Santos ‘s dream
Open in Telegram
190
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1830 days
Posts Archive
Repost from Се-рый хи'щник
این پیام و همراه با این پست و پست فوروارد کنید .
یک پست مشخص کنید فور کنم 100+ ویو بگیرید .
جوین باشید حتما چک میشه .
Repost from Се-рый хи'щник
نفسایم درد میکند، برای چه ها که هرگز به چشم ندیدم برای غم های که شنونده بودم، تنم به غرق شدن عادت کردهست اما برای خود به لرز ریز دستانش را مخفی میکند تا نبیند ضعفی در تنی که به خود پیچیده ست . حلقه طناب را فشار میدهد پلک هایش را روی هممیگذارد که گونه هایش خیس میشود آنگاه برای لحظه از مرور خاطرات دور میشود... همان را میخواهد، میشود دور شود از دردی بی درمانست، لب هایش میلرزید پناه دندانش شد. به اوج خود به تماشا بعد خود نشسته ست میداند نفس هایش را میشمارد میداند اشک هایش روی گونه هایش شعله میگیرد، میداند پاهای برهنش او را از دم دم های صبح برمیگرداند. به زخم پاهاش چشم میدوزد تماشای خونی خشک شده که سرما او را آرام نگه داشته ست باز میجوشد، ولی آن میداند که برای لحظه به لحظه دیدار آنان زمان ندارد .گره را محکم تر میکشد، حس درد را با هر بار تنگ شدن گلویش را خشک میکند و دیدارش را با خورشید به قیامت میرسد.
صدایش بریده ست، دستانش به تنش چنگ میزند و با آرامی موهای پریشانش را کنار میزند حتی موهایش هم خاطراتش را باری روی دوشش حمل میکند؛ دستانش را به آرامی روی قلبی از دیدار های سرد به چشم دیده ست میگذرد و با هربار کوبیدن به استخوان هایش او را به عقب وادار میکند. دیگر تمام شد آنی که بوده ای آنی که خواهی بود هردو دیگر در تماشا تو هستن چشمانت را که به ترس افتادست را میبينند و به لمس طناب دور نفس هایت نگاهی میندازن و تو را بیگناه خطاب میکنند؛ در قصه ها چه میگویند؟ آنانی که خود قصه خودشان را مینویسن آخرش را چگونه با قلمی از خون خود مینویسن؟ آغـوشـ نـفـسـ هـایـ کـهـ از خـود مـیـگـیـرد
اینو من کشیدم😅
میدونم ترکیب رنگیم افتضاح بود ولی خب شما به خوبی خودتون بپذیرین🫶🏻🌈
هپی هپی هپی💓
