sunshine boiz | تولد بچهگربه
Open in Telegram
this is a 24/7 yap zone for my bibimbap ‘ if you're able to color outside the lines, you're one of us. ’ ᰵ live laugh love cortis ៸ @cordmbot ᰥ
Show more394
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+2030 days
Posts Archive
چون بچه دو دستی چسبیده بود به کیفش گونهو گفت ناظم انضباطی رو چه به این لوس بازیها؟
+1
بعد اینکه گشتن مارتین تمام شد همهشون حمله کردن سمتش تا کیفش رو بگیرن
اون وسطا مارتین عینک جوهون رو کش رفت مال خودش رو هم سونگهیون برداشت
وقتی رفت سروقت کیف جوهون دفترچه یادداشتش رو بیرون آورد و میخواست اون رو بخونه که گونهو فکر کرد اون دفترچه خاطراته و گفت ”نمیتونی همینطوری دفترچه خاطرات کسی رو بخونی 😾”
پول نقد سونگهیون رو هم گرفت و اینطوری بود که این که مال منه تو کیف پول تو چیکار میکنه؟
مارتین داشت کیف بقیه رو میگشت و رسماً هرچی داشتن و نداشتن رو ازشون میگرفت
مارتین داشت درمورد این صحبت میکرد که اصلاً کسی تا حالا ماموریتش رو انجام داده؟ جوهون هم اینطوری بود که من نمیتونم انجامش بدم و خیلی جدی برگشت سمت جیمز و گفت ”میخوای باهم چلنج ضبط کنیم؟” جیمز هم خیلی جدیتر گفت نخیر نمیخوام.
مأموریت سونگهیون این بود که گونهو رو مجبور کنه لباسهای اون رو بپوشه، مال جیمز هم این بود که باید از جوهون میخواست تا سه بار ازش تشکر کنه
