کانون شعر وادب دانشگاه تبریز
Open in Telegram
کانون شعر وادب دانشگاه تبریز ارتباط با ادمین 👇 @arbatan96 @Rezaei_2223 آدرس : ساختمان مرکزی، طبقه دوم . . . به شعر احترام بگذاريد مثل يک انسان باور كنيد در هر شعر زنی يا مردی نفس میکشد.^^^ @nimkat1405
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
309
Subscribers
+224 hours
+77 days
+1630 days
Posts Archive
دل نوشته ای برای وطن:
حال می فهمم که چرا می گویند:« و تَن برای وطن! » مگر می توانم سال ها از میهن خود دور بمانم و ذره ای دلتنگ آن نشوم؟!
این خاک، این زمین و این آسمانِ ایرانم را نمی توانم از اندیشه و خاطراتم کمرنگ کنم.
من در آن روز های دور از وطن، شبیه آهویی بودم که دوان دوان به دنبال سرچشمۀ آب برای اندکی زندگی کردن بود. آری وطن هم همانند آن سرچشمه و منشأ آب است که نمی توان از آن به دور بود.
با همهٔ کاستی ها و نشدن ها باز هم سرزمینم همان هست که هست و همچنان می خواهمش. من تاکنون کسی را ندیده ام که به خاطر یک خراش کوچک روی الماس، آن را دور بیندازد. وطن هم همین طور است...
سرزمینم، فقط تکهای از خاک نیست؛ تکهای از وجود آدمی است. شاید بتوان از آن دور شد، شاید بتوان سالها آسمان دیگری را تماشا کرد، اما نمیتوان تصویر کوچهها، بوی خاک باران خورده اش، آسمان و خاطراتش را از دل بیرون کرد.
ممکن است که بتوانم از وطن دور بمانم، اما آن، هرگز از اندیشه ام دور نمیشود....
مبینا علاف شایان
《نامهای به وطن》
اگر سالها از وطن دور بودی
و امروز، در آستانه بازگشت،
فقط فرصت داشتی چند سطر برای وطن بنویسی...
چه مینوشتی؟
✍️ یک بیت شعر، چند سطر دلنوشته یا یک نامه کوتاه برای «وطن» بنویسید و برای کانون شعر و ادب ارسال کنید.
به مناسبت
۲۶ مرداد؛ سالروز بازگشت آزادگان به میهن
🌱 آثار منتخب با نام پدیدآورندگان در کانال منتشر خواهد شد.
https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bdfaacidcj
@nimkat1405🪷
Repost from کانون شعر وادب دانشگاه تبریز
فعالان و یارانِ همنفسِ کانونِ شعر و ادب:
به جرأت میتوان گفت که قدرتِ یک کانون، به قامتِ اعضایِ آن است؛ و چه زیباتر از اینکه این قامتِ استوارِ شما، در کنارِ واژگانی که از دلِ تپندهتان برخاسته، در نشریهی کانون، ماندگار شود. ما در این شماره، از شما دعوت می کنیم:
· تصویرِ لحظههایِ ماندگارتان را که در محافلِ شعر، جلساتِ آموزش و رویدادهایِ کانون ثبت شده، با ما به اشتراک بگذارید.
یا یک قطعه عکس از خودتان
· و در کنارِ آن، دلنوشتهای، یک بیتِ ناب، یا حتی یک جملهی کوتاه از تجربهی حضورتان در این جمعِ صمیمی بنویسید؛ تا نامتان، در کنارِ رشته و شمارهدانشجوییتان، برای همیشه در تاریخِ کانون، بیرنگِ زمان بماند.
چرا که ما بر این باوریم که هر چهره، یک قافیه است و هر دلنوشته، مصرعی است برای تکمیلِ این قصیدهی بیانتها.
پس، ای همسفرانِ کلمه، دستبهکار شوید و زیباترین تصویرِ خود را، در کنارِ نابترین جملهای که از حضور در این کانون به یاد دارید، برایمان بفرستید. این، فرصتی است تا با تصویر و کلامِ شما، هویتِ این کانون را برایِ همیشه، در قابی ماندگار، به تصویر بکشیم.
منتظرتون هستیم؛ همین حالا از لینک زیر عکست+ دلنوشته،متن،جمله،و..+شماره دانشجویی+رشته تحصیلی
برای ما ارسال کن و منتطر چاپ شدنش باش ویک نسخه ش رو مال خودت بکن.
https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bdfaacidcj
@nimkat1405🪷
🔻حالا ۱۶۸ هم در تاریخ این سرزمین و مردمش ماندنی شد
*با بغض اما با فریاد انتقام*
@nimkat1405 🚩
Repost from هادی میرزائی |انتخابات مردمی جوان برتر سال
با سلام و احترام خدمت همراهان گرامی 🌹
لطفاً در صورت صلاحدید، با ورود به لینک زیر و ثبت رأی به نام هادی میرزائی در مرحله انتخاب مردمی «جوان برتر سال»، در این انتخاب همراه باشید. 🙏
🔗 پروفایل هادی میرزائی – ایرانیاران جوان:
https://javanplus.ir/pf/:x44880
از همراهی و حمایت شما صمیمانه سپاسگزاریم. ❤️
📢 برای اطلاع از آخرین اخبار و آموزش رأیگیری، رسانههای زیر را دنبال کنید و در صورت بروز هرگونه مشکل یا ابهام، پیام دهید:
🔗 کانال: @eng_hadimirzaei
📸 اینستاگرام: @hadimirzayiiii
فعالان و یارانِ همنفسِ کانونِ شعر و ادب:
به جرأت میتوان گفت که قدرتِ یک کانون، به قامتِ اعضایِ آن است؛ و چه زیباتر از اینکه این قامتِ استوارِ شما، در کنارِ واژگانی که از دلِ تپندهتان برخاسته، در نشریهی کانون، ماندگار شود. ما در این شماره، از شما دعوت می کنیم:
· تصویرِ لحظههایِ ماندگارتان را که در محافلِ شعر، جلساتِ آموزش و رویدادهایِ کانون ثبت شده، با ما به اشتراک بگذارید.
یا یک قطعه عکس از خودتان
· و در کنارِ آن، دلنوشتهای، یک بیتِ ناب، یا حتی یک جملهی کوتاه از تجربهی حضورتان در این جمعِ صمیمی بنویسید؛ تا نامتان، در کنارِ رشته و شمارهدانشجوییتان، برای همیشه در تاریخِ کانون، بیرنگِ زمان بماند.
چرا که ما بر این باوریم که هر چهره، یک قافیه است و هر دلنوشته، مصرعی است برای تکمیلِ این قصیدهی بیانتها.
پس، ای همسفرانِ کلمه، دستبهکار شوید و زیباترین تصویرِ خود را، در کنارِ نابترین جملهای که از حضور در این کانون به یاد دارید، برایمان بفرستید. این، فرصتی است تا با تصویر و کلامِ شما، هویتِ این کانون را برایِ همیشه، در قابی ماندگار، به تصویر بکشیم.
منتظرتون هستیم؛ همین حالا از لینک زیر عکست+ دلنوشته،متن،جمله،و..+شماره دانشجویی+رشته تحصیلی
برای ما ارسال کن و منتطر چاپ شدنش باش ویک نسخه ش رو مال خودت بکن.
https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bdfaacidcj
@nimkat1405🪷
🍃 #شعر
📖 رباعی شماره ۱۸۱۵
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی
هر چیزی که در جستن آنی آنی
✍🏻 مولوی
🌱 @nimkat1405
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابیست هوا؟
یا گرفته است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو بر میکشم از سینه نفس
نفسم را بر میگرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی میماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصهپرداز شب ظلمانیست
نفسم میگیرد
که هوا هم اینجا زندانیست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطر من
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد میگرید
چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو میریزد
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما میآید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید؟
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درهی غم میگذرند؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجرهی باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخواندهی من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
#هوشنگ_ابتهاج
@nimkat1405🎀
فرا رسیدن سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد🖤
🍃 #شعر_نو
ذهن ما باغچه است،
گل در آن باید کاشت
ور نکاری گل من، علف هرز در آن می روید.
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است!
گل بکاریم بیا
تا مجال علف هرز فراهم نشود.
بی گل آرایی ذهن،
نازنین،
هرگز آدم، آدم نشود...
✍🏻 #مجتبی_کاشانی
🌱 @nimkat1405
🍃 #شعر_نو
ذهن ما باغچه است،
گل در آن باید کاشت
ور نکاری گل من، علف هرز در آن می روید.
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است!
گل بکاریم بیا
تا مجال علف هرز فراهم نشود.
بی گل آرایی ذهن،
نازنین،
هرگز آدم، آدم نشود...
✍🏻 مجتبی کاشانی
🌱 @nimkat1405
