𝅄 𝆬 𝔇ᧉꭑ𑄝𝗇 𝚳𝗈𝗍ꤕᥣ ֶָ֢ ۫
Open in Telegram
به هتلِشیطان خوشآمدید. Yeah I'm kinda weird and crazy– بنده به صورت خیلی جدی دختری هستم که توی فندوم های خیلی زیاد گمشده. ENTP~ @nanioweabot http://t.me/safeCht_bot?start=Osl6m5 𓂃 Answer: @case_filess Archive: @Nanis_box 𓂃
Show moreIran120 357The category is not specified
559
Subscribers
-124 hours
+357 days
+13030 days
Posts Archive
بچها این فقط نظر منه؟ یا جدی این فصل و این اپیزود مثل نقطعه عطف رابطه دین و کستیل بود؟
من حس میکنم اینجا اوج توقع و حسی که دین به کس داشت بود و اگه اتفاقات بعدش نمی افتاد کستیل به صورت خیلی جدی از زندگی دین خط میخورد؟
- کجا بودی وقتی نیاز داشتم باشی؟
- من بودم، تو کجا بودی؟
( مفهوم کلی منظورمه-)
بنده اینقدر سر اون اپیزود، گریه کردم، اشک ریختم، زجه زدم، که حد نداره.
مری نبود که مادری کنه، ولی ما بودنش رو هم دیدیم.. حرفایی که دین زد تمام چیزی بود که دلم میخواست تو صورت مری لعنتی داد بزنم. تا به خودش بیاد.. بلکه از این لجنزاری که برای خودش و با اومدش برای بچه های ساخته بود بیاد بیرون و خودشو یه تکونی بده..
اون قسمت از فصل دوازده یا سیزده بود فکر کنم، مری شستشوی مغزی داده شده بود و دین مجبور شد بره توی ذهنش تا مری رو بیدار کنه، و اون حرفایی که راجع به خودش و بچگیش زد.
Repost from N/a
مگه پاییز چیزی هست جز هنگاوت کردن با رفیقای مجازی؟
Fan club☕️🍪🎞️
قبل اد کردن فولدر به این نکات توجه کنید قشنگای من.
