خانوم شیرین
Open in Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
401
Subscribers
+124 hours
-67 days
+8030 days
Posts Archive
401
چرا فقط تو؟!
خداوند باید عادل باشد
و توانایی راه رفتن را به تمام گلها بدهد...
اکرم الامیر
401
بوسیدمش و یک نفس تا خانهمان دویدم
آنروز همه چیز زیبا بود
حتی قار قار کلاغها
محمد شیرین زاد
401
+1
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ...
الهام نظری
401
+1
گفته بودمت؟
در کنار تو آسمان آبی تر است،
خورشید گرمتر
و عشق شیرین تر
در کنار تو
همه چیز را دوباره زندگی میکنم...
401
اگر هشتادساله هم بشوم،
باز هم مثل جوان ها دوستت دارم.
اگر هزار سال دیگر هم به دنیا بیایم،
باز هم دوستت دارم.
اگر باد هم خاکم را ببرد و هیچ بشوم،
باز هم دوستت دارم.
نامه ی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
401
از خدا دور افتاده بودم؛
خدا را با خودت به خانهی من آوردی. سرد و تاریک بودم،
نور و روشنایی را به اجاق من باز آوردی. زندگی، ترکم کرده بود؛ زندگی آوردی.
احمد شاملو
