گرامی است | «یادداشتهای دریافتی» لزوما موضع رسانه ما نیست
226
ترامپ: دلیلی برای استفاده از سلاح هستهای علیه ایران وجود ندارد
🔹خبرنگاری از ترامپ پرسید آیا استفاده از سلاح هستهای علیه ایران از دستور کار خارج شده است؟ ترامپ در پاسخ گفت: «من هرگز چنین چیزی را نمیگویم، اما پاسخ بله است»
@payamezanjannews
226
مخالفت کمیسیون امور داخلی مجلس با تحقیق و تفحص از استانداری زنجان
سخنگوی کمیسیون امورداخلی کشور و شوراها در مجلس از مخالفت اعضای این کمیسیون با تحقیق و تفحص از استانداری زنجان خبر داد.
ولی الله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در مجلس، ضمن تشریح نشست امروز ( دوشنبه ۹ شهریور) کمیسیون متبوع خود گفت: در جلسه امروز کمیسیون موضوع تحقیق و تفحص از استانداری زنجان با حضور استاندار زنجان و معاون مربوطه و نماینده درخواست کننده تحقیق و تفحص، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
وی در ادامه اظهار کرد: در این نشست نماینده درخواست کننده دلایل خود را بیان کرد و اکثر موارد مطروحه مربوط به بازه زمانی ۴ تا ۵ سال گذشته بود که با دفاع استاندار و اظهار نظر نمایندگان، موضوع به رای گیری نهایی گذاشته شده و با رای اعضای کمیسیون، تحقیق و تحفص از استانداری زنجان رد شد.
#خبر_ویژه
🟢 @payamezanjannews
226
رییس دوره ای خانه احزاب زنجان، زن شد
پیام زنجان نیوز/ رییس خانه احزاب استان زنجان در دوره چهارم سال دوم، با اجماع فراکسیون مستقلین و اعتدالگرایان انتخاب و معرفی شد.
دبیر اجرایی خانه احزاب استان زنجان با اعلام این خبر گفت: در این انتخابات که با حضور اعضای شورای اجرایی و ناظران برگزار شد، لعیا جعفری به عنوان رئیس خانه احزاب استان زنجان در دوره چهارم سال دوم انتخاب شد.
محمود تاند اظهار داشت: در این انتخابات اکبر عباسی از جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی به عنوان نایب رئیس اول و ابوالفضل خوئینی از طیف اصولگرایان به عنوان منشی انتخاب شدند.
وی یادآور شد: انتخاب نایب رئیس دوم و خزانه دار از فراکسیون اصلاح طلبان و مسئولان کمیته ها به جلسه بعدی موکول شد.
تاند تصریح کرد: دبیر اجرایی خانه احزاب در اولین جلسه دوره برای سه سال انتخاب می شود که سال قبل انتخاب و معرفی شده است.
پیش از این رسول بیات از فراکسیون اصلاح طلبان حزب همبستگی ایران اسلامی، ریاست خانه احزاب استان زنجان را برعهده داشت.
۲۹ بهمن سال ۹۵، نخستین شعبه استانی خانه احزاب کشور در استان زنجان با حضور جریان ها و احزاب سیاسی مختلف راه اندازی شد و هم اکنون ۴۴ حزب و تشکل سیاسی در استان زنجان فعالیت دارد.
@payamezanjannews
226
کانال ۱۳ عبری مدعی شد:
اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران هزاران جداییطلب را آموزش داده است
🔹رژیم اسرائیل به عنوان بخشی از تلاش خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران هزاران کرد جداییطلب را به سرزمینهای اشغالی برده و آموزش داده بوده است.
🔹️این رسانه مدعی شده سه روز پس از آغاز جنگ رمضان علیه ایران، پیامی از آمریکا به اسرائیل میرسد که طرح اجرا نشود./ میزان
🟢 @payamezanjannews
226
پیام زنجان نیوز/ فرماندار شهرستان زنجان حضور مردم را نماد همبستگی، هوشیاری و ایستادگی دانست و گفت: مهمترین سرمایه کشور، همراهی و حضور مردم در کنار دولت است و باید همواره برای حفظ و تقویت این سرمایه تلاش کنیم.
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
226
پیام زنجان نیوز/ شامگاه روز جمعه ۶ شهریورماه، در آیینی، نوزدهمین جشنواره ملی آش ایرانی و بیستمین نمایشگاه ملی صنایعدستی زنجان پایان یافت و برگزیدگان بخشهای مختلف این رویداد معرفی و تجلیل شدند.
🟢 متن کامل
@payamezanjannews
