برای روزی که فراموش میشوم
Open in Telegram
خاطرات تبعیدی یک عصر دیگر... شاید کسی روزی این صفحات را ورق بزند
Show moreIran136 111The category is not specified
343
Subscribers
No data24 hours
-287 days
-1830 days
Posts Archive
𓂃 «مغازهی موسیقی میان خواب و بیداری» 🎧🌙
𓂃 مکان
در اتاقی کوچک پشت برج ناقوس یک کلیسای قدیمی؛ جایی که پنجرهی گرد آن رو به شهر باز میشود و صدای دور زنگها با باد شبانه در هم میآمیزد. ورودی مغازه فقط هنگام غروب ظاهر میشود.
𓂃 ظاهر و حالوهوای مغازه
اتاقی آرام با دیوارهای چوبی تیره، چراغهای کمنور و قفسههایی که هدفونها رویشان مثل آثار یک موزه چیده شدهاند. سیمها به شکل مرتب از دیوارها پایین آمدهاند و کنار هر هدفون، تکهکاغذ کوچکی با یک نام یا جمله قرار دارد.
𓂃 ویترین
هدفونهای قدیمی و جدید، کاستهای قدیمی، نوارهای موسیقی و چند دستگاه پخش کوچک که روی بعضیشان هنوز یک آهنگ متوقف مانده است.
𓂃 چیز مخصوص تو
یک هدفون نقرهای قدیمی که فقط با گذاشتنش روی گوش، صدای اطراف را آرام میکند. سپس آهنگی پخش میشود که هر بار متفاوت است؛ آهنگی که انگار تمام احساسات، فکرها و حرفهای نگفتهی همان روزت را به موسیقی تبدیل کرده. 🎧🕯️
𓂃 «مغازهی صداهای نشنیده» 🎧🌙
𓂃 مکان
در اتاقکی شیشهای روی پشتبام یک هتل قدیمی؛ جایی بالاتر از چراغهای شهر، جایی که باد آزادانه میان آنتنها و دودکشها میپیچد. شبها، از پشت شیشههای بخارگرفتهی مغازه نور گرمی بیرون میزند.
𓂃 ظاهر و حالوهوای مغازه
فضایی تاریک و دنج با دیوارهای چوبی، مبلهای قدیمی و چراغهای کوچک آویزان. هدفونها روی دیوار مثل قابهای یک گالری چیده شدهاند و کنار هرکدام یک کارت کوچک با نامی عجیب قرار دارد. در پسزمینه همیشه موسیقی خیلی آرامی پخش میشود.
𓂃 ویترین
هدفونهای قدیمی و جدید، نوارهای کاست، صفحههای موسیقی، ضبطهای کوچک و چند هدفون با روکشهای مخملی. بعضی از آنها حتی بدون اینکه به دستگاهی وصل باشند، صدای بسیار آرامی از خودشان پخش میکنند.
𓂃 چیز مخصوص تو
یک هدفون مشکی قدیمی با جزئیات نقرهای. وقتی آن را روی گوشهایت میگذاری، صدای دنیای اطرافت کاملاً محو میشود و به جایش آهنگی پخش میشود که انگار مخصوص همین لحظه از زندگی تو ساخته شده؛ آهنگی که هیچکس جز تو قادر به شنیدنش نخواهد بود. 🎧🕯️
𓂃 «مغازهی آنسوی پردهی مه» 🔮🕯️
𓂃 مکان
در برجی بلند در میان کوهستان؛ جایی که بیشتر روزها در مه فرو رفته و مسیر رسیدن به آن فقط هنگام غروب پیدا میشود. بالای برج، اتاقی گرد با پنجرههایی بلند قرار دارد که تمام آسمان شب را میتوان از آنجا دید.
𓂃 ظاهر و حالوهوای مغازه
اتاقی تاریک و مرموز با پردههای مخملی، میزهای چوبی قدیمی و شمعهایی که نورشان روی دیوارها میلرزد. بخار نازکی همیشه روی زمین حرکت میکند و چندین گوی شیشهای روی پایههای چوبی و فلزی قرار گرفتهاند.
𓂃 ویترین
گویهای بلورین با اندازههای مختلف، کارتهای قدیمی، شمعهای باریک، سنگهای درخشان، بطریهای کوچک شیشهای و دفترهایی با جلد چرمی که پر از نقاشیهای عجیب و ناشناختهاند.
𓂃 چیز مخصوص تو
یک گوی بلورین شفاف روی پایهای نقرهای که هیچ تصویری از آینده نشان نمیدهد؛ هر بار که دستت را روی آن میگذاری، بهجای آینده، چیزی را نشان میدهد که دلت در اعماق وجودت آرزو دارد ببینی. 🔮🌙
𓂃 «مغازهی گوشهای از یک جهان دیگر» 🎐🗝️
𓂃 مکان
در طبقهی بالای یک پاساژ قدیمی در محلهای شلوغ؛ جایی که از بیرون هیچ چیز خاصی ندارد، اما پشت پلههای باریک و یک در کوچک، مغازهای پر از رنگ و نور پنهان شده. شبها تابلوی کوچکش با نور نئونی روشن میشود.
𓂃 ظاهر و حالوهوای مغازه
دیوارها پر از پوستر و تابلوهای انیمهاند و قفسهها با فیگورها، جاکلیدیها، استیکرها و وسایل کلکسیونی پر شدهاند. چراغهای کوچک رنگی میان قفسهها روشناند و موسیقی آرامی از یک اسپیکر کوچک پخش میشود؛ فضایی شلوغ اما دوستداشتنی، شبیه اتاقی که تمام دنیاهای موردعلاقهات را در خودش جا داده.
𓂃 ویترین
تابلوها و پرینتهای انیمه، فیگور شخصیتها، جاکلیدیهای کوچک، استیکر، پین، دفترچه، کارتهای کلکسیونی و وسایل تزئینی مختلف. بعضی وسایل نسخههای کمیاباند و فقط یک نمونه از آنها در مغازه وجود دارد.
𓂃 چیز مخصوص تو
یک جاکلیدی با طرح ناروتو که همیشه روی قفسهای جداگانه و زیر نور کوچکی نگهداری میشود؛ جاکلیدی سادهای که شاید بین تمام وسایل مغازه چیز خاصی به نظر نرسد، اما برای صاحب مغازه، یادآور تمام لحظههاییست که با این دنیا و شخصیتها گذرانده. 🗝️🎐
