en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

کلیسای سنت پترزبورگ

کلیسای سنت پترزبورگ

Open in Telegram

طغیان. https://t.me/UnhommeenFrance/11349 کلاغ نامه رسان: @Mikkels0nbot https://t.me/HarfChatBot?start=ac4fa212c9a4 کاتارسیس: https://t.me/poplein90

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
642
Subscribers
+124 hours
+137 days
+12030 days
Posts Archive
من دیدن فیلم‌ها کاملاا‌ به سلیقم بستگی داره، مثلا یک شخص میگه برو فلان فیلم رو ببین، یا بیا هنیبال ریواچ بکنیم و یا خیلی فیلم و انیمیشن دیگه ولی من تا حس و حالش نباشه اصلا نمی‌تونم، یعنی مثلا وقتی غمگینم یک ژانر جذبم می‌کنه و وقتی خوشحالم یک ژانر دیگه، مثلا گاهی دلم می‌خواد فیلم‌هایی ببینم که حتی سکانس‌های بدش هم خیلی نرم و گرم اتفاق می‌فته و گاهی برعکس.

احتمالا منم موقع دیدنش تموم بشم-

نه جانم اسپویل نکردی، وای بر من، پس دقیقا طوری بود که حدس می‌زدم، خیلی کنجکاو شدم که فیلمش رو ببینم. چهره‌ی مدس انگار خیلی به این شخصیت‌ها میاد، به کسایی که همش باید سعی بکنن تا به هدفشون برسن و کم نیارن، به نظرم انتخاب کسی مثل مدس برای این نقش واقعا ایده‌ی خوبیه

‌ عهه داشتم اینو می‌نوشتم که کار پیش اومد پس با کمی بیش از کمی تاخیر خدمت شما یه روز خیلی رندوم و یهویی دیدم داره از تلویزیون پخش میشه اینجوری بودم که خب حالا پنج دقیقه می‌بینم تا چایی حاضر بشه... ولی تا تموم شدنش کل قوری تموم شد. ‌(⁠•⁠‿⁠•⁠)⁩ باید بهت بگم که فیلم تماما شکسته و زجر و این چرخه هی تکرار می‌شه.‌ به نوکه قله می‌رسی ولی سقوط می‌کنی. به پایان نزدیک میشی ولی هلت میدن عقب و تو راهت سنگ میریزن و لحظه ای که فکر می‌کنی دیگه داره تموم میشه، پات میره رو خونه مار و دوباره برمی‌گردی سر جای اولت. یه جاهایی از فیلم برمیگشتم به خودم میگفتم اگه تو بودی واقعا ادامه میدادی؟ این کارو میکردی؟ فلان تصمیم رو میگرفتی؟ مدس( اسمش تو فیلم یادم نیست بخدا) در یک کلمه، شخصیت سختی بود. احساساتم نسبت بهش موقع دیدن فیلم، خیلی ضدونقیض بود. یه سری کارها کرد که بنظرم بیرحمانه بودند و البته کل فیلم راجب همین بود... واسه رسیدن به چیزی که میخوای باید خون و عرق بریزی. باید بی‌رحم باشی. تو مسیر اگه سخت نباشی، اگه بزاری پاهات سست بشه و یا احساسات برت غلبه کنند، خیلی راحت میشکنی. ولی در کل بشدت براش احترام قائلم بابت تمام زوری که زد تا از هدفش با چنگ و دندون محافظت کنه و تمام شب هایی که به سختی صبح کردن. و وای چقدر نوشتم ایشالا که جاییشو اسپویل نکردم...

همین یک سکانس به تنهایی تمام من رو بلعید واقعا، حتی امروز وقتی احساس بدی داشتم و حس می‌کردم زندانی‌ام باز نگاهش کردم و بازهم حالم خوب شد، هیچوقت هم تکراری نمی‌شه، همون لحظه که پیداش کردم دوست داشتم فیلمش هم ببینم ولی وحشت کردم که نکنه حسی که الان بهش دارم رو خراب بکنه.

‌ تازه اینو دیدم گذاشتییییی https://t.me/UnhommeenFrance/12207 چقدررر این فیلم برام عزیز بود

Repost from N/a
چه دیدگاه جالبی داشتن این حرف ها، من هم الان احساس میکنم دنیام کوچیکه، ولی دنیای واقعی خارج از بعد و عصبانیت و خشم و اندوه من شاید به حدی بزرگه که همه این ها کنار هم، یه ذره‌ی کوچیکی ازش باشن.

شاید یک روز بفهمم

حتی نمی‌دونم چی، فقط حسش بیش از حد قویه طوری که انگار روحم می‌خواد از بدنم بزنه بیرون

وقتی ادم ناراحته حس میکنه دنیاش خیلی کوچیکه در حد یک اتاق یا یک اتفاق و من یادم میاد روزهایی که از شدت غم به آسمون نگاه می‌کردم و این حس شدید که یک چیزی اونور دنیا انتظارم رو می‌کشه تنها چیزی بود که آرومم می‌کرد.

یادآوری اینکه جهان انقدر بزرگه که می‌تونه همه چیز رو در خودش جا بده و هزاران چیز درونش وجود داره گاهی باعث می‌شه آروم بگیرم‌ و دندان‌هام رو روی هم فشار ندم.

sticker.webp0.00 KB

Repost from Matt.
اگه چنلمو چک میکنید این پیام رو فور بزنید، میخوام از یه سری چنل لفت بدم🫱🏻‍🫲🏽.

فور کنید بگم اگه قرار بود یک شب تا صبح رو بیدار بمونیم، مشغول چه کاری می‌شدیم.

فکر کنم لینکش همین باشه دیگه من زیاد بلد نیستم-