en
Feedback
‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

‍ 𝖦𝗅𝖺𝗌𝗌𝖱𝖾𝖿𝗅𝖾𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇𝗌

Open in Telegram

𝖤𝗅𝗅𝖾 é𝗍𝖺𝗂𝗍 𝗆𝗈𝗇 𝐆𝐨𝐥𝐝𝐞𝐧 𝐁𝐫𝐨𝐰𝐧. › 𝖳𝗂𝗄𝖳𝗈𝗄 : @‍g‍l‍ass.reflections ‍› 𝖨𝗇𝗌𝗍𝖺𝗀𝗋𝖺𝗆: @‍g‍l4‍ssreflections._ ♍ . 𝖲𝗁𝖾/𝖧𝖾𝗋 . 𝖨𝖭𝖥𝖩-𝖠 . 𝖧𝗎𝗆𝖺𝗇𝗂𝗍𝗂𝖾𝗌

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
292
Subscribers
+1324 hours
+747 days
+7230 days
Posts Archive
۹۰ درصد کلاس هم تورك بودن

کلا همه کاره داشتیم تو کلاس

ورزشکار دادیم هنرمند داریم خیاط داریم نوازنده داریم

بد نبود یه نفر کتاب دستمو دید سکوت بره ها چون معلم داشت حرف میزد من غرق درش بودم اومد گفت چیه منم گفتم هنیبال برو ببین 💋

وقتی آدم می‌فهمه پشت هر تصویر و هر انتخابی چه فکری بوده، بعضی قسمت‌ها معنای متفاوتی پیدا می‌کنن.. فکر می‌کنم چیزی که برای من بیشتر از همه قابل توجه بود اینه که شما احساس رو مستقیماً توضیح ندادید و گذاشتید مخاطب خودش از بین تصاویر و جمله‌ها بهش برسه، شاید به همین دلیل بود که من هم موقع خوندنش برداشت خودم رو داشتم و بعد از توضیحات شما متوجه شدم بعضی چیزها دقیقاً با چیزی که در ذهن شما بوده هم‌جهته.. در کل، فکر می‌کنم شعر وقتی ارزشمندتر می‌شه که فقط برای خودِ نویسنده معنا نداشته باشه و هر مخاطب بتونه چیزی از خودش داخلش پیدا کنه.

ممنونم که فقط شعر رو نخوندید؛ چیزي که پشتش بود رو هم دیدید.

اما اینکه شما تونستین دقیقاً همون لایه‌اي رو ببینین که قصد داشتم پشت کلمات پنهونش کنم، براي من واقعاً ارزشمند بود.

حتي اون بلاتکلیفي میونِ امید و پذیرفتنِ پایان هم کاملاً عمدي بود؛ چون خودِ احساس، براي من هنوز به یك پاسخ قطعي نرسیده، یا هنوز امید داره.

پاییز، برگ‌ها، کوچه و غبار براي من صرفاً تصویرسازي نبودن – حتي با اینکه من حرف هامو به طرز تصویرسازي در ذهنم بیان میکنم و هرروز خدا درحال شبیه‌سازي مسائل زندگیمم؛ هرکدومشون بخشي از چیزی بودن که نمیخواستم مستقیم به زبون بیارم.

راستش چیزي که بیشتر از خودِ تعریفت براي من جالب بود، این بود که تقریباً تموم چیزهایي که گفتين، همون چیزهایي بودن که حین نوشتن در ذهنم میگذشتن؛ فقط شاید خودم نتونسته بودم به این وضوح بهشون نگاه کنم.