゛ 𝖣𝗈𝗅𝗅𝖾𝗍𝗍𝖾 | پلی لیست
Open in Telegram
music for every little moment... @Iveleebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
327
Subscribers
+424 hours
-217 days
+4630 days
Posts Archive
Repost from ㅤspıder boy 🔒
فوروارد کنید بگم چنلتون چنددرصد فیومه و دلیلش رو هم بگم + پست موردعلاقم رو فوروارد کنم ویو بگیرید.
جوین باشید ، چك کنید خط نخورده باشه.
Repost from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' ( rest )
فوروارد کنید ؛
چنلتون رو به روش خودم تبلیغ کنم جذب داشته باشید .
جوین باشید، چک میشه | Limit : 1150 .
Repost from سَـمفونـےِ مَهتـآب ' ( rest )
فوروارد کنید ؛
پست آخرتون رو فور کنم و از ۱ تا ۱۰ نمره بدم .
جوین باشید، چک میشه | Limit : 1150 .
بـرای پـروموت ایـن پـست + ایـن پیام رو فـوروارد کنید.
.ᐟ 𝖲𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝖽𝖾𝖽 𝖧𝗈𝗍𝖾𝗅 𝖢𝗉 𝟣𝟥
✎ 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗒𝗎𝗇𝖾
𝖠𝗇𝖽 𝗒𝖾𝗍 𝖻𝖾𝗒𝗈𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝖾𝖺 𝖺𝗇𝖽 𝗌𝗄𝗒 ; 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾'𝗌 𝖺𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌 𝖺 𝗊𝗎𝖾𝗌𝗍𝗂𝗈𝗇 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗈𝗎𝗍 𝖺𝗇𝗌𝗐𝖾𝗋𝗌. 🎞️ # 𝖢𝗅𝗂𝖼𝗄 𝗍𝗈 𝗋𝖾𝖺𝖽 .ᐟ
چرا آذردخت رو آنلاین منتشر نکردم؟
شاید براتون سؤال شده باشه که چرا با اینکه آذردخت رو خودم نوشتم، هیچوقت فصلبهفصل یا به صورت آنلاین منتشرش نکردم. راستش از همون اول، هدفم این بود که آذردخت یه کتاب واقعی باشه؛ نه داستانی که فقط توی کانال یا پلتفرمهای آنلاین خونده بشه. دلم میخواست اولین تجربهی انتشارش، وقتی باشه که داستان کامل شده، ویرایش شده و بالاخره بتونم نسخهی فیزیکیش رو دستم بگیرم. از طرفی، آذردخت برای من فقط یه داستان نیست که هر قسمتش رو جداگانه منتشر کنم و برم سراغ قسمت بعد. دنیاییه که مدت زیادی براش وقت گذاشتم و دوست داشتم خوانندهها هم یکجا و با همون ترتیبی که خودم در نظر گرفتم واردش بشن. برای همین تصمیم گرفتم صبر کنم تا آذردخت به شکل نهایی خودش برسه. البته اعتراف میکنم گاهی خیلی وسوسه شدم که یه فصلش رو منتشر کنم... ولی جلوی خودمو گرفتم :))
ایدهی آذردخت از کجا شروع شد؟
همهچی از یه روز معمولی شروع شد؛ روزی که داشتم برای کنکورم، تاریخ هنر میخوندم و رسیدم به آتشکدهی آذرگشنسب. همونجا یه جرقه توی مغزم خورد. با خودم گفتم: اگه این فقط یه آتشکده نباشه چی؟ اگه پشتش یه داستان وجود داشته باشه؟ و رفتم یه کم تحقیق کردم و هرچی میخوندم جذاب تر میشد. و همین یه سؤال، تبدیل شد به آذردخت. بعد از اون، تقریباً یک ماه فقط صرف ساختن دنیای داستان، شخصیتها، گذشتهشون و روند کلی داستان شد؛ تا بالاخره همهچیز شکل گرفت و نشستم و اولین کلمههای آذردخت رو نوشتم. و خب... بقیهش دیگه شد داستانی که الان دارم براتون تعریف میکنم.
