کنار
Open in Telegram
🪑 کنار؛ کنار کسانیست که از یک سالمند مراقبت میکنند 🗻 حمایت، همراهی و راهکارهای کاربردی اکانت تلگرام کنار: @kenarcare_admin 🛋 kenarcare.ir
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
347
Subscribers
+124 hours
+157 days
+11030 days
Posts Archive
353
🎴پرسش و پاسخ
پدرم خیلی زود عصبانی میشه و با ما پرخاش میکنه. چطور باهاش رفتار کنیم؟
اگر پدرتان زود عصبانی میشود، مخصوصاً اگر قبلاً اینطور نبوده، آن را فقط به «اخلاقش» نسبت ندهید. در سالمندان، پرخاشگری گاهی واکنش به درد، کمخوابی، مشکلات شنوایی و بینایی، اضطراب، افسردگی یا شروع اختلالات شناختی است. بعضی داروها هم میتوانند تحریکپذیری را بیشتر کنند.
اما در لحظهی عصبانیت، پیدا کردن علت مهمترین کار نیست. مهم این است که چطور واکنش نشان دهید. وارد بحث و اثبات کردن نشوید. صدایتان را بالا نبرید. همان لحظه سعی نکنید قانعش کنید که اشتباه میکند. کوتاه بگویید: «میبینم عصبانی هستی. فعلاً بذار یکم آروم بشیم، بعد صحبت میکنیم.» اگر میتوانید، چند دقیقه فاصله بگیرید. اجازه دهید تنش پایین بیاید.
یک نکتهی کاربردی دیگر، پیدا کردن محرک عصبانیت است. ببینید عصبانیت معمولاً بعد از چه اتفاقی رخ میدهد. بعد از حمام؟ هنگام مصرف دارو؟ وقتی چند نفر همزمان با او حرف میزنند؟ عصرها؟ وقتی چیزی را پیدا نمیکند؟ وقتی گرسنه یا خسته است؟ این الگوها را دو سه هفته یادداشت کنید. ممکن است متوجه شوید پرخاشگری تصادفی نیست و یک محرک مشخص دارد.
مثلاً اگر هنگام لباس پوشیدن یا حمام عصبانی میشود، شاید مسئله لجبازی نباشد. ممکن است احساس کند استقلالش را از دست داده یا از تماس فیزیکی ناراحت باشد. در این شرایط، به جای دستور دادن، انتخابهای کوچک به او بدهید. «اول لباس بپوشیم یا اول صبحانه بخوریم؟» همین مقدار کنترل میتواند مقاومت را کمتر کند.
اگر این تغییر رفتار جدید است یا بهتازگی شدیدتر شده، بهتر است بررسی پزشکی هم انجام شود. بهخصوص اگر همراه با گیجی، بیخوابی، درد، تب، تغییر ادرار، یبوست یا تغییر ناگهانی رفتار باشد. در سالمندان، گاهی یک عفونت یا درد ساده خودش را به شکل پرخاشگری نشان میدهد.
یک مرز مهم هم وجود دارد: سالمند بودن به این معنی نیست که خانواده باید توهین، تهدید یا خشونت فیزیکی را تحمل کند. اگر پرخاشگری به مرحلهای رسیده که احتمال آسیب به خودش یا دیگران وجود دارد، اول فاصله و امنیت را حفظ کنید. بعد برای ارزیابی پزشکی کمک بگیرید.
در نهایت، مراقب هم نباید هر بار پرخاشگری را شخصی تلقی کند. اگر پدرتان بهدلیل بیماری یا کاهش تواناییهای شناختی کنترل هیجانش را از دست میدهد، ممکن است خشم او واقعاً متوجه «شما» نباشد. این تفکیک مهم است؛ چون کمک میکند خودتان هم کمتر فرسوده شوید.
@kenarcare
#پرسش_و_پاسخ
353
به گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در ایران، بیش از ۱۰ درصد جمعیت را افراد ۶۰ ساله و بالاتر تشکیل میدهند؛ یعنی در حال حاضر بیش از یک نفر از هر ده ایرانی سالمند است. این سهم با سرعت زیادی در حال افزایش است و طبق برآورد این صندوق، تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲۷.۹ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال خواهند بود.
https://iran.unfpa.org/en/news/age-friendly-environment-launched-iran-unfpa-reaffirms-commitment-supporting-healthy-ageing
353
گاهی فقط یک رفتار تند از طرف عزیزمان کافی است تا تمام زحمتهایی که برای مراقبت کشیدهایم، برای لحظهای بیدیده و بیارزش به نظر برسد. ممکن است بدانیم که این رفتار از خستگی، بیماری یا شرایط او میآید، اما دانستن اینها لزوماً رنج ما را از بین نمیبرد. رنجور شدن در چنین لحظههایی طبیعی است؛ مراقب بودن به این معنی نیست که دیگر چیزی احساس نمیکنیم.
@kenarcare
#رنج_مراقبت
353
«امید برای سالمندامون بسیار نقش مهمی ایفا میکنه. اگر که امید به زندگی داشته باشن این بدن تلاش میکنه که بمونه.»
_از گفتوگوهایمان با یک مراقب
@kenarcare
#کوت_مراقب
353
ویلیام اوترمولن (William Utermohlen)، نقاش آمریکایی-بریتانیایی، در سال ۱۹۹۵ به آلزایمر مبتلا شد. او در پنج سال پایانی زندگیاش مجموعهای از خودنگارهها کشید و بهنوعی روند تغییر خودش را از درون بیماری ثبت کرد.
در سالهای ابتدایی، چهره و جزئیات هنوز نسبتاً واضحاند؛ اما با پیشرفت بیماری، نقاشیها سادهتر، انتزاعیتر، مبهمتر و گاه تحریفشدهتر میشوند و به جایی میرسند که انگار نقاش دیگر خود را به یاد نمیآورد و یا اختلال شناختی او به مرحلهای رسیده که درک درستی از تصاویر ندارد.
@kenarcare
#تصویر_مراقبت
353
◽️ کنار در اینستاگرام
به تازگی در اینستاگرام چند محتوایی ویدئو آموزشی دربارهی دمانس و نحوه مواجهه با بیمار مبتلا گذاشتیم.
میتوانید محتواهای اینستاگرام را از طریق لینک زیر ببینید:
https://www.instagram.com/reel/Dcf1Pz6tzi4/?igsi=MTdldXNyeDZjZWFtMA==
353
مراقبت از کسی که دیگر جهان را مثل تو نمیبیند، چه شکلی است؟
این فیلم فقط روایت مردی مبتلا به زوال عقل نیست؛ روایت دختری هم هست که باید ببیند پدرش کمکم چیزهایی را که برای او بدیهیاند، جور دیگری تجربه میکند.
آنچه فیلم را متفاوت میکند این است که ما بیشتر اوقات جهان را از چشم پدر میبینیم؛ خانه تغییر میکند، آدمها جابهجا میشوند و زمان قابل اعتماد نیست.
اما در میان این سردرگمی، میشود موقعیت دختر را هم دید: کسی که باید تصمیم بگیرد چقدر دخالت کند، چطور با پدرش حرف بزند و چطور با تغییرات او کنار بیاید؛ در حالی که خودش هم کمکم پدر سابقش را از
دست میدهد.
-ممنون از ملیکا که این فیلم رو به کنار پیشنهاد کرد✨
@kenarcare
#معرفی_فیلم
353
پادکست «تن و جان» چند قسمت خود را به موضوع مراقبت اختصاص داده است. این قسمت روایت تجربهی دختریست که از پدر مبتلا به سرطان مراقبت میکند.
این اپیزود بیشتر از آنکه دربارهی خودِ سرطان باشد، دربارهی تجربهی مراقب در مواجهه با بیماری، ترس از دست دادن، امید و فرسودگی است؛ دربارهی اینکه وقتی میدانی ممکن است عزیزت را از دست بدهی، مراقبت کردن چه معنایی پیدا میکند و این مسیر چه تأثیری بر خودِ مراقب میگذارد.
https://fidibo.com/book/50034325-دهم-کنارش-بودم-تا-لحظه-صفر-ضربان-درباره-مراقبت-از-بیمار-سرطانی
@kenarcare
#کنار_هم
353
چگونه با والد مبتلا به زوال عقل یا دمانس ارتباط برقرار کنیم؟
با پیشرفت دمانس، شیوهی ارتباط هم باید تغییر کند. فرد مبتلا ممکن است دیگر زمینهی لازم برای درک موقعیت یا دنبال کردن استدلالهای پیچیده را نداشته باشد؛ بنابراین مراقب باید زبان و روش تازهای پیدا کند.
یکی از راههای مهم، زمینه دادن است: معرفی افراد، توضیح کوتاه دربارهی کاری که قرار است انجام شود و پرهیز از استفادهی زیاد از ضمیرهایی مثل «او» و «اون». مثلا:«این هلن است، پرستارته، اومده کمکت کنه حموم کنی .»
برای کاهش سردرگمی نیز بهتر است آرام و بدون لحن بچهگانه صحبت کنیم، تماس چشمی داشته باشیم، از روبهرو نزدیک شویم. اگر والد از این کار عصبانی شد («خودم میدونم اون کیه!»)، شخصی نگیرید — این واکنش از سردرگمی خودش میآید.
در مواجهه با افت حافظه، بهتر است بهجای اصلاح مداوم یا بازجویی (عینکتو کجا گذاشتی؟!) ، پاسخ را با صبر تکرار کنیم.
در مورد افت زبان، جملههای کوتاه و مستقیم و زبان بدن کمککنندهاند.
در مورد افت تمرکز و استدلال نیز سؤالهای بله/خیر یا دوگزینهای بهتر از پرسشهای باز و استدلال منطقی عمل میکنند.
در نهایت، سمعک میتواند ارتباط را آسانتر کند، اما استفاده از آن برای فرد مبتلا به دمانس همیشه ساده نیست و به توانایی او و خانواده بستگی دارد.
-منبع: The complete family guide to dementia از Thomas F. Harrison
Brent P. Forester
@kenarcare
#یادگیری
353
«آری، وجود رنجهای درونم را میپذیرم اما چیز دیگری هم که پذیرفتهام این است که باوجودِ تمام رنجهایم همچنان سرشار از زندگی هستم.»
نیلوفر و مرداب- تیچ نات هان
@kenarcare
#بریده_کتاب
353
🌊
بیا، مادر!
ببین-جز من- غریبی را ازین تنهاتر و اندوهگینتر
دیدهای آیا؟
از شعر مایا - مهدی اخوان ثالث
@kenarcare
#شعر
353
🎴پرسش و پاسخ
سوال:
مادرم مدام نگران و مضطربه و از مرگ، بیماری یا اتفاقهای بد حرف میزنه. طبیعیه؟
اگر این نگرانیها مدام تکرار میشوند، نباید آن را صرفاً به سن نسبت داد. بعد از بیماری، فوت نزدیکان یا تغییر شرایط زندگی، صحبت بیشتر درباره مرگ و بیماری میتواند طبیعی باشد. اما اگر تقریباً هر روز میگوید «نکند مریض شوم» یا «حتماً اتفاق بدی میافتد»، مرتب بدنش را چک میکند، از شما اطمینان میخواهد یا بهخاطر ترس از خانه بیرون نمیرود، ممکن است اضطرابش بیشتر از یک نگرانی معمولی باشد.
سعی نکنید هر بار با استدلال نگرانیاش را برطرف کنید. اطمینان دادن مداوم معمولاً فقط آرامش کوتاهمدت ایجاد میکند. بهتر است اول نگرانیاش را بپذیرید: «میفهمم نگرانی، بیا ببینیم چی اذیتت میکنه.» اگر موضوع مشخصی وجود ندارد، توجهش را به یک فعالیت دیگر ببرید.
برای نگرانیهای تکراری، میتوانید زمان مشخصی برای صحبت درباره نگرانیها بگذارید؛ مثلاً روزی ۱۵ دقیقه. این کار کمک میکند خانواده تمام روز درگیر پاسخ دادن به نگرانیها نباشد.
فعالیت و ارتباط روزانه هم مهم است. پیادهروی کوتاه، کارهای ساده خانه، دیدار با آشناها و داشتن برنامه ثابت روزانه میتواند فرصت غرق شدن در نگرانی را کمتر کند.
اگر اضطراب تازه شروع شده، ناگهان شدیدتر شده، خواب و اشتها را تغییر داده یا با بیقراری، گیجی، درد یا تغییر رفتار همراه است، بهتر است از نظر جسمی و دارویی هم بررسی شود.
و اگر اضطراب بیشتر روز او را گرفته، باعث کنارهگیری از زندگی شده یا مرتب درباره مرگ خودش صحبت میکند، مشورت با پزشک یا روانپزشک سالمندان میتواند لازم باشد. نگرانی درباره مرگ با گفتن «کاش میمردم» فرق دارد؛ اگر چنین جملههایی میزند، موضوع را
جدیتر پیگیری کنید.
@kenarcare
#پرسش_و_پاسخ
353
داستان مراقبت: شماره ۸
آن بویر، شاعر و نویسندهی آمریکایی، این روایت را از تجربهی شخصی خودش از ابتلا به سرطان پستان نوشته است. او در این جستار، بهجای روایت یک «مبارزهی قهرمانانه»، از تجربهی واقعی بیماری و مواجههاش با مراقبت میگوید. خلاصهی روایت:
سرطان فقط چیزی نیست که در بدنم اتفاق افتاده باشد. از وقتی بیمار شدهام، فهمیدهام که بیماری میتواند بخشهای زیادی از زندگی را با خودش ببرد؛ چیزهایی که تا پیش از آن حتی متوجه نبودم چقدر به آنها وابستهام.
شیمیدرمانی فقط سلولهای سرطانی را هدف نمیگیرد. موهایم را از دست میدهم، بدنم ضعیف میشود، حافظهام مختل میشود و تواناییهایی را که زمانی بدیهی به نظر میرسیدند، دیگر ندارم. بدنم دیگر آن چیزی نیست که پیش از بیماری میشناختم. حتی رابطهام با خودم و تصویری که از زندگی روزمره داشتم تغییر کرده است.
اما چیزی که بیش از خود بیماری آزارم میدهد، انتظاری است که از بیمار وجود دارد: اینکه قوی باشد، امیدوار بماند، بجنگد و از بیماریاش یک داستان الهامبخش بسازد. انگار حتی در رنج هم باید نقش یک قهرمان را بازی کنیم. من نمیخواهم سرطان را به یک داستان قهرمانانه تبدیل کنم. بیماری همیشه چیزی نیست که بتوان با اراده بر آن غلبه کرد.
سرطان همچنین به من نشان داده که چقدر زندگی به امکان مراقبت وابسته است. وقتی بدنم دیگر از عهدهی خودش برنمیآید، دیگران وارد زندگیام میشوند و بخشی از کارهایی را انجام میدهند که پیشتر خودم انجام میدادم. دوستانم در این مدت فقط همراه من نبودهاند؛ بخشی از مراقبت از من را بر عهده گرفتهاند.
شاید یکی از بزرگترین چیزهایی که سرطان با خود میبرد، همان تصور سادهای باشد که پیش از آن از «خود» و «زندگی» داشتم؛ اینکه بدنم همیشه در اختیارم خواهد بود و فردا شبیه امروز خواهد بود.
-از بیکاغذِ اطراف
@kenarcare
#داستان_مراقبت
353
«همراه داشتن تو این مسیر خیلی مهمه. یک بار داشتم مادر رو حمام میکردم و نتونستم بیارمش بیرون. اگه کسی نمیومد کمک باید همونجا میموندیم. همراه خیلی مهمه. هم از لحاظ جسمی و هم روحی.»
-از گفتوگوهایمان با یک مراقب
#کوت_مراقب
353
معرفی فیلم| Amour
آنها سالهاست با هم زندگی میکنند. هر دو موسیقیدان بازنشستهاند و حالا در خانهای آرام در پاریس، روزهای سالمندیشان را کنار هم میگذرانند. تا اینکه آنه سکته میکند و زندگی مشترکشان ناگهان شکل دیگری پیدا میکند.
ژرژ تصمیم میگیرد از همسرش در خانه مراقبت کند؛ تصمیمی که کمکم تمام زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد. با پیشرفت بیماری، مراقبت دیگر فقط کمک کردن نیست؛ تبدیل میشود به لباس پوشاندن، غذا دادن، تحمل کردن، مراقب بودن و روبهرو شدن با لحظههایی که هیچکدام برایشان آماده نیستند.
Amour داستان عشق است، اما نه آن عشقی که معمولاً در فیلمها میبینیم. فیلم میپرسد وقتی عشق با مراقبت، فرسودگی، وابستگی و از دست دادن استقلال گره میخورد، چه چیزی از آن باقی میماند؟
@kenarcare
#معرفی_فیلم
353
گاهی رنج مراقبت فقط از خودِ مراقبت کردن نمیآید؛ از دیدن رنج کسی میآید که از او مراقبت میکنیم.
مثلا گاهی مراقبتشونده خودش را سربار مراقب میداند؛ از موقعیتی که در آن قرار گرفته معذب است و مدام این احساس را با حرفها یا رفتارش نشان میدهد.
این احساس میتواند مراقب را هم تحت تأثیر قرار دهد. مراقب ممکن است علاوه بر خستگی و دشواریهای روزمره، مدام با احساس گناه، نگرانی یا ناراحتی او روبهرو باشد و تلاش کند ثابت کند که حضورش بار اضافهای نیست.
@kenarcare
#رنج_مراقبت
