en
Feedback
ایــوْارِه»

ایــوْارِه»

Open in Telegram

ایــوْارِه یعنی ؛ «به وقتِ غـروب آفتاب»☕️🍂 چنل روبیکامون ؛ @ghrobaftab 🔗 ناشناسمون: https://t.me/GreenChattbot?start=XBcv3gtM

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
200
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2130 days
Posts Archive
-پرسید: «از عشق چه به دست آوردی؟» گفتم! حالا تمامِ‌شـعرهای غمگینِ جهان را می‌فهمم.

پناه میبرم به بغض جا مانده در گلویم به تو که در آسمان‌ها ، هنوز پناهِ دل بی‌پناهمی!🌱

photo content
+1

موهایم را بلند گذاشته‌ام ! بماند برای دستهایش‌ ؛ شانه کند ، نوازش کند ، دیوانه شود ^^
موهایم را بلند گذاشته‌ام ! بماند برای دستهایش‌ ؛ شانه کند ، نوازش کند ، دیوانه شود ^^

اونجا که هوشنگ ابتهاج میگه‌
از دیده اُفتادی ولی از دِل نرفتی...!🩶`

دل داده‌ام، بهایِ نخستین نگاهِ او...!🤍` - فروغی‌بسطامی

‹ جنگ شده بود؛ در خیابان‌ها و کوچه‌ها فریاد می‌زدند دشمن حمله کرده‌است؛ به امن‌ترین جای جهان پناه ببرید! و من، کجا را داشتم بروم؛ جُز آغوشت!🫂🩷🌱` › - زهرا شکوری؛

photo content
+1

🌿.‌‌..

و تو همان ، شرقي ترين آفتاب هر صُبح مَني!💛

photo content
+1

خآطِرِه آسودِه‌اِی دآرّیم و کُنجِ خَلّوَتیّ!ˇˇ

"همیشه چای کم رنگ می نوشید، اگر چای پررنگ میشد از طرف دیگر لیوان نمی توانست مرا ببیند!" چقدر دوست داشتنش زیباست، جزئی ولی عمیق... 💛🌻
جمال‌ثریا

photo content
+1

تو را رها کردم،همچو بارانی که سهمِ خاک نبود.

نه چتر با خود داشت نه روزنامه نه چمدان، عاشقش شدم! از کجا باید می‌دانستم مسافر است؟

photo content
+1

تپش قلب گرفتم به گمانم که کسی بی خبر از دل من عطر شما را زده است . .

مرا آزردی و گفتم که خواهم رفت از کویت بلی رفتم؛ ولی هرجا که رفتم دربدر رفتم... هوشنگ‌ابتهاج🌱