en
Feedback
مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

Open in Telegram

مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified

📈 Analytical overview of Telegram channel مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

Channel مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) is an active participant. Currently, the community unites 18 684 subscribers, ranking in the Other category.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 18 684 subscribers.

According to the latest data from 27 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 3 857 over the last 30 days and by -7 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 27.09%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 27.21% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 5 061 views. Within the first day, a publication typically gains 5 084 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 92.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin...”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 28 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Other category.

18 684
Subscribers
-724 hours
-1747 days
+3 85730 days
Posts Archive
«پیرمرد و دریا» اثر اِرنِست هِمینگوِی ، تنها داستانِ یک ماهیگیر پیر و نبرد او با دریا نیست؛ مرثیه‌ای باشکوه برای شرافتِ انسان در برابر سرنوشت است. کتابی که به ما می‌آموزد ارزشِ آدمی را نه پیروزی‌هایش، بلکه استقامتش در دلِ سختی‌ها رقم می‌زند. همینگوی با زبانی ساده و روحی عمیق، یادآور می‌شود که گاه بزرگ‌ترین پیروزی، تسلیم نشدن است؛ حتی اگر جهان همه‌چیز را از تو بگیرد. «پیرمرد و دریا» ستایشِ امید، عزت، صبر و ایمانی است که در طوفان نیز خاموش نمی‌شود؛ زیرا انسان، تا زمانی که روحش استوار بماند، هرگز حقیقتاً شکست نخورده است. متین https://t.me/Mersiye_vatan

چهارم مرداد، روزی است که آسمان ایران در سوگ مردی فرو رفت که نامش با فصل بزرگی از تاریخ این سرزمین گره خورده است؛ مردی که از دل آشوب برخاست، پرچم نظم و سازندگی را برافراشت و برای ساختن ایرانی نوین، اراده‌ای استوار از خود به یادگار گذاشت. رضاشاه پهلوی ، این بزرگ مرد تاریخ، در نگاه همه میهن‌دوستان، نماد عزمی راسخ برای سربلندی ایران است؛ یادآور روزگاری که اندیشه‌ی آبادانی، اقتدار ملی و پیشرفت، آرمان یک ملت بود. امروز در سالروز درگذشت او، با احترام یاد مردی را زنده می‌کنیم که نامش در برگ‌های تاریخ ایران ماندگار شد. ایران را دوست داشتیم، ایران را دوست داریم و برای سربلندی‌اش خواهیم کوشید. راهت ادامه دارد؛ تا زمانی که نام ایران زنده است، یاد فرزندان خدمتگزار این خاک نیز در قلب این سرزمین جاودان خواهد ماند.
#پاینده_ایران و تا ابد #جاویدشاه فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

تراژدیِ زمانه شاید این باشد که بسیاری، امنیت را با سکون و هیجان را با زندگی اشتباه گرفته‌اند. ذهن‌هایی که تابِ ماندن ندارند، مدام در پیِ درخشش‌های کوتاه و احساساتِ مصرف‌شدنی‌اند؛ زیرا ریشه دواندن، تعهد می‌خواهد و تعهد، سهمِ انسان‌های اصیل است. آنان که اصالت را زندگی می‌کنند، خوب می‌دانند هیچ هیجانی، هرچقدر پرزرق‌وبرق، با آرامشی که از اعتماد، وفاداری و امنیتِ یک رابطه زاده می‌شود، هم‌سنگ نیست. در نهایت، آنچه در خاطر می‌ماند، التهابِ لحظه‌ها نیست؛ پناهی است که در کنار یک انسانِ قابلِ اعتماد یافته‌ای. عجیب است؛ بعضی ذهن‌ها آن‌قدر به برقِ لحظه‌ها معتاد شده‌اند که دیگر شکوهِ امنیت را نمی‌بینند. هر آنچه ریشه دارد، برایشان عادی است و هر آنچه گذراست، خواستنی. اما این تشنگیِ بی‌پایان به هیجان، بیشتر از آنکه نشانهٔ زندگی باشد، نشانهٔ گریز از تعهد است. انسانِ اصیل، آرامش را اوجِ عشق می‌داند؛ زیرا هیچ هیجانی با حسِ امن بودن در کنار کسی که می‌ماند، وفادار است و پای عهدش می‌ایستد، برابری نمی‌کند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

می‌گفتند چرا دیگر آدم‌های ارزشمند به چشم نمی‌آیند؟ چرا هرچه می‌بینیم سطحی است و گذرا؟ اما کسی از خودش نپرسید شاید مشکل از کمبود آدم‌های خوب نیست، از جایی است که برای پیدا کردنشان انتخاب کرده‌ایم. گل را در بیابان سنگی نمی‌جویند. آدم‌های ارزشمند هم همیشه در شلوغ‌ترین میدان‌ها حضور ندارند. بسیاری از آنان در سکوت زندگی می‌کنند؛ در اتاقی که چراغش تا نیمه‌های شب روشن است، کنار مادری که به محبت فرزندش دلگرم است، میان کتاب‌هایی که آرام آرام روحشان را می‌سازد، یا در دل مسئولیت‌هایی که کسی برایش دست نمی‌زند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

گمان می‌کنم اگر روزی دلتان با شعری نرم شده بود، اگر لقمه‌ای هرچند کوچک سهم گربه‌ای گرسنه کرده بودید و اگر گرمای نوازش را بر سر موجودی بی‌پناه نشانده بودید، امروز این همه تیرگی در قلبتان خانه نداشت. مهربانی، انسان را زیباتر می‌کند؛ و آنان که از مهر دورند، پیش از هر چیز، خود را از زیباییِ انسان بودن محروم می‌کنند. متین https://t.me/Mersiye_vatan

روابط اجتماعی، میدان سیاست نیست؛ جایی برای پیروزی بر دیگری نیست، بلکه فرصتی برای فهمیدن یکدیگر است. هرگاه صداقت جای خود را به حسابگری، بازی قدرت و منفعت بدهد، اعتماد آرام‌آرام فرسوده می‌شود. آنچه روابط را ماندگار می‌کند، نه سیاست‌ورزی، بلکه احترام، شفافیت و انسانیت است. متین https://t.me/Mersiye_vatan

روابط اجتماعی، میدان سیاست نیست؛ جایی برای پیروزی بر دیگری نیست، بلکه فرصتی برای فهمیدن یکدیگر است. هرگاه صداقت جای خود را به حسابگری، بازی قدرت و منفعت بدهد، اعتماد آرام‌آرام فرسوده می‌شود. آنچه روابط را ماندگار می‌کند، نه سیاست‌ورزی، بلکه احترام، شفافیت و انساناحترام، متین https://t.me/Mersiye_vatan

و تا همیشه، دریغ و اندوهِ از دست دادنِ پادشاهِ میهن‌دوست و ایران‌سازمان، آریامهرِ فقید، محمدرضاشاه پهلوی، در دلِ ما زنده خواهد ماند. باشد که راهِ تو ادامه یابد و ما فرزندانِ ایران، همواره نامت را گرامی و جاودانه بدانیم و یاورِ ولیعهدِ ایران باشیم. این ویدیو، لرزه بر جانِ هر ایرانیِ میهن‌دوست می‌اندازد و یادِ روزگاری را زنده می‌کند که ایران، شکوهی دیگر داشت. https://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem

آدمی را نه واژه‌هایش، که ردِّ قدم‌هایش معنا می‌کنند. سخن، می‌تواند جامه‌ای زیبا بر حقیقت باشد، اما کردار، چهرهٔ بی‌پردهٔ انسان است. مهربانی در گفتنِ «مهربانم» متولد نمی‌شود؛ در دستی است که بی‌هیاهو یاری می‌رساند، در حضوری که رنجی را سبک می‌کند. آنچه از ما به یادگار می‌ماند، نه آن چیزی است که دربارهٔ خود گفته‌ایم، بلکه آن چیزی است که در زندگیِ دیگران به جا گذاشته‌ایم. متین https://t.me/Mersiye_vatan

من از آدم‌ها بدم نمی‌آید، اما دوست ندارم زیاد به آنها نزدیک شوم. چون نه من می‌توانم پیوندهای با شکوهی همچون رفاقت و عشق را با سیاست آلوده کنم و نه آنها حاضرند لحظه‌ای بدون سیاست زندگی کنند. متین https://t.me/Mersiye_vatan

نیایش شامگاهی آدینه به درگاه اهورامزدا 🤍 به نام اهورامزدای دانا؛ آفریدگارِ روشنایی، خرد و اشه. ای اهورامزدا، فروغِ اندیشهٔ نیک را در جانِ ما بیفروز، تا در هیاهوی این جهان، راهِ راستی را از کژراههٔ دروغ بازشناسیم. دل‌هایمان را از آز، خشم و نومیدی بپیرای و ما را استواری بخش تا هر روز، پندارمان پاک‌تر، گفتارمان راست‌تر و کردارمان نیکوتر از دیروز باشد. ای دادارِ بی‌همتا، به ما بیاموز که شکوهِ انسان نه در توانِ بازو، که در بزرگیِ منش و راستیِ کردار اوست. یاری‌مان کن تا پاسدارِ آتشِ خرد باشیم و چراغِ امید را، حتی در تاریک‌ترین شب‌ها، خاموش نگذاریم. ای نگاهبانِ اشه، ایرانِ کهن را در پناهِ فروغِ خویش نگاه دار. بر این سرزمین، آرامش، آبادی و همدلی فرو فرست و دلِ فرزندانش را به مهرِ میهن، آزادگی، دادگری و خرد استوار گردان، تا نامِ ایران همواره با فرهنگ، راستی و شرافت همراه باشد. روانِ همهٔ نیک‌مردان و نیک‌زنانی را که با اندیشه‌ای پاک از این جهان گذشته‌اند، در روشناییِ بی‌پایانِ خویش آرامش بخش و به زندگان، توانِ ساختنِ فردایی روشن‌تر ارزانی دار.
اَشِم وُهو، وَهیشتِم اَستی؛ اوشتا اَستی، اوشتا اَهْمائی؛ هْیَت اَشائی وَهیشتائی اَشِم.
باشد که همواره در راهِ اشه گام برداریم، فروغِ خرد را پاس بداریم، و با پندارِ نیک، گفتارِ نیک و کردارِ نیک، جهان را اندکی روشن‌تر از آنچه تحویل گرفتیم، به آیندگان بسپاریم. اَیدون باد، اَیدون تَر باد.🤍 فرزندِ ایران، متین https://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem

من ترجیح می‌دهم همین‌گونه، بی‌ریا و بی‌نیرنگ باشم؛ اگر هم شکست بخورم، برایم پذیرفتنی‌تر است تا اینکه با تظاهر و نقش‌ بازی کردن به جایگاهی برسم و آن را موفقیت بنامم. این شیوه هرگز با سرشت و منش من سازگار نبوده و نیست. من همین هستم؛ به همین سادگی و به همین اندازه واقعی. متین https://t.me/Mersiye_vatan

روزی باد، آخرین پرچمِ دود را نیز از بامِ شب خواهد ربود. هیچ دیواری تا ابد هم‌قدِّ خورشید نمانده است؛ سایه، هرچه بلندتر شود، باز هم فرزندِ نور است. من نامِ ایران را در ریشه‌هایِ بلوط شنیده‌ام، در سکوتِ کوه، در صبوریِ رود، در نبضِ گندم‌هایی که هر بهار بی‌اجازه‌ی زمستان سبز می‌شوند. ستم فقط صدایِ افتادنِ سنگ است؛ اما میهن، آوازِ برخاستنِ چشمه و تاریخ بارها نوشته است: آن‌که بر شمشیر تکیه زد، با زنگِ همان شمشیر فراموش شد؛ آن‌که به خاک دل سپرد، در حافظه‌ی باران ماند. ایران، نه در هیاهویِ تاج‌ها، که در نجابتِ مردمانش نفس می‌کشد؛ هیچ شبِ درازی نتوانسته است طلوع را از قرارِ همیشگیِ خورشید بازدارد.
از پشتِ بادهایِ سیاه ، به قلم متین https://t.me/Mersiye_vatan

در پایانِ هر قصه، غبارِ کینه‌ها فرو می‌نشیند و هیاهویِ زشتی‌ها خاموش می‌شود؛ آنچه می‌ماند، نه سایه‌ها، که روشناییِ دست‌هایی‌ست که مهربانی کرده‌اند. زمان، سیاهی را فراموش می‌کند؛ اما یک لبخند، یک محبتِ بی‌چشمداشت و یک دلِ نیک را سال‌ها در حافظه‌ی جهان زنده نگه می‌دارد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

ای عرب‌زادگان پست فطرت چه کردید با ایران عزیزمان؟ تاریخِ ما روزی از روشناییِ خورشید نوشته می‌شد؛ اما سال‌هاست که سایه، خود را
ای عرب‌زادگان پست فطرت چه کردید با ایران عزیزمان؟
تاریخِ ما روزی از روشناییِ خورشید نوشته می‌شد؛ اما سال‌هاست که سایه، خود را به جای آفتاب جا زده است. این سرزمین، وارثِ شکوه بود، نه عادت به سوگواری. چه بسیار فصل‌هایی که به جای آبادانی، در اندوه گذشت و چه بسیار رؤیاهایی که پیش از شکفتن، زیر غبارِ استبداد خاموش شدند. اما هیچ شب، حافظِ همیشگیِ آسمان نیست؛ ایران، حافظه‌ای بلندتر از ظلم دارد و روزی، این خاک دوباره نامِ حقیقیِ خود را به یاد خواهد آورد.
غم تصویر را یک ایران به دوش نمی‌کشد. متین https://t.me/Mersiye_vatan

موسیقیِ قدیمی، هنرِ به تعویق انداختنِ فراموشی است. کافی‌ست صدای داریوش، ابی، معین، هایده، گوگوش یا قمیشی در هوا جاری شود؛ ناگهان جهان، از هیاهوی همیشگی‌اش فاصله می‌گیرد و سکوت، معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. این صداها نه از گذشته می‌آیند و نه به گذشته تعلق دارند؛ در جایی میانِ خاطره و جاودانگی ایستاده‌اند. انگار هر ترانه، پناهگاهی‌ست که سال‌هاست فرسوده نمی‌شود؛ هر بار که به آن بازمی‌گردی، همان‌قدر گرم است، همان‌قدر صمیمی، همان‌قدر زنده. بعضی موسیقی‌ها فقط شنیده نمی‌شوند؛ آرام‌آرام، شکلِ روحِ آدم را به خاطر می‌آورند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

آدم‌هایی هستند که نبودِ اصالت را پشتِ نقابِ مهربانی پنهان می‌کنند؛ لبخند می‌زنند، اعتماد می‌سازند و از سادگیِ دل‌ها نردبانی برای منفعتِ خویش می‌سازند. اما فراموش می‌کنند که هیچ نقابی تا ابد بر چهره نمی‌ماند. زمان، آرام‌ترین و عادل‌ترین داورِ دنیاست؛ نه فریب را برای همیشه پنهان می‌کند و نه حقیقت را برای همیشه خاموش. آن‌که با تاریکی راه می‌رود، دیر یا زود در همان تاریکی شناخته می‌شود و آن‌که به زشتیِ خویش عادت کرده، سرانجام آن را آشکار خواهد کرد! پس از دل‌های پاک و آدم‌های ساده‌دل، پلی برای سود خود نسازید؛ زیرا آنچه ماندگار است، نه نیرنگ، که اصالتِ انسان است.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

انسانیت را برای تشویقِ دیگران به نمایش نگذار؛ آن را برای آرام ماندنِ وجدانِ خود زندگی کن. جهان، دیر یا زود هر نیکی را فراموش می‌کند، اما وجدان، حافظه‌ای دارد که هیچ‌گاه از یاد نمی‌برد. ارزشِ آدمی نه به آن چیزی‌ست که دیگران درباره‌اش می‌گویند، بلکه به سکوتی‌ست که شب‌ها با آن سر بر بالش می‌گذارد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

صفحاتِ آخرِ «برادران کارامازوف» را که می‌بندی، احساس می‌کنی بزرگ‌ترین نبردِ زندگی، نه میانِ انسان‌ها، که در درونِ هر انسان جریان دارد. داستایفسکی می‌آموزد که خیر و شر هم‌زمان در قلبِ ما خانه دارند؛ آزادی، بدون مسئولیت، به تباهی می‌انجامد؛ عقل، بی‌عشق، انسان را تنها می‌گذارد؛ رنج، اگر با آگاهی پذیرفته شود، می‌تواند انسان را عمیق‌تر کند؛ بخشش، سنگین‌تر از انتقام است؛ و هیچ جامعه‌ای تا زمانی که هر فرد مسئولِ وجدانِ خویش نباشد، رنگِ آرامش نخواهد دید. شاید بزرگ‌ترین درس این شاهکار آن باشد که نجاتِ جهان، از تغییرِ دیگران آغاز نمی‌شود؛ از شجاعتِ روبه‌رو شدن با تاریکیِ درونِ خودمان آغاز می‌شود.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

جهان، جایِ ماندن نیست؛ هرچه امروز پناه می‌پنداریم، فردا شاید تنها خاطره‌ای دور باشد. آدمی اما تا دل به ناپایداریِ دنیا نبندد، معنایِ آرامش را نخواهد فهمید. بعضی حقیقت‌ها را باید نه با عقل، که با شکستگیِ دل شناخت ، همان‌طور که مولانای جان فرموده:
«ای دل پاره پاره‌ام، دیدن اوست چاره‌ام اوست پناه و پشت من، تکیه بر این جهان مکن.»
متین https://t.me/Mersiye_vatan