𝗧𝗵𝗲 𝗕𝗮𝘁𝗰𝗮𝘃𝗲
Open in Telegram
هَرچه مَرهَم میگُذارَم بَند میآیَد مَگر؟! اِی وَطَن خون تو اَز اَروند میآیَد مَگر؟!
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
704
Subscribers
-824 hours
-747 days
+17430 days
Posts Archive
704
Repost from N/a
از صندلی های خالیِ سالن فردا، خون میچکد.
انقدر زیاد، که میتواند تک تک قاتل ها را در خود غرق کند.
قاتلِ هزاران هزار آرزو، هزاران هزار امید، هزاران هزار عشق و محبت.
حتی اگر کل دنیا هم بی خبر باشد، روزی درهای سالن میشکنند، دیوار ها ترک میخورند، خنجره ها پاره میشوند، و بله!
سیلی از خون جاری میشود و شما و تن نجستان را از این سرزمین میشورد و پاک میکند!
آن قطره های خون متحد هستن. مانند ما.
اما آن دریای خون از بین نمیرود.
در دل هایمان جوانه میزد و در مغزمان آتشِ سرخ خشم پیشروی میکند.
نه دریای خون خشک میشود، و نه آتش خاموش میشود.
دی ادامه دارد.. .
704
آغوشت، نه در داشت، نه سقفو نه حتی دیوار؛
اما میانِ گره ی دستانت، تمام دنیا برایم بی خطر می شد.خانه ی امنِ من ، بویِ تو و دو بازوی گشوده ی تو بود.
704
برای اینکه بتوان بزرگترین جنایت ها را مرتکب شد، باید بسیار بی وجدان یا بسیار مذهبی بود...
704
زادروزت مبارک، جاویدنام مهرداد مشتاقی🖤
امروز روزیست که میتوانست بهانهای برای جشن گرفتن حضورت باشد؛ اما ماههاشت که این روز ، برای ما یادآور نامیست که در دلها زنده مانده است.
تو رفتی، اما نامت نرفت؛
یادت در میان آدمهایی که تو را دوست داشتند ، در خاطرهها و در قلب کسانی که فراموشت نکردهاند، همچنان جاریست.
زادروزت را نه با فراموشی، که با یاد تو گرامی میداریم؛
با بغضی که هنوز تازه است و با افتخاری که از به یاد آوردنت در دل داریم.
امروز اگرچه در کنارمان نیستی ، اما هنوز به یاد تو شمعی روشن میشود ، نامت بر زبانها میماند و خاطرهات زنده است.
زادروزت گرامی ؛ یادت جاودان و نامت ماندگار.
704
برای من هیچ اهمیتی ندارد که دیگران باور کنند یا نکنند؛ فقط میترسم فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم!
•بوف کور - صادق هدایت•
704
گاهی صحبت کردن با غریبه ها هزاران بار راحت تر از صحبت کردن با آشناترین آدم ها است.
•تکه هایی از یک کل منسجم - پونه مقیمی•
704
چشمان ما نیز آیینه احساس های درونی ما شده است و بیشتر وقتها آنچه را که سعی در پنهان یا انکارش داریم، به طور آشکاری نشان میدهد.
•کوری - ژوزه ساراماگو•
