en
Feedback
𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

𝖲︎𝖺𝗆︎𝗆︎𝗒'𝗌 𝖻︎𝗈𝗒𝗌

Open in Telegram

شیژائو، پسران یینیوئه؛ ما تو دنیای زیرین زندگی میکنیم. 𝗆︎𝖾 - @Soxreqn 𝖻︎𝗈𝗍 - http://t.me/safeCht_bot?start=TcZR2v

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 107
Subscribers
-824 hours
-487 days
-10230 days
Posts Archive
ویبوی شیژائو رکورد))

امیدوارم فردا واضح تر به دستمون برسه

پسرا بین تماشاچیای نمایش مد پاریس)
+1
پسرا بین تماشاچیای نمایش مد پاریس)

اما من در بین رهگذران نگاه تورا پیدا خواهم کرد)
+1
اما من در بین رهگذران نگاه تورا پیدا خواهم کرد)

پسرای من)
+1
پسرای من)

امروز واقعا به یادموندنی بود)
+3
امروز واقعا به یادموندنی بود)

خوشگل بچه)))
+1
خوشگل بچه)))

خب اینم از تحلیل اپیزود سوم امیدوارم مورد رضایت قرار گرفته باشه) فردا هم از این اپیزود تکست داریم.

یه جمع‌بندی میکنیم.
اپیزود سوم آروم‌ترین قسمت سریال تا اینجاست، اما شاید مهم‌ترینش هم باشه. این قسمت به جای اکشن و درگیری، روی نزدیکی تدریجی دو شخصیت تمرکز میکنه. چوسان یاد میگیره پشت چهره خشن لیویی رو ببینه و لیویی برای اولین بار طعم مراقبت شدن رو میچشه. از اینجا به بعد، داستان دیگه فقط درباره انتقام و بقا نیست؛ درباره دو نفریه که آرام‌آرام تبدیل به امن‌ترین جای زندگی همدیگه میشن.

چیزی که شاید از چشم مخاطب پنهون بمونه.
تو بیشتر صحنه‌های این قسمت، چوسان مشغول مراقبت از بدن زخمی لیوییه. اما تو سطح عمیق‌تر، اون داره روح زخمی لیویی رو هم ترمیم میکنه. لیویی همه چیزش رو از دست داده. اما ناگهان یه نفر پیدا شده که بدون چشم‌داشت کنارش مونده.
و برای مردی که تموم عمرش با خیانت احاطه شده، این شاید از هر درمانی مهم‌تر باشه.

تغییر قدرت در رابطه. تو قسمت اول و دوم، قدرت کاملاً دست لیویی بود. تو قسمت سوم؟ ورق برگشته.
چوسان کسیه که تصمیم میگیره لیویی زنده بمونه یا نه. چوسان کسیه که براش غذا تهیه میکنه، از اون مراقبت میکنه و مخفیش میکنه. برای همین، قدرت رابطه دیگه فیزیکی نیست؛ احساسی شده.
جالب اینجاس که خود لیویی هم کم‌کم این موضوع رو میفهمه. و شاید برای اولین بار تو زندگیش، اجازه میده شخص دیگه‌ای ازش مراقبت بکنه.

گذشته لیویی و زخم‌هایی که هنوز بازن.
یکی از بخش‌های تأثیرگذار این قسمت، روایت گذشته لیوییه.
ما کم‌کم متوجه میشیم که دلیل وفاداری شدید اون به خونواده و افراد نزدیکش چیه.
اون از کودکی با ترس از دست دادن زندگی کرده. به همین خاطر وقتی کسی رو دوست داره، با تموم وجود از اون محافظت میکنه.
اما همین ویژگی باعث میشه خیانت‌ها چند برابر بیشتر به اون آسیب بزنن.

همخونه شدن؛ مهم‌تر از چیزی که به نظر میرسه. در ظاهر، اتفاق خاصی نمیوفته. دو نفر تو یه اتاق کوچیک زندگی میکنن.
اما از نظر روایی، این یکی از مهم‌ترین تروپ‌های احساساته. چرا؟ چون وقتی دو نفر مجبور میشن کنار هم زندگی کنن، دیگه نمیتونن فقط تصویر بیرونی خودشون رو نشون بدن.
چوسان، لیویی رو بدون نقاب قدرت میبینه. لیویی هم چوسان رو فراتر از یه دانشجوی معمولی میشناسه.
اینجا دیگه رابطه «قربانی و آدم‌ربا» نیس. دو انسانن که کم‌کم تنهایی‌های هم رو میبینن.

لیویی؛ مردی که برای اولین بار ضعیف دیده میشه.
تا الان لیویی همیشه نقش محافظ رو داشت. اما در این قسمت همه چیز برعکس میشه. اون زخمیه. تحت تعقیبه. عزیزاش رو از دست داده. و حتی توان دفاع از خودش رو نداره.
برای اولین بار پشت اون چهره خشن، یه مرد خسته و شکسته رو می‌بینیم.

چوسان؛ پسری که نمیتونه بی‌تفاوت بمونه. از نظر منطقی، چوسان باید لیویی رو رها می‌کرد.
این مرد زندگیشو به هم ریخته بود، اونو وارد دنیای خلافکارها کرده بود و حالا هم تحت تعقیب بود. اما چوسان نرفت. چرا؟ چون زیر ظاهر سرد و حسابگرش، قلبی وجود داره که نمیتونه رنج دیگران رو نادیده بگیره.
در این قسمت برای اولین بار می‌بینیم که اون فقط باهوش نیست؛ مهربون هم هست. و همین مهربونی خطرناک‌ترین ویژگی اونه.

تحلیل اپیزود 2 سریال Sammy's Children's Day اگه اپیزود دوم درباره فروپاشی دنیای لیویی بود، اپیزود سوم درباره ساختن یه دنیای ج
تحلیل اپیزود 2 سریال Sammy's Children's Day اگه اپیزود دوم درباره فروپاشی دنیای لیویی بود، اپیزود سوم درباره ساختن یه دنیای جدیده.
این قسمت با یه اتفاق ساده شروع میشه: چوسان، لیویی زخمی و بیهوشو پنهون میکنه و ازش مراقبت میکنه. اما در واقع، این اپیزود نقطه‌ایه که رابطه اونارو از «اجبار» به «انتخاب» تغییر میده.

فعلا آپدیت جدید نیومده تحلیل اپیزود سوم رو بزارم؟

شی‌شی پاره شد عملا😂😂😂🤣

منکه میدونم اونا یا ایرانی بودن یا با ایرانی نشست برخواست داشتن ولی نمیتونم ثابت کنم😔