𝘊𝘦𝘭𝘦𝘴𝘵𝘪𝘢𝘭 🆕
Open in Telegram
Я не держусь за то, что уходит.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
462
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from 𝘛𝘦𝘦𝘯 𝘴𝘱𝘪𝘳𝘪𝘵 .⋆ slow 🆕
🌟 : این پیام رو فور کنید استیکری که وایبتونه رو بزارید تا من بگم چند درصد وایبتونه و ازش بهتون والپیپر بدم
🤩e join 🦌🤍
Repost from N/a
🪶فور کن + یک کلمه؛
من آخرین صفحهی دفتر خاطراتت رو با همون کلمه مینویسم.
Lm:135!
جوین باشید.
بیگانهاو همانند دیگر انسانها نبود ؛ ذهنیتی متفاوت و رفتاری به دور از انتظار داشت. از نظرش ، او متفاوتترین فردی بود که تاکنون ملاقاتش کرده بود.
او نیامده بود که پسر را تغییر دهد ؛ آمده بود تا به او نشان دهد حتی در تاریکترین شبها هم میتوان جایی برای آرامش داشت.او باور داشت آن دختر دستان شفابخشی دارد ؛ چراکه هر زمان دست بر صورتش میکشید ، ذهنش از هر آنچه اتفاق افتاده و نیفتاده بود ، خاموش میشد.
شاید او تنها کسی بود که میتوانست از میان تمام ویرانههای وجودش ، چیزی برای دوستداشتن پیدا کند.آن پسر از هر آنچه لبخند بر لبانش میآورد ، محروم بود ؛ اما جنگل چشمان آن دخترک ، لبخندی وصفنشدنی بر لبان پسر مینشاند. او باور داشت آن دختر قدرتی دارد که میتواند از پسِ پسر برآید ؛ کتابی از کینههای آن پسر که به سنگینی شب بود ، با لبخند در آغوش میگرفت و بارها زمزمه میکرد:
«تنِ زخمیِ خود را به من بسپار»شاید معجزه همین بود ؛ کسی پیدا شود که زخمهایت را ببیند و بهجای پرسیدن دلیلشان ، آرام رویشان دست بکشد.
روزتون مبارک دخترای من ، امیدوارم هرچه لایقش هستید رو بدست بیارید و موفق ترین خودتون باشید.
