blue hour !! (💤)
Open in Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
955
Subscribers
No data24 hours
-117 days
+1430 days
Posts Archive
=))) آره من خودم هم عاشق فصل دو هستم
اصلا قسمت بیشتر معضلات اجتماعی مال فصل دومه
https://t.me/boylovetales/22632
پس چقدر قراره فصل دو رو دوست داشته باشم چون خیلی خوبه که به این موضوع با اینکه چیز یه امر حدودا طبیعیه پرداخته بشه
سانتا هم قراره تغییر کنه، سانتایی که پرث قراره دوباره عاشقش بشه اصلا اون سانتایی نیست که توی فصل اول عاشقش بود
میتونید بارها عاشق یک آدم بشید، آدمی که تغییر کرده، مثل عشقی که بین پووین و پوند وجود داره
دقیقا.
و اینکه اون آدم برات خاصه، نگرانش میشی، برات مهمه و مراقبشی، از یادت نمیره یا اینجور موارد دلیل بر این نیست که تاابد یکطرفه به آدمی که وجود نداره تعهد داشته باشی؟
منظورم اینه که شش ماه!!! شش ماه پرث سانتا رو کلا ندیده و بابت تصمیماتی که قراره بگیره فکر میکنه سانتا ازش متنفره، و سانتا واقعا توی یک رابطه love hate گیر میکنه اینجا چون توی ذهنش پر از سؤال بیجوابه، این دوتا دیگه حتی خودشون هم میدونن که آیندهای باهم ندارن پس تصمیم میگیرن همه چی رو تموم کنن
در نتیجه؟ دیگه خیانت نیست چنین چیزی
https://t.me/boylovetales/22596
یه جمله ای که همه مون شنیدیمش و شاید حتی کلیشه ای باشه ولی میگن هیچ عشقی مثل عشق اولت نیست؟
چون تو برای اولین بار داری اون حسی که برات تازگی داره رو با یک نفر تجربه میکنی و قلبتو به یک نفر سپردی
حتیاگه اون ادم ادمه درست و خوبی برات نباشه و تورو با کلی زخم و درد رهات هم کنه باز هم اون اولین شخصی بود که بهش قلبت رو دادی و تونستی حسی به نام " عشق " رو باهاش تجربه کنی حتی اکه اون ادم باعث شکستنت شده باشه باز هم حسه اولین عشق متفاوته :)
بچهها گندم میدونه چون گندم امتحان تاریخ داشت و من بهش رشوه دادم که بره درس بخونه =)
