مَرثیهای برایِ وطن 🤍
مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel مَرثیهای برایِ وطن 🤍
Channel مَرثیهای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) is an active participant. Currently, the community unites 18 676 subscribers, ranking in the Other category.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 18 676 subscribers.
According to the latest data from 28 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 3 957 over the last 30 days and by -6 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 27.00%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 26.58% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 5 043 views. Within the first day, a publication typically gains 4 964 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 93.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن
کتابمن «تمامیکلحظه» در پیام های پین شده
راه ارتباطی:
بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109
2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot
3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld
4-پیج اینستاگرام ما : matin...”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 29 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Other category.
خود مقامات جمهوری اسلامی هم میدونن که جنگ میشه (صحبت خود قالیباف) موضوع فقط زمانش هست ، شاید بعد جام جهانی شاید قبل جام جهانی اما قطعی هست هیچ توافقی شکل نمیگیره و صرفا افزایش محاصره و سقوط اقتصادی رژیم رو در پی داریم یادآوری میکنم که دو بار قبلی که جنگ شکل گرفت از همیشه به توافق نزدیک تر بودیم ولی بعد صدای انفجار توافق به نحوی زیاد بود که دو رده از مقامات حذف شدن تاثیر محاصره دریایی واقعا بزرگ تر اون چیزیه که فکر میکنیم اما زمان بمباران هم فرا میرسه ، نگران نباشید بر متحد بودن تمرکز کنید ، یک خدا ، یک میهن ، یک شاه و یک شعار ، جاویدشاهپاینده ایران❤️ و شامگاه نیک... مدیریت پیج matin_poem و کانال تلگرامی مرثیه ای برای وطن #سیاست #ملی_گرایی https://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem
در هر ارتباطی چه عاطفی چه غیر عاطفی ، چه اجتماعی و چه خانوادگی و در هر سطحی که باشه ، ما به درک متقابل بین انسان ها نیاز داریم ، بهترین روشی که میشه با اون به درک متقابل رسید ، اینه که ما خودمون رو جای طرف مقابل قرار بدیم و عواطف و احساسات و نیاز هاشو در لحظه درک کنیم ، این کار سختی نیست و زمان زیادی نمیبره ، اما بسیار زیباست و به طرف مقابل حس امنیت زیادی منتقل میکنه اگر همه فقط به همین یک جمله عمل می کردند دنیا جای بهتری برای زندگی میشد. «چیزی را که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند ،آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. » و این جمله پایه موضوع درک کردن هست.حاشیه | خانواده طرف مقابل در بحث رابطه دائمی و عشق حقیقی چقدر اهمیت دارد؟
گاهی اوقات میگن خانواده طرف مقابل اصلا مهم نیست ، گاهی اوقات هم میگن نصف یک رابطه خانوادشه ، اما اشتباه ما همینجاست که نسبت به خیلی چیز ها به شکل صفر و صدی نگاه میکنیم ، خانواده مهمه دوستان اما مرزی هم داره ، یعنی چی؟ خب طبیعتا اگه ما یک رابطه و عشق واقعی بخوایم که دائمی باشه و در نهایت به ازدواج منجر بشه ، قطعا با خانواده طرف مقابل ارتباط داریم و چه قشنگ تر و بهتر هست که خانواده طرف مقابل ، با شعور ، فهمیده و دلسوز باشن و صد البته تایید دو خانواده مختلف برای شکل گرفتن یک ازدواج واقعا مهم هست و اگر حتی در دل هم رضایت والدین طرف وجود نداشته باشه ، ممکنه هیچوقت حس راحتی و یکی شدن خانواده هارو پس از ازدواج تجربه نکنیم ، پس توصیه میشه که خانواده ها از اول آشنایی و حتی قبل از ازدواج در صورتی که میخواید وارد رابطه بشید ، با خبر و آگاه باشن و رضایت داشته باشن. خانواده و تربیت خانوادگی قطعا روی رفتار پارتنرتون نسبت به شما تاثیر میزاره ، اما گاهی اوقات پیش میاد که یک فرد ، خانواده مناسبی نداشته و نداره ، و همچنین خانوادش از لحاظ فرهنگی پایین هستن ، اما خودش متفاوت نسبت به خانواده عمل کرده و پیشرفت بزرگی داشته و روح خودش رو از اون محیط جدا کرده و ارتقا داده ، در همچین مواردی که قطعا فرد پشت شما هست و حامی شماست ، و در صورتی که عشق واقعی باشه ، هیچ مانعی وجود نداره، قدرت عشق رو دست کم نگیرید و گاهی بخاطر همچین موانعی ، از عشقتون دست نکشید که تا ابد ، حسرت به دل خواهید موند.حمایت گر بودن و حامی بودن ، پشتوانه گرم متقابل
قطعا یکی از خصوصیاتی که میشه در یک فرد مناسب پیدا کرد ، حمایت گر بودن اون فرد هست و اینکه در هر شرایطی نه رو به روی شما ، بلکه کنار شما قرار گرفته باشه و به این درک رسیده باشه که برد یا باخت شما ، برد یا باخت اون هم هست. زندگی مشترک یعنی همین! یعنی یکی شدن در تمام مراحل آن ، یعنی ارتباط و تماس روح های عاشق با هم ، و چه زیباست وقتیکه با حمایت از طرف مقابل و با پیشرفت های اون ، این حس به ما دست بده که از خودمون حمایت کردیم..تشکر کردن و عذرخواهی در رابطه
تشکر کردن و معذرتخواهی کردن رو یاد بگیر. یاد بگیر به آدمها اطلاع بدی میدونی برات چیکار کردن و میدونی در حقشون چیکار کردی. اینهمه حق به جانب بودن و هر کی هر کاری میکنه وظیفهشه و منم هر کاری میکنم خوب میکنم چیزی به ارمغان نمیآره برات جز تنهایی. نزدیکترین آدمهای زندگیت فکر میکنن که «این به چیزی جز خودش هم بلده فکر کنه؟» واقعا چه اشکالی داره زمانی که خوشحال میشیم یا حس خوبی میگیرم یا حتی یه خوبی در حق ما میشه چه در رابطه و چه خارج از رابطه ، سپاسگزار دیگران باشیم و وقتی که یک کار اشتباه کردیم ، عذرخواهی کنیم ، عذرخواهی کردن نشونه بزرگی قلبه دوستان نه شکستن توهمی به نام غرور!یک مفهوم احساسی ، و پایان بخش دوم
چون در رابطه با عشق و احساس صحبت میکنیم ، نمیشه کمی هم در مبحث شناخت ادم صحیح احساسی تصمیم نگرفت ، پس اگر میخواید بر ظاهر آدما توجه کنید و از این طریق هم یکم بشناسید ، باید بدونید که چشم تنها عضو بدن هست که میتوان روح رو در آن دید ، اگر وجودمون عاری از ناخالصی باشه🤍پایان بخش 2 ، سخنی با همراهان و چشم انداز بخش3
در این بخش بیشتر تمرکز بر روی شناخت انسان صحیح و با شعور رابطه کافی و رسیدن به بلوغ اجتماعی باشه در بخش سوم اما ما به دل روابط میریم و نحوه برخورد صحیح در رابطه ، و به اصلاح اصول های نادرستی مثل سیاست در رابطه میپردازیم. همچنین با مفهوم صد گذاشتن آشنا میشیم و اینجا کمی احساسات وارد میکنیم ، بخش سوم و شاید بخشی از بخش چهارم اینطوری سپری بشه ، و اما قطعا در بخش های بعدی در رابطه با جدایی منطقی هم صحبت میکنیم و زخم هامون و نحوه احیای خودمون پس از زخم ها ، همچنین صحبتی هم با افراد ناسالم در انتهای مبحث عشق خواهیم داشت! ، پس از بررسی همه این ها ، نکات اضافی و گاه احساسی رو هم خواهیم گفتسپاس از همراهی شما ، پایان بخش 2 #عشق #رابطه @Mersiye_vatan
اول قبل از رابطه رو بررسی میکنیم . اگر بخوایم منطقی و بدون تعصب صحبت کنیم و نظر بدیم ، واژگانی مثل "فقط رفیق (جاست فرند) ، فاب و داداش/خواهر یا موارد شبیه این که به خصوص در نسل جدید یجورایی مد و ترند شده ، چیز درستی نیست. از نظر من و بسیاری از دیدگاه های روانشناسی ، ارتباط های گرم و صمیمی صرفا ساده ای بین دو جنس مخالف هیچ گاه وجود نداره ، از نظر خودم ، به ماشین بدون ترمز بیشتر جمله اون فقط دوستمه اعتماد دارم. آدمی باید فقط یا یک نفر از جنس مخالف ارتباط گرم و صمیمی داشته باشه و اون هم پارتنرش باشه ، نه افرادی به اصطلاح دوست! اسم هر چیزی رو دوستی نگذاریم ، بالاخره برای همه ما پیش میاد که در سطح جامعه ، محل کار یا دانشگاه و یا هر موقعیت دیگری مجبور به برقراری ارتباط با جنس مخالف بشیم ، اما اسم این نوع ارتباط ها و ماهیتش رو باید یک نوع ارتباط ساده گذاشت نه دوستی ای که طرف مقابل نسبتی با شما نداره! در رابطه با حین رابطه ، کاملا واضخ هست که زمانی که شما وارد یک عشق واقعی و رابطه اصولی شدید ، هیچوقت و هیچگاه به دوستی با جنس مخالف احتیاجی ندارید بلکه باید طرف مقابل برای شما کافی باشه و بجز اون ، هیچ نیازی به رابطه هایی مثل دوستی داشتن با جنس مخالف نیست! هیچ رابطه سالم و دائمی رو پیدا نمیکنیم که شامل این موارد باشهمعضل بزرگ دوم ، قضاوت های نادرست گاه بر اثر ندانستن و سوتفاهم و گاه بر اساس حسادت اطرافیان
ما در رابطه با بعد از رابطه حرف نمیزنیم ، بلکه در ادامه خواهیم گفت که رکن و اصل اساسی هر رابطه ای و شرط ورود به اون قطعا اعتماد صدرصدی هست ، ما در رابطه با قبل از رابطه عاطفی صحبت میکنیم ، گاه اطرافیانی داریم که متاسفانه از ظرفیت روحی پایینی برخوردار هستن و حسادت میکنن ، بهتر هست قبل از هر قضاوتی درباره طرف مقابل ، از خودش بپرسیم که واقعا چه مشکلی وجود داره یا چرا همچین رفتاری صورت گرفته ، گاهی هم اصلا اونطور که ما فکر میکنیم نیست ، و ممکن هست اتفاقی افتاده باشه که ما خبردار نباشیم و بی دلیل قضاوت کرده باشیم ، گاهی سوتفاهم های الکی باعث برهم خوردن روابط زیبا میشه ، در صورتی که میتونیم بپرسیم و با کمی صحبت کردن و گفتگو منطقی متوجه میشیم که کلا قضیه چیز دیگه ای بوده ، پس همیشه به طرف مقابل احترام بزاریم و قبل از هر قضاوتی ازش بپرسیم!اولویت بودن و وقت گذاشتن درست
گاهی اوقات پیش میاد خصوصا در جامعه ما ، دغدغه ها و مشکلات زیاد باشه و افراد مجبور به کار کردن و تحصیل های طولانی باشن و واقعا وقت کافی نداشته باشن ، در اینجور مواقع همانطور که گفتیم درک کردن جمله بسیار خوبی هست و نباید فرد مقابل رو سرزنش کرد یا این حس رو القا کرد که کافی نیست! و اولویت بودن : اولویت به معنای این هست که ما وقت خالصی رو که در اختیار داریم با طرف مقابل شریک بشیم و علاقه شدیدی به وقت گذاشتن با طرف مقابل داشته باشیم ، از برقراری ارتباط با طرف مقابل لذت ببریم و از هر فرصتی برای ایجاد این ارتباط دریغ نکنیم! این به این معنا نیست که نباید به کار های روزمره رسید ، بلکه حتی یک عاشق واقعی در حین کار های روزمره ، به فکر معشوق خودش هست و انتظار میکشه که زودتر با اون صحبت کنه ، ذوق در رابطه واقعا مهمهادامه مبحث پیام بعد🤍 #عشق #رابطه https://t.me/Mersiye_vatan
وقتی ما از تعهد و وفاداری حرف میزنیم ، به این معناست که حتی در موقعیت هایی که فرد متقابل حضور نداره و حتی قرار نیست هیچ گاه متوجه رفتار ها و حرف های ما بشه ، ما طوری رفتار کنیم که شایسته باشه و حتی اگر طرف مقابل در جریان اون رفتار قرار بگیره ، ناراحت نشه بلکه خوشحال بشه ، وفاداری و خیانت نکردن صرفا برقراری رابطه جنسیو تماس نیست ، بلکه یعنی حتی در زمانی که فرد مقابل حضور نداره ما رفتاری انجام ندیم که اگر به اون رفتار آگاه بشه ، ناراحت بشه و حس بدی بهش دست بده. وفاداری و تعهد در رابطه واقعا زیباست ، پس عمومی نباشید چون که ما با حیوانات متفاوتیم!حاشیه | سن برای ورود به رابطه چقدر مهم هست؟
ما مبحث سن رو برای این مطرح میکنیم که فرد به بلوغ عاطفی ، شعور رابطه و مواردی شبیه این برسه. گاهی پیش میاد که یک فرد در سن ۱۸ سالگی به این نتیجه میرسه و گاه هم پیش میاد که یک فرد در سن ۴۰ سالگی هم به شعور رابطه دست پیدا نمیکنه . پس سن در این موارد آن چنان اهمیت نداره و ممکنه یک نفر در سن ۱۷ سالگی وارد رابطه ای بشه که تا به ابد ادامه پیدا کنه و یک فرد در پنجاه سالگی هم به این نرسه. چیزی که مهم هست شعور و پختگی در رابطه هست. البته که نمیشه انکار کرد که گاهی افزایش سن ، باعث میشه که فرد به شعور رابطه و پختگی بیشتری برسه ، اما ملاک نیست!ارتباطات جنسی در یک رابطه عاطفی ؛ مبحثی که بسیاری در جامعه از آن فرار میکنند! از زمان صحیح آن تا مشکلات و تروما ها
در جامعه ما ، به دلیل توضیح ندادن برخی مسائل افراد دچار مشکلاتی میشن ، یکی از این ها رابطه جنسی و زمان صحیح برقراری اون هست. ما قطعا در ادامه مبحثمون به این موضوع اشاره می کنیم که یک رابطه چه زمانی ارزش ورود داره و پاسخ به طور خلاصه اینه زمانی که اون رابطه دائمی باشه و به ازدواج ختم بشه! اما آیا ایجاد رابطه جنسی و تفکرات شبیه اون قبل از ازدواج صحیح هست؟ دوستان ، ما هیچگاه مباحث رو جنسیتی نکردیم اما من به عنوان یک پسر این رو به شما میگم که یک پسر آینده نگر که قصدش ادامه دادن رابطه با شما هست و به فکر ختم کردن رابطه با ازدواج هست ، هیچ گاه تا قبل از اون به شما درخواست رابطه جنسی نمیده ، طبیعی هست که نیاز های جنسی بخشی از ذات انسان رو تشکیل میدن ، اما یک فرد با شخصیت قطعا قادر به کنترل هست و اولویت آخرش برقراری همچین ارتباطی هست ، بلکه محبت و عشق ورزیدن به مراتب زیباتر از این موضوع هست. یک فرد عاقل ، برای احترام به طرف مقابل چه پسر باشه و چه دختر ، هیچوقت از اون قبل از ازدواج درخواست رابطه جنسی نمیکنه ، چون اول ناخواسته تردید هایی رو در آینده ایجاد میکنه و اعتماد رو خدشه دار میکنه ، دوم که هرچقدر هم این عشق شدید باشه تا رسمی نشه دلیلی بر ادامه دار بودن اون نیست و ما عمومی و بازیچه دست نیستیم بلکه یک عشق دائمی و حقیقی لیاقت این رو داره که در این حد به ما نزدیک بشه.شعور رابطه داشتن به این معناست که به این درک برسیم که برقراری این نوع رابطه ها به هیچ عنوان تا قبل از ازدواج درست نیست و این موضوع مربوط به انسانیت هست نه دین و فرهنگ و خارج از محدوده غرب یا شرق جهان هست. در رابطه با تروما ها و ترس ها ؛ چه پسر ها و چه دختر ها ، در مواردی پس از ازدواج و در ناخودآگاه ذهن خودشون ، ممکنه از برقراری همچین رابطه هایی بترسن ، و این گاهی اوقات طبیعی هست و نیاز به درک متقابل داره. باید کم کم و با ایجاد حس امنیت عاطفی ، این مشکلات درست بشه ، و بجای ایجاد ترس بیشتر ، به طرف مقابل حس کافی بودن رو بدیم. بسیاری از طلاق ها بخاطر عدم سواد کافی در رابطه با روابط جنسی هست ، چون همیشه جامعه ما نسبت به این موضوع گارد داشته و نمیخواسته اصلاح بشه ، اما رک بیان میکنم ، چه از راه روانشناسی و تحقیق و چه روش های عاطفی ، باید پیش از برقراری هر نوع رابطه ای حتی پس از ازدواج ، به دانش کافی در این موضوع برسیم تا در آینده باعث تروما ها و کابوس های ذهنی نشه!وارد چه نوع رابطه ای بشیم که ارزش وقت گذاشتن را داشته باشد؟
بدون تردید یک نظر شخصی رو عرض میکنم ، شاید خیلی ها مشکلی نداشته باشند اما من همیشه از روابط موقت که کاملا از ابتدا مشخص هستند آینده ای ندارن ، فراریم! از نظر من رابطه ای ارزش آغاز کردن و وقت کذاشتن رو داره که هدفش از ابتدا مشخص باشه و دائمی بودن رکن اصلی اون باشه ، یعنی در نهایت به ازدواج ختم بشه ، و اصلا هدف از وارد رابطه شدن هم این هست که در نهایت به رسیدن دائمی افراد به هم منجر بشه وگرنه ارزش خاصی نداره ، باید زمانی وارد رابطه بشیم که به اون به دید مقدمه ای برای ازدواج نگاه کنیم نه صرفا وقت گذاشتن و تجربه کسب کردن! بارها گفتیم که هر چیزی ارزش تجربه کردن رو نداره و بعضی تجربه ها بر روح و روان ما اثر میزارن و توانایی برقراری ارتباطات سالم رو در آینده از ما میگیرنادامه مبحث پیام بعد🤍 @Mersiye_vatan
گاهی اوقات افرادی رو پیدا میکنیم که شعور اجتماعی و فرهنگی بالایی دارند ، اما متاسفانه به دلیل نشاخت ناکافی نسبت به جنس مخالف یا نرسیدن به بلوغ عقلانی و عاطفی ، شعور رابطه مناسبی ندارند ، و گاه هم افرادی پیدا میشن که کاملا اگاهانه ابعاد مختلف شعور رابطه رو عملی نمیکنند. حال ما به بررسی ابعاد مختلف شعور رابطه میپردازیم و بررسی میکنیم که چه معنایی داره؟مروری بر کلیشه ها ؛ در باب صداقت و راستگویی ، تعهد و وفاداری و احترام متقابل
ما سعی میکردیم که به بررسی جزئیات بپردازیم و از حداقل هایی که هر فرد بابد داشته باشه صرف نظر کنیم ، چون تقریبا بر همه افراد واضح و اشکار هست که خیانت و دروغگویی و بی احترامی ، چیز های منفی محسوب میشن. یک مروری بر موارد گفته شده میکنیم که مبحث رو زیبایی ببخشیم. صداقت یک فرد در هر شرایطی حتی در موقعیت هایی که ممکن هست به ضرر اون فرد منجر بشه ، زیباست! بنظر من ، در هر شرایطی باید با طرف مقابل صادق بود ، و مهم تر از همه ، از پنهان کاری اجتناب کرد . وقتی دو فرد و دو روح واقعا عاشق هم میشن ، باید خودشون رو یکی فرض کنن به شکلی که زندگی ها به صورت پنهانی نباشه و تقریبا از همه چیز هم با خبر باشن ، یا خبر گذاشتن پارتنرت در هر موقعیتی نه بخاطر اعتماد نداشتن ، بلکه برای احترام گذاشتن به اون هست که من ، تورو در همه حال شریک میدونم. یک جمله زیبا هست که میگه ، عاشق شوید ، نه بخاطر بوسه ها و هم آغوشی ، عاشق شوید بخاطر تمرکز بر یک نفر ، وفاداری لذت دارد. و واقعا هم همینطور هست ، وقتی از اعماق وجودت عاشق یک نفر باشی ، وفاداری نه وظیفه ، بلکه لذتی هست برای روح و و جود ادمی و نیازی برای تلاش کردن در راه وفاداری و تعهد نیست ، بلکه یک چیز فطری و ذاتی هست که در وجود هر فردی با عشق واقعی وجود داره و خیانت نکردن صرفا عدم برقراری رابطه جنسی با دیگران نیست ، بلکه ابعاد گسترده تری داره که در ادامه بررسی میکنیم. در رابطه ای که احترام متقابل وجود نداشته باشه ، تقریبا هیچ چیز وجود داره. وقتی بی احترامی شکل بگیره و خط قرمز ها رعایت نشن ، و به زندگی ها احترام گذاشته نشه ، هیچ رابطه ای دوامی نخواهد داشتامنیت عاطفی ، بسیار مهم
عشق، به تنهایی رابطه رو نجات نمیده، اون چیزی که رابطه رو زنده نگه میداره، ارتباطه…امنیت عاطفیه! وقتی رابطه سالمه، تو حس میکنی میتونی بدون نقاب باشی پیش شریک زندگیت هر چیزی داری، هر دردی، هر حرفی رو میتونی بگی… و مطمئنی شنیده میشی، بدون اینکه متهم یا قضاوت بشی. خیلیا هر روز به هم میگن «دوستت دارم» ولی راستش خیلی اوقات نمیدونن این کلمه یعنی چی... عشق یعنی: یه لحظه قبل از واکنش مکث کنی، چون میدونی حرفت، نگاهت، رفتارت میتونه دنیاشو زیر و رو کنه. عشق وقتی اوضاع سخت میشه، نمیذاره فاصله بیشتر شه؛ نزدیکترتون میکنه... عشق متقابله؛ درک و توجه دوطرفه میطلبه عشق یعنی بعد از هر فاصله، یه راهی پیدا کنیم برای برگشتن به هم نه اینکه همهچی بیفته گردن یکی نه اینکه وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتاده. عشق با مسئولیت همراهه؛ چون میدونی همیشه لحظههایی هست که ممکنه گم بشیم… ولی عشق میگه: «بیا دوباره همو پیدا کنیم.» شما در یک رابطه عاطفی با امنیت عاطفی بالا ، هرگز احساس ناکافی بودن بهتون دست نمیده ، چه از لحاظ چهره و زیبایی ، چه از لحاظ مال و ثروت و چه در هر مبحث دیگری. در کنار یم فرد با امنیت عاطفی بالا ، ما بدون تظاهر میتونیم زندگی کنیم! خودمون باشیم و عقایدمون رو بدون ترس از ترک شدن یا کمتر دوست داشته شدن بیان کنیم..و این چقدر زیباست ، خواسته شدن حتی با بیان افکار تاریک ( این به معنای عدم اصلاح نقص های خود نیست بلکه آدمی در هر شرایطی میتونه بهتر بشه)تعهد داشتن در رابطه واقعا چیست؟
متعهد بودن در رابطه فقط خیانت نکردن نیست! جان گاتمن روانشناسی که ۴۰ سال به مطالعه بر روی روابط عاطفی کار کرد و آزمایشگاه عشق رو تاسیس کرد ، میگه رابطه سالم مثل خونه میمونه که از دو ستون تشکیل شده یکی از ستون ها تعهده ، تعهد رو اینجوری تعریف میکنه :تعهد یعنی در هرلحظه و در هرانتخاب و کاری که انجام میدم، شریک عاطفی خودم رو در نظر میگیرم یعنی تعهد فقط با یه بله گفتن و قبول کردن رابطه اتفاق نمیفته، باید هر لحظه بهش متعهد باشی و خودت رو ثابت کنی! یعنی همیشه برای رابطمون وقت میذارم یعنی تو اولویت زندگی منی یعنی مثل همون روز اول بهت توجه می کنم و عشق میدم. یعنی به خط قرمزهایی که داری احترام میذارم. وقتی شرایطم تغییر کنه رفتار و حسم به تو تغییر نمیکنه. وقتی جایی برم که آدم های جدیدی آشنا بشم، بازم اولویت من تویی. پس تعهد فقط خیانت نکردن نیست، همین که مثل قبل بهش توجه نکنی، براش وقت نذاری، یا به آدمای دیگه ای اولویت بدی، یعنی داری غیر متعهدانه عمل میکنیادامه پیام بعد #عشق #رابطه @Mersiye_vatan
درود و مهر ، سپاس از همراهی شما در بخش یک ، ما در قسمت اول این مبحث سعی کردیم به اصلاح باور های غلط رایج در سطح رابطه بپردازیم که پایه و بنیان موضوع ما بوده ، یک آریایی/ایرانی واقعی فقط به شعار نیست! بلکه بایستی خلق و خوی نیک و رفتار صحیح در همه ابعاد آدمی وجود داشته باشد ، هدف اصلی ما از ایجاد همچین مبحثی در مرحله اول این بوده که افراد سالم و با انسانیت و شعور بالا ، هیچ گاه از ایجاد روابط و ورود به عشق ضربه نخورند ، بلکه با انتخاب ها و تشخیص صحیح ، به معنای حقیقی عشق برسند. در مرحله دوم هدف ما این بوده که افرادی که در گذشته دچار اشتباهاتی در زندگی شدند و حال با چنل ما ، یا روش های دیگر قصد تغییر شخصیتی کردند ، خودشون رو از این طریق اصلاح کنند ، تا دیگر هیچوقت به کسی ضربه نزنند و به اصلاح مشکلات خودشون بر بیان . و در نهایت هدف سوم ما از ایجاد این مبحث احیای معنای واقعی عشقی ست که گاهی در نسل جدید ، دچار تغییراتی در معنا و رفتار شده هست. در این بخش دوم مبحث سعی میشه که با تمرکز بیشتر بر انتخاب افراد صحیح و شناخت و تشخیص آنها ، موضوع رو جلو ببریم!قابل اعتماد بودن
تقریبا برای همه ما ، این قسمت اولویت اول و سر چشمه همه تشخیص هایی هست که برای یک انسان خوب وجود داره یعنی قابل اعتماد بودن ، اما چطور باید بفهمیم یک نفر قابل اعتماده؟ شناخت یک فرد قابل اعتماد سریع شکل نمیگیره ، گاهی اوقات بعضی از افراد چنان پاک هستن که خیلی سریعتر قابل اعتماد بودن اون شخص مشخص و نمایان میشه ، اما گاهی اوقات نیز باید یکم زمان بگذره تا به اون درک رسید ، عقاید طرف مقابل بسیار مهمه خصوصا عقاید پنهانی که داره ، گاهی از اوقات افراد ذات واقعی خودشون رو زیر عقایدشون پنهان کردن و این معیار بسیار خوبی برای شناخت هست ، عقاید یک طرف شخصی هست اما تا جایی که از مرز های اخلاقی خارج نشه. یک فرد قابل اعتماد مسئولیت پذیر هم هست و علاوه بر حس آرامشی که به طرف مقابل در مواقع سختی میده ، سعی میکنه در کنار شما از پس مشکل بر بیاد ، توجه کنید که تلاش کردن برای حل مشکل بسیار مهم هست ، بالاخره گاهی اوقات مشکلاتی هستن که حل کردن اونها سخته . یک فرد قابل اعتماد مهم تر از همه توانایی انتقال حس امنیت و آرامش رو به طرف مقابل داره و این برجسته ترین ویژگیه که در ادامه به اون میپردازیم و در واقع مجموعه ای پشت هم هست.حس امنیت و آرامش ؛ مهم ترین معیار
اول مبحث این رو بیان کنم که گاهی افراد درونگرا هستند و بیان احساسات براشون دشوار تر هست ، اما حتی درونگرا ترین افراد در حضور فرد مورد علاقه برونگرا میشن و میتونن اون حس امنیت و آرامش رو به مرور منتقل کنن. در کنار فردی که حس امنیت میده چه سر باشه چه دختر ، شما نگران تمسخر شدن نیستید ، اون فرد بلد هست چطور رفتار کنه که حسی خجالت در اکثر مواقع به شما دست نده ، احساس راحت بودن رو به مرور منتقل میکنه اما بدون عبور از خط قرمز ها و محدودیت های شما ، یک فرد امن هیچ گاه در ابتدای رابطه و حتی تا زمان ازدواج سخنی از برقراری رابطه جنسی رو وسط نمیاره ( مفصل بحث خواهیم کرد ) . گاهی اوقات با فردی برخورد میکنم که پس از یک آشنایی کوتاه حس راحتی و آرامش بزرگی داریم در کنارش و واقعا چه چیزی مهم تر از آرامش در زندگی؟ خصوصا آرامش خاطر ، شما در کنار یک فرد با آرامش امنیت بالا ، نگرانی ای بابت از دست دادن ، ترک شدن ، اولویت بودن ، خیانت و دروغ و موارد مشابه ندارید. بلکه به مرور یک حس اعتماد شکل میگیره که مبنای ورود به رابطه هست و مفصل درباره اعتماد صحبت خواهیم کرد. حالا که با حس قشنگ آرامش و امنیت آشنا شدیم میتونیم به معیار های مختلف این موضوع بپردازیم و بررسی کنیم. اما قبل از اون باید مبحث ماسک گذاری افراد رو بررسی کنیمبا افرادی که ماسک تظاهر گذاشته اند چه کنیم
یک مشکل وجود داره و اون هم این هست که هیچ فردی با ذات پست ، همون اول جلو نمیاد و بگه سلام ، من آدم بدی هستم و میخوام به شما آینده ضربه بزنم و طبیعی هست که شروع ها قشنگ باشند. عشق مبحثی سراسر احساس هست ، اما میان این احساسات کمی کمک از منطق و عقل هم لازم هست. گاهی اگر ما ها ، چشم هامون رو روی واقعیت های طرف مقابل نبندیم ، و در طی دوران آشنایی خودمون رو به نحوی فریب ندیم ، میتونیم به راحتی بیشتری طرف مقابل رو بشناسیم ، مثلا هرکس ایراداتی داره و طبیعی هست ، اما از بعضی از ایرادات که تکرار میشن نمیشه به سادگی گذشت ، مثل دروغ که بیش از یکبار تکرار بشه و مثل تعهدی که از اول وجود نداشته باشه ، یا مثل توجهی که ناقص باشه و شخصیتی که دچار ایرادات بزرگ باشه. زمان بهترین استاد هست و گذشت زمان این موارد رو به نحو بهتری نشون میده ، صحبت میکنیم و بیشتر پی می بریم که یک فرد سالم چه ویژگیای داره#عشق #رابطه @Mersiye_vatan
ما در سرزمینی زندگی میکنیم که بیش از هر تمدن دیگری تاریخ ، اصالت و فرهنگ درون آن نهفته هست ، ایران سرزمینی هست که تقریبا در هر نقطه ای از خاک آن که اکنون ایستاده ایم ، شاهد رشادت ها و جانفدایی های بزرگی در طی تاریخ بوده ایم. نمیتوان در این سرزمین زندگی کرد و به تاریخ و تمدن و فرهنگ آن اندیشید و ملی گرا نبود! اما ملی گرایی و عشق به میهن شامل چه مواردی میشود؟ اندیشه های راست گرایی باید محدود به چه مرزی باشد؟ و افتخار به ژن ایرانی و اصالت خود چه مواردی را شامل میشود؟ چه زمان حکومت حاکم بر کشور لایق حمایت ملی گراهاست؟ملی گرایی واقعی ؛ خدمت به مردم و ملت
وجود یک کشور ، به سه عنصر بستگی دارد ، ملت (مردم) ، دولت و جغرافیا (خاک) کشور. در دیدگاه ما ملی گرایی واقعی ابتدا خدمت و عشق و فداکاری و جانفدایی در راه کشور و پیشرفت آن هست . یک جمله معروف وجود داره و اون هم این هست که همیشه عاشق کشور خودتون باشید و به اون وفاداری داشته باشید ، اما نسبت به دولت و حکومت فقط زمانی که واقعا لیاقت اون رو داشته باشه ، یک فرد ملی گرا ، علاوه بر افتخار به تاریخ ، فرهنگ و تمدن خود وظیفه خودش میدونه که راه و مسیر گذشتگان و رشادت های آنها رو ادامه بده ، حال از تلاش و رشادت در راه احیای فرهنگی و پیشرفت اجتماعی باشه یا جنگیدن به موقع برای حکومت مردمی ای که لیاقت آن را داشته باشد.ملی گرایی واقعی چه عناصری رو شامل میشه و یک ملی گرا در مرحله اول چه کاری رو باید انجام بده؟
یک ملی گرای واقعی ، خصوصا زمانی که ادعای ملی گرایی داشته باشه ، در مرحله اول باید الگو سایر هم میهنان باشه. به این معنا که به عنوان یک ملی گرا که به فکر پیشرفت و ترقی کشورش هست باید یک سری ویژگی های اخلاقی مثل : قابل اعتماد بودن ، شعور و شخصیت ، وفاداری و تعهد ، احترام ، خوش اخلاقی و خوش برخوردی ، مهربانی و کمک به دیگران و فداکاری رو درون خودش داشته باشه ، یک ملی گرای واقعی میدونه زمانی که به تاریخ و فرهنگ و تمدن کشورش مینازه و افتخار میکنه ، باید راه گذشتگان و فرهنگ تراز آریایی رو ادامه بده ، شخصیت یک ملی گرا حرف اول رو میزنه. در مرحله اول باید یک حداقل های شخصیتی رو درون خودمون پرورش بدیم. یک ملی گرا برای پیشرفت کشورش ، ابتدا باید خودش رو ارتقا بده ، چه با کتاب های خوب خواندن چه در زمینه تاریخ و چه در سایر زمینه ها ، و چه با تحقیق های سیاسی و سواد سیاسی کافی و چه با فعالیت های مختلف فرهنگی اجتماعی. ملی گرایی صرفا حضور و رشادت در زمان جنگ نیست ، بلکه صلح طلبی جهانی و دفاع از کشور و حکومت مردمی و ایرانی ست ( نه جمهوری ننگین اسلامی ) . یک ملی گرا میدونه که در مرحله اول باید به درون کشورش بپردازه و به ترقی و شکوفای اون مشغول باشه ، همه میتونن ملی گرا باشن ، چه یک مهندس سازه با ساخت پل های زیبا و برج های جدید برای کشور ، چه یک پزشک یا پرستار وظیفه شناس و چه یک ارتشی مردمی. همه ما با هم و در کنار هم میتوانیم باعث پیشرفت فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی کشورمون به امید اهورامزدا پس از رهایی از ضحاک زمانه بشیمملی گرایی و راست گرایی ؛ افتخار به نژاد بدون نژادپرستی و قومگرایی
زمانی که یک ملی گرا ، از افتخار به نژاد و وطن خودش صحبت میکنه ، نباید به معنای توهین یا پایین شمردن نژاد های دیگر باشد و در نهایت به فاشیسم افراطی مبدل بشه ، هر ملی گرا قطعا به نژاد و خونی که در رگهاش داره میباله و به تاریخ کشورش با افتخار نگاه میکنه ، و این هیچ گاه به معنای نژادپرستی افراطی نیست. بلکه به معنای افتخار به گذشتگانی همچون کوروش بزرگ ، داریوش بزرگ ، نادرشاه ، محمدرضاشاه ، سورنا ، آتوسا و بیبی مریم بختیاری و موارد مشابه هستدر نهایت ، باید یادی کرد از تمام فرزندان ایران و جانفدایان میهن ، که در راه انقلاب شیروخورشید ، شجاعانه و با دست خالی جلوی ضحاک زمانه ایستادند و با افتخار جانفدا شدند ، مطمئن باشید که راه و مسیر پر فروغ این جاویدنامان هرگز تا دستیابی به آزادی تمام نشده و نخواهد شد ، ما ملی گرایان ایران عهدی با خون پاک این عزیزان میبندیم و به شرافت خود قسم یاد می کنیم که هرگز در برابر ظلم و ستم سر خم نخواهیم کرد و پرچم شیر و خورشید ایران را ، بار دیگر به اهتزار در خواهیم آورد. ما به آزادی خواهیم رسید حتی اگر بهایش جانمان باشد ، همانطور که فردوسی حکیم فرموده : چو ایران مباشد تن من مباد ، بدین بوم و بر زنده یک تن مباد ، به پروردگار فردوسی قسم که حتی اگر تک تک ما در این راه جانفدا شویم از مسیر رفته باز نخواهیم گشت. سوگند به خون هم رهانم که تا آخرین نفس در راه میهن خدمت خواهم کرد و تا زنده هستم عشق به میهن را در قلبم نگه خواهم داشت. فرزند ایران و جان فدای میهن ، متین🤍 #ملی_گرایی Insta : matin_poem @Mersiye_vatan
در جامعه ما معیار بندی های اشتباهی صورت گرفته که مبنای تصمیم گیری بسیاری از افراد برای ورود به روابط احساسی شده. از فیس خوب گرفته ، تا قد بلند یا گاهی کوتاه ، هیکل و استایل ، پول و وضعیت مالی ، شغل طرف مقابل یا مواردی شبیه این. ما هیچ مبحثی رو کلیشه ای یا جنسیتی نخواهیم کرد چون این مباحث بسیار سطحی تر از اون چیزی هستن که بخوایم در اون ورود کنیم. اما دادگاه های جامعه ، پر از دختران و زنانی هست که فانتزی مرد قد بلند ، خوشگل و خوش استایل یا خوش هیکل رو داشتن و بهش رسیدن و در نهایت بخاژر اخلاق و رفتار افتضاح ازش جدا شدن در مقابل برای پسرها و مرد ها همین موضوع صدق میکنه ، علاوه بر اون در هر دو طرف هم مواردی دیده شده که بر اساس پول و دارایی یا شغل طرف تصمیم گرفتن و و بعد چندین سال ، خسته شدن! ما نمیخوایم کلیشه ای صحبت کنیم و بگیم کلا و به هیچ عنوان چهره و استایل و هیکل و دارایی افراد نباید مبنا باشه ، بلکه باید اولویت آخر باشه. یعنی مبنای اصلی تصمیم گیری ما (منطق) و عاشق شدن ( که کامل بر اساس احساس شکل میگیره ) شخصیت ، اخلاق خوب ، داشتن شعور اجتماعی و شعور رابطه و مواردی نظیر این باشه ، خصوصیات درونی افراد به مراتب زیباتر از موارد گفته شده بالا هست. صحبت ما این هست که اول عاشق شخصیت و انسانیت طرف مقابل بشید و 99% تصورات خودتون رو بر این مبنا شکل بدید ، بعد ها اگر اینطوری عاشق بشید ، میتونید نسبت زیبایی های ظاهری طرف مقابل هم احساس پیدا کنید! بعضی از افراد سطحی نگر گاهی اوقات پیش میاد که مورد عشق صادقانه یک نفر با زیبایی های ظاهری کمتری قرار میگیرن ، و در همون نگاه و تصمیم اولیه اون فرد رو رد میکنن و حتی فرصت شناخت ذات ، شخصیت و اصالت رو به طرف مقابل نمیدن و این فرصت تجربه کردن یک عشق واقعی رو به طور کامل از دست واقعی باور کنید اگر صرفا بر اساس زیبایی های ظاهری مثل قیافه و هیکل و استایل طرف مقابل ، عاشقش بشیم نهایتا ظرف یک سال این موارد برای ما تکراری و عادی میشه ، نه بخاطر اینکه تعهد نداریم ، بلکه بخاطر اینکه مبنای تصمیم گیریمون اشتباه بوده و بعد ها نتونستیم با ذات طرف مقابل کنار بیایم! لطفا و لطفا ، همانطور که به زیبایی های ظاهریتون در سطح جامعه می رسید ، همانطور هم به شخصیت و فرهنگ و ذات خودتون برسید ، گاهی مردم درباره چهره و ظاهر خودشون کمبود اعتماد بنفس دارن ، اما کمتر کسی پیدا میشه که درباره اخلاق خودش کمبود اعتماد بنفس داشته باشه ، در حالی که همیشه هر انسانی میتونه ارتقا پیدا کنه و شخصیت خودش رو بهبود ببخشه و دوستان عزیز ، هزار جا کار کن هزاران هزار میلیارد تومن هم پول در بیار شخصیت نداشته باشی زیر صفری. و درآخر تقریبا همه پسر ها و دختر ها برای ازدواج و رابطه دائمی فردی رو انتخاب میکنن که روشنفکر اَدایی نیست ، بلکه کسی رو انتخاب میکنن که ساده ، نچرال ، بدون اَدا ، مودب و محترمه... پس درگیر معیاربندی های اشتباه برای ورود به روابط احساسی و عاطفی نشیم ، و همچنین بخاطر این معیار بندی های اشتباه جامعه ، اعتماد بنفس خودمون رو از دست ندیم!لانگ دیستنس ، تا چه حد درست و تا چه حد اشتباه؟
حقیقتی وجود داره که ممکنه بعضی ها مخالف باشن ، اما عاشق شدن های واقعی و پایداری روابط حتی در موارد حضوری هم بسیار کم شده ، چه برسه در بستر سوشال مدیا . کم پیش میاد که بتونیم بدون تماس چشمی با طرف مقابل ، دیدن رفتار ها و شخصیتش از نزدیک ، درک کردن محبت طرف و دیدن اون فرد گهگاهی ، عاشق طرف مقابل شد و علاوه بر اون به پایداری و دائمی شدن رسید ، اما همواره مثال های نقص زیادی یافت میشه ، بالاخره آتش عشق ، حد و مرز نداره.عشق واقعی باعث چه میشه؟
این مبحث آخرین قسمت از بخش اول ما در موضوع رابطه و عشق هست و در واقع انچه خواهیم دیدی هست برای ادامه بحث ، به طور خلاصه ، عشق واقعی به آدم پر و بال میده ، باعث پیشرفت میشه ، تجربه امنیت واقعی و آرامش رو به ما هدیه میده ، باعث خوش اخلاقی و تحمل بیشتر در شرایط سخت میشه ، باعث تلاش بیشتر و رسیدن راحت تر به هدف ها میشه. عشق واقعی زیباست ، به دور از سیاسته و حس خوب در اون موج میزنه. در ادامه این بخث طی روز یا روزهای آینده در چنل ، به مبحث شناخت انسان مناسب برای رابطه و نوع رابطه درست میپردازیم ، با ما همراه باشیدپایان بخش 1 ، ادامه خواهد داشت سپاس از توجه ، همراهی و مشارکت شما #عشق #رابطه https://t.me/Mersiye_vatan
خودتون رو به عنوان کسی تصور کنید که تاحالا هیچوقت وارد هیچ نوع رابطه ای با جنس مخالف نشده ، حال میخواد ازدواج کنه و طرف مقابلش فردیه که تاحالا 25 تا رابطه رو تجربه کرده ، بدنش رو در اختیار افرادی قرار داده و تجربیات گوناگونی کسب کرده و حالا ادعای تغییر ، به دنبال آرامش رابطه دائمی بودن و امثال این موارد رو میکنه ، فرض می کنیم که تغییر هم کرده ، آیا همچین فردی لیاقت وارد رابطه شدن با کسی که در همه این سال ها وجود خودش رو از این موارد حفظ کرده ، داره؟ صد البته که بستگی به تصمیم خود شخص داره که کنار بیاد یا نه ، اما خیلی از ماها با این موضوع کنار نمیایم. و یا فردی که یک دوره اعتیاد شدید رو تجربه کرده ، گاهی مستعد اعتیاد دوباره هست. پس مرز های مهم بودن یا نبودن گذشته افراد رو بلد باشیم ، قطعا از بعضی موارد ساده میشه چشم پوشی کرد ، اما نظر من این هست که درباره موارد حساس تر قطعا چشم پوشی کار دشوار و سختیه ، و بستگی شدیدی به ذات طرف مقابل داره. شاید در ادامه با صحبت هایی که درباره عشق واقعی کنیم ، بشه این موضوع رو ساده تر تشخیص داد. اما گاهی بهتره افرادی با گذشته تقریبا یکسان وارد رابطه با هم بشن ، همون موضوع ظرفیت روحی ، فرهنگی و اجتماعی افراد ، بالاخره حقیقت ماجرا این هست که یک فرد سالم با انسانیت بالاتر حق انتخاب یک فرد شبیه خودش رو داره ، حال اگر عشق آن چنان سوزان باشه که بشه کلا نسبت به گذشته چشم پوشی کرد و طرف مقابل واقعا اصلاح شده باشه ، عیب و ایراد که نیست هیچ ، قلب بسیار بزرگی نیز میخواد.دنبال عشق برویم یا عشق به دنبال ما بیاید؟
گاهی اوقات پیش میاد افرادی حتی با قصد و نیت خوب و انسانیت بالا ، برای ورود به یک رابطه خوب تلاش میکنن و دست و پا میزنن ، گاهی افراد به دنبال عشق واقعی هستن و زمانی هم که ما در ادامه چنل راجبش صحبت کنیم ، پیش میاد که این میل افزایش پیدا کنه. اما نکته مهم این هست که اگر در ناخودآگاه ذهن ما تلاش برای پیدا کردن عشق وجود داشته باشه ، ممکن هست در تصمیم گیری درست دچار مشکل بشیم یا عجله کنیم و نتونیم خوب آدم مناسب رو تشخیص بدیم. عشق در زمان مناسب و در مکان مناسب ، به صورت خود به خودی پیش پای ما قرار میگیره و نیازی نیست براش تلاش کنیم یا به دنبال اون بگردیم ، تنها کاری که لازم هست انجام بدیم اینه که بتونیم عشق حقیقی و دائمی رو تشخیص بدیم. عشق واقعی بهترین تجربه ای هست که دو فرد خوب میتونن کنار هم تجربه کنن ، بسیار نایاب و کمیاب هست اما شدنیست ، بنابراین بحث این قسمت رو با یک جمله مشهور به پایان می رسونیم. به دنبال هر چه که میخواهی برو ، جز مرگ و عشق ؛ آنها زمانش که برسد ، پیدایت میکنند .اصلاح یک تصور اشتباه در جامعه ، هیچکس به من علاقه ندارد!
قبل از بررسی اشتباهات درباره معیار های مختلف جامعه ، باید یک موضوع رو بررسی کنیم. خیلی وقت ها پیش میاد بعضی از افراد به دلیل کمبود اعتماد به نفس و همچنین زندگی کردن در جامعه ای که اکثرا به فیس ، قد و هیکل ، تیپ ، مادیات و ثروت طرف مقابل و همچنین شغل اون نگاه میکنن با این مشکل مواجه میشن که دوست داشتنی نیستند ، خصوصا در دوره زمانه ای که عمل های زیبایی رواج پیدا کرده و کمتر چهره ای رو میشه پیدا کرد که طبیعی ، معصومانه و مهربان بود ( درباره عمل های زیبایی مفصل در آینده بحث خواهیم کرد ) . اما واقعیت ماجرا چیه؟ مشکل شما نیستید ، بلکه مشکل جامعه ای هست که به شکلی قضاوت گونه ، فقط به ظاهر انسان ها توجه میکنند و اهمیت میدن ، اما کمتر کسی به اخلاق و شعور و فرهنگ طرف مقابل ، در نگاه اول توجه میکنه!!! همیشه در پس زمینه ذهن ما این تثبیت شده که افراد رو بر اساس این معیار ها قضاوت کنیم ، اما دریغ از اینکه گاهی درون یک فرد دنیایی از زیبایی هاست و عقیده اون فرد سرشار از آرامشه برای ما ، تنها دلیل بر داشتن اعتماد به نفس خوب ، فقط و فقط اخلاق خوب و انسانیت هست ولاغیر ؛ با ما همراه باشید در در قسمت معیار ها که قسمت بعدی ما هست مفصل تر راجبش صحبت میکنیم و در واقع ادامه این مبحثهادامه مبحث پیام بعد🤍 #عشق #رابطه https://t.me/Mersiye_vatan
این روزا مد شده که میگن : نجات دهنده در آینه است. اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش. عشق واقعی به آدم پر و بال میده ، باعث رشد بیشتر میشه ، باعث ایجاد حس آرامش و امنیت بیشتری میشه و قطعا بهترین تجربه زندگیه ، در قسمت خودش بیشتر راجبش صحبت میکنیم ، این قسمت رو با یک جمله از برتراند راسل به پایان می رسونیم "ترس از عشق ترس از زندگیست ، کسانیکه از عشق می گریزند ، مردگانی بیش نیستند"درباره زخم های قبلی چه کنیم؟
این قسمت رو در دو بخش توضیح میدیم ، یکبار الان و یکبار در قسمت جدایی که جز سر فصل هامون بود. با یک جمله از هان کلر شروع میکنیم که میگه "هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته می شود ، در دیگری باز می شود. ولی ما اغلب چنان به در های بسته چشم میدوزیم که در های باز را نمیبینیم" . توی جامعه الان میبینم که خیلی از هم نسل هام در روابط عاطفی قبلیشون شکست خوردن و یجورایی با دید بد نسبت به روابط جدید ، آدم های جدید و احساسات نگاه میکنن . اولین چیزی که باید بدونیم اینه که نباید از عواطف و عشقی که قبلا خرج دیگران کردیم افسوس بخوریم . چون بالاخره ما صادقانه و بدون ریا ، و مطابق با طبیعت عشق ورزیدیم ، حال طرف مقابل ظرفیت ، شعور و توانایی هضم این عشق رو نداشته ، هیچ گاه مقصر ما نیستیم ، بابتش خودتون رو سرزنش نکنید و با افسوس به گذشته نگاه نکنید. زخم ها برای ارتقای روح و توانایی های ما هستن ، در مبحث شکست بسیار راجبش صحبت کردیم. گذشته اگر تجربه بدی بوده و تروما های ذهنی از جمله ترس یا مقایسه رو با ما به همراه داشته ، قطعا با گذشت مقداری زمان و فرصت دادن به انسان های خوب بهبود پیدا میکنن ، نکته قابل توجه این هست که نباید اشتباهات قبلی رو تجربه کرد و روابط زیادی رو تجربه کرد که در نهایت به انسان خوب رسید ، بلکه باید توانایی شناسایی انسان خوب و روابط خوب و دائمی رو یاد بگیریم که در ادامه توضیح میدیم ، اما اگر خودمون رو عمومی کنیم و شکست های زیادی بخوریم ، در نهایت نمیتونیم دیگه هیچوقت هیچوقت اعتماد کنیم ، عشق بورزیم و تعهد داشته باشیم. در یک باتقلاب بد گیر میوفتیم که راه نجات یافتن سخته. اشتباه اگر یک یا دو یا سه بار تکرار شود ، اشتباه هست اما اگر بارها و بارها تکرار بشه از اشتباه به انتخاب و تصمیم تبدیل میشه ، یعنی تکرار اشتباه به معنای تصمیم اون اشتباهه و دیگه نمیتونیم خودمون رو مورد قضاوت قرار ندیم.. فرصت دادن به موقعیت های تازه چه روابط سالم جدید و آدم های خوب باشه ، چه موقعیت های شغلی یا سرگرمی ها و هنر های نو ، باعث بهبود زخم ها میشه و از تاثیر خوب گذر زمان هم عافل نباشیم... همه آدم ها قطعا مثل هم نیستن و ما دو آدم یکسان رو هرگز حتی در دوقلو ها نمیتونیم پیدا کنیم ، پس ضربه خوردن و تروماهای روانی عاطفی ما نباید دلیل بر بی اعتمادی کامل نسبت به جنس مخالف ، فرار از روابط و دوری از عشق بشه ، چون در نهایت این ما هستیم که بازنده اصلی ماجرا میشیم ، و فردی که برای ما زخم به جا گذاشته به زندگی تهوع آور خودش ، ادامه میده... و فراموش نکنیم ، آرامش در زندگی و رابطه حاصل انتخاب آدم های خوب هست . فراموش نکنید که هر چه بیشتر در باتلاق گذشته تقلا کنید ، بیشتر فرو میرید ، به خودتون فرصت های تازه مناسب و سالم بدید . سعی کنید زخم ها و ترس ها و تروما هارو درمان کنید . که هیچوقت ناخواسته باعث آسیب به اطرافیان و رابطه بعدی نشه! اگر بتونیم دیدگاه خودمون رو درباره جدایی و کات کردن اصلاح کنیم ، و با گذشت زمان به عنوان فرصتی برای کسب تجربه درباره چطور رفتار کردن در روابط بعدی ، انتخاب انسان مناسب و اینگونه مسائل کنیم ، زخم ها بسیار زودتر بهبود پیدا میکنن . •تجربه عشق واقعی بسیار کمیاب هست ، خودتون رو با غرق شدن در گذشته از اون محروم نکنید•گذشته افراد ، تا چه حد مهم هست؟
بچه ها ، راجب زخم ها و شکست های قبلی مقداری صحبت کردیم که به عنوان تجربه هم میشه ازشون استفاده کرد ، بالاخره زمانی که صرف طرف مقابل حتی به اشتباه شده ، سود هایی مثل تجربه رو به همراه داشته ، اما قطعا تجربه کردن هر چیزی خوب نیست و کسب هر تجربه ای مناسب نیست ، به هر حال بعضی از اتفاقات پیش میان و مقصر ما نیستیم. اما مرز مهم نبودن گذشته تا کجاست؟ آیا گذشته کلا مهم نیست؟ادامه در پیام بعد🤍 #عشق #رابطه https://t.me/Mersiye_vatan
درود و نور ، میخوایم وارد یکی از مباحث بسیار گسترده و عمیق و طولانی بشیم ، ممکنه مدتی در این مبحث بمونیم که تمام مطالب کامل شرح داده بشه. برنامه و سرفصل ما به این شکل هست که ابتدا به بررسی عادت ها و تصورات غلط و اصلاح اون می پردازیم ، بعد بررسی میکنیم و شرح میدیم که چه نوع رابطه و چه نوع فردی مناسب ماست ، و سپس به بحث اصلی یعنی عشق واقعی در رابطه چه مفهومی داره میپردازیم ، در این قسمت مفاهیمی مثل "شعور رابطه و درک متقابل" و "مفهوم صد گذاشتن در رابطه" و "معین کردن هدف" و بسیاری از مفاهیم و تعهدات دیگه میپردازیم. در آخر هم باید به مبحث جدایی بپردازیم و درباره اون صحبت کنیم ، تلخ هست ولی بالاخره فرهنگ و شعور حتی در زمان جدایی مهم و حیاتیه و باعث به حداقل رسوندن آسیب ها میشه. و در نهایت صحبتو خواهشی داریم با افرادی که عامل خراب شدن روابطشون به علت های گوناگون هستن. نمیشه درباره عشق و رابطه صحبت کرد و کاملا منطقی و عقلانی تصمیم گیری کرد ، قطعا در مباحث ما احساسات و عواطف نیز بخش بزرگی رو در کنار منطق شامل میشن.نسل جدید و عشق ، آیا امیدواری در رابطه با عشق وجود دارد یا دیگر یک افسانه کهن است؟
زیاد در جاهای مختلف شنیدیم که در نسل جدید ، عشق وجود نداره ، بخوایم یکم منطقی و البته عجولانه نگاه کنیم ، روابط عاشقانه واقعی و مفهوم حقیقی عشق به مراتب در کشور و البته کل جهان کمرنگ شده ، یعنی ما در بین مردم و زوجین کمتر روابطی رو میبینیم که دو طرف راضی باشن ، واقعا عاشق هم باشن و همچنین شعور رابطه رو داشته باشن. من به عنوان یک دهه هشتادی کاملا به نسل های قبلی حق میدم که اینگونه راجب ما صحبت کنن ، اما موضوعی که هست اینه که اگرچه این مفاهیم کمرنگ شده ، اما هنوز عشق واقعی و عمیق ، و روابط صحیح و اصولی هم وجود داره ، اگر ما تا کنون این روابط رو ندیدیم یا تجربه نکردیم ، دلیل بر نبودن اون نیست ، همانطور که خیلی از ماها میدونیم کشور آمریکا وجود داره ولی از نزدیک ندیدیمش ، خب قطعا ندیدن یک چیز ، دلیل منطقی بر وجود نداشتن اون چیز نیدلی هدف ما هم همینه که مفهوم عشق و روابط واقعی رو یکبار دیگه زنده کنیم ، و حداقل برای افرادی با انسانیت بالا ، آشکار کنیم که دچار آسیب نشن و در زمان مناسب بتونن بهترین تصمیم رو در رابطه با بهترین تجربهی زندگی ؛ یعنی عشق بگیرن. در نهایت باید گفت هنوز افرادی وجود دارند که اصالت و ریشه دارن و با وجود دگرگونی فرهنگی و اجتماعی و موقعیت بد جامعه و همچنین هنجار های اقتصادی ، شرافت خودشون رو حفظ کردن و عاشق بودن رو هم خوب بلدن ، امید هست که این افراد در جامعه ما روز به روز افزایش پیدا کنه و دیگر مفاهیمی مثل تعهد و وفاداری ، راستگویی و صداقت صرفا یک معیار مثبت نباشه بلکه عادتی برای همه باشهآیا میتوان چنین بیان کرد که آدمی ، کلا به عشق و روابط عاطفی تا ابد نیازی ندارد؟
زیاد شنیدیم در بین افراد مختلف که من هیچوقت قرار نیست وارد یه رابطه عاطفی دائمی بشم و یا اینکه ازدواج کنم و سایر جملات مشابه ، این جملات گاه از طرف افرادی که ضربه خوردن و آسیب عاطفی دیدن و گاه هم از طرف افرادی بدون تجربه قبلی بیان میشه. ریشه یابی های متفاوتی براش وجود داره مثل ترس از رابطه عاطفی ، ترس از اعتماد ، تعهد یا موقتی بودن رابطه ، ضربه های روحی قبلی ، انکار کردن عشق و یا عدم شناخت عشق واقعی ، اما تقریبا تمام این مشکلات زمانی که یک انسان ، با فرد مورد علاقهاش خصوصا زمانی که انسان خوب و مناسبی باشه آشنا بشه ، فرو میپاشه و زمانی که حس عشق ایجاد بشه ، متوجه میشه این جملات ، کلیشه ای بیش نبودن. در مبحث های قبلی صحبت کردیم جهان بینی ما سرشار از عشق و محبت و کمک به دیگران هست ( ارجاع میدم به مبحث اول چنل ) . شاید بهترین تجربه ای که یک نفر در صورتی که با انسان مناسب ، در زمان و مکان مناسب تجربه کنه ، عشق باشه ، تجربه عشق واقعی قطعا بهترین تجربه یک فرد در زندگیش میتونه باشه و باور کنید ، یک عشق واقعی و دو طرفه ، هیچ گاه به جدایی منجر نخواهد شد بجز در شرایطی که من اون هارو به اصطلاح خودم "جور و ستم زمانه" معنا میکنم ، مثل جدایی هایی ناشی از مسائل سیاسی ، فوت شدن ، شرایط پیچیده و مثال های متفاوت که بسیار گسترده هستن. پس اکثر ترس های ما ، عدم آگاهی ما و همچنین علاقه نداشتن ما به برقراری رابطه عاطفی ناشی از نداشتن حس و بی احساس بودن یا صرفا نخواستن اون نیست ، بلکه با پیدا کردن انسان مناسب در زمان مناسب و کشف حس عشق واقعی ، قطعا این جملات مثل دیواری فرو میریزه و دیگه معنایی برای ما نداره ، همچنین در کنار انسان مناسب ، حس امنیت جایگزین ترس خواهد شد (صحبت خواهیم کرد راجب امنیت در رابطه) .ادامه بحث پیام بعد🤍 #عشق #رابطه @Mersiye_vatan
ملت ایران ، واژهی امید رو در این ایام معنا کردهاند ؛ و امید است که این درخشش پاک قلب هایمان ، در نهایت منجر به پیروزی مردم ایران بر ضحاک زمانه گردد ، سپاس از حمایت ها و توجه همیشگیتون🤍پیج ادبیات ، شعر و نویسندگی ما : matin_poem https://t.me/Mersiye_vatan
قابل درک هست که در بعضی از مشکلات و سختی های زندگی امیدواری و داشتن هدف کار دشواریه ، گاهی اون حس پوچی به ما حسی رو میده که نمیتونیم برای آینده رویاپردازی کنیم و هدف داشته باشیم. اما قرار نیست همیشه هدف های بزرگ رو ملاک قرار بدیم ، گاهی حتی دیدن یک سریال و فکر نکردن به مشکل در حین دیدنش میتونه یک هدف باشه ، یا دیدن مکان های زیبای شهرمون و وقت گذروندن با دوستامون بدون فکر کردن به مشکلات ، گاهی هم خوب هست هدف های بزرگ انتخاب کنیم و سرگرم اون ها بشیم تا تروماهای ذهنی و افسردگی و اضطراب کمتر به سراغمون بیاد ، فردی که هدف داشته باشه و برای هدفش بجنگه ، قوی تره ، امیدوار تره و در نهایت کمتر به مشکلاتش فکر میکنه و در اون ها غرق میشه. انتخاب هدف در اوج بحران روانی کار آسونی نیست و شروع کردنش از اون هم سخت تره ، اما همانطور که گفتیم ، منفعل نباشید چون بالاخره باید از یک جایی شروع کرد.حال که اکثر مطالب گفته شد ، شاید در ذهن خیلی از شماها این موضوع شکل بگیره که تروما های ذهنی و مشکلات خودت رو چطور حل کردی؟
بیان یک تجربه شخصی ( دلخواه ) خیلی از ماها ، خصوصا خانواده های داغدار بعد از دی ماه و زمستان خونین ایران دیگه هیچوقت به زندگی عادی برنگشتن ، قرار نبود در این چنل درباره زندگی شخصی خودم صحبت کنم اما بد نیست ماجرایی رو تعریف کنم ؛ من در زندگی شخصیم بنا به خواست خودم ترجیح دادم اجتماعی نباشم و افراد کم اما خوبی رو دور خودم گلچین کنم. من در زندگیم ، یک رفیق صمیمی داشتم ، یعنی فقط یک رفیق که سه سالی بود هم رو میشناختیم | ۱۸.۱۹ دی ماه مانند تمام جوانان شجاع سرزمینم برای داشتن آینده ای روشن و بدون فکر کردن درباره زنده موندن یا نموندن بیرون رفتم. صحنه هایی رو دیدیم که تبدیل به تروما های ذهنی و روحی روانی شده ، وقتی یک انسان ، یک جوان در فاصله چند متری تیر میخوره و تو هنوز نمیدونی که زنده هست یا مرده ، طبیعتا برگشت به زندگی عادی سخت هست ، بعد از اون قضیه های دستگیری و شکنجه های روحیروانی و جسمی که آثارش هنوز هم در روان همه ما هرشب هست ، ترجیح میدم زیاد این بخش رو باز نکنم هم به دلایل امنیتی هم سختی حین گفتن. به هر حال ادامه دادم و بعد از مدتی که با تروماهای دی ماه کنار اومدم خبر کشته شدن صمیمی ترین رفیقم به دستم رسید ، از ندادن جنازه گرفته تا مشکلات دیگه و گریه های خانوادش ، هیچکدوم قابل فراموشی نبود. به عنوان یک ملیگرا نمیتونستم ببینم ۴۰ هزار نفر کشته شدن و طبیعی برخورد کنم ، این تروماهای ذهنی به کنار ، مدتی سعی کردم با کمک خودم و اطرافیان به زندگی عادی برگردم. که بدترین ضربه روحی ، روانی زندگیم رو خوردم که هیچکس در اون مقصر نبود چه من چه دیگران ، و قابل گفتن نیست و ترجیح میدم پنهان بمونه. به اینجا رسیدم که بگم ، من منفعل نبودم و ثابت صبر نکردم که شرایط و محیط اطراف درست بشه ، به عنوان یه شیرازی زمانی که اردیبهشت رسید (اردیبهشت های شیراز واقعا مشهور و زیباست و تعریفش رو هرکسی شنیده) سعی کردم بیرون برم و طبیعتگردی کنم ، مکان های تاریخی رو بگردم و حس ملیگرایی رو زنده کنم ، به کتابخونه ها و کافه ها سر بزنم ، باشگاه رو دوباره شروع کنم ، با اقوام ارتباطات بیشتری بگیرم ، حتی یک تجربه جدید مثل ایجاد همین چنل رو حس کنم و مهم تر از همه ، یاد گرفتم باید تغییر کرد تا بهبود پیدا کرد. سعی کردم کتاب ها و مطالب بیشتری بخونم ، با کمک به دیگران حس خوب بیشتری بگیرم و در نهایت از این طریق هم خودم و هم اطرافیان و هم جاویدنامانی که برای ما کشته شدن ، راضی تر هستن ، و علاوه بر اون برای روز های خوب پیش رو آماده باشم. شاید مشکلات من یک هزارم مشکلات خیلی از شما هم نباشه ، اما همه ما مشکلاتی داریم و باید روش مقابله با اون رو به طور منحصر به فرد یاد بگیریم🤍در نهایت باید بدونیم که مشکلات و تروما های ما ، چه قابل حل چه غیر قابل حل گذراست و بالاخره میگذره ، همانطور که دفعات قبل گذشت. به قول سهراب سپهری ؛ به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد. «قصه اصلا و ابدا اینگونه به پایان نمیرسد» به احترام تمام کسانی که برای زندگیشان جنگیدند ، چه برده باشند و چه باخته باشند و به احترام تمام کسانی که عاشقانه زیستند و همواره انسانیت رو ملاک قرار دادند و به احترام تمام جاویدنامان و خانواده های داغدار که بایستی الان با این مشکل بزرگ کنار بیایند و به احترام خودتون که فقط و فقط خودتون میدونید از پس چه چیز هایی بر آمدید ، لحظه ای چشم هاتون رو ببندید و افتخار کنید🤍 سپاسگزارم از همراهی شما
سعی میشه در ساعات آینده دو نثر ادبی هم درباره "امید و امیدواری" منتشر بشه
امیدوارم مطالب براتون مفید بوده باشه، مانا باشید
#روانشناسی #مشکلات #تروما #جهان_بینی #نگرش_زندگی
https://t.me/Mersiye_vatan
Instagram : matin_poemاکثر ما ها جملاتی مثل این رو شنیدیم که زخم ها و مشکلات زمانی حل میشن یا دست از سر ما بر میدارن که درسشون رو به ما داده باشن ، اما هیچوقت ندیدم کسی این سوال رو بپرسه ، زمانی که ما مقصر نیستیم دقیقا باید از چه چیزی درس بگیریم؟! من اینجا "درس گرفتن" رو تغییر معنا میکنم ، به این شکل که زخم ها و مشکلات وارد زندگی ما میشن که روح ما رو ارتقا ببخشن و ما رو در برابر مراحل تازه زندگی قوی تر بکنن ، قوی تر شدن به معنای بیرحم شدن یا رقابتی کردن ماجرا نیست ، بلکه مهربون ترین افراد میتونن قوی ترین ها هم باشن . همه ما در زندگی توانایی بهتر شدن رو داریم و قطعا هیچکس کامل نیست ، بچه ها جمله هایی مثل "من همینطورم که هستم" و "کسی که واقعا مارو دوست داره هرطور باشیم میپذیره" جملات ابتدایی و کودکانه ای هست ، درسته که عاشق واقعی هر طور باشیم مارو میپذیره اما این دلیل بر این نیست که ما تغییر نکنیم و خودمون رو بهتر از قبل نکنیم ، همه انسان ها میتونن در هر مرحله ای زندگی تغییر های مثبت داشته باشن و بهتر از قبل بشن ، این بهتر شدن هم بر شما و هم بر اطرافیانتون تاثیر های مثبت و خوب میگذاره. به نظر من بهترین کار زندگی در این مرحله صادقانه و بی پرده دیدن خودت بوده؛ چون این صداقت باعث میشه تو شروع به تغییر کنی. وقتی همه جهان رو به تغییره پس هیچ ادمی اونقدر کامل نیست که نیاز به تغییر نداشته باشه🔰 درمان ، مشاوره و تراپی ؛ راه حل مناسب
اول از همه این موضوع رو عرض کنم که من مثل همه شما در این کشور زندگی میکنم و از وضعیت بد اقتصادی و هزینه های سرسام آور مشاوره ها و تراپیست ها باخبرم ؛ بنابراین این بخش در صورتی که براتون امکان پذیر هست مطالعه بفرمایید ، از نظر من یک فرد با ترومای های معمولی ( بجز اسکیزوفرنی ، دوقطبی ، افسردگی حاد و نظیر این موارد ) با راه حل های منطقی و خلوت با خودش یا طبیعت گردی و انجام کار های مورد علاقه میتونه به بهبودی برسه. همه ما سرماخوردگی و بیماری های جسمی رو تجربه کردیم ، احتمالا توجه خیلی بیشتری بهشون کردیم و زود هم اقدام کردیم ، چون مشکلات جسمی قابل رؤیت هست. اما آیا مشکلات روحی-روانی از اهمیت کمتری نسبت به مشکلات جسمی و فیزیکی برخورداره؟ قطعا اگر از اهمیت بیشتری برخوردار نباشه از اهمیت کمتری هم برخوردار نیست. در کشور ما میلیارد ها هزینه صرف مشکلات جسمی میشه اما تقریبا اکثر مردم نسبت به مشکلات روحی روانی مثل افسردگی و اضطراب و خشم و... بی توجه هستن و علاوه بر آزار خودشون ، اطرافیانشون رو هم آزار میدن ؛ همانطور که ما برای سرماخوردگی قرص مصرف میکنیم ، چه اشکالی داره که برای مشکلات روحیروانی هم از درمان استفاده کنیم؟ بالاخره "مغز" آدمی مهم ترین اندام بدن هست و بخشی از جسم به حساب میاد ، از پذیرش درمان های روحی روانی فرار نکنید و جملاتی که در ذهن عموم مردم شکل گرفته که خوردن قرص های اعصاب باعث بدتر شدن میشه رو نادیده بگیرید.💢 در لحظه زندگی کنیم ؛ شعار قدیمی اما همیشه زنده
همه ما شنیدیم که میگن در لحظه زندگی کنیم و به گذشته و آینده فکر نکنیم ، این عقیده خصوصا در زمانی که ما یک فرد رو از دست دادیم ، یا میلیون ها میلیون بدهکاری و چک داریم و یا غم زیادی به دوش ماست واقعا کار دشوار و سختیه. ما حق داریم بخاطر موضوعی ناراحت باشیم ، بالاخره همه ما انسانیم و عواطف و احساسات داریم و حس ناراحتی و خشم هم بخشی از همین هاست ، اما باید یاد بگیریم که مشکلات و دغدغه های ما باعث نشه که از کل زندگی لذت نبریم ، مثلا اگر قرار باشه در یک مهمونی و جشن مدام به گذشته و آینده و مشکلات فکر کنیم ، اون رو برای خودمون و اطرافیان به مهمونی عذاب تبدیل میکنیم. برعکس میتونیم از اون محفل استفاده مثبت کنیم و حداقل برای چند ساعت ذهن خودمون رو خالی کنیم و لذت ببریم ، باور کنید استراحت به ذهن برای چند ساعت مشکلات زیادی رو حل میکنه و باعث میشه بتونیم بهتر فکر کنیم و با موضوع کنار بیایماختصاص دادن زمان مشخص به مشکل فرار راه حل نیست❗️
گفته شد که نباید از مشکلات ، تروما ها و دغدغه های ذهنی فرار کرد ؛ خصوصا اگه مشکلمون قابل حل هست که در 90% مواقع هست ، بهتره یک زمان مشخص رو به اون اختصاص بدیم و دربارش فکر کنیم ، کاری انجام بدیم و یا راه حلی انتخاب کنیم. نباید فرار کنیم و کلا بیخیال موضوع بشیم چون این کار خودش باعث بدتر شدن موضوع و فکر کردن بینهایت در پس زمینه و ناخودآگاه ذهن میشه ؛ برعکس بهتره یک زمانی رو براش مشخص کنیم اما به خودمون قول بدیم بجز اون تایم به اون مشکل فکر نکنیم ، اینطور از باقی زمان هم میتونیم لذت ببریمادامه بحث ، پیام بعد ، سپاس از توجهتون🤍 #روانشناسی #مشکلات #تروما #نگرش_زندگی #جهان_بینی https://t.me/Mersiye_vatan Instagram Page : matin_poem
درود و نور ، خصوصا در یکسال اخیر در مردم کشور ما بیش از پیش دچار مشکلات ، افسردگی ها و اضطراب ها و بحران های مالی ، احساسی و روانی شدن ، ما در این قسمت نمیخوایم موضوعی رو انکار کنیم و مثل روانشناسی های زرد که همیشه بر انکار واقعیت و خوب جلوه دادن همه اوضاع پیش میرن عمل کنیم. با ما همراه باشید ، امید هست مطلبی که فراهم میشه به نحوی باشه که کلی و درباره همه مشکلات باشه و همچنین سودمند باشه.❕گام اول ؛ پذیرش ماجرا و کنار آمدن با مشکل
گفتیم که قرار نیست مثل روانشناسی های زرد عمل کنیم ، در مرحله اول باید مشکلات و تروما هامون رو بپذیریم ، یعنی به جای انکار کردن و طفره رفتن ازشون ، یکبار برای همیشه در یک زمان خوب و در یک مکان خوب و آروم بشینیم و با خودمون خلوت کنیم و فکر کنیم ، مشکلات ما به دو دسته کلی قابل حل و غیرقابل حل تقسیم میشن ، از هر نوعی که هستن ، باید بپذیریم که در شرایط فعلی همین هست باید بپذیریم که در زندگی مشکلاتی بر سر راه ما قرار میگیرن ، نه برای ایجاد تردید در ما ، بلکه برای غلبه بر آنها ، همچنین باید بپذیریم که بعضی از زخم ها ریشه در درون ما دارن ، اون ها بخشی از وجودمون هستن و مارو شکل میدن . از بعضی مشکلات و تروما ها نباید فرار کرد ، بلکه در قدم اول باید پذیرفت که من ، در حال حاضر فلان مشکل رو دارم ، وقتی بپذیریم نیمی از مسیر حل مشکل یا کنار اومدن با اون رو سپری کردیم.❕گام دوم ، غرق نشدن در باتلاق مشکل و منفعل نبودن :
بعد از پذیرش ماجرا و فکر کردن درباره اون و مسیر پیشرو و از یک لحظه به بعد ، باید سعی کنیم کمتر درباره اون موضوع فکر کنیم ، کمتر خودمون رو سرزنش کنیم چون حتی خورشید هم دچار گرفتگی میشه ، اما سپس درخشان تر از قبل میدرخشه. نشستن یک گوشه ، مدام موسیقی های غمگین گوش کردن ، تلقین و فکر بیش از حد به موضوع ، یادآوری مشکلات و بدبختی ها ، مرور خاطرات غمگین ، سرزنش خودمون و اطرافیان ، منفعل بودن و کاری نکردن همگی در نهایت منجر به ریشه ریشه کردن و ذره ذره آب کردن روح و روان آدمی میشه. باور کنید با هیچ کاری نکردن درباره بازگشت به زندگی عادی نه تنها مشکلی حل نمیشه ، بلکه به مرور برای ما تبدیل به افسردگی مزمن میشه ، بالاخره همه ما یک جایی باید بلند شیم و ادامه بدیم ، سعی کنید به کار های مورد علاقتون بپردازید هرکسی علاقی داره ، بعضی افراد موسیقی و فیلم و سریال ، بعضی ها طبیعت گردی یا گشت و گذار در شهر یا سفر ، بعضی ها هم خوندن کتاب یا وقت گذروندن با دوستای خوب و افرادی که حس خوب منتقل میکنن ، واقعیت مهم نیست چه کاری انجام میدین ، مهم اینه که از اون کار لذت ببرید و در نهایت حالتون بهتر بشه. همه ما در ایران به اندازه کافی سختی کشیدیم و لایق بهترین ها و یک زندگی خوب هستیم ، اما صبر نکنید که شرایط بهتر بشه ، خودتون رو ارتقا بدین که روزی که شرایط خوب شد ، آماده باشید و بتونید ازش لذت ببرید. باور کنید اگر در باتلاق نا امیدی غرق بشیم حتی اگر همه محیط اطراف عالی باشه ، باز هم نمیتونیم معنای لذت بردن از زندگی رو به طور کامل درک کنیم! پس ازتون خواهش میکنم بخاطر خودتون هم که شده قدم های کوچیک بردارید و منفعل نباشید... پیشنهاد خودم طبیعت هست ، طبیعت و شهرگردی خصوصا اگه شیرازی هستید فراموش نشه ، واقعا محشره! بهار ایران و شیراز رو از دست ندید❔فرار از تروماهای ذهنی با تفریحات و آدم های ناسالم ، بیشتر شدن مشکل یا حل آن؟
متاسفانه در جامعه ما یک باور نادرست ترند شده که برای فرار از مشکل یا همرنگ جامعه شدن و یا حس های خوب موقتی ، سیگار و قلیون و خصوصا پاد مصرف میکنن ، با اطمینان میتونم بگم که 85% از افراد با سن 16-28 سال درگیر پاد هستن به طور دائمی یا هر از گاهی ؛ بنظرم هر آدم منطقی ای به این موضوع فکر کنه ، خودکار پی میبره که نیکوتین و الکل نه تنها راه حل مشکل نیست بلکه خودش در آینده مشکل جدید رو هم به همراه داره ، صحبت کردیم که همرنگ جامعه بودن و استفاده از ترند ها خفن بودن نیست ، بلکه جرئت تغییر هست که قشنگ تر هست. نگاه جامعه نکنید ، جامعه خود ما هستیم . نیکوتین و الکل مثل آویزون کردن سنگ به خودت حین غرق شدن در دریای مشکلاته. در رابطه با افراد ناسالم و ارتباطات ناسالم ، آرامش در زندگی ؛ نتیجه انتخاب آدم های درست هست. برای فرار از مشکلات به آدم های ناسالم و ارتباطات بیهوده و پوچ پناه نبرید.ادامه بحث ، پیام بعد. سپاس که همراه ما بودید #روانشناسی #مشکلات #روابط #تروما #جهان_بینی https://t.me/Mersiye_vatan Instagram Page : matin_poem
به امیدی روزی که مردم سرزمینمان ، بجای دغدغه درباره حداقل های زندگی ، دغدغه انتخاب کتاب مناسب برای هفته های آیندشون داشته باشن پاینده ایران ، جاویدشاهhttps://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem
نمیشه وارد دنیای نویسندگی ، شاعری و کارهای هنری شد اما وارد دنیای زیبای خواندن کتاب و مطالعه نشد ، پس باید ببینیم که این دریای بی انتهای مطالعه و کتابخوانی رو از کجا آغاز کنیم؟از کجا وارد این دنیا شویم؟
ادبیات و دنیای مطالعه و کتاب مثل هنر میمونه ، ما از هنر میتونیم مطالب زیادی یاد بگیریم ، از درس های زندگی تا تجربیات خوب که حتی با هزاران سال زیستن هم نمیشه بهش دست یافت ، اما هنر و ادبیات و کتاب همه در مرحله اول باید با علاقه و ذوق و اشتیاق به اون نگاه کرد نه صرفا تلاش برای رسیدن به درسی یا هدفی یا چیزی ، بلکه باید با عشق و علاقه وارد دنیای هنر و ادبیات و کتابخوانی شد و بعد از اون کتاب خودکار به ما زندگی رو آموزش میده ، اما سوال اصلی اینه برای یک تازه کار و یک نفر که بدون شناخت ژانر های مختلف میخواد وارد این عرصه بشه از کجا باید ژانر و موضوع/موضوعات مورد علاقشو بشناسه؟ روش های مختلفی وجود داره از شناخت ژانر های مختلف و معرفی اونها در ویدیو های اموزشی یوتیوب یا سرچ در گوگل اما بهترین و مؤثر ترین روش این هست که وارد یک کتابخوانه/کتابفروشی بشید ، یک روز کامل اونجا بشینید و به مطالعه بپردازید ، میتونید کتاب های سبک و قابل فهم در هر ژانری رو بخونید ، چندین صفحه رو مطالعه کنید و ببینید با کدوم ارتباط بهتری برقرار میکنید؟ فلسفه یا روانشناسی؟ رمان ها یا کتاب های تاریخ؟ کتاب های شعر یا رمان های پارسی؟ یا شاید هم چندین و چند ژانر مختلف و متفاوت ، باید ببینید با کدوم ژانر ها ارتباط بهتری برقرار میکنید...بعد از شناخت و علاقه مندی به ژانر های مدنظر چه کنیم؟
بعد از شناخت و علاقه مندی به ژانر های مختلف کتاب ، بهتره همون اول وارد مباحث دشوار و پیچیده نشد ، خصوصا در فلسفه. بهتره از کتاب های سبک تر ، قابل فهم تر و با درک راحت شروع کنیم. این دلیل بر این نیست که ما توانایی خواندنش رو نداریم بلکه دلیل این موضوع این هست که در مرحله اول ، ممکنه کتاب های سنگین باعث بشه که ما به اصطلاح از کل دنیای کتاب زده بشیم و حس کنیم که جذاب نیست ، همچنین اگه از همون اول مباحث پیچیده رو انتخاب کنیم ، ممکنه همه کتاب رو درک نکنیم و نتونیم به طور کامل اون رو تجزیه و تحلیل کنیم ، در بعضی کتاب های پیچیده فلسفی حتی با بارها خوندنش هم نمیتونیم کامل اون رو درک کنیم ، با این وجود اگر یک فرد تازه کار گرچه بسیار علاقهمند هم باشه براش دشوار هست. مثلا یک نفر به آثار داستایفسکی علاقهمند میشه ، طبیعتا سنگین ترین کتاب های این نویسنده روس ، برادران کارمازوف و جنایات و مکافات هست. حال اگر یک نفر با این آثار شروع کنه ممکنه کاملا باعث سردرگمیش بشه ، بهتره با اثاری مثل شب های روشن ، نازنین و.. شروع بشهشعر و نویسندگی رو از کجا و چطور شروع کنیم؟
اول از همه برای وارد شدن به دنیای شعر و نویسندگی ، باید کتاب های زیادی بخونیم ، از کتاب های شعر پارسی و از سعدی و مولانا گرفته تا حافظ و فردوسی حکیم ، علاقه مندی به یک یا چند سبک رو مثل موضوع قبلی کتاب داریم ، برای نویسندگی هم دقیقا همینطور هست ، باید سبک خاص خودمون رو پیدا کنیم. و در نهایت بنویسیم ، بنویسیم و بنویسیم ، طبیعتا ابتدای هرکاری سخت هست. اما در هنر رویاپردازی و عشق حرف اول رو میزنه ، خصوصا در نویسندگی و شعر باید رویاپردازی شکل بگیره و از تخیل استفاده کنیم و سعی کنیم تخیلات رو به ثلم تحریر در بیاریم. من خودم صرفا بخاطر عشق و علاقه به ادبیات این کار رو شروع کردم ، و هر زمان میخوام شعر بنویسم یا یک نثر رو پدید بیارم ، سعی میکنم در یک جای خلوت ذهن خودم رو از هر چیزی خالی کنم ، بعد از اون به موضوع دلخواهی که میخوام دربارهاش بنویسم فکر کنم و اینطوری میشه که کلمات و جملات و ایده ها و تخیلات خودکار مثل یک رویای درخشان به ذهن آدم میاد و هیچ حسی زیباتر از این بخش نیست. غرق در تخیلات و تفکرات و دنیای درونی خودت واقعا آرامش خالص هست!کتاب کاغذی یا صوتی؟
قطعا کتاب کاغذی و تجربه گرفتن کتاب و همچنین بوی کاغذ حین مطالعه حس بسیار بهتری میده ، اما بخاطر شرایط اقتصادی کتاب های صوتی هم ایرادی ندارهدر نهایت دنیای کتاب دنیای بسیار گسترده و وسیع و زیباست که اگر با دید خوب و مثبت به اون نگاه کنیم و وارد مباحث تاریک نیهیلیسم نشویم ، میتونه زندگی مارو دگرگون کنه ، با خواندن هر کتاب ما یک زندگی جدید رو تجربه می کنیم! و مهم تر از همه اینه که کتاب خوب بخوانیم نه اینکه زیاد کتاب بخونیم. و مهم تر از کتاب خوب خواندن این هست که ما از کتاب ها حداکثر درسی که میتونیم رو در کنار حس خوب بگیریم🤍 چند عکس گرفته شده از این وایب های خوب که قبلا گرفتم رو براتون در پیام بعد میفرستم... #کتاب #نویسندگی #شعر #ادبیات https://t.me/Mersiye_vatan Instagram : matin_poem
گاهی پیش میاد که ما از شدت ناراحتی و عصبانیت احساس میکنیم که این حس رو باید در یک جایی تخلیه کنیم ، اما قبلا صحبت شد که قلب و دل آدمی جای محبت و عشق هست نه کینه و نفرت و انتقام ، وقتی این موارد جای خودشون رو بهیزهای مثبت بدن ، به مرور زمان انسان دچار پوچی و فروپاشی میشه حتی اگر انتقام رو از فرد بگیره هیچوقت به حس رضایت نمیرسه به جاش توصیه میکنم اینطوری انتقام بگیرید : بهترین انتقام بعد از رفتنش، موفق تر شدنه. بهترین انتقام ، خوشحال تر بودنه. بهترین انتقام ، به خودت رسیدنه. بهترین انتقام ، یه زندگی جدید ساختنه. بهترین انتقام ، هر روز زیبا تر شدنه. بهترین انتقام ، هر روز قوی تر شدن و خودتو ساختنه. بهترین انتقام، انتقام نگرفتن و اهمیت ندادنه.پ.ن : در موارد سیاسی ، مثل وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ، پس از سرنگونی ، چون بحث یک ملت هست نه صرفا یک فرد ، تصمیم با دولت و خانواده های دغدار هست و حق طبیعی آنهاست که بخشش رو انتخاب کنند یا اجرای حکم ، چون از دست دادن دائمی آدم ها چه با مردنشان چه با رفتنشان داغ کمی نیست! • در مورد اشتباهاتی که در قبال دیگران کردیم چه کنیم؟
استفاده از واژگانی مثل ببخشید و عذرمیخوام ، هیچوقت و هیچگاه نشوندهنده ضعف و ناتوانی یا شکسته شدن غرور نیست ، بلکه نشون دهنده بزرگی قلب و بالا بودن سطح درونی افراد هست ، افرادی که حتی در موقعیت هایی که مقصر نیستند عذرخواهی میکنن ، از بزرگترین افراد تاریخ هستن. اما یک موضوع دیگه هم هست ، تکرار نکردن اشتباه؛ همیشه قشنگ تر از معذرت خواهیه. اگر اشتباهاتمون در قبال دیگران رو تکرار نکنیم ، و اگر بر جبران اون اشتباه بر بیایم ، به مراتب زیباتر و قشنگ تر از بارها عذرخواهی کردن هست ، چون نشون دهنده این واقعیت هست که اون اشتباه برای ما مهم بوده و به طرف مقابل احترام گذاشتیم. عذرخواهی تنها کافی نیست بلکه در زمانی که برای ما امکان پذیر هست تا جایی که امکان داره باید به جبران اشتباهات خودمون برسیمموضوع مهم ؛ تاثیر دوستان ، آشنایان و ارتباطات ما در خود ما چقدر هست؟ اگر ناچار به ماندن در محیط سمی بودیم چه کنیم؟
اشاره هایی به تاثیر انسان های بد در زندگی و انتخاب درست کردیم و قرار هست در بخش روابط دوستانه یا عاشقانه و عاطفی بیشتر صحبت کنیم اما ، از تاثیر آدم های بد و سمی در زندگیتون غافل نباشید. نذارید دیر بشه و جایی به خودتون بیاید که ببینید به مسیری رسیدین که دیگه کار خاصی از دستتون برنمیاد . درست انتخاب کنید ، بعضی از تجربه ها ارزش تجربه کردن رو ندارنممنون که تا اینجای مبحث رو خوندید ، یک صحبت کوتاه داشتم و بعد به سراغ تعدادی جمله عمیق میریم و بحث رو فعلا تمام میکنیم. در تمام موارد بالا سعی شد به ارتقا و بهبود فرهنگ و شخصیت و شعور بر اساس منابع علمی،احساسی،منطقی بپردازیم اما این مباحث بسیار گسترده هستن و نمیشه در بعضی مواقع طبق اصول کلی رفتار کرد ، در آینده قطعا بیشتر و بیشتر با این روند در جایگاه ها و موقعیت های مختلف آشنا میشیم ، خصوصا در روابط احساسی و عاشقانه که سوال اکثر شما بود ، چون که گاهی اوقات بعضی از ما ها شعور و شخصیت زیادی داریم که واقعا قابل ستایشه ، اما "شعور رابطه" با "شعور اجتماعی" فرق میکنه و مفاهیم متفاوتی رو شامل میشه ، زمانی که وارد این بحث شدیم از ابتدای ابتدا یعنی تشخیص آدم های خوب تا نوع ارتباط در هر مرحله و هدف ارتباط و حتی پایان های ناخواسته و یا خواسته بحث میکنیم. بریم جملاتی رو بخونیم ، چه زمانی انسان بزرگی میشویم؟
هرگاه از خوشبختی کسانی که دوستمان ندارند ، خوشحال شدیم هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران ، از حق خود گذشتیم هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند ، هدیه دادیم هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود هرگاه بدانیم به سعادت نمیرسیم مگر زمانی که وجودمان آرامش بخش دیگران باشد هرگاه امن بودیم و واژه پناهگاه را معنا بخشیدیم هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود
در نهایت به قول حضرت مولانا ، ملت عشق از همه دین ها جداست ، عاشقان را ملت و مذهب خداست
«امیدوارم از بحث لذت برده باشید ، سپاسگزارم از توجهتون»
#انسانیت #روابط #جهان_بینی
https://t.me/Mersiye_vatan