code lyoko
Open in Telegram
🫖 # lucid dream @ev1ckbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
381
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-3330 days
Posts Archive
Repost from 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑀𝑎𝑟𝑐ℎ𝑖𝑜𝑛𝑒𝑠𝑠
ㅤ ᮫ㅤ𝓵𝓲𝓴𝓮 𝓪 𝓯𝓸𝓻𝓰𝓸𝓽𝓽𝓮𝓷 𝓹𝓮𝓻𝓯𝓾𝓶𝓮 𝓫𝓸𝓽𝓽𝓵𝓮
ㅤㅤㅤㅤ𝘣𝘦𝘢𝘶𝘵𝘪𝘧𝘶𝘭, 𝘮𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘪𝘰𝘶𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘪𝘮𝘦𝘭𝘦𝘴𝘴 . .ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
𝅦𝐿𝑖𝑘𝑒 : 𝐁𝐀𝐃𝐍𝐀𝐌
⠀ㅤㅤㅤㅤ⠀ ㅤ. 𝑂𝑓 : 🎀𝑠𝑚𝑎𝑒𝑖𝑙 🎀𝑒𝑦𝑠𝑖
#EsmaeilVeysi 🍪 #SinaMehrad
Repost from شَـࢪآبـہ خـونے مـنــ
آن شـب، دیـواࢪهای فـࢪو ࢪیـخـت؛ دیـواࢪهای ڪہ تـپنـدههـای جـانبـخـش ڪالبـدی ࢪا دࢪ خـود نڪَاه داشـتـہ بـود. فـࢪو ࢪیـخـت و ویـࢪانـہای ࢪا دࢪ سیـنـہای پـہـن ڪࢪد، ڪہ حـتـے ڪَذࢪ سـالیـان سـال نیـز آن آواࢪههـا ࢪا جـمـع نـمـےڪࢪد؛ ویـࢪانـہای سـاخـتـہ شـده ز خـون و نـفـس و زنـدڪَانـے، ویـࢪانـہای ڪہ اڪسیـژن و سپـیـدیِ ࢪیـہهـا ࢪا، بـہ خـاڪ و تیـࢪڪَی بـدل ڪࢪد. تـا آن سحـࢪڪَھـے ڪہ عـطـࢪ حـضـوࢪت میـان آن سپـیـدیِ تیـࢪه شـده ڪَشـت. ࢪھڪَذࢪی ڪہ بـے آنڪہ سـودای آبـاد ڪࢪدن دࢪ سـࢪ داشـتـہ بـاشـد، قـدم دࢪ ھمـان خـاڪستـࢪ ڪَذاشـت؛ ࢪھڪَذࢪی ڪہ مـاندڪَاࢪ شـد و نـہ بـا معـجـزه، بـلڪہ بـا صبـوࢪیِ حـضـوࢪ؛ آجـࢪ بـہ آجـࢪِ فـࢪوࢪیـخـتـہ دࢪ آن ویـࢪانـہ ࢪا از میـان غبـاࢪ بـࢪداشـت و آنـچـہ ࢪا ڪہ زمـان ز تـࢪمـیمـش نـاتـوان مـانـده بـود ࢪا، بـاࢪ دڪَࢪ بـا زنـدڪَانـے آشـنـا ڪࢪد. و آن تپـنـده، ڪہ ڪَمـان مـےڪࢪد ھـنـࢪ خـویـش ࢪا ز یـاد بـࢪده اسـت، بـاࢪ دڪَࢪ ࢪیـتـم زنـدڪَے ࢪا بـہ خـاطـࢪ آوࢪد؛ الـبـتـہ نـہ چـون ڪَذشـتـہ، بـلڪہ آࢪامتـࢪ، عمـیـقتـࢪ و ایـن بـاࢪ، بـا امـیـد. 𝓚ı𝗆︎ - 𝒜𝗎𝗀︎ ²⁰²⁶
Repost from N/a
𝐁𝐚𝐜𝐤 𝐭𝐨 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐛𝐚𝐜𝐤 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐦𝐞𝐧𝐭 𖤐
𝐒𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐰𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫𝐢𝐧𝐠, 𝐰𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐭𝐨 𝐧𝐨𝐰 ?
#𝒌𝒂𝒓𝒅 #𝑩𝒂𝒄𝒌𝑻𝒐𝑳𝒊𝒇𝒆 ࿐
Repost from N/a
+4
هیونجین از مهمانیهای اشرافی متنفر بود. با این حال، اون شب در یکی از مجللترین عمارتهای سئول ایستاده بود؛ میان لوسترهای کریستالی، لباسهای گرانقیمت و آدمهایی که بیشتر از اینکه لبخند بزنند، نقش بازی میکردن در حالی که به دنبال راهی برای فرار از جمعیت میگشت، صدایی آشنا به گوشش رسید "میدونستم اینجا پیدات میکنم" هیونجین برگشت فلیکس با کت مشکی سفارشی و همون لبخند مغرورش روبهروش ایستاده بود. "و از کجا مطمئن بودی؟" "چون تو هم به اندازه من از این مهمونیا متنفری" هیونجین خندید و همراهش به سمت میز رفت اما درست قبل از نشستن، متوجه کارت روی صندلی کناری خودش شد لی فلیکس. هیونجین ابرویی بالا انداخت "این کار تو بود؟" فلیکس بیتفاوت شانه بالا انداخت "شاید" "فکر کنم زیادی مطمئن بودی که میام" "نه" فلیکس لبخند کمرنگی زد "فقط دلم نمیخواست شخص دیگهای کنارم بشینه" برای چند ثانیه سکوت بینشون نشست و برای اولین بار اون شب، هیونجین احساس کرد شاید اون صندلی تنها چیزی نبود که فلیکس از قبل برای اون کنار گذاشته بود.
Repost from مـدفـنِ سـرخ
˓ 𝚴𝖺𝗆ꤕ ˒
𝖢𝖺𝗌𝖾 𝖱-𝟣𝟥 / 𝖱-𝟣𝟥 پرونده
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟪˓ 𝐆𝖾𝗇𝗋𝖾 ˒ 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇,𝖢𝗋𝗂𝗆𝗂𝗇𝖺𝗅,𝖾𝗑𝖼𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀, 𝗉𝖺𝗋𝖺𝖽𝗈𝗑𝗂𝖼𝖺𝗅,𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝗍𝗂𝖼, 𝖡𝖫 ˓ 𝚬𝗑𝗉𝗅𝖺𝗇𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌 ˒ 𝚱𝗼𝗼𝗸𝘃 — 𝖠 𝗌𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝗌𝖾𝖿𝗎𝗅 𝗍𝖺𝗅𝖾 𝖻𝗎𝗋𝗂𝖾𝖽 𝖽𝖾𝖾𝗉 𝗐𝗂𝗍𝗁𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖿 𝗈𝖿 𝗌𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍𝗌,𝗆𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒,𝖺𝗇𝖽 𝖻𝗅𝗈𝗈𝖽𝗌𝗁𝖾𝖽. 𝚻𝖠𝖯 𝚻𝖮 𝚪𝖤𝖠𝖣 𝚻𝖧𝖤 S𝖳𝖮𝖱𝖸 ˓ 𝚨𝗎𝗍һ꤀г : 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 , 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 ˒
Repost from valına پک استیکر
🔮 #kimhyunjoong 팩 스티커 #kdrama
╰─ actor korea - playful kiss
