نِگارون
Open in Telegram
شعر و اندکی زندگی؛🌱 ✍🏻دانشجومعلّم ادبیات فارسی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 038
Subscribers
No data24 hours
-167 days
-1630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
August '26
August '26
+1 037
in 0 channels
July '260
in 0 channels
Get PRO
June '26
+19
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 27 August | 0 | |||
| 26 August | 0 | |||
| 25 August | 0 | |||
| 24 August | 0 | |||
| 23 August | 0 |
Channel Posts
| 2 | 426_120243298977466.mp3 | 131 |
| 3 | از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
𓂃 سعدی شیرازی𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 220 |
| 4 | هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو، بی باک ترم از شیر
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید، زنجیر پی زنجیر...
𓂃مولانا𓂃
❝ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ❞ | 76 |
| 5 | من ارگ بَمَم خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
𓂃حامد عسکری𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 76 |
| 6 | تاج امامت است به روی سر شما
خیل ملائِکاند به دور و بر شما
قربان چهرهات که تجلی مصطفاست
قربان آن صلابت چون حیدر شما
𓂃ناشناس𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 120 |
| 7 | زلفِ مشکینِ تو یک عمر تامل دارد
نتوان سرسری از معنیِ پیچیده گذشت!
𓂃صائب تبریزی𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 123 |
| 8 | ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجهٔ عاقل هنری بهتر از این؟
𓂃حافظ شیرازی𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 153 |
| 9 | غالباً در هر تصادف میرود چیزی ز دست
لحظه برخورد چشمت با نگاهم، دل برفت...♡
𓂃حسین_فروتن𓂃
❝ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 93 |
| 10 | به کسی ندارم اُلفت ز جهانیان، مگر تو
اَگرَم تو هم برانی، سر بی کسی سلامت
𓂃رضایی کاشی𓂃
❝ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 211 |
| 11 | ز مُشک موی او مَرغول پنجاه
فروهشته ز فرقش تا کمرگاه...
مرغول: پیچ و تاب مو
𓂃وِیس و رامین𓂃
❝ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 93 |
| 12 | آن لرزه که چشمان تو بر جان من انداخت
ثبتش نکند دانشِ صد لرزه نگاری...
𓂃ناشناس𓂃
❝ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 95 |
| 13 | ناگهان امدی و تلخی دل شیرین شد
مثل یک حبه قندی که به چای افتاده...:)
𓂃ناشناس𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 50 |
| 14 | دلم را چشمهایش تیر باران کرد تسلیمم؛
بگویید آن کمان ابرو، سپاهش را نگهدارد...
𓂃سجاد سامانی𓂃
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 48 |
| 15 | آمدی چادر به سر از پیش چشمم رد شدی
با خودم گفتم ببین کعبه به راه افتاده است...
- احمد جم
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 56 |
| 16 | من از گرگِ نگاهِ تو هراسان میشوم گاهی
ولی شورِ فرارِ بره را هم دوست میدارم...
- محبوبه یوسفی
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 72 |
| 17 | در کعبهی چشمان تو شعرم به منا رفت
در من غزلی پر زد و تا پیش خدا رفت
- اعظم تفرشی
❝ ᥒᥱgᥲɾ᥆᥆ᥒ ❞ | 75 |
| 18 | ﻫﺮ ﻛﻪ ﺷﻮد ﺻﻴﺪ ﻋﺸﻖ ﻛﻰ ﺷﻮد او ﺻﻴﺪ ﻣﺮگ
چون ﺳﭙﺮش ﻣﻪ ﺑﻮد ﻛﻰ رﺳﺪش زﺧﻢ ﺗﻴﺮ...
-مولانا | 85 |
| 19 | هرگز نگفتم دوستت دارم ولی این راز
در عمقِ چشمانِ همیشه خستهام پیداست
- امیرمسعود عباسی | 85 |
| 20 | نه خلاف عهد کردم، که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی!
- سعدی | 75 |
