Ikigai
Open in Telegram
. Yeongyu’s 5 a.m. secret 💭: @takemyha1fbot , @drreamonsan
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
+424 hours
+67 days
-330 days
Posts Archive
277
you give me love, why?
چوی بومگیو، پسری که با رویای درخشیدن، زادگاهش دگو را ترک کرد و قدم به سئول گذاشت. اما گاهی مسیر رسیدن به رؤیاها، آدم را به جایی میرساند که هیچوقت انتظارش را نداشته است. عشق، بزرگترین اتفاق زندگی او شد؛ عشقی که آرامآرام همهچیز را از او گرفت؛ از آرزوهایش گرفته تا جسم، امید و حتی میل به زندگی. حالا تنها چیزی که از آن پسرِ پر از رؤیا باقی مانده، قلبی است که هنوز برای همان عشقِ دستنیافتنی میتپد.💭: characters | @takemyha1fbot
277
بیاین بومگیوئیسم
اگر از نوشتهای خوشتون میاد یا نویسندهاید حتما تو انونش برام لینک بزارید بخونم و اسپم کنم:(
277
a letter from your “?”
همهچیز درست مثل یکی از همان کلیشههای عاشقانهای آغاز شد که در کتابهای محبوبت میخواندی و با ذوق برایم تعریف میکردی. وقتی اولین بار نگاهت به نگاهم گره خورد؛ همان یکبار برای به زانو درآوردن تمام من کافی بود. هنوز هم نمیدانم در آن دو گوی تاریک چه جادویی نهفته بود که با هر بار دیدنت، جهانم برای چند ثانیه از چرخیدن بازمیماند. قلب بینوایم همان روز اول رسوایی بپا کرد. آنقدر بیتابانه به سینهام کوبید که گمان کردم میخواهد دیوارهای تنم را بشکافد و خود را پیش پایت تسلیم کند. انگار از همان ابتدا تصمیم گرفته بود راز مرا فریاد بزند و به آدم و عالم خبر دهد که من، بیهیچ راه گریزی، اسیر چشمان تو شدهام. حال که فکر میکنم، شاید قلبم چیزی میدانست که من نمیدانستم. شاید از همان روزهای نخست سرنوشت را خوانده بود. میدانست روزی خواهد رسید که در حسرت برق همان چشمها شب را به صبح برسانم. میدانست قرار است جای خالی تو در تمام گوشههای زندگیام ریشه بدواند و دلتنگی، آهسته و بیرحم، در استخوانهایم لانه کند. میدانست روزی خواهد رسید که از فرط اشتیاق دیدنت، به معجزه دل ببندم. که برای یک نگاه دیگر، یک لبخند دیگر، حتی برای شنیدن دوباره صدای نفسهایت، به خدایانی ایمان بیاورم که هرگز باورشان نداشتم. و چه تلخ که حق با او بود. حالا من ماندهام و جهانی که تو در آن نیستی؛ و آتش عشقی که حتی بیتو نیز به خاموشی نگرایید.
