en
Feedback
زُروان | Zurvān

زُروان | Zurvān

Open in Telegram

در زُروان؛ بازگفتِ ایرانِ کهن، روایتی از تاریخ، هنر و میراث ایران باستان بر پایه آثار و پژوهش‌های تاریخی

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 884
Subscribers
+524 hours
+117 days
+9630 days
Posts Archive
• دسته گلدان بز کوهی بالدار؛ شکوه هنر #هخامنشی در لوور دستهٔ گلدان بز کوهی بالدار، از آثار فاخر برجای‌مانده از دوران هخامنشی
دسته گلدان بز کوهی بالدار؛ شکوه هنر #هخامنشی در لوور
دستهٔ گلدان بز کوهی بالدار، از آثار فاخر برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که از نقره با روکش زر ساخته شده و امروز در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود. این اثر با روش ریخته‌گری پدید آمده و از نمونه‌های برجسته هنر فلزکاری ایران باستان به شمار می‌آید. در این نقش، سم‌های بز کوهی بر پیکره ماسکی از موجود اسطوره‌ای سیلنوس، آمیزه‌ای از انسان و بز، قرار گرفته است. بال‌ها و شاخ‌های بز کوهی، نمادی از نیرو، سرزندگی و توان حیوانی در هنر هخامنشی محسوب می‌شود و بازتابی از نگاه نمادین هنرمندان آن دوران است. این اثر نه‌تنها یک قطعه تزئینی، بلکه بازتابی از پیوند اسطوره، طبیعت و قدرت در هنر ایران باستان است.
@Zuurvan

کاسه سفالی شهر سوخته؛ بازتاب زندگی و آب در پنج‌هزار سال پیش این کاسه سفالی از محوطه باستانی شهر سوخته در سیستان، از کهن‌ترین
کاسه سفالی شهر سوخته؛ بازتاب زندگی و آب در پنج‌هزار سال پیش
این کاسه سفالی از محوطه باستانی شهر سوخته در سیستان، از کهن‌ترین آثار فلات ایران است که به حدود پنج هزار سال پیش، یعنی هزاره سوم پیش از میلاد، بازمی‌گردد و از شاهکارهای سفال‌گری عصر مفرغ به شمار می‌آید. نقش‌های ماهی درون دایره‌های هم‌مرکز، نشان‌دهنده اهمیت آب و منابع آبی برای مردمان این تمدن است. حاشیه‌های موج‌دار و خطوط منظم نیز حالتی از حرکت و جریان آب را تداعی می‌کنند که می‌تواند به دریاچه هامون و نقش آن در زندگی مردم اشاره داشته باشد. این ظرف افزون بر کاربرد روزمره، اثری هنری و نمادین بوده و بازتابی از پیوند عمیق انسان‌های شهر سوخته با طبیعت و محیط پیرامونشان را نشان می‌دهد.
@Zuurvan

• پیکره‌ی زرّینِ #ایلامی؛ بازتابِ آیین، قدرت و تقدس در شوشِ باستان این پیکره‌ی زرّین، از یادگارهای ارزشمند تمدن ایلامی است که
• پیکره‌ی زرّینِ #ایلامی؛ بازتابِ آیین، قدرت و تقدس در شوشِ باستان
این پیکره‌ی زرّین، از یادگارهای ارزشمند تمدن ایلامی است که در محوطه‌ی باستانی شوش در خوزستان کشف شده و به هزاره‌ی دوم پیش از میلاد بازمی‌گردد؛ روزگاری که شوش یکی از کانون‌های بزرگ فرهنگ و قدرت در خاورمیانه به‌شمار می‌رفت. در این اثر، مردی با هیبتی آرام و جدی دیده می‌شود؛ با ریشی بلند و آراسته، جامه‌ای منقوش به نقش‌های ستاره‌گون بر تن دارد و حیوانی کوچک را در آغوش گرفته است. این ترکیب، تصویری است آمیخته از انسان، طبیعت و معنا؛ جایی که هر جزئی از پیکره، حامل نشانه‌ای نمادین است. پرداخت دقیقِ چهره، نقش‌مایه‌های ستاره‌ای و جامه‌ی منقوش، نشانگر مهارت بالای ایلامیان در فلزکاری و نگاه آیینی آنان است؛ نگاهی که در آن هنر، زبان باور و معنا بود. این پیکره می‌تواند نماد فرمانروا، کاهن یا ایزد باشد و پیوند انسان با طبیعت، برکت و آیین‌های باروری را نشان دهد. امروزه این اثر در میان مجموعه‌های مهم موزه‌ای جهان نگهداری می‌شود و همچنان چونان سندی خاموش، از ژرفای تمدنی سخن می‌گوید که پیش از #هخامنشیان در فلات ایران شکوفا شده بود.
@Zuurvan

• تاج‌گذاری #اردشیر دوم در طاق‌بستان؛ دیهیم‌ستانی شاهنشاه ساسانی نقش‌برجسته تاج‌گذاری اردشیر دوم شاهنشاه ایران از دودمان #ساس
تاج‌گذاری #اردشیر دوم در طاق‌بستان؛ دیهیم‌ستانی شاهنشاه ساسانی
نقش‌برجسته تاج‌گذاری اردشیر دوم شاهنشاه ایران از دودمان #ساسانی (۳۷۹-۳۸۳ میلادی) در طاق‌بستان، کرمانشاه، ایران قرار دارد. (از اردشیر دوم در شاهنامه با عنوان «اردشیر نکوکار» یاد شده) او پس از مرگ #شاپور دوم بر تخت سلطنت نشست و به‌عنوان فرمانروایی شناخته می‌شود که در دوران حکومت خود بر حفظ ثبات داخلی و مقابله با تهدیدهای خارجی تمرکز داشت. در این اثر اردشیر حلقه شهریاری را از اهورامزدا دریافت می‌کند و ایزد مهر در پشت سر او ایستاده است. این نقش‌برجسته که در کنار تاق کوچک طاق‌بستان و در شمال‌شرقی شهر کرمانشاه قرار دارد، میان سال‌های ۳۷۹ تا ۳۸۳ میلادی ساخته شده و نخستین نقش‌برجسته این مجموعه به شمار می‌رود. در این اثر، اردشیر دست خود را به سوی حلقه شهریاری دراز کرده که اهورامزدا آن را به او اعطا می‌کند. در این صحنه، اهورامزدا و اردشیر پاهای خود را بر بدن شاه شکست‌خورده کوشان نهاده‌اند. در سمت چپ اردشیر، ایزد مهر با همان پوشش اهورامزدا و هاله‌ای نورانی بر گرد سر دیده می‌شود و در دست خود برسم دارد. زیر پای مهر نیز گل نیلوفر به چشم می‌خورد.
@Zuurvan

• کاسه شش‌هزار ساله دهلران؛ نخستین نقش‌های جان‌دار بر سفال ایران کاسهٔ سفالی شش‌هزار سالهٔ دهلران، از کهن‌ترین آثار به‌جاماند
کاسه شش‌هزار ساله دهلران؛ نخستین نقش‌های جان‌دار بر سفال ایران
کاسهٔ سفالی شش‌هزار سالهٔ دهلران، از کهن‌ترین آثار به‌جامانده در فلات ایران است که در منطقهٔ دهلران ایلام یافته شده و به روزگار نوسنگی واپسین یا آغاز عصر مفرغ تعلق دارد. این کاسه با زمینه‌ای نخودی و نقش‌هایی تیره‌رنگ، با نگاره‌های هندسی و ردیفی از جانوران شاخ‌دار، به‌ویژه بز یا قوچ، آراسته شده است. این تکرار نقش‌ها، بازتابی از زندگی دامداری، باورهای باروری و آیین‌های وابسته به طبیعت در جوامع نخستین است. ساخت آن با دست و بدون چرخ سفالگری و بهره‌گیری از رنگ‌های طبیعی، نشان‌دهنده آغاز شکل‌گیری هنر و یکجانشینی در این سرزمین است. این اثر امروز به‌عنوان یکی از کهن‌ترین نمونه‌های سفال نقاشی‌شده ایرانی، سندی زنده از تمدن‌های پیشاایلامی در زاگرس به شمار می‌آید.
@Zuurvan

نگین عقیق #ساسانی؛ چهره‌ای جاودانه از شکوه شاهنشاهی نگین عقیق نفیس ساسانی، از برجسته‌ترین نمونه‌های هنر کَنده‌کاری سنگ در ایر
نگین عقیق #ساسانی؛ چهره‌ای جاودانه از شکوه شاهنشاهی
نگین عقیق نفیس ساسانی، از برجسته‌ترین نمونه‌های هنر کَنده‌کاری سنگ در ایران باستان است. این نگین بر عقیق سرخ تراشیده شده و چهره‌ای نیم‌رخ از یک شاه ساسانی را با دقتی چشمگیر به نمایش می‌گذارد. صیقل شفاف سنگ، خطوط نرم گونه‌ها، ریزه‌کاری مو و ریش، و ظرافت آرایه‌های شاهانه، مهارت بالای هنرمند سازنده را آشکار می‌کند. شاه نقش‌شده بر این نگین، به‌طور گسترده با #پیروز یکم، از پادشاهان نامدار ساسانی در سده پنجم میلادی، پیوند داده می‌شود. تاج کنگره‌دار او با نشانه‌های هلال و گوی، همان ویژگی‌هایی را دارد که در سکه‌ها و آثار همان دوره دیده می‌شود. چهره باوقار و پوشش رسمی او، این اثر را به یکی از کامل‌ترین پیکره‌های شاهی ساسانی بدل کرده است. این نگین در مجموعه «الصباح» کویت نگهداری می‌شود و افزون بر ارزش هنری، از مهم‌ترین آثار این مجموعه به شمار می‌آید. این اثر نه‌تنها یک شیء هنری، بلکه سندی تاریخی از هنر درباری ایران، مفهوم پادشاهی و جایگاه سنگ‌های گران‌بها در فرهنگ ایرانی است؛ دریچه‌ای به جهان ساسانی، جایی که تصویر شاه نماد قدرت و فرّه ایزدی بود.
@Zuurvan

• دستبند زرین #هخامنشی با سرِ شیر؛ نشان شکوه و فرّه شاهی دستبند زرین هخامنشی با انتهایی به شکل سرِ شیر، از باشکوه‌ترین نمونه‌
دستبند زرین #هخامنشی با سرِ شیر؛ نشان شکوه و فرّه شاهی
دستبند زرین هخامنشی با انتهایی به شکل سرِ شیر، از باشکوه‌ترین نمونه‌های زیورهای ایران باستان است که در استان کردستان یافته شده و اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. این دستبند از زر ناب ساخته شده و به‌گونه‌ای مارپیچی و هماهنگ شکل گرفته است، در حالی که در دو سوی آن، دو سر شیر با دقت و ریزبینی بسیار تراشیده شده‌اند. شیر در فرهنگ هخامنشی نماد نیرو، پادشاهی، پاسبانی و شکوه شاهی بود و کاربرد آن در این دستبند، نشانگر جایگاه بلند دارندهٔ آن است؛ شاید از بزرگان دربار یا طبقهٔ اشراف. هنرمندان زرگر روزگار هخامنشی با بهره‌گیری از روش‌هایی چون ریخته‌گری، چکش‌کاری و کنده‌کاری، اثری پدید آورده‌اند که از دید هنری و فرهنگی بسیار ارزشمند است. بهره‌گیری از هماهنگی، ریزه‌کاری‌های دقیق در سرِ شیرها و نظم در ساختار کلی دستبند، بازتابی از درک ژرف آنان از زیبایی، نمادپردازی و فنون زرگری است. این دستبند تنها یک زیور نیست، بلکه جلوه‌ای از هویت، نیرو و شکوه تمدن بزرگ هخامنشی در ایران باستان به شمار می‌آید.
@Zuurvan

• جامهٔ ابریشمین #ساسانی؛ شکوه تار و پود ایران باستان این جامهٔ ابریشمین ساسانی، نمونه‌ای درخشان از هنر پارچه‌بافی ایران باست
• جامهٔ ابریشمین #ساسانی؛ شکوه تار و پود ایران باستان
این جامهٔ ابریشمین ساسانی، نمونه‌ای درخشان از هنر پارچه‌بافی ایران باستان است. در روزگار ساسانیان، بافت ابریشم و پارچه‌های آذین‌دار از برجسته‌ترین هنرهای این سرزمین به شمار می‌رفت. این جامه، با نقش‌پردازی پیچیده و ریزه‌کاری‌های چشمگیر خود، گواه چیره‌دستی بافندگان ساسانی است. نگاره‌های آن، پرندگان بال‌گشوده و نشان‌های فرّه و شهریاری را در بر می‌گیرد، با باورهای دینی و شاهانه آن روزگار پیوندی ژرف داشت. این نقش‌ها در زمان خود، نماد شکوه، فرمانروایی و فرّه ایزدی به شمار می‌آمدند. به‌کارگیری ابریشم، پارچه‌ای گران‌بها و باشکوه بود و از جایگاه والای اجتماعی و توانگری دارنده آن حکایت می‌کرد. دودمان ساسانیان در گسترش راه‌های بازرگانی و دادوستدهای فرهنگی، به‌ویژه با چین و هند، پیشگام بودند و همین پیوندها زمینه شکوفایی هنر بافندگی و تولید پارچه‌های ابریشمین و آذین‌دار را فراهم ساخت. این جامه تنها پوششی برای آیین‌ها و دربار نبود، بلکه بازتابی از هویت فرهنگی، هنری و اجتماعی ایران ساسانی نیز به شمار می‌رفت.
@Zuurvan

• کاخ #اردشیر بابکان؛ زادگاه شکوه شاهنشاهی ساسانی کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد فارس، از باشکوه‌ترین یادگارهای معماری ایران
کاخ #اردشیر بابکان؛ زادگاه شکوه شاهنشاهی ساسانی
کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد فارس، از باشکوه‌ترین یادگارهای معماری ایران باستان است که در آغاز سده سوم میلادی، به فرمان اردشیر بابکان، بنیان‌گذار شاهنشاهی #ساسانی، ساخته شد و نماد شکوه و آغاز عصر ساسانیان به شمار می‌آید. معماری این بنا با تالارهای فراخ، گنبدهای سترگ، طاق‌های بلند و بهره‌گیری از شیوه‌های پیشرفته مهندسی، شکوه هنر و دانش معماران ایرانی را به نمایش می‌گذارد. قرار گرفتن کاخ در کنار چشمه و دریاچه‌ای طبیعی نیز نشان از انتخابی هوشمندانه دارد که زیبایی چشم‌انداز و هماهنگی با طبیعت را دوچندان کرده است. اردشیر بابکان در سال ۲۲۴ میلادی، پس از شکست #اردوان پنجم، واپسین شاه #اشکانی، شاهنشاهی ساسانی را بنیان نهاد و با یکپارچه ساختن ایران، اقتدار این سرزمین را پس از سال‌ها پراکندگی و آشفتگی دوباره احیا کرد. او افزون بر توانایی نظامی و سیاسی، در پاسداری از فرهنگ ایرانی، گسترش آیین زرتشتی و رونق معماری و شهرسازی نیز نقشی بنیادین داشت. کاخ فیروزآباد، یادگاری ماندگار از عصر ساسانی است که همچنان شکوه و نبوغ معماری ایران باستان را به نمایش می‌گذارد.
@Zuurvan

• آویز زرین رودبار؛ پرنده‌ای که از دل تاریخ به پرواز درآمد. آویز زرین به شکل پرنده، از نفیس‌ترین شاهکارهای زرگری ایران باستان
آویز زرین رودبار؛ پرنده‌ای که از دل تاریخ به پرواز درآمد.
آویز زرین به شکل پرنده، از نفیس‌ترین شاهکارهای زرگری ایران باستان است که در رودبار گیلان کشف شده و پیشینه آن به هزاره نخست پیش از میلاد می‌رسد. (بیش از ۳۰۰۰ سال) این اثر از طلای ناب ساخته شده و با بهره‌گیری از هنر ظریف گرانولاسیون، جلوه‌ای خیره‌کننده از مهارت و ذوق هنرمندان ایرانی را به نمایش می‌گذارد. پیکره‌ی این پرنده تنها یک آرایه‌ی زیبا نیست؛ بلکه بازتابی از باورهای آیینی ایرانیان باستان است. در جهان‌بینی آنان، پرندگان پیام‌آوران آسمان، نماد جان و نشانه‌ای از پیوند میان زمین و عالم مینوی به شمار می‌رفتند. از همین رو، این آویز افزون بر ارزش هنری، مفهومی ژرف و نمادین نیز در خود نهفته دارد. امروزه این گنجینه ارزشمند در موزه باستان‌شناسی رشت نگهداری می‌شود و از برجسته‌ترین آثار به‌دست‌آمده از شمال ایران است. آویز زرین رودبار، گواهی بر شکوفایی هنر، فرهنگ و اندیشه در ایران باستان و یادآور جایگاه والای این سرزمین در تاریخ تمدن بشری است.
@Zuurvan

• گاو بالدار هخامنشی؛ شکوهی جاودان از کاخ #آپادانا دیوارنگاره‌ی گاو بالدار، از باشکوه‌ترین یادگارهای هنر هخامنشی است که روزگا
گاو بالدار هخامنشی؛ شکوهی جاودان از کاخ #آپادانا
دیوارنگاره‌ی گاو بالدار، از باشکوه‌ترین یادگارهای هنر هخامنشی است که روزگاری دیوارهای کاخ باشکوه آپادانا را می‌آراست. این اثر در روزگار #داریوش بزرگ، نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش، از آجرهای لعاب‌دار قالبی ساخته شد و نمونه‌ای درخشان از مهارت، ذوق و توان هنری صنعتگران ایران باستان به شمار می‌آید. پیکره‌ی گاو بالدار، که در فرهنگ باستان نماد قدرت، پاسداری و فرّه ایزدی بود، جلوه‌ای از شکوه و اقتدار شاهنشاهی #هخامنشی را به نمایش می‌گذارد. هماهنگی رنگ‌ها، ظرافت ساخت و استحکام این دیوارنگاره، گواهی بر اوج هنر و فناوری معماری ایران در آن روزگار است. امروزه این اثر ارزشمند در موزه لوور نگهداری می‌شود و همچنان یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای هنر هخامنشی و یادآور عظمت تمدنی است که نام ایران را در تاریخ جهان جاودانه ساخته است.
@Zuurvan

• خنجر زرین کلاردشت؛ گنجینه‌ای از هنر و فرهنگ شمال ایران خنجر زرین کلاردشت، از درخشان‌ترین یادگارهای فلزکاری ایران باستان است
خنجر زرین کلاردشت؛ گنجینه‌ای از هنر و فرهنگ شمال ایران
خنجر زرین کلاردشت، از درخشان‌ترین یادگارهای فلزکاری ایران باستان است؛ ساخته‌ای تمام‌طلا که در ناحیه کلاردشت مازندران از دل تاریخ سر برآورد. این اثر کهن، با قدمتی نزدیک به سه هزار سال، به روزگار هزاره نخست پیش از میلاد و احتمالاً هم‌زمان با مادها یا واپسین روزگار عصر مفرغ بازمی‌گردد و از حیث هنر و ظرافت، در شمار نمونه‌های کم‌نظیر جهان باستان جای دارد. پیکره‌ی کشیده و متقارن خنجر، شیار میانی تیغه و حلقه‌ی آذین‌بسته نزدیک دسته، همه حکایت از چیره‌دستی صنعتگران آن دوران دارد؛ گویی فلز، در دستان آنان به زبان درآمده و به شکلی آیینی و باشکوه بدل شده است. این خنجر، بیش از آنکه ابزار نبرد باشد، نشانی از شکوه، قدرت و منزلت اجتماعی صاحب خویش است؛ گویی به شاهزاده‌ای یا بزرگ‌مردی از تبار نخبگان محلی تعلق داشته است. امروز این گنجینه‌ی زرین در موزه ملی ایران آرام گرفته و همچنان روایتگر شکوه خاموش تمدنی است که در شمال این سرزمین بالیده بود.
@Zuurvan

• بیستون؛ فریاد سنگی #داریوش از قلب تاریخ هخامنشی سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در بیستون یکی از مهم‌ترین آثار باستانی ایران و جهان
• بیستون؛ فریاد سنگی #داریوش از قلب تاریخ هخامنشی
سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در بیستون یکی از مهم‌ترین آثار باستانی ایران و جهان است که در استان کرمانشاه، روی صخره‌های بلند کوه بیستون حکاکی شده است. این سنگ‌ نبشته به دستور داریوش اول، پادشاه ایران از دودمانِ هخامنشی، حدود سال ۵۲۰ پیش از میلاد نگاشته شد و شامل شرح وقایع مهم دوره‌ی پادشاهی او است. داریوش در این کتیبه از چگونگی به قدرت رسیدنش، نبردهایش با شورشیان، و تثبیت قلمرو #هخامنشیان سخن می‌گوید. متن این سنگ‌نبشته به سه زبان رایج آن زمان (ایرانی باستان، ایلامی، و بابلی) حک شده است و به عنوان یکی از قدیمی‌ترین اسناد چندزبانه شناخته می‌شود. نقش برجسته‌ای از داریوش بزرگ به همراه گروهی از اسیران در زیر این سنگ‌نبشته قرار دارد که شکوه و اقتدار او را نشان می‌دهد. این کتیبه اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ، زبان‌ها، و فرهنگ ایران باستان ارائه می‌دهد و درک ما را از ایرانِ دوران هخامنشی عمیق‌تر می‌کند. سنگ‌نبشته بیستون در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده و به دلیل اهمیت تاریخی و هنری‌اش، یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری ایران به شمار می‌رود.
@Zuurvan

• نقش سربازان گارد جاویدان؛ برگزیده‌ترین جنگاوران شاهنشاهی #هخامنشی نقش سه نیزه‌دار، اثری بی‌مانند از کاخ آپادانا در شوش است
نقش سربازان گارد جاویدان؛ برگزیده‌ترین جنگاوران شاهنشاهی #هخامنشی
نقش سه نیزه‌دار، اثری بی‌مانند از کاخ آپادانا در شوش است که از آجرهای رنگین لعابدار ساخته شده. در این نگاره، سه سرباز گارد جاویدان پشت سر هم ایستاده‌اند و هر یک نیزه‌ای در دست دارند. این اثر که امروز در موزه پرگامون برلین نگهداری می‌شود، یکی از زیباترین نمونه‌های هنر آجرکاری لعابدار هخامنشی به‌شمار می‌رود. گارد #جاویدان برگزیده‌ترین نیروی رزمی روزگار خود بود؛ گروهی ده‌هزارنفره از دلاورترین جنگاوران ارتش هخامنشی که وظیفه‌شان پاسداری از شاهنشاه بود. نامشان از آن‌روست که شمارشان همواره ثابت می‌ماند؛ هر بار که یکی از آنان می‌افتاد یا از پای درمی‌آمد، بی‌درنگ جایگزینی در صف می‌ایستاد. این نقش نه‌تنها گواهی بر هنر والای فلزکاران و آجرسازان ایرانی است، بلکه تصویری ماندگار از انضباط، آراستگی و شکوه نیروهای نگاهبان شاهنشاهی هخامنشی به‌شمار می‌رود.
@Zuurvan

• #بهرام دوم، بی‌مانند در نوع خود، شهریارِ تصویرهای خانوادگی در هنر ایرانشهر نقش‌برجسته تنگ قندیل در روستای قندیل، در نزدیکی
#بهرام دوم، بی‌مانند در نوع خود، شهریارِ تصویرهای خانوادگی در هنر ایرانشهر
نقش‌برجسته تنگ قندیل در روستای قندیل، در نزدیکی شهر چنارشاهیجان (قائمیه)، صحنه‌ای از خانواده دوستی بهرام دوم #ساسانی با شاپوردختک، دختر شاپورمیشانشاه و نوه شاپور یکم، را به تصویر می‌کشد. شاپوردختک لقب «شهبانوی شهبانوان» داشت. در مرکز نقش، بهرام دوم با قامتی استوار و جامه رسمی دیده می‌شود. در این اثر شاپوردختک گل را به شاهنشاه بهرام دوم تقدیم می‌کند. سنگ‌ نگاره ای دیگر در برم‌دلک نیز وجود دارد که در آن بهرام دوم در حال هدیه دادن (گل نیلوفر) به شهبانو است. درباره شخصیت سمت راست، همچنان اختلاف نظر هست؛ برخی آن را کرتیر موبد موبدان می‌دانند و برخی دیگر بهرام سوم، پسر بهرام دوم و شاپوردختک، بر اساس آنچه که از شاپور دوم یافت می‌دانیم سناریو دوم محتمل‌تر است. (بهرام دوم تنها شاه ساسانی است که تصویر همسر و فرزندش به‌صورت هم‌زمان روی سکه در کنار او دیده شده است) این اثر نه‌تنها سندی تاریخی از پیوند شاهانه است، بلکه بازتابی از نگاه متمایز بهرام دوم به پادشاهی و جایگاه پررنگ خانواده در نمایش قدرت سلطنتی به شمار می‌رود.
@Zuurvan

• بشقابِ نقره‌ایِ #ساسانی؛ دایره‌ای از شکوه، نقش و طبیعت این بشقاب، از آثار برجسته‌ی فلزکاری در روزگار ساسانی است؛ نمونه‌ای ک
بشقابِ نقره‌ایِ #ساسانی؛ دایره‌ای از شکوه، نقش و طبیعت
این بشقاب، از آثار برجسته‌ی فلزکاری در روزگار ساسانی است؛ نمونه‌ای که در آن، مهارت هنرمندان ایرانی در آفرینش فرم و نقش به اوج رسیده است. طرح‌های دایره‌ای و نقش‌مایه‌های گیاهی و جانوری، سراسر سطح اثر را در بر گرفته‌اند و پیوندی میان طبیعت و هنر پدید آورده‌اند؛ پیوندی که از ویژگی‌های بنیادین زیبایی‌ شناسی ساسانی به شمار می‌رود. در مرکز بشقاب، نقش یک گل پیچیده و منظم دیده می‌شود؛ نمادی از نظم، توازن و نگاه آیینی به جهان طبیعت، که در هنر آن دوره جایگاهی ویژه داشته است. این اثر، نه تنها ظرفی کاربردی، بلکه بازتابی از جهان‌بینی هنری ساسانیان است؛ جایی که زیبایی، معنا و طبیعت در قالب فلز جاودانه می‌شدند.
@Zuurvan

امپراتوری ایران هر سه عنصر جغرافیایی را که پیشتر از یکدیگر باز شناختیم در برداشت. نخست کوهستان‌های پارس و ماد؛ دوم دره‌های دجله و فرات که ساکنانش در سایه تمدنی پیشرفته با هم یگانه شده بودند و نیز مصر، یعنی وادی نیل که فنون صنعتی و کشاورزی و انواع دانش‌ها را در بستر خود پرورانده است، و سرانجام از عنصر سوم امپراتوری ایران نیز باید نام برد و آن اقوامی‌بودند که به پیشتازی خطر دریاها می‌رفتند، یعنی سوریان و فنیقیان و ساکنان مستعمره یونانی و ایالات کرانه ای یونان در آسیای صغیر. ایران بدینگونه سه اصل طبیعی را خود می‌آمیخت، و حال آنکه چین و هند با دریا بیگانه بودند. در ایران نه از آن تمامیت یکپارچه ای که در چین دیدم نشانی بود و نه از آشوبی که هوس در سراسر زندگی هندو برپا می‌کرد. در اینجا حکومت هر چند همه اقوام را در وحدتی متمرکز گرد هم می‌آورد، لیکن هر یک از آنها را به حال خود وا می‌گذاشت؛ و بدینگونه درنده خویی ها و بی رحمی‌هایی که در ستیزه های مردمان با یکدیگر روا داشته می‌شد و کتاب پیامبران و کتاب شموئیل تورات گواه آنند، پایان گرفت. شکوِه های پیامبران یهود و نفرین هایشان بر اوضاع موجود پیش از گشودن بابل به دست کوروش از سیه‌روزی و تباهکاری و آشفتگی حال آنان و نیز از سعادتی که کوروش بر سراسر آسیای غربی ارزانی داشت خبر می‌دهد. آسیائیان بدان خو نداشتند که استقلال و آزادی و چابکی اندیشه یا تمدن یعنی با دلبستگی به پیشه‌ها و سرگرمی‌های گوناگون و برخورداری از اسباب آسایش زندگی بیامیزند. دلیری جنگی نزد آنان تنها با درنده خویی سازگار است. این دلیری آنگونه دلیری آرام و استوار بر نظم نیست؛ و چون پذیرای دلبستگی های گوناگون فرهنگی شود، به زودی مردانگی آنان رو به سستی می‌نهد و نیروهایشان کاستی می‌پذیرد و مردانی بنده کامرانی می‌شوند.
@Zuurvan

• شاهنشاهی ایران؛ نخستین امپراتوری چندفرهنگی جهان برگرفته از کتاب عقل در تاریخ، گئورگ ویلهلم فردریش هگل، ترجمه دکتر حمید عنای
• شاهنشاهی ایران؛ نخستین امپراتوری چندفرهنگی جهان
برگرفته از کتاب عقل در تاریخ، گئورگ ویلهلم فردریش هگل، ترجمه دکتر حمید عنایت، صفحه ۳۱۲ «امپراتوری ایران، همچون امپراتوری گذشته آلمان و مملکت پهناور زیر فرمان ناپلئون، امپراتوری به معنای امروزی این واژه بود؛ زیرا از کشورهای گوناگونی فراهم می‌آمد که هرچند به شاهنشاهی ایران وابستگی داشتند، و لیکن فردیت و عادات و قوانین خود را حفظ می‌کردند. قوانین عامی که وضع می‌شد در عین آنکه برای همگان الزام آور بود به ویژگی‌های قومی‌گزندی نمی‌رساند، بلکه حتی از آنها پشتیبانی می‌کرد، به نحوی که هر یکی از اقوام پدیدآورنده‌ی آن امپراتوری، نظام سیاسی خاص خود را داشت. به همانگونه که روشنایی بر همه چیز می‌تابد و هر یک را به شیوه‌ای سرشار از زندگی می‌کند، امپراتوری ایران نیز اقوام بسیار را در بر می‌گرفت و هریک را در خوی و منش ویژه‌ی آن آزاد می‌گذاشت. برخی از آن اقوام حتی از شاهان خاص خود پیروی می‌کردند و نیز زبان و زین‌افزار و شیوه زندگی و عاداتی جداگانه داشتند و همه اینها در پناه اقتدار بی طرف «روشنایی» به آرامش کنار یکدیگر می‌زیستند.»
@Zuurvan

• دستبند زرّینِ مرصّعِ جوبجی؛ شکوهِ خاموشِ یک آرامگاهِ شاهانه دستبند زرّینِ مرصّعِ جوبجی، از نفیس‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی
دستبند زرّینِ مرصّعِ جوبجی؛ شکوهِ خاموشِ یک آرامگاهِ شاهانه
دستبند زرّینِ مرصّعِ جوبجی، از نفیس‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی ایران، در جریان خاکبرداری‌های سال ۱۳۸۶ خورشیدی در نزدیکی روستای جوبجی در شهرستان رامهرمزِ خوزستان کشف شد؛ جایی که آرامگاهی شاهی از سده‌ی ششم پیش از میلاد از دل زمین آشکار گردید. این آرامگاه، با ساختاری زیرزمینی و سنگی و دسترسی از پلکانی در بخش غربی، واپسین آرامگاه دو شاهزاده‌ بانوی حدوداً ۱۷ و ۳۵ ساله از خاندان‌های اشرافی را در خود جای داده بود؛ همراه با مجموعه‌ ای غنی از اشیای زرین و مفرغی که نشان از جایگاه بلند اجتماعی آنان داشت. در میان این گنجینه، دستبند زرّینی جلوه‌ای ویژه دارد؛ ساخته‌شده از سه بخش پیوسته‌ی زرّین و آراسته به نگین‌های عقیق، که با دقتی چشمگیر در کنار هم نشسته‌اند و هنر فلزکاری و ذوق زیبایی‌شناسانه‌ی ایرانِ کهن را باز می‌تابانند. این اثر، نه تنها زیوری اشرافی، بلکه نشانی از جهان‌بینی و آیین‌های تدفینی در ایرانِ پیش از #هخامنشی است؛ روزگاری که زر و سنگ، زبانِ جاودانه‌ی منزلت و باور بودند.
@Zuurvan

• دسته‌ی زرّینِ شمشیرِ #هخامنشی؛ نشانِ اقتدارِ شاهنشاهیِ پارس دسته‌ی زرّینِ شمشیرِ هخامنشی، از نمونه‌های درخشان هنر فلزکاری د
دسته‌ی زرّینِ شمشیرِ #هخامنشی؛ نشانِ اقتدارِ شاهنشاهیِ پارس
دسته‌ی زرّینِ شمشیرِ هخامنشی، از نمونه‌های درخشان هنر فلزکاری در روزگار شاهنشاهی هخامنشی است؛ اثری که در آن، قدرت و شکوه فرمانروایی در قالب زر و نقش، به زبان هنر بیان شده است. این دسته‌ی شمشیر از طلای ناب ساخته شده و با نقش‌مایه‌های ظریف و پیچیده آراسته گردیده است؛ نقش‌هایی که در آن‌ها، جانوران نمادین و طرح‌های گیاهی در نظمی آیینی و باشکوه در هم تنیده‌اند و جهان‌بینی هنری ایرانیان باستان را بازتاب می‌دهند. در بخش‌های دیگر، ترکیب فلزات گوناگون در ساختار اثر دیده می‌شود؛ آمیزشی که هم از مهارت فنی فلزکاران آن دوره حکایت دارد و هم از نگاه زیبایی‌شناسانه‌ ای که در آن، هماهنگی و تضاد در کنار هم معنا می‌یافت. این اثر، نه تنها یک ابزار جنگی، بلکه نشانی از جایگاه اجتماعی و اقتدار شاهانه است؛ شمشیری که در خود، مفهوم قدرت، آیین و هنر را به شکلی یکپارچه حمل می‌کند.
@Zuurvan