𝐄𝐍-𝐁𝐀𝐒𝐄𝟕𐙚 D-1
Open in Telegram
𝑰 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒃𝒆𝒍𝒊𝒆𝒗𝒆, 𝑰 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒇𝒊𝒓𝒎𝒍𝒚 𝒃𝒆𝒍𝒊𝒆𝒗𝒆 𝑾𝒆 𝒄𝒂𝒏 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒎𝒆𝒆𝒕 ,𝑾𝒆 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒄𝒐𝒏𝒏𝒆𝒄𝒕 𝑵𝒐 𝒎𝒂𝒕𝒕𝒆𝒓 𝒘𝒉𝒂𝒕 ♡ #7 forever. @Enhy7bot. @Sam_connect_bot.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
545
Subscribers
No data24 hours
+327 days
+14430 days
Posts Archive
+9
╭────────────────────╮
✨ 𝗘𝗡𝗛𝗬𝗣𝗘𝗡 𝗡𝗘𝗪𝗦 ✨
╰────────────────────╯
📅 [2026/9/3]
هیسونگ با مجله ویورس
#Enhypen
━━━━━━━━━━━━━━━
@Enhadaily 💗
Repost from N/a
𓂃 ࣪˖ ִֶָ
🪽 EVERLAND 🪽
── HEESEUNG ──
━━━━━━━━━━
لایت استیک پسری درست چند دقیقه بعد ازینکه در دسترس قرار گرفت سولد اوت شد🥹
━━━━━━━━━━
𝑫𝑬𝑨𝑻𝑯 𝑶𝑭 𝑴𝑬
𝒉𝒊𝒔 𝒏𝒆𝒘 𝒆𝒓𝒂
𓂃 ࣪˖ ִֶָ
#HEESEUNG #EVAN
╭────────────────────╮
✨ 𝗘𝗡𝗛𝗬𝗣𝗘𝗡 𝗡𝗘𝗪𝗦 ✨
╰────────────────────╯
📅 [2026/93]
منتشر شده از هیسونگ در حال رفتن به ساختمون کی بی اس
#Enhypen
━━━━━━━━━━━━━━━
@Enhadaily 💗
╭────────────────────╮
✨ 𝗘𝗡𝗛𝗬𝗣𝗘𝗡 𝗡𝗘𝗪𝗦 ✨
╰────────────────────╯
📅 [2026/9/3]
آپدیت اینستاگرام تین ووگ با هیسونگ
#Enhypen
━━━━━━━━━━━━━━━
@Enhadaily 💗
╭────────────────────╮
✨ 𝗘𝗡𝗛𝗬𝗣𝗘𝗡 𝗡𝗘𝗪𝗦 ✨
╰────────────────────╯
📅 [2026/9/3]
آپدیت تیک تاک تین ووگ با هیسونگ
#Enhypen
━━━━━━━━━━━━━━━
@Enhadaily 💗
+7
╭────────────────────╮
✨ 𝗘𝗡𝗛𝗬𝗣𝗘𝗡 𝗡𝗘𝗪𝗦 ✨
╰────────────────────╯
📅 [2026/9/3]
منتشر شده از مرچ های آلبوم Death of Me
#Enhypen #Heeseung
━━━━━━━━━━━━━━━
@Enhadaily 💗
آیا این تغییر به معنی برگشتن به همون کسیه که واقعاً در اعماق وجودت هستی؟
🦌: آره. چیزی که بیشتر از هر چیزی میخوام اینه که جلوی جمعیت زیادی بایستم و دقیقاً خودِ واقعیام رو بهشون نشون بدم.
🦌: فکر میکنم خودِ واقعی من آدمی صمیمی و راحت برای ارتباط گرفتنه، ولی این روزها بیشتر درونگرا شدم و به همین خاطر حس میکنم وقتی جلوی جمعیت زیادی قرار میگیرم، اون چیزی که منو خاص میکنه، اونطور که باید خودش رو نشون نمیده.
🦌: مهمترین چیز برای من اینه که دارم خودم رو تغییر میدم. میخوام دقیقاً همون کسی که هستم رو به مردم نشون بدم.
بهخصوص با توجه به اینکه آخرین ترک آلبوم «Going Home» هست، حس میشه کل این آلبوم یه سفر برای شناخت بیشتر خودته؛ سفری که از بین تمام این جنبههای مختلف شخصیتت عبور میکنه. از طرف دیگه، با جملههایی مثل «almost going home»، ترانه تصویری از کسی رو میسازه که هنوز کاملاً به مقصد نرسیده.
🦌: از وقتی خواننده شدم، خیلی کم پیش اومده که بتونم برم خونه. یه بار ساعت ۱۰ شب کارم تموم شد، رفتم خونه و بعد باید ساعت ۹ صبح دوباره بیدار میشدم و میرفتم بیرون.
🦌: تونستم برای یه مدت کوتاه با خانوادهام یه گفتوگوی خوب داشته باشم و قبل از اینکه دوباره برگردم سر کار، یه مقدار میوه هم بخورم. ولی توی مسیر برگشت با تاکسی، یهو احساساتم خیلی شدید شد و شروع کردم به گریه کردن. همون موقع بود که با خودم گفتم: «میخوام برگردم خونه.»
🦌: عبارت «almost going home» همین معنی رو داره؛ اینکه وقتی بالاخره به چیزهایی که قبلاً گفتم هنوز در اونها کمبود دارم، برسم و بتونم خودم رو به اندازهی کافی تغییر بدم، اون موقع واقعاً به خونه برمیگردم.
قبلاً گفتی که هویت اصلیت در قلبت، یک آیدله، ولی از نظر سبک موسیقی، خودت رو یه هنرمند آلترناتیو میدونی. به نظر میرسه تمام این طیف و جنبههای مختلف، بهطور کامل توی این آلبوم خودشون رو نشون میدن.
🦌: این بار میخوام واقعاً حرفم رو به بهترین شکل ممکن بزنم. من یه آیدلم؛ کسی که مسئولیتش اینه که اورها رو خوشحال کنه. در عین حال، من عاشق سبکهای مختلف موسیقیام و دوست دارم یه هنرمند آلترناتیو باشم، ولی در نهایت، تمام اینها رو در قالب یک آیدل بیان میکنم.
در نهایت، به نظر میرسه این آلبوم، «DEATH OF ME»، یکجا جنبههای خیلی متفاوتی از شخصیتت رو در خودش جا داده. از آهنگهای آلترناتیوی مثل «Noise» و «Immature» گرفته تا پاپ تمیز و سرراستِ «Death of Me».
🦌: آدمها ذاتاً پر از تناقضن. به نظرم همین چیزه که باعث میشه این آلبوم برای من خیلی انسانی به نظر برسه و فکر میکنم دقیقاً به همین دلیله که یه حس هیجان و انرژیِ بیشتری هم به آدم میده.
🦌: تکآهنگ «Ride or Die» دو آهنگ داشت که برای من تجربههای جدیدی بودن و وارد قلمرو تازهای میشدن، ولی این آلبوم بیشتر حول صدای خودم ساخته شده؛ به شکلی که واقعاً میتونم بهخوبی از پسش بربیام و خودمم از خوندنش لذت میبرم.
🦌: بعضی از ترکها جنبهی آرومتر و راحتترِ خوندنم رو نشون میدن، «Twilight» روی پرانرژی و سرحال بودنم تمرکز داره، و توی «Death of Me» هم میخواستم الهام و احساسی رو که از روبهرو شدن مستقیم با خودم در موقعیتهای مختلف به دست آوردم، با بقیه به اشتراک بذارم.
تکآهنگ اصلی، «Death of Me»، انگار این انرژی رو به نهایت خودش میرسونه. هم باید نتهای خیلی بالا رو بخونی و هم همزمان حرکات خیلی سریع پا رو اجرا کنی. به نظر میرسه از اون آهنگهایی باشه که فقط وقتی سراغش میری که واقعاً مصمم باشی نشون بدی بهعنوان یه ستارهی پاپ، از جنبههای مختلف چقدر توانمندی.
🦌: راستش دقیقاً با همین طرز فکر این آهنگ رو ساختم. (میخنده) درست مثل «Noise»، این آهنگ یعنی پشت صحنه باید یه حجم دیوانهواری از تمرین رو به جون بخری.
🦌: این مدل آهنگ و رقص رو فقط وقتی میتونی اجرا کنی که در تمام مسیر مدام خودت رو بهتر و دقیقتر کنی. من حتی یه ماه قبل از انتشار «Ride or Die» یه دمو ضبط کرده بودم که توش نتهای بالا رو خونده بودم، ولی وقتی دوباره خواستم اون نتها رو بخونم، اصلاً از پسش برنمیاومدم.
🦌: برای همین هر روز تمرین کردم و به خودم میگفتم: «هر طور شده باید از پسش بربیام»، تا اینکه بالاخره تونستم اون نتها رو درست بخونم. روند آسونی نبود، ولی در نهایت، هیچ کاری نیست که نتونی انجامش بدی.
🦌: اگه فقط قدمبهقدم ادامه بدی، بالاخره یه جوری همهچیز درست میشه.
در «Immature»، خودت رو کسی توصیف میکنی که «کلی نقطهضعف» داره و «بچهگانه» رفتار میکنه، ولی با این حال، آهنگ همچنان دربارهی اینه که قدمبهقدم به جلو ادامه بدی. اعتراف کردن به کمبودها و ضعفهای خودت و با این حال ادامه دادن، اصلاً آسون نیست. به نظر میرسه این آهنگ خیلی صادقانهست.
🦌: یه زمانی سعی میکردم بخشهایی از خودم رو که پخته نبودن یا توشون کمبود داشتم پنهان کنم، ولی یه جایی رسید که مجبور شدم با همهشون روبهرو بشم.
🦌: وقتی واقعاً پذیرفتم که بعضی بخشهای وجودم هنوز کافی نیستن، این طرز فکر کمکم برام تبدیل به یه چیز طبیعی شد. معلومه که هنوز باید روی اون چیزها کار کنم، ولی هیچکس توی این دنیا کاملاً بینقص نیست.
🦌: حس میکنم اورها هم میتونن با این موضوع ارتباط برقرار کنن. اینکه خودت رو همونطور که هستی بپذیری، یه جورایی حس هیجانانگیزی داره. وقتی به خودت میگی: «آره، هنوز خیلی چیزا هست که باید روشون کار کنم»، واقعاً احساس خیلی بهتری پیدا میکنی.
جالبه که توی «Not Enough» هم عزم و اراده با یه پرتاب سهامتیازیِ استفن کری مقایسه میشه. خود آهنگ حس سنگینی و ارادهی زیادی داره، بعد یهو یه جمله مثل «Hittin’ like a Stephen’s three» از ناکجاآباد ظاهر میشه.
🦌: (میخنده) میخواستم یه ذره شوخطبعی هم واردش کنم. تازه، خودم هم بسکتبال دوست دارم. استفن کری که پادشاه پرتابهای سهامتیازیه، میدونی. من خیلی طرفدارشم. حتی یه پیراهن دارم که خودش شخصاً بهم داده.
🦌: تا جایی که شنیدم، اون هنوز هم سخت تمرین میکنه و حتی الان هم داره روی بهتر کردن فرم شوتزدنش کار میکنه. میخواستم همین مفهوم رو منتقل کنم؛ اینکه منم باید مثل اون به تلاش و پیش رفتن ادامه بدم و اینکه هنوز به جایی که میخوام نرسیدم.
پس دقیقاً چه چیزهایی هست که هنوز برات «کافی نیست»؟
🦌: راستش، موفقیت و شناخته شدن بهعنوان یک هنرمند و همینطور عشقی که از طرف طرفدارام دریافت میکنم؛ با این حال، هیچکدومشون هنوز باعث نمیشن احساس کنم به اندازهی کافی به موفقیت رسیدم.
🦌: شاید بعضیا بگن این یعنی حریصم، ولی من هنوز خودمو کسی میبینم که کافی نیست. هنوز چیزهای خیلی بیشتری هست که میخوام در زمینههای مختلف امتحان کنم و بهشون برسم.
🦌: فکر نمیکنم کسی بتونه همهی اینها رو کاملاً به تنهایی انجام بده. برای همین سعی میکنم تا جایی که میتونم به آدمهایی که میشناسم گوش بدم و مهمتر از همه، سعی میکنم ثباتم رو حفظ کنم. به نظرم این از همه چیز مهمتره.
به نظر میرسه این حس در «Noise» به شکل عمیقتر و چندلایهتری خودش رو نشون میده. زیر همهی این صداهای مختلف، یه باور محکم به خودت و ادامه دادنِ مسیر وجود داره.
🦌: چیزی که جالبه اینه که ترک اول، «Not Enough»، کاملاً دربارهی اینه که «کافی نیستم»، ولی آهنگ دوم میگه که میخوام تمام این صدا و هیاهویی که اطرافمه رو در دست بگیرم. شاید از یه نظر متناقض به نظر برسه، ولی پشت صحنه، من دائماً دارم خودمو تحت فشار میذارم.
🦌: همیشه تمرین میکنم، تمرین میکنم، فیلمبرداری میکنم، فیلمبرداری میکنم و گاهی حتی روزهای استراحتم رو هم برای جلسات کاری کنار میذارم. با وجود همهی اینها، هنوز هم زمینههای زیادی هست که احساس میکنم توشون به اندازهی کافی خوب نیستم. برای همین، همونطور که جلو میرم، مدام سعی میکنم چیزها رو بهتر کنم.
🦌: ولی در کل، خودِ این فرایند هم یه چیز الهامبخشه. از چیزهایی که جواب نمیدن تجربه به دست میارم و تبدیلشون میکنم به چیزهایی که جواب میدن. میخواستم حسِ شروع همین فرایند رو از طریق این همه هیاهوی موسیقایی منتقل کنم.
💬 میگی اون تجربه هنوز هم روی نحوهی ساختن و بیان موسیقیت تأثیر میذاره؟
🦌: توی یکی از ترکهای مینیآلبوم، «Noise»، یه جمله هست که میگه:
«به من اعتماد کن / میدونم از پسش برمیام / آروم پیش برو / مشکلی نیست / از صبح تا شب تسلیم نشو.»
🦌: میخواستم شروع موسیقیم با نام اوان این پیام رو به مردم برسونه که روزهای خوب بالاخره از راه میرسن.
🦌: وقتی توی آهنگ اصلی «Death of Me» میخونم که «این پایان من نیست»، این جمله از جایی میاد که خودم واقعاً زمانی با مرگ خیلی نزدیک شده بودم. هرچقدر هم که احساس میکردم پایین افتادم، بارها و بارها فهمیدم که اون واقعاً پایان کار نیست.
🦌: امیدوارم اورها این پیام رو بشنون و بتونن یه ذره امید ازش پیدا کنن.
«حتی نمیتونم تصور کنم که پشت سر گذاشتن همچین چیزی در اون سن چقدر سخت بوده.»
🦌: روند درمان اصلاً آسون نبود، ولی وقتی میدیدم مامانم بدون وقفه ازم مراقبت میکنه، دلم میخواست برای اون هم که شده قوی به نظر برسم. وقتی بیمارستان برای بیماران برنامههایی مثل مسابقه استعدادیابی برگزار میکرد، گیتار میزدم و حتی اجرای برنامهها رو هم بر عهده میگرفتم.
🦌: از ششسالگی رویای خواننده شدن داشتم، ولی راستش اون موقع از نظر ذهنی اصلاً شرایطی نداشتم که حتی بتونم بهش فکر کنم. میدیدم دوستام از دنیا میرن و مدام با خودم میگفتم: «من خیلی میخوام زنده بمونم، میخوام برگردم خونه.»
🦌: خوشبختانه درمانم رو پشت سر گذاشتم و تونستم به زندگی عادیم برگردم، ولی دوباره جا افتادن بین دوستام آسون نبود. انرژی خیلی کمتری داشتم و چون موهام هنوز بعد از شیمیدرمانی در حال رشد بود، خیلی منو به خاطرش مسخره میکردن. دوستام میگفتن: «این دیگه چیه؟ علفه؟! شبیه راهبا شدی!» ولی من فقط تحملش میکردم، چون میخواستم دوباره بینشون جا بیفتم.
🦌: وقتی به راهنمایی رسیدم، دوستای خوبی داشتم، ولی دیگه مثل قبل اجتماعی و پرحرف نبودم. بیشتر درونگرا شده بودم.
🦌: خیلی وقته به اون دوران فکر نکرده بودم. یادآوری کردنش هنوز دردناکه. (میخنده)
💬 توی برنامهی «Leemujin Service» گفتی که «برای خودِ واقعی بودن مهمه». توی موسیقیت چطور سعی میکنی به خودِ واقعیات وفادار بمونی؟ معمولاً میگن شخصیتی که آدم در دوران کودکی داره، نزدیکترین حالت به ذات واقعی اونه.
🦌: راستش وقتی بچه بودم خیلی شیطون و بازیگوش بودم و همیشه اینطرف و اونطرف میدویدم. یه جورایی دردسرساز بودم؟ (میخندد)
🦌: وقتی از شهر بیرون میرفتم، همیشه به یه معبد سر میزدم. اونجا با دخترهای بزرگتری که باهاشون آشنا شده بودم خیلی شوخی و شیطنت میکردم، تا جایی که بعضی وقتها باعث میشدم گریهشون بگیره.
🦌: ولی حالا... فکر میکنم وقتشه دربارهی این موضوع صحبت کنم. از وقتی خواننده شدم، تا حالا دربارهش حرف نزده بودم، اما وقتی کلاس چهارم بودم، تشخیص لنفوم بدخیم گرفتم.
🦌: مدام سرفه میکردم و اولش فکر میکردم فقط سرما خوردم و زیاد بهش توجهی نکردم. ولی بعد، وقتی داشتم فوتبال بازی میکردم، فقط چهار پنج قدم برداشتم و یهو نتونستم نفس بکشم. بعداً توی بیمارستان فهمیدم که سرطان داشتم.
