— Teoden ❤️.
Open in Telegram
- داستانِ عشقی که از نفرت شروع شد....❤ http://t.me/HidenChat_Bot?start=2059198691 ناشناس.👆
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 717
Subscribers
+1724 hours
+1427 days
+17830 days
Posts Archive
1 731
+1
— آتا یاشات این خون همون خونه.😭😭😭
بار اولی که اینو گذاشتی سکانسِ حموم داشتیم و قسمته ۱۰ محشر بود الان چی منتظرمونه که دوتاش کردی؟😭😭😭
1 731
— 💖 تغییرِ نگاههایِ دنیز ؛ اینکه آراس دیگه تئو رو به شکلِ دمیرش میبینه یه مادرِ احساسیم خیلی قشنگید.😭❤️🔥
1 731
— 💖 میگه پانسمان از مشتی که خوردم لذت بخش تر بود ؛ لان تئومام تو کی اینهمه افتاد مهر این دختر به دلت؟ از عشق سوختی خبر نداری.😭
1 731
— 💖 دنیزم داره با سرش اینکه بچه دار شدن و ازدواج کردن رو تایید میکنه گریه میکنم زوجم.😭
1 731
— 💖 میگه قراره اژدها هایِ کوچیک داشته باشیم ؛ نگاههای دنیز و جونمو میخواد گفتن تئو منظورش اینه که یکم دیگه از عشقش میمیرم خیلی حسِ قشنگ و متفاوت داد.😭❤️🔥
1 731
— 💖 اینکه تئومان فقط با دنیز اینقدر با ظرافت رفتار میکنه و نگاههایِ دنیز که اینقدر قشنگه عاشقِ شمام من بچهها.😭❤️🔥
1 731
— 💖 بلاخره به ذهنشون اومد که برایِ آرتئو سکانسِ بسکتبال بنویسن ؛ هم اینکه با پارالِ بچگیشون جانمو بگیرید کامل بشه دیگه.😭😭😭
1 731
— 💖 تئومان رسما تو ذهنش با دنیز و بچه هاشون تیم فوتبال راه انداخته خدایا یه بارم متعجب کن.🤣
1 731
— 💖 وقتی برایِ اولین بار یکی تو زندگیش پانسمانش میکنه نمیدونه چیکار کنه دارم گریه میکنم.😭
1 731
— 💖 انگار که تو سرش با دنیز ازدواج کرده و الانم بچه دار شدن و داره بهش طریقهی زندگی با اونارو یاد میده.😭😂❤️🔥
1 731
تئومان رو به دنیز : راستی ازت ممنونم اولین باره پانسمانی که داشتم از مشتی که خوردم برام لذت بخش تر بود.😭😭😭😭😭
