en
Feedback
love is everything

love is everything

Open in Telegram

love is everything. If u wanna talk ; anon; @Orackbot Hidden; http://t.me/HidenChat_Bot?start=7836933889

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
409
Subscribers
No data24 hours
+557 days
+3830 days
Posts Archive
‌    ‌    ‌  ‌ ‌ ‌wanted  :  evanlee      ‌only alive  🫧 ’s  —‌  そはん

‌    ‌    ‌  ‌ ‌ ‌wanted  :  evanlee      ‌only alive  🏍 ’s  —‌  そはん

‌    ‌    ‌  ‌ ‌ ‌wanted  :  evanlee      ‌only alive  🫧 ’s  —‌  そはん

sticker.webp0.00 KB

شخصیت سونو خیلی ناز بود و خیلی روحش‌ رنگی رنگی بود :)

"و غمگین ترین قصه‌ی جهان، قصه‌ی دل‌تنگی‌ بود. شاید توهمِ حضور، تنها راهِ پر کردن تنهایی‌ای بود که نه فقط بخاطر نبودن انسان‌ها بلکه به سبب نبودنِ او بر دلش سنگینی می‌کرد. "
خیلی قشنگ بود:) خیلی زیاد.

"رخِ بی‌جانم با بوسه‌های بابونه جان گرفت."
واقعا نمیدونم چی‌ بگم ولی خیلی در "حیتیتجستیجشجسچسجس" و در "😭😭😭😭" و در " :))) " ترین حالت ممکنم.

از شدت خوب بودنش برای تعریف کردن ازش واقعا کم آوردم.

تمام رنگ‌ها را از یاد برده بود ولی رنگ بی رنگ دلتنگی را به خاطر داشت.
:)).

چشمانِ برگی‌اش
این خیلی بامزه بود:).

"لبخندش از آبیِ آسمانی هم کمرنگ تر بود".
عاشق توصیف کردنت شدم:))).

"آرزوهایمان را آویختیم به گیسوان بید مجنون. بی آنکه بدانیم گیسوان بید در آغوش باد تمام دارایی‌شان را می‌بازند. در نهایت تمام آرزوها فرو ریختند به جز یکی... آرزوی تباهِ من، "داشتنِ سبز برای همیشه!" _کیم سونو".
قلبم:)).وای.

_ همیشه آرزو داشتم یه بید مجنون باشم.
منم همینطور نیکی.

_اسمت چیه؟ _نیکی. _انتظار داشتم بگی سبز! _چی؟ سونو نگاهی به سر تا پای نیکی کرد و با نگاهش به لباس سبز رنگِ پسرِ قد بلند اشاره کرد. نیکی نگاهی به لباس‌های تنش کرد. _ اوه خب... من سبز رو دوست دارم! دروغ گفت! تمام وجودش را همرنگ طبیعت کرده بود چون به آنجا در کنار آدم‌ها احساس تعلق نمی‌کرد. شاید سبز تنها نشانی از تنها بودنش بود. تنهایی‌ای که تنها با یکی شدن با طبیعت و همچو درختان رختِ سبز به تن کردن پر می‌شد.
:))))

تک تک کلمه‌هایی که نوشته بودی رفتن و نشستن توی قلبم.

اونر.چیکار کردی با قلبم.

بالاخره پارت جدید :))