-Ayche
Open in Telegram
-اگه زنده بمونم،دکتر میشم(ترم۶) بقیه چیزارو اینجا نمیشه گفت. -راه ارتباطی: https://t.me/SendHarfBot?start=a27affc2eac6
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
459
Subscribers
-224 hours
-97 days
+7630 days
Posts Archive
459
Repost from Comentive | کامنتیو
هیچوقت قرار نیست همچین ویدیویی ازم وجود داشته باشه چون همیشه من اونیام که دوربین دستشه.
> لو
@Comentive
459
Repost from N/a
سلام خوشگلا
امسال راستش نرسیدم به لوازم تحریر گرفتن برای بچهای نیازمند تا معلمم پیام داد اگه میتونی بیا دفتر کمکم کن کمک لازم دارم و من اینطوری بودم که یعنی دست خالی برم؟هیچ کمکی نکنم؟ بعد یکم که به قیمتا نگاه کردم دلم نیومد با این قیمت های وحشتناک هیچ کمکی نکنم
حداقل در حد 2یا 3بسته مداد و چندتا دفتر ممکنه توی این شرایط اقتصادی دردی از دردای کسی دوا کنه
اومدم اینجا بگم که اگر شما مهربونا هم دلتون خواست همراه بشید میتونید
به این شماره کارت واریز کنید
6062 5610 0304 2929
ساجده سادات مرد
مثل همیشه از واریزی ها و خرید وسایل و همه چیز عکس میذارم❤️
آیدیم اگر دوست داشتید عکس بفرستید یا کاری داشتید: @Sajedd880
459
دوستان من قصد دارم نزدیکای انتخاب رشته هر سوالی مرتبط دانشگاه و خوابگاه داشتید رو جواب بدم ولی فعلا اینو بگم؛من ۴ ترم اول خوابگاه بودم که دو ترم اولش تمام بچههای واحدمون باهم همکلاسی بودیم و دو ترم بعدی فقط با یکی دوتا از همکلاسیام بودم و راستش واقعا به نظرم واسه رشته ما بهتره با همکلاسیاتون هم اتاقی باشید تذ امتحاناتون همزمان باشه و درکل درک اینو داشته باشن که شما چقد درس دارید؛البته نکته مهم اینه که بتونید از دراماها به دور وایسید و درکل دوستی امنی باهاشون داشته باشید وگرنه پدرتون با این داستانا درمیاد:))
ولی اگه رشتههای دیگه میخونید که امتحانا کمترن و سبکترن،اره شاید بهتر باشه کلا هیچ همکلاسی ای تو خوابگاه باهاتون نباشه.
459
نمیدونم چرا ولی میخوام چندخط راجع به هر عکس بنویسم:
-عکس اول:شبی که دقیقه اخر تصمیم گرفتم برم خوابگاه تا امتحان آخر رو با دوستم سپری کنم و هرچی دم دستم اومد رو تو کیف قرمزم چپوندم.
-عکس دوم:مسیر مترو تا خوابگاه،شب دومی که رفتم خوابگاه.
-عکس سوم:همون خونهای که دم درش میشینیم و قهوه میخوریم و همیشه فکر میکنیم صاحبش چقدر بهمون فحش میده ولی اتفاقا این بار مارو دید و هیچ مشکلی با نشستنمون نداشت.
-عکس چهارم:همون پیتزایی که ساعت ۱۲ شب سفارش داده شد فقط برای اینکه بهم یادآوری کنه که هست،حتی اگه نتونه فیزیکی پیشم باشه.
-عکس پنجم:قبل امتحان فارمای تنفس،تلاشهای دیقه آخر.
-عکس ششم:دم آرکا درحالی که همه چی مثل همیشهست،همون کافه،همون نوشیدنی،همون آدم و احتمالا ماشین هم دوبل پارک شده.
459
نمیدونم چندمین باره که تو این مجتمع بین راهیم ولی هیچوقت اولین بارشو یادم نمیره،جدی جدی شد سه سال!
459
امیدوارم جنگ نشه چون من با آمادگی جنگ احتمالی چمدون نبستم،برم و جنگ بشه دستم میمونه تو پوست گردو با یه سری لباس تابستونی و دور از وسایل موردعلاقم.
459
+1
من درحال بیرون رفتن با بزرگترین کیف ممکن و نهایت حجاب ممکن چون بعدش میخوام برم خوابگاه با دوستم.🙏🏻
459
+1
تنها عکسهایی که از روز آخر ترم ۶ دارم،بهش توجه کنید چون بر گرفتن عکس از ناخنام داشتم میرفتم زیر اتوبوس.🙏🏻
