en
Feedback
Castielholic

Castielholic

Open in Telegram

@Iii_kbot unknown

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
287
Subscribers
-724 hours
+327 days
+3230 days
Posts Archive
نمیتونم برات هپی اندینگ بنویسم😭😭😭😭

از اون موقع به بعد دشمنای خونی همدیگه شدیم

ببخشید لئونارد منو هپی اندینگ از سال ۹۷ باهمدیگه به مشکل خوردیم

یه کاراکتر خلق کردم الان خودمم براش ناراحتم

Noo leo don't blame urself 😭😭

They told me I would live forever If I kept it clean They said I would be the chosen one If I took one for the team

11. Sleep When I'm Dead.mp38.84 MB

این می‌تونه برای بعد از این باشه که لئونارد متوجه اوج تنهایی خودش توی شهر میشه

My pronouns is heee haww🙏

Once I become a cowboy it's over for yall

4_5774133756201796761.mp310.80 MB

Genuinely این یکی پایانو بیشتر دوست دارم

نیمه هپی اندینگ✌️

بعد از اینکه لئونارد با کلانتر رو به رو میشه: طناب های دور اسب را کشید و اسب را واردار به توقف کرد، اسب با کمی تلو تلو خوردن بلاخره درست رو به روی کلانتر ایستاد. چشم در چشم همدیگر، بدون اینکه دیگری پلکی بزند انگار که با ثانیه ای مکث مرگ به همراهشان میشد بهم دیگر خیره شده بودند لئونارد از اسبش پیاده شده به پایین و با قدم های آهسته و محتاطانه به جلو رفت، کلانتر آن سر ایستاده بود و لیونارد رو به رویش. نوک انگشتان لئونارد وز وز میکرد، حالا دشمن اصلی اش درست رو به رویش ایستاده بود. قاتل پدرش؛ کسی که پدرش را به عمد به جرم بیگناهیش به دار آویخته بود و بدون هیچ رحمی کشته بود. آن دو بهم دیگر خیره شده بودند، بدون هیچ حرفی. حتی کل شهر هم ساکت شده بود. تنش بینشان آنقدر شدید و فیزیکی بود که می‌توانست آن را با قیچی برید. نوک انگشت کلانتر تکان خورد، حتی نیم ثانیه هم نشد تا اینکه دست لئونارد به سمت غلافش لیز خورد و قبل از اینکه کلانتر بتواند دوبار فکر کند چندین گلوله مستقیم به قفسه سینه اش خورده بود. کلانتر چانه اش را پایین آورد تا به سوراخ هایی روی پیراهنش و صاف روی نماد‌کلانتری، ستاره درخشانش ایجاد شده بود نگاه کند که حالا خون ازشان جاری میشد. زانوهایش سست شد و بر روی زمین افتاد، این کلانتر خشم لئونارد را دست کم گرفته بود. و حالا، لئونارد انتقامش را گرفته بود. کل شهر زیر دریای خون غرق شده و مرده بودند. هیچکسی جز خود لئونارد توی شهر باقی نمانده بود تا برایش دست بزند یا حتی مدالی بهش تقدیم کند. انتقامش را گرفت، اما به چه سودی؟

photo content
+1

وایسید یه پایان خوشم باید داشته باشه

میشه کتاب نوشت ازشون

ایده های توعم خیلی خلاقانه بود

sticker.webp0.11 KB