blue hour !!
Open in Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
969
Subscribers
+224 hours
+37 days
+7130 days
Posts Archive
و میدونید اون بحث "آرامش" خیلی مهمه چون اگه یادتون باشه پرث همیشه وقتی سانتا کنارشه خیلی عمیقتر و راحتتر میخوابه.
آره و پرث آدم جذابیه راستش. =)))) یعنی اون زمانی که با نانون یک ارتباط خاصتری توی اون آکادمی داشتن، هردوشون اوایل دهه بیست سالگی بودن و آدم اون زمان یک حس و حال دیگهای داره اصلا... یعنی مثلا من به عنوان کسی که دارم تقریبا همسن پرث سینرز میشم، به روابط ۱۹ ۲۰ سالگیم که نگاه میکنم میبینم بیشتر هیجانانگیز بودن تا اینکه آرامش داشته باشن یا باعث بشن بفهمم عشق چیه؟
دقیقا
سانتا کلا دیدگاهش رو تغییر داد چون پرث جز زمانی که بچه بود و برای ویلیام فداکاری کرده بود دیگه هیچوقت حاضر نبود برای محافظت از کسی بمیره و فهمید میتونه این کار رو بهخاطر سانتا انجام بده، حتی هنوز هم آنچنان آشنایی با واژه "عشق" نداره و برای همین هم خبری از اعتراف واضح نبوده تا الان اما یک روزی شجاعتش رو پیدا خواهد کرد که به سانتا بگه چقدر دوستش داره، یک روزی؟
https://t.me/boylovetales/23830
تا اینکه سانتا شالاپ افتاد وسط زندگیش
و عشقی رو تجربه کرد که با هر عقل منطقی نباید میکرد ولی عشقه دیگه منطق اینا حالیش نمیشه🫵
بهنظرتون پرث به خودش اجازه میداده توی اون آکادمی دنبال عشق بگرده وقتی هدف دیگهای داشته؟
اما خب رابطه ناسالم از لحاظ اینکه آزار جسمی برسونن به همدیگه یا مثلا روحی روانی همدیگه رو داغون کنن هم نبوده
برای همین میگم پای عشق و عاشقی وسط نبوده اما نانون یه کوچولو حس بیشتری داشته و داره
