en
Feedback
— Teoden ❤️.

— Teoden ❤️.

Open in Telegram

- داستانِ عشقی که از نفرت شروع شد....❤ http://t.me/HidenChat_Bot?start=2059198691 ناشناس.👆

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 713
Subscribers
+1724 hours
+1427 days
+17830 days
Posts Archive
خیلی شرمنده ولی حیوون بودنت شوخیه پسر؟ لان هیکلش یهو کلِ تصویر رو گرفت.😔❤️‍🔥🛐

وای خیلی جوجه‌اسسس بچه‌ی قشنگم. خیلیم خوشتیپ شده بود.😭😭😭

وای بگید که شما هم با خنده‌هایِ آتا ریسه میرفتید؟🤣🤣🤣 عاشقِ خنده‌هاشم فوق‌العاده‌اس اصلا روح رو جلا میده لامصب.🤣🤣🤣

وای بچه‌ها میمیکاش شبیهه 😈😈😈. این نیست جدی؟ شیطونِ خررر.🤣🤣🤣

— تپیکالِ آتا کلِ مصاحبه : 🥰🥰🥰🥰
تپیکالِ آتا کلِ مصاحبه : 🥰🥰🥰🥰

آتا همون اولِ مصاحبه هلین ذلیل بازیاش رو شروع کرده بود بعد انیس گفت دیگه از این چیزا نداریم حالا کو گوشِ شنوا؟ آتا کلِ برنامه مشغولِ تایید و احترام به هلین بود من بگردم برات پسر باعثِ افتخارمه فنِ تو بودن.😭❤️‍🔥

هلین دیگه کاملا نسخه اورجینالِ خودشون رو یهویی اینجا نشون داد قشنگ در گوشی نمیتونست ولی یه چی شبیهه اون به اتا جواب رو میرسوند. وای:)😭😭😭😭

آتا اینجوریه که هلین قشنگ‌ترین بلایِ جونمه.🥹😂❤️‍🔥

با اون پسری که هیجوره احترامش به ما رو از بین نمیبره حتی اگه با حرفمون موفق نباشه.😔🌹

— یاااا پستِ مشترکِ جدیدِ همسر جلال‌الدین و خودش با آتهل خیلی قشنگن:)😭❤️‍🔥
+7
یاااا پستِ مشترکِ جدیدِ همسر جلال‌الدین و خودش با آتهل خیلی قشنگن:)😭❤️‍🔥

خب تا همینجا بسه تا ترجمه رو بزارم. بریم یکم ادیت؟

اینجا آتا میگه من تمامِ دعواهام رو برایِ داداشم توگای میکردم خیلی ازش محافظت میکردم هیچوقت نمیراشتم کسی اونو اذیت کنه و نمیزارم با داداشش تویِ یه روز به دنیا اومدن هردو ۳۰ آگوست داداشش قراره برای تحصیل بره آلمان. بچم تو واقعیت اراسِ واقعیه.😭❤️‍🔥

ری اکتم بزنید به پستا بچه ها.❤️‍🔥

اینجا انیس به آتا گفت سنت ( ختنه ) کردی؟ آتا هم برگشت رو به منیجرش به من نگفته بودی همچین سوالایی پرسیده میشه.🤣🤣🤣🤣🤣 انیس باز میگه : با داداشت با هم ختنه کردید؟🤣🤣🤣 آتا داشت آخر دیگه جواب میداد انیس گفت نه داداش ممنون.🤣🤣🤣 هلین هم تو این لحظات داشت میمرد از خنده وای خیلی خوب بود.🤣🤣🤣🤣

وای بخشی که سوپرایز شدم اومدنِ جلال‌الدین بود فقط عشقِ آتا ؛ بهش میگه مو ابریشمیِ من.🤣😭✨ جلال‌الدین با خانومش رفته بودن مصاحبه‌ی آتهل رو تماشا کنن.😭❤️‍🔥

من نمیتونم میمیک هام رو کنترل کنم بخاطرِ همون ؛ بچم چقدر صادقِ.😔🌸

اینجا انیس میگه پیشنهادِ بیرون رفتن داشتید همون رل فلان اینا. هلین میگه وقتی مدرسه بودم داشتم. وای آتا واقعا نمیتونه میمیکاش رو کنترل کنه حسادت زد بیرون اینجا رسما.🤣🫪

اینجا انیس میگه پسرِ خوشتیپِ مدرسه بودی همه روت کراش بودن فلان واکنشِ آتا و هلینو مطمئنم داشته میخندیده.🤣🤣🤣🤣

برایِ آتهل اینجا روحیه‌ی سرکش افتاد. بعدش انیس به آتا میگه : تو کی اینجوری شدی؟ تو که مهربون بودی کی تو رو به دردسر انداخت اینجوری؟🤣 آتا میگه : اونایی که به دردسر انداختن "هلین" فقط واکنشِ هلین.🤣🤣🤣🤣 انیسم رو به هلین میگه : دخترمون تو رو به دردسر انداخت؟🤣🥹 هلینم میگه : من اصلا اینو قبول نمیکنم.🤣🤣🤣

وای شیرین ترین ویدئوی تاریخ:)))😭😭😭 انیس برایِ آتا تولد گرفته بوده برایِ همینم مصاحبه رو اینقدر دیر داد بیرون میدونید چی منو خیلی خوشحال کرد؟ اینکه هلین با اونهمه انرژی و صدایِ بلند و خنده برای آتا دست میزد و براش آهنگِ تولدت مبارک آتا رو میخوند:)))😭😭😭😭