یادداشتهای ماتیلدا
Open in Telegram
با لیوان چای وارد بشید. صندوق پستی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=663438206
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 030
Subscribers
+324 hours
+27 days
+12330 days
Posts Archive
1 030
یه جملهای بود «هنر اگرچه نان نمیشود اما شراب زندگیست.» من این دیدگاه رو راجعبه ادبیات دارم.
1 030
كامو ظاهرا هرگز تلاشی برای خودکشی نکرده و شاید اتفاقی نیست که بهرغم لحن محزون همیشگیاش، نوعی حس پیروزی زندگی بر مرگ در مرکز اسطورهی سیزیف و پیام زاهدانهاش قرار دارد «در غیاب امید، همچنان باید برای بقا مبارزه کنیم و این کار را میکنیم؛ با چنگ و دندان.»
ظلمت آشکار | ویلیام استایرن
1 030
افسردگی بیآنکه تفاوتی قائل شود، همهی سنین، نژادها، مرامها و طبقات را مورد حمله قرار میدهد؛ گرچه زنان، به شکل قابلتوجهی بیشتر از مردان در خطر ابتلایند.
ظلمت آشکار | ویلیام استایرن
1 030
افسردگی اختلالی ذهنی است و رنجی چنان رازآلود و دیرفهم - برای هوش متوسط - که به وصف در نمیآید. بنابراین، برای آنها که به رغم اندوه درونی، شدت آن را نچشیدهاند، همواره درکناشدنی باقی میماند.
ظلمت آشکار | ویلیام استایرن
1 030
از میان بیماریهای ترسناک چه جسمی و چه روانی، احساس نفرت از خود - یا با قاطعیت کمتری بگویم فقدان خودباوری - مهمترین بیماریای است که بیشتر افراد جهان به آن مبتلا هستند و من با پیشرفت بیشتر بیماری، گرفتار احساس بیارزش بودن شده بودم.
ظلمت آشکار | ویلیام استایرن
1 030
کار سختی است؛ در ساحل نشسته باشی و به کسی که در گرداب است بگویی «تقلا کن»، کمتر از توهین نیست.
ظلمت آشکار | ویلیام استایرن
1 030
ظلمت آشکار، روایت شخصی ویلیام استایرن از فرو رفتن در افسردگی هستش که بعد از بهبودی نوشته شده تا چراغی باشه برای همهی افرادی که شوربختانه، با این هیولای بزرگ دست و پنجه نرم میکنن. کتاب جمع و جوری که تصویری دقیق و واقعی از افسردگی ارائه میده و رنجی که نویسنده متحمل شده رو به خوبی، به مخاطب منتقل میکنه. خوندنش رو به همهی کسانی که میخوان درک روشنتری از افسردگی و نحوهی مواجهه باهاش داشته باشن، پیشنهاد میکنم.
1 030
به دلیل ضیق وقت، امروز هم کتاب کوتاه میخونم تا بعد برم سراغ جنایت و مکافات و تمومش کنم.
1 030
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبهرو شدم -که میشوم- مهم نیست؛ مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
ماهی سیاه کوچولو | صمد بهرنگی
1 030
من فقط از این گردشها خسته شدهام و نمیخواهم به این گردشهای خستهکننده ادامه بدهم و الکی خوش باشم و یک دفعه چشم باز کنم ببینم مثل شماها پیر شدهام.
ماهی سیاه کوچولو | صمد بهرنگی
1 030
من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر شوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟
ماهی سیاه کوچولو | صمد بهرنگی
1 030
یه لیوان چای ریختم و نشستم برای دومین بار، ماهی سیاه کوچولو از صمد بهرنگی رو خوندم. کتابی که ظاهرا در دستهی ادبیات کودک و نوجوان قرار میگیره اما در لایههای عمیقتر، ذهن خوانندهی بزرگسال رو به چالش میکشه و با پرسشهای زیادی مواجه میکنه. داستان نمادین ماهی سیاه کوچولو، روایتگر آزادی، شجاعت و گذشتن از ترسهاست؛ داستان ساده و بیتکلفی که باید بارها و بارها خوند و ازش درس آزادی و آزادیخواهی گرفت.
1 030
Repost from "مردی به نامِ قاف"
آدم وقتی میخواد زنده بمونه، باید غذا بخوره. پس کتاب بخونید. کتاب غذاست.
1 030
روزهایی که وقت نمیکنم کتاب بخونم، داستان کوتاه میخونم که روزم بیهوده نگذشته باشه. علاوه بر کباب غاز، گربهی لوبیاپز (همینقدر بامزهاس اسمش!) از سانجا چیال رو توی طاقچه خوندم. داستان در مورد یه گربه (مارمالاد) و درخت کمنظیر باغچهی خونهشه. نویسنده با نگارش ساده و روان اما مفهومی، به خوبی نشون داده که توجه و مراقبت از روابطمون و چیزهایی که جسم و روح ما ازشون تغذیه میکنن، چقدر مهمه. اول برای خودتون و بعد برای بچهها بخونیدش و لذت ببرید.
1 030
امروز نشستم به یاد ایام نوجوونی، داستان کوتاه کباب غاز از محمدعلی جمالزاده رو خوندم؛ یه داستان فکاهیِ گیرا، پر از کلمات و اصطلاحات جالب که لبخند به لب آدم میاره. ادبیات همیشه شگفتزدهام میکنه، همیشه به وجدم میاره، همیشه یادم میاره که تا زمانی که میتونم بخونم، زندگی ارزش زیستن داره.
