en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

CYGNUS

CYGNUS

Open in Telegram

https://t.me/HarfChatBot?start=334ad723309e

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
402
Subscribers
-124 hours
-97 days
+6130 days
Posts Archive
‌ گفت ما آدم ها تغییر میکنیم. یه روزایی یه سری تغییراتی میکنیم که خودمون دوست داشتیم اون تغییرات رو تو زندگیمون ببینیم بعضی وقت ها نه زندگی خودش تغییرمون میده به اجبار.

‌ گفت ما آدم ها تغییر میکنیم. یه روزایی یه سری تغییراتی میکنیم که خودمون دوست داشتیم اون تغییرات رو تو زندگیمون ببینیم بعضی وقت ها نه زندگی خودش تغییرمون میده به اجبار.

‌ گفت ما آدم ها تغییر میکنیم. یه روزایی یه سری تغییراتی میکنیم که خودمون دوست داشتیم اون تغییرات رو تو زندگیمون ببینیم بعضی وقت ها نه زندگی خودش تغییرمون میده به اجبار.

امیدوارم به جایی نرسی که فرق کنی و دلت برای خود قبلیت تنگ بشه.

(امشب دلم مرگ میخواد)

‌ https://t.me/sirenanahid/3294 دقیقا بعضی وقت ها بین واقعیت تلخ و یه رویا و تصور اون رویا رو انتخاب میکنیم مثل لیدیس که سعی کرد بجای پذیرفتن واقعیت برای خودش یه دنیای دیگه بسازه

اعتراف میکنم من همیشه اون ادمی بودم که فرار میکردم.

شاید چون فرار کردن آسون‌تر از پذیرفتن واقعیتیه که نمی‌تونیم تغییرش بدیم. ما گاهی ترجیح میدیم توی چیزی که خودمون ساختیم زندگی کنیم تا با حقیقتی روبه‌رو بشیم که قراره همه‌چیز رو برامون عوض کنه؛ درست مثل جزیره شاتر که مرز بین واقعیت و چیزی که آدم می‌خواد باور کنه، کم‌کم محو می‌شه.

‌ ما آدم ها کلا همش در حال فرار کردنیم از روابط، کار ها، مسئولیت ها چون نمیخوایم واقعیت رو بپذیریم واقعیت اون چیزی نیست که دنبالشیم نمونش جزیره شاتر

بعضی پیزا هیچوقت درست نمیشن، صرفا یادمیگیرم چطور باهاشون کنار بیایم و درکنار اون درد و ناراحتیه، مشکلات زندگیمونو ادامه بدیم

‌ https://t.me/sirenanahid/3290 نه با زدن حرف هایی که درست میشه منظورم بود در صورتی که هیچوقت بعضی چیز ها درست نمیشن ولی به خودمون امید الکی میدیم

با دردول کردن فقط خودتو گول میزنی.

‌ چون داریم خودمونو گول میزنیم همون بحث فراره که گفتی

بعضی چیزا رو خودت بهتر از هرکسی میفهمی و میدونی برای حل کردنشون باید چیکار کنی؛ فقط گاهی پذیرفتنشون سخته و ترجیح میدی به‌جای روبه‌رو شدن باهاشون، سکوت کنی و یاد بگیری باهاشون کنار بیای، حتی اگه هنوزم گاهی اذیتت کنن.

فقط صرفا میشنوی وای عزیزم درکت میکنم و این روزا هم میگذره.

من از یه تایمی به بعد دیگه با هیچکس راجع به چیزایی که بابتشون ناراحت بودم صحبت نکردم، چون فهمیدم بعضی چیزا رو هرچقدر هم توضیح بدی، نه چیزی عوض میشه و نه لزوما کسی میتونه درکت کنه. از طرفی، گفتنِ همه‌چیز هم قرار نیست حالت رو بهتر کنه یا چیزی رو تغییر بده.

انگار فقط میخوای برای یه مدت کوتاه از سنگینی افکارت کم کنی، بدون اینکه واقعا چیزی تغییر کنه؛ چون تهش دوباره میمونی و همون مسئله‌ای که از اول هم میدونستی چطور باید باهاش کنار بیای.

دردودل کردن واقعا کار مسخره‌ایه؛ چون درباره‌ی چیزی حرف میزنی که خودت جواب و راه‌حلش رو میدونی، اما در نهایت فقط داری ازش فرار میکنی.

کاش می‌شد آدم بعضی وقتا دو نفر بشه؛ یکی فقط زندگی کنه و استراحت کنه، اون یکی به همه‌ی کارای عقب‌افتاده‌ش برسه و به تمام چیزایی که زندگی ازش انتظار داره.

کاش می‌شد آدم بعضی وقتا دو نفر بشه؛ یکی فقط زندگی کنه و استراحت کنه، اون یکی به همه‌ی کارای عقب‌افتاده‌ش برسه و به تمام چیزایی که زندگی ازش انتظار داره.