en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Matt.

Matt.

Open in Telegram

If you can't understand my silence , don't ask for my words. The loudest parts of me have never made a sound 🦌 . @OldRaccbot INFJ — 🏳️‍⚧️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
670
Subscribers
+5124 hours
+767 days
+19230 days
Posts Archive
+3
شجریان.mp323.86 MB

photo content

photo content

4_5866321174761312221.mp38.84 MB

photo content
+1

sticker.webp0.27 KB

سرِ کپسیدی (Capsid head) :
همان قسمت بالایی و چندضلعی است. این بخش یک پوستهٔ پروتئینی است که DNA ویروس را داخل خودش نگه می‌دارد و از آن محافظت می‌کند؛ مثل یک جعبه یا کپسول محافظ.
گردن یا یقه (Collar) :
قسمت اتصال‌دهندهٔ سر به دم است. کارش این است که سر و دم فاژ را محکم به هم وصل کند.
لولهٔ دمی (Tail tube) :
لولهٔ باریکی در وسط دم است. DNA ویروس هنگام حمله از داخل این لوله عبور می‌کند تا وارد باکتری شود؛ یعنی همان مسیر تزریق است.
غلاف انقباضی (Contractile sheath) :
پوشش فنری‌مانند اطراف لولهٔ دم است. وقتی فاژ به باکتری می‌چسبد، این غلاف کوتاه و منقبض می‌شود و لولهٔ دم را با فشار به سمت دیوارهٔ باکتری هل می‌دهد؛ درست شبیه فشار دادن پیستون سرنگ.
صفحهٔ پایه (Base plate) :
بخش انتهایی دم است که روی سطح باکتری قرار می‌گیرد. این قسمت کمک می‌کند فاژ محکم روی باکتری بنشیند و فرایند تزریق DNA شروع شود.
رشته‌های دمی (Tail fibers) :
پاهای باریک اطراف صفحهٔ پایه هستند. وظیفه‌شان پیدا کردن باکتریِ مناسب و چسبیدن به سطح آن است؛ مثل دست‌هایی که دنبال قفل درست می‌گردند. هر فاژ معمولاً فقط به باکتری‌هایی می‌چسبد که گیرندهٔ مناسب را روی سطحشان داشته باشند.

photo content

اما واسمون سوال میشه اگه فاژ اینقدر خفنه چرا ما باز آنتی‌بیوتیک میخوریم؟ چرا همه‌ باکتری هارو همینقدر راحت با فاژ از بین‌ نمی‌بریم؟ یک‌ نکته خیلی بزرگ اینجا هست! اونم اینه که، فاژها برخلاف آنتی بیوتیک‌ها معمولاً " اختصاصیت" خیلی بالایی دارن، یعنی یک فاژ ممکنه فقط یه گونه یا حتی فقط بعضی سویه‌های یک خانواده از باکتری ها را آلوده کنه.. از طرف دیگه بین باکتری و فاژ یک جور مسابقه تکاملی دائمی وجود داره مسئله اینه که اگه ما یک فاژ اختراع کنیم که بتونه تمام باکتری‌های مضر رو از بین ببره پس تمام باکتری‌های هدف از بین میرن و خود فاژ هم دیگه میزبان مناسبی برای تکثیر نداره و تازه وقتی وارد بدن انسان میشیم ماجرا خیلی پیچیده‌تر از این حرف ها می‌شه چون سیستم ایمنی بدن می‌تونه فاژ ها را شناسایی و حذف کنه. همچنین یک فاژ باید بتونه خودش رو به محل عفونت برسونه، در محیط هم پایدار بمونه تا بتونه مفید واقع بشه- به همین دلیل موقع‌هایی که به یک فاژ احتیاج پیدا می‌کنیم به جای استفاده از یک نوع فاژ از ترکیب چند فاژِ مختلف استفاده می‌کنیم که بهش میگن - فاژ کوکتل - تا احتمال پوشش دادن سویه‌های مختلف از یک باکتری ممکن باشه.

در حالت اول، چرخه لیتیک. توی این حالت فاژ وارد باکتری میشه، خودش رو تکثیر می‌کنه. تعداد زیادی فاژ جدید ساخته می‌شه و در نهایت سلولِ باکتری رو می‌ترکونه.. با پاره شدن سلول، فاژهای جدید آزاد میشن و می‌تونن سراغ باکتری‌های دیگه‌ای برن و همین‌چرخه دوباره تکرار بشه- این همون حالتیه که برای فاژ تراپی خیلی مهمه چون در نهایت باکتری رو مستقیما و کاملا متلاشی میکنن و عامل بیماری زا نابود میشه. در حالت دوم، چرخه لیزوژنیک. اینجا فاژ لزوما باکتری رو سریع نمیکشه، اون میتونه ماده ژنتیکی خودش رو داخل DNA باکتری قراره بده و به شکل یک پروفاژ همراه با باکتری تکثیر بشه، مثل یک انگل به باکتری می‌چسبه ازش کمک میگیره برای تکثیر خودش.. و در نهایت اگه باکتری ضعیف بشه یا به هر دلیلی DNA باکتری اسیب ببینه از حالت خفته خارج میشه و وارد چرخه لیتیک میشه. (تهش بازم متلاشی میکنه)

فاژ ها (باکتری خوار ها) ، درواقع ویروس هایی هستن که باکتری ها رو آلوده میکنن، یعنی برخلاف ویروس‌های انسانی سلول های انسان رو هدف قرار نمی‌دن بلکه برای تکثیر خودشون به یک باکتری زنده احتیاج پیدا می‌کنن- وقتی که یک فاژ به یک باکتری می‌رسه اول به سطح اون متصل می‌شه بعد ماده ژنتیکی خودش رو به باکتری منتقل می‌کنه و از بدن باکتری برای ساختن فاژ های جدید یا همون بچه‌های خودش استفاده می‌کنه. به طور کلی ما دو چرخه داریم تو فاژ ها: چرخه لیتیک، چرخه لیزوژنیک.

حالا شاید با خودتون بگید این فاژ دیگه چی هست؟ از کجا یهو اومد ؟ اصلا نوعی فناوریه زیستیه ؟ یا یک موجود زندست که همراه تکامل رشد کرده و به مرور کشف شده ؟ داستان کشف فاژ اینطوری بوده که یه روز یه دانشمندی که یک گله باکتری رو زیر نظر می‌گرفته. همچین خانواده همه دور هم جمع خوش و بش میکردن یهو می‌بینه یک دسته ازین باکتری ها غیب میشن، شفاف میشن اون موقع این بنده خدا هیچی نمیفهمه حتی نمیتونه تشخیص بده این یک نوع ویروس بوده. ولی خب اینو نوت برداری میکنه واسه آیندگان.. دانشمند بعدی وقتی به این پدیده برخورد دقیق تر شد دید که عه، یک عامل عفونیِ قابل عبور از فیلتر هایی که تو آزمايشگاه گذاشته میتونه رد بشه و باکتری هارو از بین ببره و حتی داخل باکتری تکثیر بشه. این دانشمند اسم کشفش رو میزاره باکتریوفاژ که به زبان ساده میشه همون -باکتری‌خوار🧟-

به شخصه وقتی نوبت به مطالعه آنتی بیوتیک‌ها می‌رسید واقعا سردرد می‌گرفتم و حوصلم ته می‌کشید ولی این صرفا یه مشکل شخصیه حالا- بگذریم. (نفرت پراکنی به انتی‌بیوتیک🥸) یکی از مشکلای اصلی آنتی بیوتیک‌ها اینه که باکتری‌ها به مرور نسبت بهش مقاوم میشن و این مقاومت می‌تونه از طریق جهش یا انتقال ژن‌های مقاومت توسط پلاسمید ها باشه و در نتیجه ممکنه خیلی از بیماری‌ها دیگه با آنتی بیوتیک‌های معمول درمان نشن از طرف دیگه آنتی بیوتیک‌ همیشه فقط باکتری‌های بیماری‌زا رو هدف نمی‌گیره.. اونا میزان قابل توجهی از باکتری‌های مفید بدن مخصوصاً توی میکروبیوم روده رو از بین می‌برن پس استفاده‌ از آنتی بیوتیک می‌تونه خیلی راحت تعادل طبیعی میکروبیوم به بدن رو به هم بزنه. مشکل دیگه آنتی بیوتیک اینه که تولید یکی ازونا خیلی خیلی زمان‌بر و پرهزینه است برای همین دانشمندان دنبال یک روش دیگه رفتن به اسم : فاژ تراپی.

چیزی که تو این پیام می بینید یک باکتریوفاژ یا به اصطلاح یک فاژ‌ هست، (نوعی ویروس) که قبل از توضیح دادنش بهتون لازمه یک پیش زمینه نسبی راجب هیستوری انتی‌بیوتیک ها داشته باشید.

Bacteriophage - T4

+1

واقعا از سیگار متنفرم.

رادیکال های آزاد اول موتور‌سلول رو از کار میدازن، اونم نه یهو، اروم اروم. اول به چربی های غشا حمله میکنن و دچار نشتی میشه ، به پروتئین ها حمله میکنن که وقتی شکلشون تغیر کنه کاراییشون‌ رو از دست میدن به دی ان ای حمله میکنن که اگه ترمیم نشه در نهایت سرطان پیش میاد. وفتی که اسیب به قدری پیش بره که قابل ترمیم نباشه میتوکندری که موتور سلول به مرور خاموش میشه دیگه انرژی تولید نمیشه سلول ضعیف میشه، التهاب درون سلولی به وجود میاد مسیر های مخرب فعال میشن در نهایت اون سلول یا میمیره یا سرطانی میشه کاملا.

اگه ما این کارا رو کنیم سلول های بدن دچار استرس اکسیداتیو میشن، اینطوری که فکر‌میکنه داره به خودش و بقاش کمک میکنه ولی رسما با واکنش های جبرانی اضافی خودش رو میکشه. مثلا رادیکال ازاد داخل خود میتوکندری سلول شروع می‌کنه به تولید شدن (چون اونجا هم مصرف هست) و سلول زندگیشون میکنه درحالی که داره از درونی ترین نقطه خودش دچار آسیب میشه