کانون شعر وادب دانشگاه تبریز
Open in Telegram
کانون شعر وادب دانشگاه تبریز ارتباط با ادمین 👇 @arbatan96 @Rezaei_2223 آدرس : ساختمان مرکزی، طبقه دوم . . . به شعر احترام بگذاريد مثل يک انسان باور كنيد در هر شعر زنی يا مردی نفس میکشد.^^^ @nimkat1405
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
309
Subscribers
+224 hours
+77 days
+1630 days
Posts Archive
رازی؛ از کیمیا تا کلمه
به مناسبت ۵ شهریور، روز بزرگداشت محمد بن زکریای رازی و روز داروساز، کانون شعر و ادب دانشگاه تبریز برگزار میکند:
✨ مسابقه ادبی و هنری «رازی؛ از کیمیا تا کلمه»
اگر اهل شعر، نوشتن و هنر هستید، این فرصت برای شماست تا نگاه خودتان به دانش، انسان، شفا و اندیشه را در قالب هنر و ادبیات بیان کنید.
🖋 محورهای مسابقه:
• شعر کوتاه
• دلنوشته
• طراحی و کالیگرافی
• «رازی را در یک جمله بگو»
🎁 به آثار برگزیده گواهی تعلق میگیرد.
@nimkat1405🍬
🌿 پنجشنبه تون عالی
🌷ازخدا براتون
🌸یک روز زیبا و
🌿سرشاراز موفقیت
🌷همراه با دنیا دنیا آرامش
🌸سبد سبد خیر و برکت
🌿بغل بغل خوشبختی
🌷و یک دنیا عاقبت بخیری
🌸و یک عمر سرافرازی خواهانم🌹
💖Join👇
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
* .. امروز را با دلِ شکرگزار آغاز میکنیم ..*
خدایا بودنت را شکر🤲🌸🍃
سلام صبحتون به خیر🍃🌺🍃
💖Join👇
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟ غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست سَهیقَدانِ سیَهچشمِ ماهسیما را چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را📍غزل شمارهٔ چهار 🎤گوینده: سحر طالبی #غزل_خوانی #حافظ @nimkat1405🔅
🍃 #شعر
دوبیتی شماره ۴۹
لاله کاران دگر لاله مکارید
باغبانان دو دست از گل بدارید
اگر عهد گلان این بو که دیدم
بیخ گل بر کنید و خار بکارید
✍🏻 #باباطاهر, دوبیتیها
🌱 @nimkat1405
🍃 #شعر
غزل شماره ۴۶
عشق، شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
از خمستان جرعهای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانهای
هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد
بر مثال خویشتن حرفی نوشت
نام آن حرف آدم و حوا نهاد
حسن را بر دیدهٔ خود جلوه داد
منتی بر عاشق شیدا نهاد
هم به چشم خود جمال خود بدید
تهمتی بر چشم نابینا نهاد
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک:
فتنهای در پیر و در برنا نهاد
کام فرهاد و مراد ما همه
در لب شیرین شکرخا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برک و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
تا تماشای وصال خود کند
نور خود در دیدهٔ بینا نهاد
تا کمال علم او ظاهر شود
این همه اسرار بر صحرا نهاد
شور و غوغایی برآمد از جهان
حسن او چون دست در یغما نهاد
چون در آن غوغا عراقی را بدید
نام او سر دفتر غوغا نهاد
✍🏻 #فخرالدین_عراقی, دیوان اشعار, غزلیات
🌱 @nimkat1405
🌿🌸ســـلام
☕️صبح چهارشنبه تون بخیر دوستان
🌿🌸سلامی پر از حس زندگی
☕️صبح زیباتون بخیر و شادی
🌿🌸 روزتون لبریز محبت
☕️ پر از خیر و برکت
🌿🌸 پر از لبخند مهر
و سرشار از لحظه های ناب
چهارشنبه خوبی داشته باشید🌿🌸
💖Join👇
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت کنارِ آبِ رُکناباد و گُلگَشتِ مُصَلّا را فَغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرینکارِ شهرآشوب چُنان بُردند صبر از دل که تُرکان خوانِ یَغما را ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟ مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم که عشق از پردهٔ عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم جوابِ تلخ میزیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را حَدیث از مُطرب و مِی گو و رازِ دَهر کمتر جو که کس نَگشود و نَگشاید به حکمت این مُعمّا را غزل گفتی و دُر سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظمِ تو اَفشانَد فَلَک عِقد ثُریّا راغزل شمارهٔ سه گوینده:مهنا #غزل_خوانی #حافظ @nimkat1405🐚
⭕️➕ ❣تنها یک چیز میتواند تحققِ یک رویا را غیر ممکن سازد: «ترس از شکست»
اگر در مسیرِ افسانه شخصیات بمیری، بهتر از مردن همچون میلیونها انسان است که حتی نمیدانند افسانه شخصی وجود دارد...!
کیمیاگر
پائولو_کوئیلو
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
🍃 #شعر
دوبیتی شماره ۴۸
خوشا آنان که با ته همنشینند
همیشه با دل خرم نشینند
همین بی رسم عشق و عشقبازی
که گستاخانه آیند و ته بینند
✍🏻 #باباطاهر, دوبیتیها
🌱 @nimkat1405
🍃 #شعر
غزل شماره ۹ - حالا چرا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
✍🏻 شهریار, گزیدهٔ غزلیات
🌱 @nimkat1405
افکار منفی رو دور بندازید، اونها علفهای هرزِ ذهنی هستن و باعث نابودیتون میشن…
〖🍀💚〗
#موج_مثبت»
••ʲᵒᶦⁿ↓
🍃 @nimkat1405 🍃
حتم دارم
امروز قشنگ ترین روز خداست
اصلا صبحی که
با خندہ ی دردانهی دلبرانه
آذین بسته شود خیر است !
صبح اولین روز شهریور ماهتون بخیر🩷❤️❤️❤️
💖Join👇
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
🍃 #شعر
غزل شماره ۴۶
عشق، شوری در نهاد ما نهاد
جان ما در بوتهٔ سودا نهاد
گفتگویی در زبان ما فکند
جستجویی در درون ما نهاد
داستان دلبران آغاز کرد
آرزویی در دل شیدا نهاد
رمزی از اسرار باده کشف کرد
راز مستان جمله بر صحرا نهاد
قصهٔ خوبان به نوعی باز گفت
کاتشی در پیر و در برنا نهاد
از خمستان جرعهای بر خاک ریخت
جنبشی در آدم و حوا نهاد
عقل مجنون در کف لیلی سپرد
جان وامق در لب عذرا نهاد
دم به دم در هر لباسی رخ نمود
لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
چون نبود او را معین خانهای
هر کجا جا دید، رخت آنجا نهاد
بر مثال خویشتن حرفی نوشت
نام آن حرف آدم و حوا نهاد
حسن را بر دیدهٔ خود جلوه داد
منتی بر عاشق شیدا نهاد
هم به چشم خود جمال خود بدید
تهمتی بر چشم نابینا نهاد
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک:
فتنهای در پیر و در برنا نهاد
کام فرهاد و مراد ما همه
در لب شیرین شکرخا نهاد
بهر آشوب دل سوداییان
خال فتنه بر رخ زیبا نهاد
وز پی برک و نوای بلبلان
رنگ و بویی در گل رعنا نهاد
تا تماشای وصال خود کند
نور خود در دیدهٔ بینا نهاد
تا کمال علم او ظاهر شود
این همه اسرار بر صحرا نهاد
شور و غوغایی برآمد از جهان
حسن او چون دست در یغما نهاد
چون در آن غوغا عراقی را بدید
نام او سر دفتر غوغا نهاد
✍🏻 فخرالدین عراقی, دیوان اشعار, غزلیات
🌱 @nimkat1405
بیشترین تاثیرِ افرادِ خوب زمانی احساس میشود که از میانِ ما رفته باشند ...
~ ارسطو
🌸🍃 @nimkat1405 🌸🍃
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟ ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس کجاست دِیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا؟ چه نسبت است به رِندی صَلاح و تقوا را؟ سماعِ وَعظ کجا نغمهٔ رَباب کجا؟ ز رویِ دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟ چراغِ مُرده کجا؟ شمعِ آفتاب کجا؟ چو کُحلِ بینشِ ما خاکِ آستانِ شماست کجا رَویم بفرما ازین جناب، کجا؟ مَبین به سیبِ زَنَخدان که چاه در راه است کجا همی رَوی ای دل بدین شتاب کجا؟ بِشُد! که یادِ خوشش باد روزگارِ وصال خود آن کِرِشمه کجا رفت و آن عِتاب کجا؟ قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا؟ غزل شمارهٔ دو گوینده:مبینا شایان #غزل_خوانی #حافظ @nimkat1405🪽
