𝖠𝗎𝖺𝗎 𝖲𝖺𝗏𝖾 "Mr.FB era"
Open in Telegram
https://t.me/+3knn8tzQ1tUzMDg8 𝖠𝗎𝖺𝗎 𝖲𝖺𝗏𝖾 𝗅𝗈𝗏𝖾𝗋𝗌 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗓𝗈𝗇𝖾 t.me/auausavesbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 203
Subscribers
-124 hours
+167 days
+11630 days
Posts Archive
🎤: من آخرین ویدیوت رو تو تیکتاک دیدم. وقتی سیو رو بلند کردی، سنگین بود؟ 🦋: راستش، نونگ اصلاً سنگین نبود. فقط یه بار ظبط کردیم.
🎤: نُونگ سیو، تو که توی قسمت قبل خودت باهاش بههم زدی؟ 🦋: آره، این اون بود که با من بههم زد! 🎤: راست میگی؟ و برای همین بود که اینقدر غمناک شد؟ 🦋: آره، تازه بهجز اون، مامانبزرگها/مامانها هم دعوام کردن! 🐱: وان گفت که... ولی راستش خودت هم مقصری. یهکم فکر کن ببین توی چه چیزهایی مقصری. زودباش، فکر کن! 🦋: اِاِاِ... نه. پی عمداً تصمیم گرفت ویدیو رو نگه داره. من اسکرینشات گرفتم. 🐱: آآآ، ولی که نرفت پابلیکش کنه/پستش کنه! 🦋: وای اگر پابلیک میکرد که چه جنجالی بهپا میشد! 🐱: پس قلب ون چی میشه؟ 🦋: من نیستم، این ترده!
🐱: اونجا کلی جاهای قشنگ داره، اگه همهچیز دست سیو بود، دلم میخواست برم و با کلی زاویههای مختلف عکاسی کنم. 🦆: «با کی میاومدی؟ با کی میاومدی؟» 🐱: هییی، پی این سوال رو پرسدی، ولی خودت که دیگه میدونی با کی میاومدم!
🦋: بیشترین کریسمسی که یادم میمونه، احتمالاً برمیگرده به دوران دبستانم. اون موقع با خانوادهام رفته بودم سفر خارجی. اونجا برف اومده بود و حس میکردم خیلی با فضای کریسمس جور درمیاد. 🐱: راستش رو بخواید، من خیلی فرصت نداشتم که کریسمس رو جشن بگیرم. ولی پارسال کریسمس رو با پیئو گذروندم و واقعاً کریسمس خیلی خوبی بود. این اولین باری بود که واقعاً حسوحالِ کریسمس رو چشیدم و لحظات خیلی بانمکی رو تو اون روز تجربه کردم.
1|1_Time_to_Say_Goodbye_หมดเวลารัก_From_รักสุดใจนายแฟนบอย_Mr_Fanboy.mp36.84 MB
