en
Feedback
𝑨𝒍𝒎𝒂 𝑽𝒊𝒗𝒂 | زبان اسپانیایے

𝑨𝒍𝒎𝒂 𝑽𝒊𝒗𝒂 | زبان اسپانیایے

Open in Telegram

ㅤㅤㅤ ‌ㅤㅤꕊ ‌‌‌𝖠𝗉𝗋𝖾𝗇𝖽𝖾𝗋 𝖾𝗌𝗉 ͜𝖺ñ𝗈𝗅 ‌ 𝖾𝗌 𝖺𝖻𝗋𝗂𝗋 𝗅𝖺 𝗉𝗎𝖾𝗋𝗍𝖺 𝖺 𝗎𝗇 𝗇𝗎𝖾𝗏𝗈 𝗆𝗎𝗇𝖽𝗈. ‌ 🥘 ՞ 𝗆ᦢ𝗋𝖾 : @mrnsub

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
5 779
Subscribers
-1824 hours
-1197 days
+78830 days
Posts Archive
چنل زبان ژاپنی اصلا پیدا نمیشه نینیا حتما جوین شید

بچه هایی که ازم چنل ژاپنی میخواستن کجایید که میخوام بزارم😌

سال تحصیلی جدید داره شروع میشه. امسالت رو خوب شروع کنید بچه ها، هیچ چیزی به اندازه ی درس نمیتونه بهتون کمک کنه:) https://t.me/+j2XMo62e9Bc0ZTI0

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ᯓ ★ᯓ ✴️خسته شدی از اینکه هر ترم قول بدی این بار جدی بخونی؟ و باز هم
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ᯓ ★ᯓ ✴️خسته شدی از اینکه هر ترم قول بدی این بار جدی بخونی؟ و باز همون آش و همون کاسه باشه؟ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ✴️من اینجام که این چرخه رو برات تموم کنم. و و با تکیه بر دانش روان‌شناسی و تجربه فقط برات برنامه نمی‌چینم، می‌فهمم چرا وسط راه رها می‌کنی، چطور ذهنت مقاومت می‌کنه و چطور می‌شه عادتت رو واقعی عوض کرد. 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 1️⃣📄 ‌برنامه شخصی⭐ 2️⃣📄 پیگیری مداوم⭐ 3️⃣📄اصلاح مسیر و عادات اشتباه⭐ @‌Konkur

2 نفر ظرفیت داره

به شدت ظرفیتش محدوده فوروارد نکنید نینیا منقضی میشه

دخترای خوشگلم چنل فمینیسیم هرستوری رو باز براتون آوردم، چنلی که اطلاعات رو بالا میبره و به هر دختری واجبه جوین باشه https://t.me/+BBbY2_B6qo9jNGQy

توت فرنگی بارونش کنید

یه جوری دبیر اسپانیاییتون خوبه که همتون عاشقش میشید، به شدت با سواد، با سطح بالا و پر انگیزه، رو سفیدم کنید نینیا🥹

بفرمایید عزیزم بیاید بخونیمش https://t.me/+wKfbFXGHVyExNGJk

ادامش چی میشه؟ پرایوته چنلشو میدی؟

بیاید پرونده جنایی بخونیم

Repost from midnight tales
سال ۱۹۸۵ لیسا استیسی‌‌ِ ۱۹ ساله‌ سعی ‌کرد زندگی خودش و دخترش رو به هر طریقی شده نجات بده؛ در ۱۹۸۴ با مردی به نام کارل‌‌ ازدوا
سال ۱۹۸۵ لیسا استیسی‌‌ِ ۱۹ ساله‌ سعی ‌کرد زندگی خودش و دخترش رو به هر طریقی شده نجات بده؛ در ۱۹۸۴ با مردی به نام کارل‌‌ ازدواج کرده بود و همون سال دخترش تیفانی‌ به دنیا اومد اما این ازدواج دوامی نداشت و وقتی کارل برای خدمت نظامی به ایلینوی‌‌ رفت، لیسا با نوزاد چهارماهه‌اش به پناهگاهی برای زنان آسیب‌دیده رفت. همون‌جا مردی وارد زندگیش شد که خودش رو “جان آزبورن‌” معرفی می‌کرد و ادعا داشت در برنامه‌ای برای کمک به مادران جوان فعالیت می‌کنه تا مسکن، آموزش شغلی و کمک تحصیلی فراهم کنه. برای دختری ۱۹ ساله که با نوزادش جایی برای موندن نداشت این پیشنهاد شبیه فرصت نجات بود. اما چیزی که لیسا نمی‌دونست این بود که جان از مدتی قبل دنبال پیدا کردن زنی جوان، سفیدپوست، دارای نوزاد و بدون حمایت خانوادگی می‌گشت! حتی با یه مددکار اجتماعی تماس گرفت و برنامه‌ای ساختگی برای کمک به مادران رو توضیح داد. کم‌کم اعتماد لیسا رو جلب کرد و برای اون و تیفانی اتاقی در کانزاس فراهم کرد. لیسا به خانواده‌اش گفت آقای آزبورن قراره از طریق این برنامه بهش کمک کنه تا کار پیدا کنه و تحصیلاتش رو ادامه بده، و همچنین برگه‌های‌ سفید رو امضا کرده.

Repost from midnight tales
اعتماد به مردی که هویت واقعی‌ا‌ش را پنهان می‌کرد‌‌ ⛓️ :

یه آکادمی سه زبانه‌ست که انگلیسی، اسپانیایی و کره ای درس میدن

حالا که نمیشه دیگه تافل داد و دولینگو هم آزمون از بین رفت بیاید تو این چنل زبان که بهتون راه جایگزین یاد بده⤵️ https://t.me/+BsRYi1UadBA0OTRk