en
Feedback
آبی‌پرکلاغی.

آبی‌پرکلاغی.

Open in Telegram

خزعبلات آبیِ یک ذهنِ بی‌خواب.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
240
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
-
-

در قمار تلخ دنیا بردنی در کار نیست بخت اگر هم یار باشد،عمر با ما یار نیست..

یِ جای خوندم نوشته بود :
شرایط و قسمت دروغه!اگر انسانی انسان دیگر را بخواهد ، برایش جنگ به پا میکند  :)
🫠✨

دل نهادم به صبوری،که جز این چاره ندارم🪐

جوری که بابامو عموم از ناخنای جدیدم خوششون اومد >>>🛐

۱۴ روز تا امتحان نهایی࣫͝ 

Khaar.mp316.48 MB

سها رو نمیکنه ولی یپا دوست پسره(:

محفل شعر و ادب آتیشش خاموش شد

پلک بالا می‌بری دنیا غزل خوان می‌شود مرجع تقلید شاعران است چشمای ناز تو…

چشم هایش قهوه ای بود و به حق فهمیدم قهوه اعتیاد اورتر از چایی و دمنوش است..

سر زیباییِ چشمان تو دعوا شده است ‹ بین ماه و من و یك عده اساتیدِ هنر :)! ›
چون دوستش داشت🪐

فقط ایرج میرزا قشنگ میگه آنکه عمامه به سر است از علماست آنکه پشمینه تن است از فقهاست آلتم هر دو صفت را داراست به گمانم که فقیه الفقهاست

می‌شود به هوای تو کمی مست کنم؟ بوسه بر چشم تو و هر چه در آن هست کنم؟ می‌شود چشمت را ببندی و نگاهم نکنی؟ من خجالت نکشم و آنچه نبایست کنم؟

همه ارام گرفتند و شب از نیمه گذشت؛ انچه در خواب نرفت چشم منو یاد تو بود.

من از دور به چشم تو قناعت کردم بارها رفتم و برگشتم و عادت کردم تا که از روی خودم روی بریدم دیدم پیش چشم همه از چشم تو صحبت کردم بارها سخت نگاه تو مرا ریخت بهم ارگ بم بودم هر بار مرمت کردم باز آن روز که با دشمن من میرفتی ولی من خنده کنان سخت حسادت کردم دست من نیست که در دهنم میچرخید من به نام تو روی لبم عادت کردم

اهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم
-زی

کسی دیگه شعر داشت بفرسته بذارم😂

محفل شعر و ادب شد یهو 😂😂

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت که این غم را ندهم به هیچ شادی…