Parmi's Diaryᥫ᭡
Open in Telegram
Nursing Stu🩺 🦢. ݁₊ ⊹ . ݁ اینجا باهم درس میخونیم، صحبت میکنیم، کتاب میخونیم و کلی خاطره میسازیم💞✨ ارتباط🍓: http://t.me/BluChtBot?start=65a0af05bcddac8d8c
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
582
Subscribers
-1424 hours
+277 days
-6730 days
Posts Archive
Repost from کتابفروشی پرتقالی🍊
چالش🦀
این پیامو فور کنید و زیرش قشنگ ترین عکسی که مربوط به کتاب ها بوده( تیکه کتاب یا عکس از کتابخونتونو..)بفرستید ، عکسارو میفرستم اینجا هر عکسی بیشترین ریکشن رو بگیره بهش کتاب هدیه میدم.
کسایی که کانال ندارن پی وی عکس بفرستن.
نصف هزینه پست با خود برنده هست.
Repost from Dear diary
از اونجایی که چنل هایی که دارمشون خیلی محدود شدن، این پیام رو فور بزنید تا ازتون پست فور بزنم و با چنل های جدید آشنا بشیم.🌟
به قول پریا سلام از بهترین هفته
این هفته اکثرا باهمیم
امروزم خونه کمند جون هستیم🥹❤️
اخر هفته هم همگی تو عروسیم😁
بُرد مبینا یه بهونس که اینجا براش بنویسم
مبینا فقط بهترین تو تکواندو نیست
تو رفافت و دوستی هم بهترینه(البته گرسنه نبودنی بهترترتره😂❤️)
واقعا میگم
دوسال پیش وقتی میرفتم تبریز برای مصاحبه فوریت پزشکی نمیدونستم دارم یکی از قشنگ ترین و فوقالعاده ترین آدمای زندگیمو ملاقات میکنم♥️
اونجا وقتی برای اولین بار همو دیدیم فهمیدیم همشهری هستیم مامانامون باهم صحبت کردن
فهمیدیم چه قدر تراز و رتبه هامون نزدیکه و علاوه بر اون انتخاب رشتمون هم کپی هم بود
به شوخی گفتیم پس ما هرجا قبول شیم همکلاسیم 😂
ولی من ته دلم واقعا میدونستم قراره باهم باشیم :)
مبینا از اون آدماست که سعی میکنه حالتو بهتر کنه
نمیزاره دلخوری باقی بمونه
مبینا وقتی ترم اول بودیم تو مسابقه رباط پاش پاره شد ترم دوم عمل کرد
و هرچی از استقامت و تلاشش برا بازگشت دوباره به تکواندو بگم کم گفتم
روزی دو سانس باشگاه میرفت
خسته بود باشگاه میرفت
ناراحت بود باشگاه میرفت
رژیمای سختی تحمل کرد به خاطر وزن کشی
و شیرین ترین اتفاق این مدت از زندگیم بردش بود❤️🫠
از صب ساعت ۹ بیرونم
نیم ساعت پیش برگشتم
روز فوق العاده ای بودددد🥹♥️
ماگ توت فرنگیمم رسیدههه🍓
اومدیم خونه مبینا اینا بعد مسابقه
یه تیرامیسو و کیک خیس و ماکارونی خاله داددددد چ قدر خوشمزه آخههه
الانم همگی لش کردیم😁
