زُروان | Zurvān
Open in Telegram
در زُروان؛ بازگفتِ ایرانِ کهن، روایتی از تاریخ، هنر و میراث ایران باستان بر پایه آثار و پژوهشهای تاریخی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 873
Subscribers
-1224 hours
+27 days
+10430 days
Posts Archive
1 873
• دستهی زرّینِ شمشیرِ #هخامنشی؛ نشانِ اقتدارِ شاهنشاهیِ پارس
دستهی زرّینِ شمشیرِ هخامنشی، از نمونههای درخشان هنر فلزکاری در روزگار شاهنشاهی هخامنشی است؛ اثری که در آن، قدرت و شکوه فرمانروایی در قالب زر و نقش، به زبان هنر بیان شده است. این دستهی شمشیر از طلای ناب ساخته شده و با نقشمایههای ظریف و پیچیده آراسته گردیده است؛ نقشهایی که در آنها، جانوران نمادین و طرحهای گیاهی در نظمی آیینی و باشکوه در هم تنیدهاند و جهانبینی هنری ایرانیان باستان را بازتاب میدهند. در بخشهای دیگر، ترکیب فلزات گوناگون در ساختار اثر دیده میشود؛ آمیزشی که هم از مهارت فنی فلزکاران آن دوره حکایت دارد و هم از نگاه زیباییشناسانه ای که در آن، هماهنگی و تضاد در کنار هم معنا مییافت. این اثر، نه تنها یک ابزار جنگی، بلکه نشانی از جایگاه اجتماعی و اقتدار شاهانه است؛ شمشیری که در خود، مفهوم قدرت، آیین و هنر را به شکلی یکپارچه حمل میکند.@Zuurvan
1 873
• ظرف نقرهای ساسانی؛ پروازِ اسطوره بر سیمِ زرینِ #ساسانی
این ظرف نقرهایِ نفیس، از گوهرهای هنرِ روزگار ساسانی است؛ اثری آراسته به ظرافتی پیچیده و نمادهایی ژرف که در آن، خیال و باور در سیمِ فلز جاودانه شدهاند. در میانهی اثر، پیکرهای شگفت از آمیزش انسان و پرندهی شکاری ـ در هیئت عقاب یا سیمرغ ـ دیده میشود که انسانی را بر بالهای خویش حمل میکند؛ تصویری رازآلود که میتواند بازتابی از سفر روح، رستگاری، یا صعود به سپهرهای مینوی باشد؛ جایی که جان از زمین میگذرد و به آسمان میپیوندد. حاشیهی ظرف با نقشمایههای گیاهیِ منظم و هماهنگ آراسته شده؛ نظمی که از امضای هنر ساسانی حکایت دارد: پیوندِ هندسه، طبیعت و شکوه. این ظروف نقرهای، نه تنها ابزار زندگی اشراف و دربار بودند، بلکه آیینهی قدرت، آیین و نمایش شکوه شاهنشاهی نیز به شمار میآمدند؛ ساختهی دستان فلزکارانی که میان ماده و معنا پلی از هنر زده بودند. این اثر، سندی است از روزگاری که در آن، اسطوره بر فلز مینشست و هنر، زبانِ جاودانهی فرهنگ ایرانشهر بود.@Zuurvan
1 873
• سنگنگارهی کالجنگال؛ فریادِ سنگیِ دلاوری در مرزهای ایرانشهر
سنگنگارهی کالجنگال، از یادگارهای سترگ هنر صخرهای ایران، در پهنههای کوهستانی خراسان جنوبی جای دارد؛ اثری که با توجه به سبک نقش و کتیبهی پهلوی #ساسانی حک شده در فراز آن، به روزگار شاهنشاهی ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) و حدود ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ سال پیش بازمیگردد. در این نقش، پیکرهی مردی نیرومند با جامهی رزمی ساسانی دیده میشود که در نبردی سهمگین، شیری خشمگین را در برابر خویش دارد؛ صحنهای که در جهانبینی ایران باستان، نماد چیرگی خرد و دلاوری انسان بر نیروهای وحشی طبیعت و دشمنان آشکار است. خط پهلوی نقشبسته در بخش بالایی، نه تنها نشانهی هویت تاریخی اثر است، بلکه پیوند ژرف میان نوشتار و تصویر را در فرهنگ ساسانی آشکار میسازد؛ فرهنگی که در آن، سنگ نیز زبانِ قدرت و روایت میشد. این سنگنگاره، سندی است از حضور و نفوذ فرهنگی ایرانشهر در شرق فلات ایران؛ جایی که هنر، سیاست و اسطوره در هیبت یک تصویرِ جاودانه بر دل کوه حک شدهاند.@Zuurvan
1 873
• سنگنگارهی کالجنگال؛ فریادِ سنگیِ دلاوری در مرزهای ایرانشهر
سنگنگارهی کالجنگال، از یادگارهای سترگ هنر صخرهای ایران، در پهنههای کوهستانی خراسان جنوبی جای دارد؛ اثری که با توجه به سبک نقش و کتیبهی پهلوی #ساسانی حک شده در فراز آن، به روزگار شاهنشاهی ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) و حدود ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ سال پیش بازمیگردد. در این نقش، پیکرهی مردی نیرومند با جامهی رزمی ساسانی دیده میشود که در نبردی سهمگین، شیری خشمگین را در برابر خویش دارد؛ صحنهای که در جهانبینی ایران باستان، نماد چیرگی خرد و دلاوری انسان بر نیروهای وحشی طبیعت و دشمنان آشکار است. خط پهلوی نقشبسته در بخش بالایی، نه تنها نشانهی هویت تاریخی اثر است، بلکه پیوند ژرف میان نوشتار و تصویر را در فرهنگ ساسانی آشکار میسازد؛ فرهنگی که در آن، سنگ نیز زبانِ قدرت و روایت میشد. این سنگنگاره، سندی است از حضور و نفوذ فرهنگی ایرانشهر در شرق فلات ایران؛ جایی که هنر، سیاست و اسطوره در هیبت یک تصویرِ جاودانه بر دل کوه حک شدهاند.@Zuurvan
1 873
• جامِ #مارلیک؛ یادگارِ زرینِ سپیدهدمِ تمدنهای ایرانزمین
جامِ مارلیک، از گنجینههای کهنِ ایران، به روزگار اوایل هزارهی نخست پیش از میلاد بازمیگردد؛ اثری بیش از سه هزار ساله که در کاوشهای تپهی تاریخی مارلیک در گیلانِ امروزین از دل خاک برآمد و اکنون در موزهی ایران باستان نگاهداری میشود. این جامِ زرّین، نه تنها ظرفی آیینی، بلکه آیینهای از جهانبینی مردمان کهن این سرزمین است؛ بر پیکرهی آن نقشهایی از موجودات اسطورهای چون گریفین و پگاسوس نقش بسته است. گریفین، هیولای بالدارِ شیرپیکر و عقابسر، و پگاسوس، اسبِ بالدارِ افسانهای، در کنار هم جهانی میان زمین و آسمان را تصویر میکنند؛ جهانی که در آن اسطوره و باور در هم تنیده است. جامِ مارلیک، گواهی است بر ژرفای تخیل، هنر و آیینهای مردمان ایرانِ باستان؛ نشانی از آنکه این سرزمین، از دیرباز خاستگاه اندیشه، اسطوره و زیبایی بوده است. این میراثِ زرّین، نه تنها یادگار گذشته، بلکه ندایی است برای پاسداری از ریشهها؛ تا تاریخ، در سکوتِ خاک فراموش نشود و هویت، در روشنای آگاهی زنده بماند.@Zuurvan
1 873
• خنجر #هخامنشی یا آکیناکه؛ نماد قدرت، مقام و وفاداری به شاه
آکیناکه یکی از سلاحهای نمادین دوران هخامنشی است که بیشتر در دست اشراف و فرماندهان بود. این خنجر تیغهای کوتاه، پهن و دولبه دارد که در غلافی نفیس با نقوش برجسته جانوران، گیاهان و نمادهای آیینی نگهداری میشد. نمونه زرین این خنجر که اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود، مهارت فلزکاران ایرانی را بهخوبی نشان میدهد. دسته پیچخورده و نقوش برجسته آن نشانه کارکرد آیینی و تشریفاتی این سلاح است، نه صرفاً نظامی. آکیناکه نهتنها ابزاری برای رزم، بلکه نمادی از توان، جایگاه و وفاداری به شاه بود. در نگارهها و نقشبرجستههای هخامنشی در نقش رستم و پارسه، اشراف و سربازان آن را به نشانه احترام به کمر بستهاند. برخی پژوهشگران بر این باورند که این خنجر در مراسم سوگند وفاداری نیز نقش داشته و حتی به ایزدان نیز تقدیم میشده است. آکیناکه گواهی است بر شکوه تمدن هخامنشی و یکی از درخشانترین نمونههای هنر و فرهنگ نظامی ایران باستان.@Zuurvan
1 873
• سردیس سنگی جنگجوی #اشکانی؛ یادگار شکوه نظامی پارتیان
این پیکره سنگی سر یک جنگاور اشکانی را نشان میدهد که با کلاهخودی فلزی و سنگین بازنمایی شده است. خطوط چهرهاش استواری مردی رزمآزموده را بازمیتاباند؛ ریش انبوه، نگاه ژرف و گونههای برجسته نشانه روحیه پهلوانی و آمادگی برای نبرد است. کلاهخود افزون بر کارکرد دفاعی، نشانه جایگاه نظامی و جنبه آیینی نیز داشته. اینگونه سردیسها بیشتر از محوطه نِسا در ترکمنستان امروزی بهدست آمدهاند؛ از نخستین مراکز شاهی اشکانیان. از دید هنری، این آثار در چارچوب هنر اشکانیِ آمیخته با شیوه هلنیستی جای میگیرند؛ چهرهپردازی طبیعی از ریشههای هنر یونانی است، در حالی که ریش انبوه، کلاهخود آیینی و تأکید بر هیبت جنگاور از سنت ایرانی برمیخیزد. این سردیس سندی از دورهای است که هنر ایران با پیوند سنت بومی و تأثیرات بیرونی، زبان تصویری تازهای پدید آورد و یکی از مهمترین دورههای گذار هنری در تاریخ ایران باستان را شکل داد.@Zuurvan
1 873
• تندیس نقرهایِ #شاپور دوم؛ فرّ فروزانِ ایرانشهر و هیبت شاهنشاهیِ ساسانی
تندیس نقرهایِ شاپورِ دوم، از گنجینههای درخشان هنر ساسانی است که شکوه و اقتدار ایرانِ باستان را در سیم و زر به تصویر میکشد. شاپورِ دوم، از بزرگترین شهریاران #ساسانی، میان سالهای ۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی بر ایرانشهر فرمان راند و دوران پادشاهیاش از سترگترین و دیرپاترین عهدهای تاریخ این سرزمین بهشمار میآید. این پیکرهی نقرهای، شاهی فرهمند و استوار را نشان میدهد که جامهی شاهانه بر تن دارد و تاجی آراسته به نشانهای فرمانروایی بر سر نهاده است؛ چنانکه هیبت و وقار او در قامت اثر، جان گرفته و ماندگار شده است. این اثر نه تنها نشان قدرت یک پادشاه، بلکه جلوهای از فرّ شاهی، هنر ناب و فرهنگ ژرف ایران در روزگار ساسانی است؛ روزگاری که شکوه در سیم و نقره، به زبان جاودانگی سخن میگفت.@Zuurvan
1 873
• تندیس بزرگزاده #اشکانی؛ جلوهای از شکوه و هویت فرهنگی پارتیان
تندیس بزرگزاده اشکانی یکی از شاهکارهای هنر دوران پارتیان است که شکوه و هویت فرهنگی ایران آن روزگار را به نمایش میگذارد. سبیل پهن، موهای مجعد، گردنبند تزیینی و پوشش ویژه، بازتابی از سبک زندگی و جایگاه اجتماعی اشراف پارتیاند. هنر اشکانی به تأکید بر فردیت و شخصیت در چهرهپردازی شهره بود و این تندیس نمونهای برجسته از این سنت هنری است. این تندیس بهعنوان نمادی فرهنگی، تأثیر ژرف هنر اشکانی را بر نسلهای پسین و حتی هنر دوران #ساسانی نشان میدهد. پیکرههای این دوره معمولاً بهگونهای ساخته میشدند که وقار، توانمندی و هویت ایران اشکانی را بازتابانند. از نگاه تاریخی، اشکانیان بهخاطر پایداری در برابر روم و پدیدآوردن یکی از بزرگترین شاهنشاهیهای ایران شناخته میشوند. این اثر نهتنها نمایانگر هنر آن دوران، بلکه سندی از هویت فرهنگی ایران باستان است.@Zuurvan
1 873
• پیکره نقرهای مرد #هخامنشی؛ بازتاب نظم درباری ایران کهن
این پیکره نقرهای، مردی از روزگار هخامنشی را نشان میدهد که با جامه رسمی چیندار و کلاه پارسی، ایستاده و دستی بر سینه نهاده است؛ حالتی که در هنر آن دوره نشانه فروتنی، آیینمندی و پیوند با ساختار شاهنشاهی به شمار میرفت. شیوه پرداخت چهره، ایستایی اندام و دقت در نمایش جامه، بازتابی از هنر رسمی هخامنشی است؛ هنری که بر نظم، اندازهمندی و نمایش جایگاه اجتماعی تکیه داشت. این اثر از نقره ساخته شده و جایگاه آن را در میان اشیای گرانبها و درباری آشکار میسازد. این پیکره اکنون در موزه پرگامون برلین نگهداری میشود؛ موزهای که بخشی از مهمترین آثار تمدنهای کهن، از جمله ایران باستان، در آن گرد آمده است. این اثر، سندی زنده از شکوه تصویری و نظم هنری روزگار هخامنشی به شمار میآید.@Zuurvan
1 873
• نقش شیر در کاخ #آپادانا؛ نمادی از شکوه و نیروی امپراطوری هخامنشی
کاخ آپادانا در روزگار #داریوش بزرگ ساخته شد و نقش شیر از زیباترین دیوارنگارههای آن بهشمار میرود. دیرینگی این آثار به حدود ۵۱۵ تا ۴۸۰ پیش از میلاد میرسد. این نگارهها بخشی از آرایههای دیوارهای کاخ در بخشهای آیینی و جایگاه پذیرش شاه بودند؛ جایی که نمایندگان سرزمینهای گوناگون شاهنشاهی به بارگاه راه مییافتند. آجرهای لعابدار این اثر نخست در قالب شکل میگرفتند و سپس با رنگهایی چون آبی، زرد، سبز و قهوهای آراسته میشدند. این روش اگرچه ریشه در هنر میانرودان دارد، در روزگار #هخامنشی به اوج دقت و زیبایی رسید. نقش شیر در این آثار بیشتر در کنار گاو و گل نیلوفر آبی دیده میشود و نشانگر نیروی شاهی، پیروزی و سامان کیهانی است. بخشهایی از این آرایهها در کاوشهای باستان شناسی آغاز سده بیستم از پارسه بهدست آمد و امروز نمونههایی از آن در موزه لوور پاریس، موزه ملی ایران و دیگر موزههای جهان نگهداری میشود.@Zuurvan
1 873
• تکوک عقیقی منسوب به هنر ایران باستان؛ نشانهای از نفوذ ایران در جاده ابریشم
این تکوک (ریتون) یا جام نوشیدنی از جنس عقیق، از نمونههای شاخص سنت ظرفسازی آیینی در ایران باستان است؛ ظرفهایی که به شکل جانوران ساخته میشدند و در آیینهای درباری و نذری کاربرد داشتند. بر پایه گزارشهای باستانشناسی، این اثر در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در یکی از آرامگاههای شاهان دودمان تانگ در چین کشف شد. پژوهشگران بر این باورند که این تکوک در انتهای دوران #ساسانی از راه شبکههای بازرگانی ایران، آسیای میانه و جاده ابریشم به چین رسیده و بهعنوان هدیه یا غنیمت به دربار تانگ راه یافته، سپس همراه متوفی در آرامگاه دفن شده است. این اثر امروز یکی از نشانههای گستردگی نفوذ هنر فلزکاری و سنگتراشی ایران در جاده ابریشم بهشمار میرود و در پژوهشهای هنر میانفرهنگی جایگاهی ویژه دارد.@Zuurvan
1 873
• تکوک زرین #هخامنشی؛ جام آیینی شیر بالدار
تکوک یا ریتون به یونانی (جام یا ظرف نوشیدنی) شیپوریشکل است که در انتها به شمایلی جانوری میرسد یا کاملاً به شکل یک جانور ساخته میشود. پیشینه تکوک در ایران به ۲۵۰۰ سال پیش بازمیگردد. پس از پیروزی یونانیان در یکی از نبردهایشان با ایران باستان، تکوکهای بسیاری به یونان بردند و ساخت این ظروف به پیروی از ایران در یونان نیز رواج یافت. تکوک زرین هخامنشی از یادگارهای دوره هخامنشی و وابسته به همدان است و شاید از ظروف آیینی شاهانه بوده باشد. این اثر از دو بخش ساخته شده: جامی قیفمانند آراسته با شیارهای افقی، گل لوتوس، نخل و پیچک، که به بدنهای به شکل شیر بالدار نشسته پیوند میخورد. شیر با دستهای رو به جلو، بالهای شیاردار در دو سو، دهانی باز و دندانها و زبانی نمایان ساخته شده است. بالها توخالی و از دو ورقه زرین به هم لحیمشدهاند، با دو ردیف پر ریز و ظریف و سه ردیف پر بلند هلالی. در پشت زبان شیر، سوراخ آبریز پنهانی تعبیه شده که از بیرون دیده نمیشود.@Zuurvan
1 873
• ریتون #ساسانی با سر گراز؛ جام آیینی پیروزی و شکوه شاهانه
این اثر ریتون یا تکوک شاهکار ساسانی از طلا و نقره به شکل سر گراز. در فرهنگ ایرانی، گراز نماد دلیری، نیروی مهارنشدنی و پیروزی است و پیوندی ژرف با ایزد پیروزی، «ورثرغنه» یا بهرام، دارد. در اوستا، ورثرغنه در پیکرهای گوناگون پدیدار میشود، یکی از نیرومندترین آنها گراز نر است؛ جانوری سرسخت و بیباک که با قدرت راه خود را میگشاید. این ریتون تنها یک جام نوشیدنی نیست؛ نمادی از پیوند آیین، فرمانروایی و جهانبینی ایرانی است. نوشیدنی آیینی از دهان گراز جاری میشد و بدینگونه، نیروی نمادین پیروزی در دل آیین جلوه مییافت. هسته اثر احتمالا با روش «موم گمشده» ریختهگری و پس از ساخت بدنه نقرهای، بخشهایی چون پوزه، دندانها و یال با طلاکاری و روش آمالگام اضافه شدهاند؛ روشی که در آن طلا بر سطح نقره نشانده میشد و سپس با حرارت، لایهای درخشان و پایدار پدید میآمد. بافت پوست با نقطهکوبی، چینهای چهره با قلمزنی و صیقلکاری انجام شده. همین ترکیب نقره سرد و طلای درخشان، به اثر شکوهی ویژه بخشیده است. این اثر امروزه در مجموعهای خصوصی در لندن نگهداری میشود.@Zuurvan
1 873
• ظرف طلایی #هخامنشی؛ نمادی از شکوه و هنر شاهانه
این ظرف طلایی فاخر از دوران شاهنشاهی هخامنشی، اوج هنر فلزکاری و زیباییشناسی رسمی آن روزگار را نشان میدهد. از طلای خالص ساخته شده و با نقوشی شعاعی و متقارن از برگهای لوتوس آراسته است که از مرکز به پیرامون گسترش یافتهاند؛ الگویی که هم جنبه تزیینی دارد و هم بازتابی از مفاهیم کیهانی و تقدس طبیعت در باور ایرانیان باستان است. ظروفی از این دست در مراسمهای رسمی، آیینی یا دربار شاهنشاهی کاربرد داشتند و افزون بر کارکردشان، نماد شکوه، توانمندی و هماهنگی با جهان هستی بودند. مهارت فلزکار در شکلدهی دقیق، نگهداشت تناسب هندسی و آفرینش درخشش یکدست طلایی، از پیشرفت چشمگیر هنر و پیشه در روزگار هخامنشی گواهی میدهد. این اثر ارزشمند امروز در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود و از نمادهای ماندگار تمدن ایران باستان و هنر شاهانه هخامنشیان بهشمار میرود.@Zuurvan
1 873
• حلقه قدرت ارگان؛ رازآمیزترین یادگار ۳۴۰۰ ساله #ایلامی
حلقه قدرت ارجان یکی از رازآلودترین یادگارهای ایران باستان است که در آرامگاهی ایلامی در نزدیکی شهر باستانی ارجان (ارگان) در پیرامون بهبهان کشف شد. این اثر به حدود هزاره دوم پیش از میلاد بازمیگردد (۳۳۰۰ تا ۳۴۰۰ سال پیش) و اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشود. ارجان از شهرهای مهم ایلام میانه در مرز خوزستان و پارس بود. در سال ۱۳۶۱ خورشیدی، آرامگاهی باشکوه در این ناحیه یافت شد که در آن تابوتی مفرغی و گنجینهای از اشیای زرین و سیمین، از جمله خنجر، جام، سینی و ده ظرف مفرغی قرار داشت. برجستهترین یافته این آرامگاه، حلقهای زرین بود که در دست چپ درگذشته جای داشت. این حلقه دارای دستهای هلالی و توخالی است که به دو صفحه بیضیگون میرسد. بر روی آن، دو شیر بالدار در دو سوی درخت مقدس نقش شدهاند و پیرامونشان نگارههای گیسباف و گل دوازدهپر دیده میشود. بر دسته حلقه، نوشتهای به خط میخی ایلامی دیده میشود که چنین خوانده شده است: «کیدینهوتران، پسر کورولوش». این اثر از برجستهترین نمونههای هنر و نمادپردازی ایلامی بهشمار میرود.@Zuurvan
1 873
• سرو ابرکوه؛ ریشه در جاودانگی، قامت در تاریخ
سرو ابرکوه، یکی از دیرپاترین زندگان گیتی، در شهر دیرین ابرکوه در یزد روییده و نشانی از پایداری و دیرپایی است. این درخت سترگ نزدیک به ۴۰۰۰ سال کهنگی دارد؛ یعنی ۱۵۰۰ سال پیش از فرمانروایی کوروش بزرگ. بلندایش از ۲۵ متر فراتر میرود، پهنای تنهاش نزدیک ۴.۵ متر و دور تنهاش به ۱۱ متر میرسد. این سرو تنها از دید کهنبودن ارزشمند نیست، در دل مردم بومی نیز جایگاهی والا دارد. بسیاری بر این باورند که این درخت تماشاگر رویدادهای بسیاری در روزگار آدمیان بوده و با افسانهها و داستانهای مردمی درآمیخته است. ابرکوه، شهری که این سرو در آن روییده، از دیرینترین شهرهای ایرانزمین است و بر سر راه کاروانها بوده. این شهر، جدا از سرو کهنسالش، بافتی دیرینه دارد با خانههای خشتین، بادگیرها و بناهایی چون یخچال خشتی و گنبد عالی. کویر این سرزمین، همراه با هنر ساختمانی کهن و سرو افسانهای، آمیزهای یگانه از زیبایی و دیرینگی پیش چشم مینهد. سرو ابرکوه، چون نشانهای روشن از این شهر، همچنان سرافراز ایستاده و گواه پایداری و شکوه طبیعت ایرانزمین است.@Zuurvan
1 873
• تاس در ایران #ساسانی؛ بازی، شانس و زندگی روزمره در دل یک تمدن بزرگ
دورهٔ ساسانیان یکی از درخشانترین دورههای تاریخ ایران بود که در آن هنر، معماری و فرهنگ ایرانی به اوج خود رسید. در این دوره، هنرهای تصویری، معماری و ادب شکوفایی چشمگیری داشتند و آثار سنگی، پیکرهها و نقشبرجستهها از مهمترین دستاوردهای هنری آن زمان به شمار میرفتند. بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد که طرحهای پیچیده و استفاده از آرایههای فلزی و سنگی در آثار ساسانی، بیانگر ذوق و توان هنری بالای مردم آن دوره است. همچنین مراکز علمی فعال بودند و در حوزههایی مانند ریاضیات، اخترشناسی و پزشکی پیشرفتهای قابل توجهی حاصل شد. بازیها و سرگرمیها نیز بخشی از زندگی روزمره مردم ساسانی بود. تاس، که یکی از ابزارهای بازی در آن دوران به شمار میرفت، برای سرگرمی در جمعهای اجتماعی استفاده میشد. افزون بر جنبهٔ تفریحی، این ابزار گاه در تصمیمگیریها و برخی آیینهای اجتماعی نیز کاربرد داشت. این اشیا نه تنها وسیلهٔ بازی، بلکه نشانهای از پیوندهای اجتماعی و فرهنگی در جامعهٔ ساسانی بودند و اهمیت سرگرمی و تعامل اجتماعی را در آن دوره نشان میدادند.@Zuurvan
1 873
• رقص، باروری و شکوه؛ تنگ ساسانی زنان رقصنده
این تنگ نقرهای با روکش طلا از آثار شاخص فلزکاری دورهی ساسانی در ۱۵۰۰ سال پیش بهشمار میرود. این اثر نمونهای برجسته از ظروف تجملی ایران باستان است که با تکنیکهای پیشرفتهی چکش کاری و برجستهکاری ساخته شده و کیفیت بالای اجرای آن نشاندهندهی جایگاه ویژهی فلزکاری در فرهنگ درباری پادشاهی ایران در این دوره است. بر بدنهی تنگ، نقش چهار زن در حال رقص دیده میشود که هر یک اشیایی چون جام یا سبد در دست دارند. پیکرهها با حالتی پویا و اندامهایی کشیده طراحی شدهاند و در میان عناصر تزئینی گیاهی و جانوری قرار گرفتهاند. اینگونه مضامین در هنر دورهی ساسانیِ معمولاً با مفاهیمی چون جشن، شادی، باروری و آیینهای تشریفاتی پیوند داشته و در عین حال، بازتابی از تعاملات هنری ایران با جهان مدیترانهای نیز بهشمار میآیند. این اثر امروزه در موزهی هنر متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود. این تنگ یکی از شناختهشدهترین نمونههای باقیمانده از هنر فلزکاری دورهی دودمان ساسانی در پادشاهی ایران است که تصویری روشن از ذوق هنری و فرهنگ آیینی آن روزگار ارائه میدهد.@Zuurvan
1 873
• کلاهخود آیینی #ایلام؛ نماد شکوه و فرمانروایی در ایران باستان
این اثر، کلاهخودی برجایمانده از تمدن ایلام در ایران باستان است که احتمالاً در دوره ایلام میانه یا ایلام متأخر ساخته شده است (حدود ۲۷۰۰ تا ۳۲۰۰ سال پیش) کلاهخودها در آن زمان بخشی از جنگافزارها بودند، اما این نمونه به دلیل آرایههای زرین و ساختار باشکوه خود، احتمالاً در آیینهای رسمی یا تاجگذاری فرمانروایان ایلامی به کار میرفته است. بدنه اصلی کلاهخود از مفرغ ساخته شده و لایهای از زنگار سبزرنگ بر سطح آن نشسته است که نشانه دیرینگی آن به شمار میرود. بر روی آن نوارهای زرین با نقش برجسته چند پیکره انسانی دیده میشود. این پیکرهها احتمالاً نمادی از جایگاه دینی یا کشورداری، پشتیبانی ایزدان و حقانیت فرمانروا بودهاند. در بالاترین بخش کلاهخود نیز نقش یک پرنده شکاری، احتمالاً شاهین یا عقاب، دیده میشود که در فرهنگ ایلامی نماد چیرگی، توانمندی و فرّه ایزدی بوده است. ترکیب این عناصر نشان میدهد که این کلاهخود تنها یک ابزار دفاعی نبوده، بلکه نمادی از اقتدار سیاسی و جایگاهی آیینی و تشریفاتی در فرهنگ ایلام داشته است.@Zuurvan
