en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖇𝖔𝖗𝖓

𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖇𝖔𝖗𝖓

Open in Telegram

рожденный из крови🍷؛ - 𝕿𝖆𝖑𝖐 𝖙𝖔 𝖎𝖆𝖓: @Ian_Vk_bot t.me/HidenChat_Bot?start=459974095 - ❗برای تبلیغات به بات زیر پیام بدید: @Ian_Vk_bot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
6 707
Subscribers
-10224 hours
+1 5337 days
+3 17930 days
Posts Archive
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
😛 مدل خوشمزه و موردعلاقه‌ی من، برام یه ژست نمیگیری؟ 🎸
𝖧𝗈𝗍 𝖡𝗈𝗑, 𝖧𝗈𝗍 𝖡𝗈𝗑, 𝖧𝗈𝗍 𝖡𝗈𝗑 ❤️🖕
امشب کنسرت بنگتن تو برزیله، لینک‌های کنسرت رو از این چنلا بردار:
شایعه دیت مخفیانه جونگ‌کوک با تهیونگ🌟
فیکشن،سناریو SEXY بزرگسال از تهکوک🖤
دانلود فول‌ کنسرت ها از کره‌ تا برزیـل🥨
فیک‌چت‌امگاورسی،جنایی‌+21 از Kookv🤩
تم‌ و استیکر جدید تلگرام از تـهکـوک🤭
ویدیو تصورات اسمات +18 Ai از کـوکـوی🖕
حضور اجباری اعضا در برنامهDFESTA؟🤩
آرت +18 متحرک از Vkook,Kookv🖤
🔗 فیک‌چت امگاورسی باردار، 🔞 فیک‌چت وکیل کیم و موکل قاتلش، جئون : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷‌ 🖕
برای شرکت در فولدرِ بنگتن پیام بدید: @toBTSTabBot ✔️

وقتی بچه‌دار شدین و فقط منتظری تنها بشین تا همسرتو یه لقمه کنی!🤠 بــرای خونـدنش اینجــا کلیــک کنیــد.
+1
وقتی بچه‌دار شدین و فقط منتظری تنها بشین تا همسرتو یه لقمه کنی!🤠
بــرای خونـدنش اینجــا کلیــک کنیــد.

🍊Name: My Orange خلاصه: جونگکوک امگایی که منشی رییس جمهور کره بود، چی میشه اگه اتفاقی قبل از جلسه مهم رییس جمهور کیم تهیونگ،
+2
🍊Name: My Orange خلاصه: جونگکوک امگایی که منشی رییس جمهور کره بود، چی میشه اگه اتفاقی قبل از جلسه مهم رییس جمهور کیم تهیونگ، توی قهوه اش سیلاکس بریزه؟‌ رئیس‌جمهور قراره با گذاشتن یه بچه توی دلش به حسابش برسه؟            
بــرای خونــدن این فیک‌چت فلاف و امگاورس، کلیــک کنیـــد💕
ʚɞ @taekookoko

sticker.webp0.00 KB

🍒 Name :Cherry Genre :Fluff • Omegaverse • Comedy • Mpreg کیم تهیونگ آلفای کارمندی که از همکار امگاش؛ جئون جونگکوک خوشش میوم
🍒 Name    :Cherry Genre   :Fluff • Omegaverse • Comedy • Mpreg کیم تهیونگ آلفای کارمندی که از همکار امگاش؛ جئون جونگکوک خوشش میومد و سعی میکرد بهش نزدیک بشه!
ولی چی میشه اگه جونگکوک  کمک های مرد رو فقط پای حس برادرانش بزاره نه چیز بیشتر؟ در صورتی که اون مرد فقط به یک چیز فکر میکرد! بوسیدن لب های یاقوتی امگای رو به روش.
🍒 برای خوندن این فیک‌چت فول‌شده، فلاف و امگاورس، اینجا کلیک کن. ʚɞ @taekookoko

sticker.webp0.00 KB

جونگکوک فقط یه همسایه‌ی جدید می‌خواست، نه یه آلفای غول‌پیکر و مشکوک که قیافه‌ش داد می‌زنه قاتله! 🐈 این فیک‌چت رو می‌تونید با
جونگکوک فقط یه همسایه‌ی جدید می‌خواست، نه یه آلفای غول‌پیکر و مشکوک که قیافه‌ش داد می‌زنه قاتله!
🐈 این فیک‌چت رو می‌تونید با هشتگ #ScaryNeighbor توی چنل @taekookoko دنبال کنید.

sticker.webp0.00 KB

نظراتتون تکمیل شد الماس'ز؛ می‌تونید سیو کنید، تا شب پاک می‌شه.

sticker.webp0.00 KB

_چرا ازم مخفیش کردی؟ +بعدا درموردش حرف می‌زنیم. _ولی من همین الان می‌خوام جوابتو بشنوم؛ جئون جونگ‌کوک! +دارن ازمون عکس می‌گیرن .. _فکر کردی این عکس‌های فاکی برام مهمه‌؛ وقتی امروز تمام پرونده‌های پزشکیت رو دیدم و فهمیدم تمام این مدتی که رفتارت عجیب شده بود، در حال پنهون کردنِ سرطانت از من بودی! .. چرا؟! +دلیلش واضحه! چون نمی‌خواستم مثل من عذاب بکشی؟! .. عذابِ انتظارِ خاموشیِ صدای قلبم، روز شماری برای مرگ! نیست شدن کسی که نفسش رو نفس کشیدی و اون دیگه قرار نیست نفسی داشته باشه که با تو سهیم بشه؟ _لعنت بهت کوک، کاش می‌تونستم لب‌هات رو برای همیشه بهم بدوزم و نذارم حتی یک کلمه درمورد رفتنت حرف بزنی! تو قلبت از سنگه و همیشه خودخواهی .. +پس الانم مجبورم درموردت خودخواه باشم، چون داری زیادی به خودت فشار میاری و باید بهت بگم این فقط یه خاطره‌اس و من .. واقعی نیستم! _‌منظورت چیه؟! =تهیونگ‌شی حالتون خوبه؟ رنگتون پریده و ظاهرا نفس تنگی دارید! نیازه زنگ بزنیم اورژانس؟! _اون کجاست؟! =ببخشید؟!! _دارم بهت می‌گم پسرم کجاست؟؟ =کسی به غیر از شما؛ اینجا برای عکسبرداریِ مراسم امشب نیست؛ آقا! _از عذاب حرف زدی، می‌بینی کوک؟ .. من هنوزم دارم عذاب می‌کشم و این عذاب بی تو بودن تمومی نداره!
ایان ♱

رنگِ سیاهِ تنهایی!
رنگِ سیاهِ تنهایی!

sticker.webp0.00 KB

_ته بسه لطفا! فکر نمی‌کنی دیگه وقتشه این عکس کوفتی رو از اینجا برداری؟! .. تا کی می‌خوای خودتو مارو اینطوری عذاب بدی؛ پسر؟ نامجون با عصبانیت لب زد و پسر بدون توجه به حرف هیونگش، همچنان غرقِ نگاه اون عکس شده بود که سالها روی دیوار اتاق خواب مشترک خودش و جونگ‌کوکش؛ نصب شده بود و توسط یک قاب و ربان مشکی؛ احاطه شده بود، انگار قرار نبود هیچ‌وقت از دیدن اون عکس سیر بشه؛ درست مثل وقت‌هایی که صاحب اون عکس؛ کنارش حضور داشت و تهیونگ به هیچ وجه از دیدن اون بت مقدسی که همیشه مورد پرستشش بود؛ سیر نمی‌شد!: _از کدوم عذاب حرف می‌زنی هیونگ؟ تو متوجه نیستی! .. این عکس، همون عکسیِ که مخفیانه ازش گرفتم و قرار بود بهش نشون بدم؛ اما اون هیچ‌وقت حتی از وجودش هم با خبر نشد .. پوزخند بی‌روح عجیبی زد، انگار مدت‌ها بود روح خسته‌اش، کالبد سنگینش رو ترک کرده بود؛ اما همچنان اصرار داشت سر پا بایسته: _می‌دونی وقتی آخرین بار؛ باهم رفته بودیم اینجا، بهم چی گفت؟ مکث کوتاهی کرد: _گفت عادتشه همیشه بره یه جای مرتفع و این شهر و آدم‌هاش رو از بالا نگاه کنه .. با تصور اون خاطره‌ی شیرینی که بعد از پایان ساعت شنیِ عمر عزیز کرده‌اش، خیلی زود به تلخی مبدل شده بود؛ لبخند بی‌جونی روی لب‌های خشک شده‌اش نقش بست، حتی درد ترک عمیق لبش رو هم از شدت کرختی زیاد؛ حس نمی‌کرد: _بهم گفت وقتی آدم‌ها رو از بالا نگاه می‌کنه؛ تازه متوجه می‌شه دنیا چقدر براش کوچیک و بی‌ارزشه و ما آدم‌ها خودمون رو بخاطر همین دنیا؛ سر بی‌اهمیت‌ترین چیزهای ممکن، آزار و اذیت می‌‌کنیم؛ نه تنها خودمون رو؛ بلکه همدیگه رو! به اینجای حرفش که رسید؛ اشک سرد سرکشی، لجوجانه از کنار سد چشمش عبور کرد و به آرامی روی گونه‌‌ی استخوانیش غلتید، پس با صدایی که حالا از شدت بغض خفه‌ی گلوش می‌لرزید؛ لب زد: _اما آخرین جمله‌‌ای که بهم گفت این بود: اگه من یه روزی برای همیشه از پیشت رفتم، بیا اینجا؛ بیا این بالا تا بهت یادآوری بشه جای من کجا بهتره؛ اون پایین یا اون بالا؟
ایان ♱

" قابِ مخفی"
" قابِ مخفی"

sticker.webp0.00 KB

یکی از بهترین رفیق‌هایی که تا الان داشتم

وقتی می‌گم داشتن یه هارولد در زندگی واجبه:

+1
      ( 🕷 )  ㅤ ⎯Мой зелёный рубин !!