دلباختهِ خانوم .
Open in Telegram
[ اینجا، تکهای از دنیایِ کوچک من است.. - وکُلُ خَیرٍ في بابُ الْحُسین'ع🤍🇮🇶 • نویسنده نابلد از جنس دهه⁸⁰ .. - نقدی نظری باشه؟! http://t.me/HidenChat_Bot?start=8213111172 وتمامماجراهمیناَست،منجزخداهیچندارم🪴 𓏲࣪ ۫
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
323
Subscribers
-124 hours
+117 days
+2630 days
Posts Archive
ولی یکی از کسایی که این زندگیو بُرد؛
شهید ذوالفقاری بود که جمع کرد
رفت نجف شد همسایه ی مولاش..
الآن گرمیم ، نميفهمیم ، روز
مراسم تشییع که از شدت غصه ،
نفسمون بند اومد ، تازه ميفهمیم
چه کسی رو از دست دادیم :) .
مراسم وداع...؟ مراسم تشییع...؟
آخه چجوری باید باور کنم؟ چجوری قبول کنم که دیگه اون لبخند پدرانه، اون نگاه مهربون و اون صدای آروم و دلگرمکنندهت قرار نیست از قاب تلویزیون ببینم؟ چجوری خودمو قانع کنم که دیگه هیچ دیداری نیست، هیچ لحظهای نیست که با ذوق بگیم شاید این بار قسمتمون بشه از نزدیک ببینیمت...
هنوزم دلم قبول نمیکنه. انگار یه جای کار اشتباهه. کاش همهی این روزا فقط یه خواب بود... یه خواب تلخ و دردناک که یه لحظه ازش بیدار میشدم و میدیدم همهچی مثل قبل شده، تو هستی، لبخندت هست، دلگرمیِ بودنت هست...
دنیا داره با ما چیکار میکنه که امروز باید به جای فکر کردن به دیدارت، به مراسم تشییعت فکر کنیم؟ آخه مگه میشه؟ مگه دل آدم قبول میکنه؟
قربونت برم عزیز دل... هنوزم دلم منتظره یه نفر بیاد بگه همهی اینا یه سوءتفاهم بوده. هنوزم نمیتونم باور کنم که باید با کسی خداحافظی کنیم که حضورش برای خیلیامون تکیهگاه و آرامش بود.:)
•
•
دلم گرفته چنان، کز فراقِ رویِ تو باز
نه خواب مانده به چشمم، نه طاقتِ آغاز
#چندکلمهحرفدلی
گاهی آدم آنقدر از همهچیز و همهکس خسته میشود که دیگر حتی توانِ گفتنِ حال دلش را هم ندارد. انگار هیچ واژهای پیدا نمیشود که بتواند سنگینیِ بغضش را توصیف کند. در آن لحظهها، نه حوصلهی توضیح دادن میماند و نه اعتمادی برای باز کردن سفرهی دل. اما همیشه یک نفر هست... یک نفر که کنار او لازم نیست قوی باشی، لازم نیست لبخندهای الکی بزنی یا وانمود کنی حالت خوب است. کسی که فقط با شنیدن صدایت میفهمد پشت سکوتت چه طوفانی برپاست. کسی که میتوانی بیهیچ ترسی، بیهیچ نقابی، خودِ واقعیات باشی. شاید کیلومترها از من دور باشی، شاید دستم هیچوقت به دستت نرسد، اما عجیبترین حقیقت زندگی من این است که امنترین جای دنیا، همیشه حوالی قلب توست. تو همان دورترین نقطهی امنِ نزدیکِ قلب منی؛ جایی که هر بار دلم از تمام این دنیا میگیرد، بیاختیار راهش را بلد است و به سمت تو برمیگردد.-السلام علیک یا اباعبدالله... 🤍 #چندکلمهحرفدلی
زود گذشت
محرم زود میگذره
همیشه محرمها زود میگذره(:
زمان با کسی که دوسش داری زود میگذره ..
آقایامامحسین(:❤️🩹 میشه امشب فقط تو حرفهامو گوش بدی؟ بدون اینکه بگی صبر کن... بدون اینکه بگی قوی باش... بدون اینکه بگی میگذره... دلم خیلی خسته است آقا... از آدمها، از روزگار، از خودم... از بغضهایی که هر شب توی گلوم جا میمونن و هیچوقت راهی برای بیرون اومدن پیدا نمیکنن... آمدهام کنار اسم تو بنشینم و کمی آرام بگیرم... آمدهام بگویم دیگر توانِ وانمود کردن ندارم... توانِ لبخندهای اجباری، حالِ خوبِ ساختگی و جملهی «من خوبم» را ندارم... آقا جان... گاهی آنقدر دلم میگیرد که فقط به ضریح تو فکر میکنم... به اینکه سرم را روی آن بگذارم و هیچ نگویم... فقط گریه کنم... فقط گریه کنم و تو خودت همه حرفهای نگفتهام را بفهمی.. من هنوز مهمان کربلایت نشدهام... هنوز چشمهایم به گنبد طلاییات نیفتاده... هنوز بینالحرمین را با تمام وجود نفس نکشیدهام... آقا... اگر لایق باشم، اگر نگاه مهربانت شامل حال من هم بشود، امسال دعوتم کن... دعوتم کن تا یک بار هم که شده روبهروی حرمت بایستم... تا بگویم چقد اذیت شدم چقدر قلبم شکست.... -الهی به رقیه(:
من هیچ وقت اونی نبودم که میخواستی ؛
ولی شما همه چیزی بودی
که من میخواستم آقای ابا عبدالله...
